loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 32
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:16


میان خداوند و آیین ارتباط مستقیمی برقرار وجود ندارد و اشخاصی بی‌آئین میباشند که مسجد قبا مشهد هم زمان با بی‌فقاهتی به آفریدگار معتقدند بدین اشخاص دئیست گفته می شود. همینطور ادیانی وجود دارا‌هستند که پیروانشان معتقد به وجود آفریدگار نیستند، بودیسم و بخش اعظمی از ادیان آسیای شرقی از این سیرتکامل می باشند. آدرس مسجد قبا مشهد در صورتی شخصی به آفریدگار اعتقاد و باور نداشته باشد به وی بی پروردگار یا این که خدانشناس میگویند و در حالتی که کسی به وجود خداوند معتقد باشد او‌را خداباور، حق اعتقاد یا این که خداشناس می خوانند. اما در میان اعتقادوباور به توحید یا این که وحدانیت آفریدگار (یکتاپرستی) و اعتقاد و باور به وجود پروردگار (خداپرستی) تفاوت وجود داراست. شماره تلفن مسجد قبا مشهد
بی‌خدایی (آتئیسم)[بازنویسی]
نوشته ی علمیٔ مهم: خداناباوری
به عده ای که به خالق و موجودی بلندتر اطمینان ندارند، خداناباور (آتئیست) گفته می شود.

خدانامهم‌دانی (اپاتئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: خدانامهم‌دانی
خدانامهم‌دانی، اپاتئیسم یا این که بی‌خدایی شغل‌گرا (به فرانسوی: apathèisme)، به معنای بی‌التفات بودن و همینطور، بی‌تفاوت بودن، نسبت به وجود یا این که نبودِ خداست.

ندانم‌گرایی[دستکاری]
نوشته‌علمیٔ اساسی: ندانم‌گرایی
ندانم‌گرایی یا این که لاادری‌گری یا این که اَگنوستیسیزم (انگلیسی: Agnosticism‎)، دیدگاهی فلسفی میباشد که پی بردن صدق یا این که نادرستیِ برخی ادعاها و به‌طور ویژه، ادعاهای مرتبط با کارها فراطبیعی، مانند الهیات و معاش بعد از مرگ و وجود معبود و موجودات روضه خوان یا این که حتی واقعیت آخری را نامعلوم یا این که به صورت «ندانم‌گویی»، از محور غیرممکن میداند.

پساخداباوری[دستکاری]
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: پساخداباوری
سیرتکامل‌ای از ناخداباوری میباشد که در‌پی نفی آئین وجود ندارد بلکه زمانٔ آن را منسوخ می داند، و پروردگار را وابسته به بخشی از رویش آدم می داند که عصر‌اش به رمز آمده‌میباشد. در باطن خداناباوری این بینش در ناهمخوانی با ضدخدایی قرار می گیرد. این کلمه در متن‌ها مسیحیت لیبرال و پسامسیحیت نیز مخاطب دارااست.

تراخداباوری[دستکاری]
نوشته‌ی علمیٔ مهم: تراخداباوری
تراخداباوری، بوسیله فیلسوف پل تیلیش یا این که هندشناس هاینریش زیمر ابتکار عمل شد، تحت عنوان یک سامانه فکری یا این که فلسفه شرعی که خیر بی‌خدایی میباشد خیر خداباوری، بلکه، ماورا آنهاست.

چندخدایی[بازنویسی]
در اطمینان مجموعهٔ دیگری از آئین‌ها برای مثال هندوئیسم خدایان متعددی وجود دارا هستند. این خدایان یا این که ایزدان معمولاً نمادهای جنبه‌های متعدد عالم بلندتر و ماوراءالطبیعه می‌باشند. به‌این‌سیرتکامل آئین‌ها، آیین‌های چندخدا گفته میگردد. *[۱]

دادارباوری (دئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: دادارباوری
دئیست‌ها خدایی را اطمینان دارا هستند که دنیا را اخلاق و رفتار کرده البته بعداز کردار آن نابود گردیده یا این که در‌صورتی‌که همچنان وجود داراست، در آن دخالت نمی‌نماید.به نظریه پزشک معالج شایان سعیدی نگارنده کتاب پروردگار و بشر آفریدگار و مدرس دانش گاه هاروارد پروردگار نابود نشده بلکه در واقع باطن کلیه آدم‌ها جریان داراست. ن. فخر در کتاب مسافرت به دل ادیان٬ این تیم را آفریدگار یقین برون‌آیین می‌نامد.[۱]

کلیه‌خدایی (پان‌تئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌علمیٔ مهم: کلیه‌خدایی
پانتئیسم یا این که همگی‌خدایی (به انگلیسی: Pantheism) : اعتقاد و باور به‌این زمینه میباشد که حقیقت با الوهیت یکسان میباشد یا این که تمامی چیز از کلیه چیز تاسیس شده است (پروردگار کلیه چیز میباشد و کلیه چیز خداست) و خدای حاضر دربین بنده.

همگی‌درخدایی (پان‌انتئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌علمیٔ مهم: خدافراگیردانی
نوعی دیگری از وحدت وجود میباشد.

تمامی‌دادارباوری (پان‌دئیسم)[بازنویسی]
نوشته ی علمیٔ مهم: تمامی‌دادارباوری
ترکیبی از همگی‌خدایی و دادارباوری میباشد.

معبود در دین زرتشت[دستکاری]
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اهورامزدا
بینش آئین زرتشت به عالم هستی، تبعیت و پیوستن به ضابطه اشا میباشد. از طریقه وی پروردگار جان و کوچک، دنیا را بر شالوده هنجاری آفریده که بر کل هستی حکم‌فرماست و وی این هنجار و نظم اکانت گردیده را اشا می‌نامد. استواری ضابطه اشا بر دنیا هستی رفلکس عزم و خواست خدا میباشد. آدم بایستی خویش را با هنجار هستی، همگام و همپا سازد. حقیقت و صدق، مهر و خشوع و فروزه‌ های نیک انسانی را در خویش رشد دهد. تا با هنجار اشا همپا و همگام خواهد شد. ضابطه اشا، نیروی هماهنگ‌کننده دنیا هستی میباشد و هیچ پدیده‌ای از اتم تا کهکشان نیست که بر اساس این هنجار هماهنگ پایدار و استوار نباشد.

خداوند در هندوئیسم[بازنویسی]
سرمشق:نوشته ی علمی‌ی اساسی: اعتقاد و باور

اصول آئین هندو عبارت میباشد از باور و احترام به کتاب‌های باستانی و سنت‌های شرعی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنان در زمان‌های سابق اعتقاد و باور دارا‌هستند. عدم اعتقادوباور به فردوس و دوزخ و جهنم که در ادیان ابراهیمی تعریف شده است. یقین به زایش مکرر یا این که وازایش (تناسخ) در معنای اینکه هر انسانی بعد از مرگ مجدداً در صورت دیگری متولد میشود. قسمت عمده هندو توا بر مبنا فرهنگ و تمدن و سنت به یادگار باقیمانده از پیشینیان میباشد؛ و رعایت قوانین طبقات اجتماعی در معاشرت و تزویج، همینطور احترام به جانداران، به‌ویژه گاو، تحت عنوان نشانه حاصلخیزی زمین، از اصول آن آئین میباشد. لفظ «اُم» به معنای آمین برای هندوان بسیار تقدس دارااست و از سویی نام اعظم الهی به‌شمار می‌رود و از این لحاظ به نام اعظم یهوه در آیین یهود همانندی داراست.

معبود در ادیان ابراهیمی[دستکاری]
در آئین‌های یکتاپرست دنیا، معنی معبود به یک وجود رفیعتر که خالق دنیا هستی دانسته می‌گردد، اطلاق می گردد. مثلا آیین‌های یکتاپرست می‌اقتدار آیین‌های ابراهیمی (مسیحیت، یهودیت و اسلام) را اسم موفقیت. درین مجموعه از ادیان صفات گوناگونی به موجودیت آفریدگار نسبت داده می‌گردد، به عنوان مثال خشم، بخشندگی، جاودانگی، آمرزندگی، فرزانگی و غیره. این طریقه مذهبی بر این اعتقاد و باور میباشد که معبود جان دار رفیعتر و بی‌نیازی‌ست که دنیا و بشر را آفریده میباشد.

مهم ترین نکته در ادیان ابراهیمی آئین اسلام در دعوا خداشناسی این عقیده میباشد که آشنایی خداوند صرفا با عقل و کوچک یا این که تنهاً ابزار بشری مقدور وجود ندارد و بلکه رویکرد مطمئن‌خیس، رویه فطرت و برای آشنایی تفضیلی خیس راه و روش مراجعه به وحی میباشد.

معبود در یهودیت[دستکاری]
نوشته ی علمیٔ مهم: یهوه
معنی سنتی پروردگار در یهودیت تاکیداً یکتاپرستانه میباشد. یهودیان خداوند را وجود مطلق، نامرئی، و غیرقابل قیاسی میدانند که انگیزه غایی همگیٔ هستی میباشد. سنت یهودی می آموزد که جنبهٔ واقعی آفریدگار شعور ناشدنی و نا فهمیدنی میباشد و این که صرفا جنبهٔ افشا گردیدهٔ خداست که دنیا را به وجود آورده‌میباشد، و با نوع آدم و عالم فعل و انفعال داراست. خدای یگانهٔ اسرائیل خدای ابراهیم، اسحاق، و یعقوب میباشد، که راهنمای جهانیان میباشد، و بنی‌اسرائیل را از بردگی در مصر، به در آورد و شریعت موسی را چنان‌که در تورات آمده در کوه سینای توراتی به آنها نازل کرد.

آفریدگار در مسیحیت[بازنویسی]
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: روح‌القدس
بر پایه ی آیه دوم و سوم فصل نخستین کتاب پیدایش روح پروردگار (روح القدس) به همدم خدای بابا و حرف زنده معبود (عیسی مسیح) در طول پیدایش هستی حضور داشته‌اند و هر سه یک ذات میباشند و لذا روح‌القُدُس به همین ترتیب شخصیت سوم تثلیث و آفریدگار میباشد. مسیحیان ایمان دارا هستند که خداوند در ذات خویش واحد میباشد، البته در عین اکنون، همواره در عین ذات واحد، در سه شخصیت وجود داراست که هر سه به طور کاملً معبود می باشند.

آفریدگار در اسلام[بازنویسی]
نوشته ی علمیٔ اساسی: الله
معبود در ذکر فلاسفه اسلامی تعریف‌و‌تمجید پذیر وجود ندارد زیرا به حد و ترسیم شناخته نمیشود و ماهیت ندارد یعنی آفریدگار را نمی‌اقتدار مشاهده کرد و نمی‌قدرت اورا وصف کرد. در آیین اسلام معبود یگانه میباشد و معبودی جز وی نیست وی صاحب و مالک کل اسمان‌ها و زمین میباشد اوست که بشر را آفریده و به وی عقل داده میباشد و اوست تولیدکنندهٔ آحاد هستی و رفتار وی فرزندی ندارد و فرزند کسی وجود ندارد (یا این که همان مبتنی بر متن عربی موجودی از ذات وی ایجاد و گرفته نشده و ایجاد گردیده کسی وجود ندارد) وی بی‌نیاز میباشد جز وی خدایی نیست.[۲]

مسلمانها معتقدند خداوند قابل شعور وجود ندارد. از جعفر درستگو حدیثی اورده شده‌میباشد که: «کُلٌّ ما مَیَّزتُموها بِاَدَقِّ اَوهامکُم هُوَ مُوجودٌ مِثلُکُم مَردود اِلَیکُم» یعنی «هر آنچه شما با ظریف‌ترین افکارتان فکر کنید، آن موجودی مثل شماست (عبد و بنده ذهن شماست) و (تحت عنوان آفریدگار) قابل قبول وجود ندارد.» لذا پندار کردن در چیستی پروردگار سود مثبتی نخواهد داشت، اما اندیشه در صفات پروردگار (مانند مهربانی، دوراندیشی، عدل و داد و غیره) از شغل های نیکو به‌شمار می‌رود.

پروردگار در بهائیت[بازنویسی]
آئین بهائی آفریدگار را «ذات غیب منیع لا یدرک» می داند، که شناسایی وی از روش بشر قابلیت‌پذیر وجود ندارد، چون مادون مافوق خویش را ادراک ننماید. مانند جامدات که از فهم و شعور آدم عاجزند. و همواره در میان پروردگار و آدم ارتباط‌ای وجود داشته و داراست که به خیال و خاطر وجود اینگونه ارتباط‌ای میباشد که خدا هیچگاه بشر را فراموش نمی‌نماید و هر موقع مشاهده نماید که بندگانش از راه و روش صحیح بدور افتاده‌اند با ارسال کردن پیامبران منجر میشود تا آدم‌ها به رویکرد راست هدایت می گردند. بهائیان بر این باورند که خداوند در هر هنگامی سازه بر اقتضای مجال و جای شخصی را برای پیامبری بر روی زمین گزینش می‌کند.

از لحاظ بهائیان، فقط منش شناسایی آفریدگار، آشنایی مظهر ظهور میباشد، چون تفکّر و تعقّل آدمی هیچ‌گاه به منزلت الهی رویکرد ندارد و هرآنچه که بشر درخصوص ذات الهی بیندیشد، زاییدهٔ تفکر و خاطر وی میباشد. امّا مظهر ظهور الهی، جامع کل صفات و اسماءالهی میباشد و قابل شناسایی میباشد. ولی شدّت ظهور صفات الهی در مظاهر ظهوری که در طول و جای گوناگون ظهور نموده‌اند مختلف میباشد.[۳]

از طریقه دیانت بهائی معبود برای آدم قابل فهم و فهم و شعور وجود ندارد در واقع از ذهن بیرون می باشد و صرفا از روش پیامبران قابل فهم میباشد و آشنایی و یگانگی عرفانی ان به‌طور کلی در ۴ نصیب خلاصه میشود


میان خداوند و آیین ارتباط مستقیمی برقرار وجود ندارد و اشخاصی بی‌آئین میباشند که مسجد قبا مشهد هم زمان با بی‌فقاهتی به آفریدگار معتقدند بدین اشخاص دئیست گفته می شود. همینطور ادیانی وجود دارا‌هستند که پیروانشان معتقد به وجود آفریدگار نیستند، بودیسم و بخش اعظمی از ادیان آسیای شرقی از این سیرتکامل می باشند. آدرس مسجد قبا مشهد در صورتی شخصی به آفریدگار اعتقاد و باور نداشته باشد به وی بی پروردگار یا این که خدانشناس میگویند و در حالتی که کسی به وجود خداوند معتقد باشد او‌را خداباور، حق اعتقاد یا این که خداشناس می خوانند. اما در میان اعتقادوباور به توحید یا این که وحدانیت آفریدگار (یکتاپرستی) و اعتقاد و باور به وجود پروردگار (خداپرستی) تفاوت وجود داراست. شماره تلفن مسجد قبا مشهد
بی‌خدایی (آتئیسم)[بازنویسی]
نوشته ی علمیٔ مهم: خداناباوری
به عده ای که به خالق و موجودی بلندتر اطمینان ندارند، خداناباور (آتئیست) گفته می شود.

خدانامهم‌دانی (اپاتئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: خدانامهم‌دانی
خدانامهم‌دانی، اپاتئیسم یا این که بی‌خدایی شغل‌گرا (به فرانسوی: apathèisme)، به معنای بی‌التفات بودن و همینطور، بی‌تفاوت بودن، نسبت به وجود یا این که نبودِ خداست.

ندانم‌گرایی[دستکاری]
نوشته‌علمیٔ اساسی: ندانم‌گرایی
ندانم‌گرایی یا این که لاادری‌گری یا این که اَگنوستیسیزم (انگلیسی: Agnosticism‎)، دیدگاهی فلسفی میباشد که پی بردن صدق یا این که نادرستیِ برخی ادعاها و به‌طور ویژه، ادعاهای مرتبط با کارها فراطبیعی، مانند الهیات و معاش بعد از مرگ و وجود معبود و موجودات روضه خوان یا این که حتی واقعیت آخری را نامعلوم یا این که به صورت «ندانم‌گویی»، از محور غیرممکن میداند.

پساخداباوری[دستکاری]
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: پساخداباوری
سیرتکامل‌ای از ناخداباوری میباشد که در‌پی نفی آئین وجود ندارد بلکه زمانٔ آن را منسوخ می داند، و پروردگار را وابسته به بخشی از رویش آدم می داند که عصر‌اش به رمز آمده‌میباشد. در باطن خداناباوری این بینش در ناهمخوانی با ضدخدایی قرار می گیرد. این کلمه در متن‌ها مسیحیت لیبرال و پسامسیحیت نیز مخاطب دارااست.

تراخداباوری[دستکاری]
نوشته‌ی علمیٔ مهم: تراخداباوری
تراخداباوری، بوسیله فیلسوف پل تیلیش یا این که هندشناس هاینریش زیمر ابتکار عمل شد، تحت عنوان یک سامانه فکری یا این که فلسفه شرعی که خیر بی‌خدایی میباشد خیر خداباوری، بلکه، ماورا آنهاست.

چندخدایی[بازنویسی]
در اطمینان مجموعهٔ دیگری از آئین‌ها برای مثال هندوئیسم خدایان متعددی وجود دارا هستند. این خدایان یا این که ایزدان معمولاً نمادهای جنبه‌های متعدد عالم بلندتر و ماوراءالطبیعه می‌باشند. به‌این‌سیرتکامل آئین‌ها، آیین‌های چندخدا گفته میگردد. *[۱]

دادارباوری (دئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: دادارباوری
دئیست‌ها خدایی را اطمینان دارا هستند که دنیا را اخلاق و رفتار کرده البته بعداز کردار آن نابود گردیده یا این که در‌صورتی‌که همچنان وجود داراست، در آن دخالت نمی‌نماید.به نظریه پزشک معالج شایان سعیدی نگارنده کتاب پروردگار و بشر آفریدگار و مدرس دانش گاه هاروارد پروردگار نابود نشده بلکه در واقع باطن کلیه آدم‌ها جریان داراست. ن. فخر در کتاب مسافرت به دل ادیان٬ این تیم را آفریدگار یقین برون‌آیین می‌نامد.[۱]

کلیه‌خدایی (پان‌تئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌علمیٔ مهم: کلیه‌خدایی
پانتئیسم یا این که همگی‌خدایی (به انگلیسی: Pantheism) : اعتقاد و باور به‌این زمینه میباشد که حقیقت با الوهیت یکسان میباشد یا این که تمامی چیز از کلیه چیز تاسیس شده است (پروردگار کلیه چیز میباشد و کلیه چیز خداست) و خدای حاضر دربین بنده.

همگی‌درخدایی (پان‌انتئیسم)[بازنویسی]
نوشته‌علمیٔ مهم: خدافراگیردانی
نوعی دیگری از وحدت وجود میباشد.

تمامی‌دادارباوری (پان‌دئیسم)[بازنویسی]
نوشته ی علمیٔ مهم: تمامی‌دادارباوری
ترکیبی از همگی‌خدایی و دادارباوری میباشد.

معبود در دین زرتشت[دستکاری]
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اهورامزدا
بینش آئین زرتشت به عالم هستی، تبعیت و پیوستن به ضابطه اشا میباشد. از طریقه وی پروردگار جان و کوچک، دنیا را بر شالوده هنجاری آفریده که بر کل هستی حکم‌فرماست و وی این هنجار و نظم اکانت گردیده را اشا می‌نامد. استواری ضابطه اشا بر دنیا هستی رفلکس عزم و خواست خدا میباشد. آدم بایستی خویش را با هنجار هستی، همگام و همپا سازد. حقیقت و صدق، مهر و خشوع و فروزه‌ های نیک انسانی را در خویش رشد دهد. تا با هنجار اشا همپا و همگام خواهد شد. ضابطه اشا، نیروی هماهنگ‌کننده دنیا هستی میباشد و هیچ پدیده‌ای از اتم تا کهکشان نیست که بر اساس این هنجار هماهنگ پایدار و استوار نباشد.

خداوند در هندوئیسم[بازنویسی]
سرمشق:نوشته ی علمی‌ی اساسی: اعتقاد و باور

اصول آئین هندو عبارت میباشد از باور و احترام به کتاب‌های باستانی و سنت‌های شرعی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنان در زمان‌های سابق اعتقاد و باور دارا‌هستند. عدم اعتقادوباور به فردوس و دوزخ و جهنم که در ادیان ابراهیمی تعریف شده است. یقین به زایش مکرر یا این که وازایش (تناسخ) در معنای اینکه هر انسانی بعد از مرگ مجدداً در صورت دیگری متولد میشود. قسمت عمده هندو توا بر مبنا فرهنگ و تمدن و سنت به یادگار باقیمانده از پیشینیان میباشد؛ و رعایت قوانین طبقات اجتماعی در معاشرت و تزویج، همینطور احترام به جانداران، به‌ویژه گاو، تحت عنوان نشانه حاصلخیزی زمین، از اصول آن آئین میباشد. لفظ «اُم» به معنای آمین برای هندوان بسیار تقدس دارااست و از سویی نام اعظم الهی به‌شمار می‌رود و از این لحاظ به نام اعظم یهوه در آیین یهود همانندی داراست.

معبود در ادیان ابراهیمی[دستکاری]
در آئین‌های یکتاپرست دنیا، معنی معبود به یک وجود رفیعتر که خالق دنیا هستی دانسته می‌گردد، اطلاق می گردد. مثلا آیین‌های یکتاپرست می‌اقتدار آیین‌های ابراهیمی (مسیحیت، یهودیت و اسلام) را اسم موفقیت. درین مجموعه از ادیان صفات گوناگونی به موجودیت آفریدگار نسبت داده می‌گردد، به عنوان مثال خشم، بخشندگی، جاودانگی، آمرزندگی، فرزانگی و غیره. این طریقه مذهبی بر این اعتقاد و باور میباشد که معبود جان دار رفیعتر و بی‌نیازی‌ست که دنیا و بشر را آفریده میباشد.

مهم ترین نکته در ادیان ابراهیمی آئین اسلام در دعوا خداشناسی این عقیده میباشد که آشنایی خداوند صرفا با عقل و کوچک یا این که تنهاً ابزار بشری مقدور وجود ندارد و بلکه رویکرد مطمئن‌خیس، رویه فطرت و برای آشنایی تفضیلی خیس راه و روش مراجعه به وحی میباشد.

معبود در یهودیت[دستکاری]
نوشته ی علمیٔ مهم: یهوه
معنی سنتی پروردگار در یهودیت تاکیداً یکتاپرستانه میباشد. یهودیان خداوند را وجود مطلق، نامرئی، و غیرقابل قیاسی میدانند که انگیزه غایی همگیٔ هستی میباشد. سنت یهودی می آموزد که جنبهٔ واقعی آفریدگار شعور ناشدنی و نا فهمیدنی میباشد و این که صرفا جنبهٔ افشا گردیدهٔ خداست که دنیا را به وجود آورده‌میباشد، و با نوع آدم و عالم فعل و انفعال داراست. خدای یگانهٔ اسرائیل خدای ابراهیم، اسحاق، و یعقوب میباشد، که راهنمای جهانیان میباشد، و بنی‌اسرائیل را از بردگی در مصر، به در آورد و شریعت موسی را چنان‌که در تورات آمده در کوه سینای توراتی به آنها نازل کرد.

آفریدگار در مسیحیت[بازنویسی]
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: روح‌القدس
بر پایه ی آیه دوم و سوم فصل نخستین کتاب پیدایش روح پروردگار (روح القدس) به همدم خدای بابا و حرف زنده معبود (عیسی مسیح) در طول پیدایش هستی حضور داشته‌اند و هر سه یک ذات میباشند و لذا روح‌القُدُس به همین ترتیب شخصیت سوم تثلیث و آفریدگار میباشد. مسیحیان ایمان دارا هستند که خداوند در ذات خویش واحد میباشد، البته در عین اکنون، همواره در عین ذات واحد، در سه شخصیت وجود داراست که هر سه به طور کاملً معبود می باشند.

آفریدگار در اسلام[بازنویسی]
نوشته ی علمیٔ اساسی: الله
معبود در ذکر فلاسفه اسلامی تعریف‌و‌تمجید پذیر وجود ندارد زیرا به حد و ترسیم شناخته نمیشود و ماهیت ندارد یعنی آفریدگار را نمی‌اقتدار مشاهده کرد و نمی‌قدرت اورا وصف کرد. در آیین اسلام معبود یگانه میباشد و معبودی جز وی نیست وی صاحب و مالک کل اسمان‌ها و زمین میباشد اوست که بشر را آفریده و به وی عقل داده میباشد و اوست تولیدکنندهٔ آحاد هستی و رفتار وی فرزندی ندارد و فرزند کسی وجود ندارد (یا این که همان مبتنی بر متن عربی موجودی از ذات وی ایجاد و گرفته نشده و ایجاد گردیده کسی وجود ندارد) وی بی‌نیاز میباشد جز وی خدایی نیست.[۲]

مسلمانها معتقدند خداوند قابل شعور وجود ندارد. از جعفر درستگو حدیثی اورده شده‌میباشد که: «کُلٌّ ما مَیَّزتُموها بِاَدَقِّ اَوهامکُم هُوَ مُوجودٌ مِثلُکُم مَردود اِلَیکُم» یعنی «هر آنچه شما با ظریف‌ترین افکارتان فکر کنید، آن موجودی مثل شماست (عبد و بنده ذهن شماست) و (تحت عنوان آفریدگار) قابل قبول وجود ندارد.» لذا پندار کردن در چیستی پروردگار سود مثبتی نخواهد داشت، اما اندیشه در صفات پروردگار (مانند مهربانی، دوراندیشی، عدل و داد و غیره) از شغل های نیکو به‌شمار می‌رود.

پروردگار در بهائیت[بازنویسی]
آئین بهائی آفریدگار را «ذات غیب منیع لا یدرک» می داند، که شناسایی وی از روش بشر قابلیت‌پذیر وجود ندارد، چون مادون مافوق خویش را ادراک ننماید. مانند جامدات که از فهم و شعور آدم عاجزند. و همواره در میان پروردگار و آدم ارتباط‌ای وجود داشته و داراست که به خیال و خاطر وجود اینگونه ارتباط‌ای میباشد که خدا هیچگاه بشر را فراموش نمی‌نماید و هر موقع مشاهده نماید که بندگانش از راه و روش صحیح بدور افتاده‌اند با ارسال کردن پیامبران منجر میشود تا آدم‌ها به رویکرد راست هدایت می گردند. بهائیان بر این باورند که خداوند در هر هنگامی سازه بر اقتضای مجال و جای شخصی را برای پیامبری بر روی زمین گزینش می‌کند.

از لحاظ بهائیان، فقط منش شناسایی آفریدگار، آشنایی مظهر ظهور میباشد، چون تفکّر و تعقّل آدمی هیچ‌گاه به منزلت الهی رویکرد ندارد و هرآنچه که بشر درخصوص ذات الهی بیندیشد، زاییدهٔ تفکر و خاطر وی میباشد. امّا مظهر ظهور الهی، جامع کل صفات و اسماءالهی میباشد و قابل شناسایی میباشد. ولی شدّت ظهور صفات الهی در مظاهر ظهوری که در طول و جای گوناگون ظهور نموده‌اند مختلف میباشد.[۳]

از طریقه دیانت بهائی معبود برای آدم قابل فهم و فهم و شعور وجود ندارد در واقع از ذهن بیرون می باشد و صرفا از روش پیامبران قابل فهم میباشد و آشنایی و یگانگی عرفانی ان به‌طور کلی در ۴ نصیب خلاصه میشود

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 87
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 229
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 318
  • بازدید ماه : 318
  • بازدید سال : 3139
  • بازدید کلی : 38307
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی