سود گیری از اصول فقاهتی برای تثیبت خلافت
به گفته احمد امین، از اندیشمندان مصری، مُعاویة بن اَبیسُفیان در مواقعی خلاف نصوص شرعی، به لحاظ و تشخیص خویش کار می کرد.[۷۸] معاویه برای ثبت خلافت خویش، از بعضی اصول فقهی نیز منفعت میبرد. او به توان وصال خویش را از سوی آفریدگار میدانست؛ چون تمامی امور در مشت آفریدگار مسجد قبا مشهد میباشد.
[۷۹] هنگامی دیگر معاویه اعلام کرد: این خلافت امری از فرمان معبود و قضایی از قضای الهی میباشد.[۸۰]معاویه در قبال مخالفت عایشه با ولایتعهدی یزید ذکر کرد: این عمل قضای الهی میباشد و در قضای الهی کسی را تفویض وجود ندارد.(و لیس للعباد الخیرة اینجانب امرهم)[۸۱] و طبق برخی از نقلها عایشه را به قتل رساند.[۸۲]زیاد بن ابیه، حکم دهنده معاویه در بصره و کوفه، علاوه بر خطبه دارای اسم و رسم خویش ذکر کرد:ای عموم! ما سیاستمدار و مدافع شما هستیم و شمارا با سلطنتی که آفریدگار به ما داده سیاست می کنیم.[۸۳] یزید نیز در اولی خطبه خویش اظهار کرد: پدرش عبدای از بندگان آفریدگار بود، خدا اورا اکرام کرده خلافت را به وی اعطا کرد... و فعلا نیز خدا این حکومت را بر ذمه ما گذارده میباشد.[۸۴] معاویه در قبال فرزند عثمان که به ولایتعهدی یزید اعتراض کرد و خاطرنشان کرد تو به خیال و خاطر بابا ما رمز شغل آمدی، اذعان کرد: این مُلکی میباشد که آفریدگار آن را در دست ما قرار اعطا آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۸۵]
معاویه از به شغل بردن کلمه و واژه مَلِک(پادشاه) درباره خویش خشنود بود. معاویه میبیان کرد: انا اَوَّلُ الملوک.[۸۶] او نظام شاهی را فقطً یک نظام سیاسی میمشاهده کرد و توضیح میبخشید که کاری به دینداری عموم ندارد. از وی نقل شدهاست که میاظهارکرد: به پروردگار قسم و سوگند! مبارزه اینجانب برای برپایی نماز، روزه داری و حجگزاری و زکات دادن عدم وجود، اینها را شما اعمال میدادید، اینجانب با شما جنگیدم تا بر شما امارت یابم و خدا آن را به اینجانب اعطا کرد، در حالی که شما از آن ناخشنود رزرو مسجد قبا مشهد بودید.[۸۷]
جعل حدیث
معاویه در جعل حدیث دو شیوه را پیش گرفت. نحوه اولیه جعل احادیثی در مدح خویش[۸۸] و دیگر رقبای اهل البیت(ع) و دوم جعل حدیث در ذم اهل بیت.[۸۹] جعل حدیث در مدح معاویه آنقدر زیاد میباشد که ابن تیمیه نیز به آن اقرار داراست. او در رد حدیث طیر مشوی میگوید:در باره فضائل معاویه روایات متعددی نقل کردهاند و کتابهای مستقلی نیز نوشتهاند، اهل علم حدیث، خیر آن را درست میدانند شماره تلفن مسجد قبا مشهد و خیر این را.[۹۰]
معاویه در طول خلافتش طی سه مرحله تهاجم خودش را علیه بستگان فرستاده و فرد امیر المؤمنین(ع) و شیعیانش استارت کرد در اولیه مرحله در طومارای به فرمانداران خود اینگونه نوشته که: اینجانب خویش را از عده ای که درباره فضیلت ابوتراب و خاندانش فضیلتی نقل نمایند بری الذمه نمودم و پشتیبانی خویش را از او برداشتم.بعد از این بخشنامه خطبیان و گویندگان در مجموع نقاط گسترده مرزو بوم اسلامی در بالای منابر آغاز به لعنت و تبری از علی(ع) نمودند و نسبت به او و خاندانش تهمتهای زیاد بسته و نسبتهای ناروا دادند. دومی بخشنامه معاویه جهت جعل فضائل برای خلفای اولیه و دوم صادر شد و در طومارای به استانداران خویش نوشت: «حدیث درباره عثمان زیاد شده و به حد کافی به تک تک نقاط مرزوبوم رسیده میباشد با وصال این بخشنامه عموم را دعوت فرمایید که درباره فضائل صحابه و دو خلیفه (ابوبکر و قدمت) حدیث نقل نمایند و هر حدیثی و فضیلتی که درباره ابوتراب نقل شدهاست حدیثی شبیه اورا درباره صحابه بیاورید و این عمل آیتم عشق و علاقه و سبب ساز روشنی دیده اینجانب و کوبیدن رویکرد ابوتراب و شیعه ها اوست و این شغل برای شیعه ها از نقل فضائل عثمان ناگوارخیس میباشد». بعداز این دو مر حله معاویه سومی بخشنامه را بهاین مضمون صادر نمود: مراقب باشید که هر که جنایتکار به دوستی علی و خاندانش باشد و خردترین برهان بر این اتهام پیدا گردد نام اورا از دیوان و محل کار حقوق و دستمزد و مزایا محو نمائید و سهمیه اورا از مال همه مردم انقطاع فرمایید. ذیل فشار شدید قرارش دهید و منزل اورا بر سرش حاد نمائید. [۹۱] ابنابیالحدید تالیف کننده اهل سنت گستردن نهج البلاغه مینویسد که فشار حکومت معاویه برای خودداری از انتشار روایات علوی تا آن حد بود که حتی در شرایطیکه کسی روایتی را خیر راجعبه فضائل حضرت بلکه درباره حکمی از احکام آیین می خواست از آن حضرت نقل نماید جرأت نداشت اسم اورا بیاورد و با تیتر «ابوزینب» داستان را نقل می کرد. [۹۲]
سیاست اداری معاویه
معاویه از توان خویش در تاسی از نحوههای اداری سودمند و ساخت دیوانها و ابزارهای اداری اثر گذار برای به کارگیری در حکومت استفاده نمود. دیوانها، در زمان معاویه شاهد دگرگونی بود. رابطه با روم و کشور ایران درین دستور تأثیر داشت. امویان از نظام اداری قدمت بن خطاب تبعیت کردند، سوای اینکه آن را تکامل بخشند.[مستلزم منبع] معاویه در تهیه دیوان مالیه از مسیحیانی که در حکومت روم عمل میکردند مانند سرجون بن منصور امداد گرفت.[۹۳]
معاویه دیوانهای خاتم و بَرید را تأسیس کرد. وی دیوان خاتم را صحیح کرد تا طومارها فارغ از مهر نباشد، شخصی به جز خلیفه، از اسرار آنان با خبر نشود، طومارها در معرض جعل و تحول قرار نگیرد. علاوه بر آن، دیوان خاتم گزارشهایی را اخذ می کرد که از سوی استانداران به جز خلیفه نبی میشد. دیوان برید نیز برای سرعت بخشیدن به رابطه فی مابین خلیفه و کارگزارنش صحیح شد. کارگر این دو دیوان، خلال ارسال و اخذ طومارها، جاسوسان خلیفه بودند و رفتارهای استانداران را ذیل لحاظ داشتند و گزارشها را برای خلیفه میفرستادند. معاویه هزینه هنگفتی را صرف این دیوان کرد.[مستلزم منبع]
سود گیری از اصول فقاهتی برای تثیبت خلافت
به گفته احمد امین، از اندیشمندان مصری، مُعاویة بن اَبیسُفیان در مواقعی خلاف نصوص شرعی، به لحاظ و تشخیص خویش کار می کرد.[۷۸] معاویه برای ثبت خلافت خویش، از بعضی اصول فقهی نیز منفعت میبرد. او به توان وصال خویش را از سوی آفریدگار میدانست؛ چون تمامی امور در مشت آفریدگار مسجد قبا مشهد میباشد.
[۷۹] هنگامی دیگر معاویه اعلام کرد: این خلافت امری از فرمان معبود و قضایی از قضای الهی میباشد.[۸۰]معاویه در قبال مخالفت عایشه با ولایتعهدی یزید ذکر کرد: این عمل قضای الهی میباشد و در قضای الهی کسی را تفویض وجود ندارد.(و لیس للعباد الخیرة اینجانب امرهم)[۸۱] و طبق برخی از نقلها عایشه را به قتل رساند.[۸۲]زیاد بن ابیه، حکم دهنده معاویه در بصره و کوفه، علاوه بر خطبه دارای اسم و رسم خویش ذکر کرد:ای عموم! ما سیاستمدار و مدافع شما هستیم و شمارا با سلطنتی که آفریدگار به ما داده سیاست می کنیم.[۸۳] یزید نیز در اولی خطبه خویش اظهار کرد: پدرش عبدای از بندگان آفریدگار بود، خدا اورا اکرام کرده خلافت را به وی اعطا کرد... و فعلا نیز خدا این حکومت را بر ذمه ما گذارده میباشد.[۸۴] معاویه در قبال فرزند عثمان که به ولایتعهدی یزید اعتراض کرد و خاطرنشان کرد تو به خیال و خاطر بابا ما رمز شغل آمدی، اذعان کرد: این مُلکی میباشد که آفریدگار آن را در دست ما قرار اعطا آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۸۵]
معاویه از به شغل بردن کلمه و واژه مَلِک(پادشاه) درباره خویش خشنود بود. معاویه میبیان کرد: انا اَوَّلُ الملوک.[۸۶] او نظام شاهی را فقطً یک نظام سیاسی میمشاهده کرد و توضیح میبخشید که کاری به دینداری عموم ندارد. از وی نقل شدهاست که میاظهارکرد: به پروردگار قسم و سوگند! مبارزه اینجانب برای برپایی نماز، روزه داری و حجگزاری و زکات دادن عدم وجود، اینها را شما اعمال میدادید، اینجانب با شما جنگیدم تا بر شما امارت یابم و خدا آن را به اینجانب اعطا کرد، در حالی که شما از آن ناخشنود رزرو مسجد قبا مشهد بودید.[۸۷]
جعل حدیث
معاویه در جعل حدیث دو شیوه را پیش گرفت. نحوه اولیه جعل احادیثی در مدح خویش[۸۸] و دیگر رقبای اهل البیت(ع) و دوم جعل حدیث در ذم اهل بیت.[۸۹] جعل حدیث در مدح معاویه آنقدر زیاد میباشد که ابن تیمیه نیز به آن اقرار داراست. او در رد حدیث طیر مشوی میگوید:در باره فضائل معاویه روایات متعددی نقل کردهاند و کتابهای مستقلی نیز نوشتهاند، اهل علم حدیث، خیر آن را درست میدانند شماره تلفن مسجد قبا مشهد و خیر این را.[۹۰]
معاویه در طول خلافتش طی سه مرحله تهاجم خودش را علیه بستگان فرستاده و فرد امیر المؤمنین(ع) و شیعیانش استارت کرد در اولیه مرحله در طومارای به فرمانداران خود اینگونه نوشته که: اینجانب خویش را از عده ای که درباره فضیلت ابوتراب و خاندانش فضیلتی نقل نمایند بری الذمه نمودم و پشتیبانی خویش را از او برداشتم.بعد از این بخشنامه خطبیان و گویندگان در مجموع نقاط گسترده مرزو بوم اسلامی در بالای منابر آغاز به لعنت و تبری از علی(ع) نمودند و نسبت به او و خاندانش تهمتهای زیاد بسته و نسبتهای ناروا دادند. دومی بخشنامه معاویه جهت جعل فضائل برای خلفای اولیه و دوم صادر شد و در طومارای به استانداران خویش نوشت: «حدیث درباره عثمان زیاد شده و به حد کافی به تک تک نقاط مرزوبوم رسیده میباشد با وصال این بخشنامه عموم را دعوت فرمایید که درباره فضائل صحابه و دو خلیفه (ابوبکر و قدمت) حدیث نقل نمایند و هر حدیثی و فضیلتی که درباره ابوتراب نقل شدهاست حدیثی شبیه اورا درباره صحابه بیاورید و این عمل آیتم عشق و علاقه و سبب ساز روشنی دیده اینجانب و کوبیدن رویکرد ابوتراب و شیعه ها اوست و این شغل برای شیعه ها از نقل فضائل عثمان ناگوارخیس میباشد». بعداز این دو مر حله معاویه سومی بخشنامه را بهاین مضمون صادر نمود: مراقب باشید که هر که جنایتکار به دوستی علی و خاندانش باشد و خردترین برهان بر این اتهام پیدا گردد نام اورا از دیوان و محل کار حقوق و دستمزد و مزایا محو نمائید و سهمیه اورا از مال همه مردم انقطاع فرمایید. ذیل فشار شدید قرارش دهید و منزل اورا بر سرش حاد نمائید. [۹۱] ابنابیالحدید تالیف کننده اهل سنت گستردن نهج البلاغه مینویسد که فشار حکومت معاویه برای خودداری از انتشار روایات علوی تا آن حد بود که حتی در شرایطیکه کسی روایتی را خیر راجعبه فضائل حضرت بلکه درباره حکمی از احکام آیین می خواست از آن حضرت نقل نماید جرأت نداشت اسم اورا بیاورد و با تیتر «ابوزینب» داستان را نقل می کرد. [۹۲]
سیاست اداری معاویه
معاویه از توان خویش در تاسی از نحوههای اداری سودمند و ساخت دیوانها و ابزارهای اداری اثر گذار برای به کارگیری در حکومت استفاده نمود. دیوانها، در زمان معاویه شاهد دگرگونی بود. رابطه با روم و کشور ایران درین دستور تأثیر داشت. امویان از نظام اداری قدمت بن خطاب تبعیت کردند، سوای اینکه آن را تکامل بخشند.[مستلزم منبع] معاویه در تهیه دیوان مالیه از مسیحیانی که در حکومت روم عمل میکردند مانند سرجون بن منصور امداد گرفت.[۹۳]
معاویه دیوانهای خاتم و بَرید را تأسیس کرد. وی دیوان خاتم را صحیح کرد تا طومارها فارغ از مهر نباشد، شخصی به جز خلیفه، از اسرار آنان با خبر نشود، طومارها در معرض جعل و تحول قرار نگیرد. علاوه بر آن، دیوان خاتم گزارشهایی را اخذ می کرد که از سوی استانداران به جز خلیفه نبی میشد. دیوان برید نیز برای سرعت بخشیدن به رابطه فی مابین خلیفه و کارگزارنش صحیح شد. کارگر این دو دیوان، خلال ارسال و اخذ طومارها، جاسوسان خلیفه بودند و رفتارهای استانداران را ذیل لحاظ داشتند و گزارشها را برای خلیفه میفرستادند. معاویه هزینه هنگفتی را صرف این دیوان کرد.[مستلزم منبع]

امکانات مورد نیاز برای برگزاری مراسم در مسجد قبا مشهد