loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 73
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 11:30


لحاظ مسلمان ها

ورژن‌ای از قرآن وابسته به سدهٔ ۱۳ میلادی، در موزهٔ پرگامون.
مفسّران اهل سنت به‌سیرتکاملٔ تاریخی همواره اعتقاد و باور داشتند مسجد قبا مشهد که آیه ها قرآنی که در امروزه در اختیار ما میباشد دقیقاً به عبارتی چیزی میباشد که محمّد بازگو کرده‌میباشد و هیچ‌سیرتکامل تغییری اعم از حذف یا این که اضافه در آن شکل نگرفته‌میباشد.[۹۳][۹۴] ولی اهل سنت به‌سیرتکاملٔ سنتی سه شیوه اصلاح را پذیرفته‌میباشد: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا این که اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خویش معبود می گردد مایه بشود که محمّد بعضا از آیه ها را فراموش نماید یا این که حتی آیاتی از قرآن را حذف نماید (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تعبیر المیزان که‌این مورد را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می شود بعضا از نشانه‌ها قرآن جایگزین نشانه‌ها دیگر گردیده آدرس مسجد قبا مشهد باشند (ناسخ و منسوخ). اما افزون بر اینها بعضی از علمای اهل سنت هم اعتقادوباور داشتند که پایین بازبینی جبرئیل، محمّد بعضی از آیه‌ها را که به وی وحی گردیده بود در قرآن قرار نداده‌میباشد.[۹۵] برای مثال به‌گفتهٔ جان بورتان آیهٔ شمارهٔ ۲ سورهٔ فروغ دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می دارد. بعضا از فقیهان کهنه شماره تلفن مسجد قبا مشهد دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ البته روی‌هم‌رفته توافقی در میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای اکثری تایید اینکه خوی و گفتار یک بشر (حتی در صورتی محمّد باشد) بتواند جایگزین کلمه و واژه‌های معبود بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌سیرتکامل برهان می‌کردند که مسلماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده البته حجّیت آن ما‌نده‌میباشد. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر بیان شده که مضمون آن ها کنار ماندن بعضی از آیه ها در قرآن عده شده است.[۹۶] به‌این سان بعضی از علمای اهل سنت به سیرتکاملٔ سنتی یقین داشتند که محمّد پایین بازبینی جبرئیل بعضا از آیه ها را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیه ها هنوز حجّیت خویش را داشتند.[۹۵]

از طرف دیگر زیرشاخهٔ میمونیه از خوارج داعیه می‌کردند که سورهٔ یوسف به جهت معنی ها عشقی آن به قرآن وابستگی ندارد.[۹۷] شیعه ها به‌شکل تاریخی نگرش‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعه ها معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خویشان وی در هنگام گردآوری‌آوری قرآن کنار نهاده گردیده و افزون بر آن تغییرات کوچکی در بعضی آیه‌ها داده شده است.[۹۳][۹۴] در منابع شیعه احادیث زیادی در موضوعٔ تحریف قرآن بوسیله صحابه محمّد و نشانه‌ها متفاوتی با قرآن قانونی که آورده شده تا قبل از تحریف قرآن بخشی از آن بوده‌اند، به‌دست رسیده که بخش اعظمی از آنها در «کتاب القرائات» (یا این که «کتاب التنزیل و التحریف») بوسیله احمد بن محمّد السیاری عده‌آوری شده است. تعداد نشانه‌ها شیعی قرآن بیشتراز صدها آیتم میباشد و چندین گزینه در‌پی نام برده‌میباشد (تفاوت با قرآن قانونی با فونت ایتالیک قطور مندرج):[۱۳]

چرا هرگاه محمد چیزی دربارهٔ ولایة علی که خوشایند شما عدم وجود برایتان آورد، کبر ورزیدید و از فامیل محمد گروهی را دروغگو خواندید و اشخاصی راُ کشتید؟

— سورهٔ بقره آیهٔ ۸۷[۹۸]
و بی شک و تردید قبلا با انسان با فرامینی دربارهٔ محمد و علی و حسن و حسین و امامان از نسلشان قسم بستیم، و فراموش کرد، و برای وی عزمی نیافتیم.

— سورهٔ طه آیهٔ ۱۱۵[۹۹]
به آنچه بر تو وحی شده است تمسک جو، تو بر ولایت علی هستی و علی صراط بدون واسطه میباشد.

— سورهٔ زخرف آیهٔ ۴۲[۱۰۰]
بارآشر در دانشنامهٔ قرآن میگوید: «مفسّرین شیعهٔ سدهٔ چهارم مانند روحانی موءثر، سید مرتضی، روضه خوان طوسی و روحانی طبرسی اعتقادوباور داشتند که هر آنچه در قرآن جمع گردیده به‌دست عثمان آمده صدق داراست (یعنی تغییری در آن شکل نگرفته) البته این قرآن ناقص میباشد (یعنی مشتمل برٔ همه وحی‌ای که به محمّد گردیده وجود ندارد).[۱۰۱] دستکم تا استارت قرن چهارم هجری — اشراف آل بویهٔ شیعه بر دستگاه خلافت — مصحف‌های دیگری — برای مثال مصحف علی و مصحف عبدالله بن مسعود — که تفاوت‌های شگرفی با مصحف عثمان داشته‌اند، رایج بوده‌اند.[۱۲] در زمانه صفویان بعضی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن نتیجه کاشانی و محمّد باقر مجلسی) یقین داشتند که بر اساسٔ بعضی روایات کهنهٔ شیعه، قرآن در گیر تغییر‌و تحول گشته‌میباشد.[۱۰۱] از دانشوران معاصر شیعه بعضا مانند سید ابوالقاسم خویی علیه طریقه تحریف قرآن عامل کرده‌اند.[۱۰۲] حسین بن محمّد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۱۰۳] در سرآغازٔ کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی میباشد لطیف که در ثابت تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان آماده آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب اسم نهادم، و بر سه دیباچه و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در کشور‌ایران چاپ شده است.[۱۰۴] او در‌این کتاب برای ثابت ادعای خویش بیش تر از هزار حدیث قصه می‌نماید.[۱۰۵] البته بعد از وی نویسندگان شیعه بارها کتاب او‌را عیب گیری کرده‌اند و روایات آورده شده در آن کتاب را از باب اختلاف خواندن، برداشت یا این که مجعول دانسته‌اند.[۱۰۶]

تأثیرات بر قرآن

داستانی که قرآن دربارهٔ تامین‌بردن مریم به یک درخت نخل ماجرا کرده، از کتابی موسوم به «انجیل مشکوک متّیٰ» وام گرفته شده است.[۱۰۷]
قرآن اثری میباشد که در «محلِ تقاطع» ادیان باستان درج شده‌میباشد؛[۱۰۸] پژوهش ها آرم داده تأثیراتی از متن‌ها یهودی، مسیحی سریانی و حبشی و عقاید مانوی در قرآن چشم میشود.[۱۷][۱۸] با این هم اکنون، گیوم دی نظریه داراست در تفحص دربارهٔ تأثیرات بر قرآن، اختلال پیش روی دانشمندان این وجود ندارد که معلوم نمایند چه متونی بر قرآن تأثیر گذار بوده‌اند، بلکه می بایست پی ببرند آن تأثیرات چه‌گونه به متن قرآن منتقل گردیده‌اند.[۱۰۹] به همین عامل، حالت مسیحیان و یهودیان ایالات متحده عربی، به‌خصوص در حجاز، برای مثال مسائل اساسی برای تاریخ‌پژوهان میباشد.[۱۰۹]

قرآن بارها به یهودیان و یهودیت اشاره کرده و اکثری از آیه‌ها قرآن ریشه در روایت‌های کتاب مقدس دارا‌هستند. با این وجود، اکثر وقت ها قصه‌های قرآنی بیشتر به منابع متأخر یهودی مثل میدراش مشابه می باشند[۱۹] و به حیث می رسد تالیف کننده(گان) قرآن با خویش کتاب مقدس شناخت نداشته‌اند. برای مثال، قرآن به اسم هیچ‌کدام از کتاب ها تنخ/عهدین اشاره نکرده و ظاهراً با تقسیم‌بندی آن آشنا وجود ندارد. حتی به چیزهایی اشاره کرده که اثری از آن در تنخ یافت نمیشود؛ برای مثالً سورهٔ توبه می گوید در «تورات و انجیل و قرآن» به اشخاصی که در خط مش پروردگار بکشند یا این که کشته شوند وعدهٔ فردوس دادیم، درحالی‌که معنی فردوس در تنخ نیست و در عهد و پیمان نو هم به جهاد اشاره نشده‌میباشد.[۱۱۰] لغت ها فقهی که قرآن به عمل برده تفاوت‌هایی با آنچه در عربی مرسوم بوده داراست و به نظریه توشه اشر، این قربت نویسندگان قرآن با متفکران یهودی را نشانه می دهد. یهودیان قرن‌ها پیش از ظهور اسلام در ایالات متحده عربی و حجاز مستقر بوده‌اند، ولی به‌طور ظریف مشخص و معلوم وجود ندارد این یهودیان از چه گروهی بودند. ممکن میباشد اینان یهودی-مسیحی بوده باشند و در این‌حالت، همین مسئله مشابهت قرآن و رسالهٔ آموزه‌های رسولان را توضیح میدهد. به هر روی این سوال همچنان بدیهی وجود ندارد.[۱۹]

از اولِ سدهٔ بیست و یکم، مطالعه‌ها به‌شکل روزافزون، به تأثیرات متونی سریانی در فضای صورت‌گیری اسلام و احتمالاً بر قرآن سند میدهند[۱۱۱] و اثر ها پدران کلیسای سریانی ممکن میباشد منبعِ روایت‌های کتاب مقدس که در قرآن بازگو گردیده‌اند، بوده باشند.[۱۹][۱۱۲] از جمله، قصه قرآن از سرگذشت یوسف با ماجرا تورات تفاوت‌های عمده‌ای داراست و به روایت‌های مسیحیِ سریانی منسوب به نرسهٔ سریانی مشابه میباشد؛ در قصه تورات راحل (مامان یوسف) در حین زاییدن بنیامین می‌میرد البته در قرآن و اثرها سریانی، وی در انتهای قصه حاضر میباشد و به یوسف سجده می‌نماید. در تورات یعقوب مرگ یوسف را اعتقاد و باور می‌نماید البته در قرآن و نوشته‌های منسوب به نرسهٔ سریانی متوجه لاف فرزندانش می شود.[۱۱۳] به‌گفتهٔ فان رث، اثر مسیحیت بر اسلام یک پارچه وجود ندارد؛ بلکه مسیحیان نَسطوری، میافیزی و حتی مانوی از نگاه شرعی و فرهنگی بر آن مفید بوده‌اند.[۱۷] بستگانٔ قریش با امپراتوری بیزانس درباره ی مجاورت بوده و رهبر اتحادیهٔ ایلاتی فامیلٔ محمّد هم احتمالاً مسیحی بوده‌میباشد.[۱۱۴] هویلَند بر التفات حضور مبلغان مسیحی نزد قبایل عرب و نقش کلیسای سریانی در جامعهٔ رو به ظهور مسیحی عرب اشاره می‌نماید.[۱۱۵] به‌گفتهٔ ابن راوندی، تالیف کنندهٔ قرآن احتمالاً به جهت شناخت با دیاتسارون بوده که تصور کرده مسیحیان صرفا یک کتاب مقدس دارا‌هستند.[۱۱۶] به‌گفتهٔ گیلیو، دانشمندان غربی نیز معتقدند دیاتسارون بر بعضی آیه ها قرآن اثر نهاده‌میباشد.[۱۱۷] مسیحیت حبشی نیز بر قرآن اثر گذارده[۱۱۸] البته نمی‌قدرت اظهار کرد این اثر به‌شکل بی واسطه بوده یا این که آغاز با موادسازنده عرب درهم آمیخته‌میباشد. بعضی از لغت ها قرآن که ریشهٔ آرامی یا این که یونانی دارا هستند از روش گویش حبشی وارد آن گردیده‌اند و همینطور عباراتی مثل «بسم‌الله» این اثربخشی را پر‌نور می‌نمایند.[۱۱۸]

احکام و ضوابط قرآنی هم اصلی میباشد؛ از نظارت منابع متأخر اسلامی می‌قدرت چنان سود گرفته میشود که‌این احکام، مقررات مرسوم عرب بوده‌اند.[۲۱] با این درحال حاضر، منابع اسلامی را نمی‌قدرت لزوماً دارای اعتبار قلمداد کرد. پژوهش‌های معاصر علامت داده این احکام از دید موضوعی و زبانی با آموزه‌های رسولان، تَلمود و مقررات امپراتوری روم شرقی قربت دارا‌هستند.[۲۱] یوزف شاخت میگوید فقه اسلامی از قرن دوم هجری استارت میشود و احکام اسلامی آن عصر به‌طور اعجاب‌آوری غیرقرآنی یا این که حتی برخلاف قرآن می‌باشند؛ متأخر بودن فرصت عده‌آوری قرآن یا این که عدم توافق بر روی متن پایانی آن میتواند استدلال این زمینه باشد. ولی ممکن میباشد صدور حکم مبنی بر رأی دانا نیز در آن موءثر بوده باشد. برخی از لغاتی که قرآن به شغل برده، مثل کَوثر، اَبابیل، حروفِ مقطعه و غیره، حتی برای متفکران مسلمان قرن ها وسطی هم نا آشنا و نامفهوم بوده‌میباشد. مایکل کوک دربارهٔ اینکه چرا یک سری دهه پس از مرگ محمّد، مسلمان‌ها معانی حروف مقطعه را نمی‌دانستند (یا این که فراموش کرده بودند)، می گوید: یا این که مطالب قرآن تا چندین دهه پس از درگذشت محمّد در دسترس نبوده، یا این که این مطالب حتی در طول خویش محمّد هم سابق و کهن محسوب می‌شدند.[۱۱۹]

ارتباطٔ بینامتنی با متن‌ها قبلی
داده ها بیشتر: بینامتنیت
یک کدام از اشعار افرایم اهل سوریه
که به سورهٔ قدر مشابهت دارااست[۱۲۰]
این شب‌زنده‌داری را همانند جشنی ساده تصوّر نکنید
این جشنی میباشد که ارزشش از صد جشن و پای کوبی بیشتر میباشد
ملائکهِ پایگاهّب و دیگر ملائکه در آن روز زیر آمدند
تا ستایش (گلوریا) جدید‌ای بخوانند (اشاره به ابلاغ خبر ولادت عیسی)

متن قرآن به‌شکل مصرح یا این که ضمنی بارها به متن‌ها مذهبی قبلی یا این که محتوای آنها اشاره کرده‌میباشد. این متن ها خلال کتاب مقدس (عهد و پیمان عتیق و پیمان تازه)، متن ها دیگری نظیر میشنا، تلمود[۱۲۱] و مطالب مشکوک مسیحی و یهودی (مثل قصه‌های کودکی عیسی از ادبیات مسیحی یا این که عهدوپیمان موسی از ادبیات یهودی) را دربرگیرنده می‌گردد.[۱۲۲][۱۲۳] به همین عامل، پژوهشگران سعی کرده‌اند تا ارتباطٔ پنهانی که در بین سوره‌های قرآن و اثرها گذشته وجود دارااست را کشف نماید. یک مثال، سورهٔ قدر میباشد؛[۱۲۴] در قبل، قرآن‌شناسان نگرش روایی اسلامی بر پایه ی اینکه این سوره به نزول قرآن در یک شب بر محمّد اشاره داراست را پذیرفته بودند ولی این موضوع در پژوهش ها جدیدتر زیرسؤال رفته‌میباشد.[۱۲۵] محققان عامل می‌نمایند که منبع این سوره یک کدام از اشعار افرایم اهل سوریه دربارهٔ ولادت عیسی میباشد[۱۲۵][۱۲۶][۱۲۷] و استینافٔ کلمه ها گزینه استعمال در آن (مثل «شب قدر/عاقبت») آرم می دهد که با عبادات مسیحی مرتبط میباشد.[۱۲۸] مراد از کم شدن در واقع فرود عیسی از افق به زمین میباشد، خیر قرآن.[۱۲۹] لولینگ، نحسِیکِر و گیوم دی از این عقیده حمایت می‌نمایند و امیرمعزّی نیز آن را قابل‌قبول مییابد.[۱۳۰] ولی کسانی مثل کوپرز هم این سوره را با دو متن یهودی (کتاب کوچک و پیمان دوازده شه‌بابا) مشابه میدانند.[۱۳۱] گیلیو نیز حیث کریستوف لوکزِنبرگ را دربارهٔ تأثیر ادبیات سریانی بر بعضی آیه‌ها پذیرفته؛ وی نظری شبیه دربارهٔ سورهٔ عادیات داراست و آن را بازخوانی باب پنجم طومارٔ نخستینِ پِطرُس محسوب می‌نماید.[۱۳۲]

به‌گفتهٔ گوبیلو، هر چندین کتبی که قرآن به آنان اشاره می‌نماید پیش‌خیس در عربی در دسترس نبودند البته یکی کارکردهای اساسی قرآن ارائهٔ تفسیری بر آن‌هاست؛[۱۳۳][۱۳۴] قرآن گاه آن ها را تأیید و گاه «واقعیت» مخفی‌شان را نمایان می‌نماید. از جمله، «عهدوپیمان ابراهیم» یکی‌از متن ها یهودی متأخر منسوب به ابراهیم میباشد که قرآن (به عنوان صُحُفِ ابراهیم) صدق این انتساب را تأیید کرده ولی قصه فتح خشونت‌آمیز مدین بوسیله بنی‌اسرائیل در تورات را صحیح ندانسته (سوره بقره، ۵۸ تا ۶۰) و آن را اصلاح کرده‌میباشد و می گوید بنی‌اسرائیل به‌شکل صلح‌آمیز وارد شدند.[۱۳۵] به‌گفتهٔ کوپرز، سخن از تأثیر ادبیات قبلی بر قرآن درست وجود ندارد چون قرآن خوانشی جدید از آن متن‌ها میباشد.[۱۲۳]

روون فایرستون توضیح میدهد که متن ها مذهبی تازه مشروعیت خویش را از متن ها و احکام فقهی قبلی می گیرند و صدق خویش را با تأیید یا این که رد احکام آئین قبل نشانه می دهند؛ این ارتباط‌ای میباشد که قسم نو با قسم عتیق داراست. ارتباطٔ قرآن با عهدین نیز شبیه میباشد. در واقع، به همین ادله میباشد که قرآن می گوید آفریدگار پس از آفرینش خسته نشد (برخلاف تورات که میگوید در هفتمی روز خلقت استراحت کرد) یا این که سورهٔ مائده (آیه ها ۷۲ تا ۷۵) ادعای الوهیت عیسی را رد می‌نماید.[۱۳۶] در چندین آیهٔ قرآن داعیه گردیده متن ها مذهبی قبلی تحریف گردیده‌اند؛ اینگونه ادعاهایی در دنیا باستان رایج بوده و اشخاص مثل مانی، مرقیون، کلسوس، پورفیری و اکثری دیگری برای نادر‌اعتبار کردن معاندان خویش از آن استعمال کرده‌اند. ممکن میباشد قرآن این نظریه را به‌شکل بدون واسطه یا این که غیرمستقیم از اشخاص ذکر شده یا این که پیروانشان وام گرفته باشد.[۱۳۷]

هولگر زلنتین در موردٔ همانندی قرآن با اثر ها قبلی مثل دیداکه و پند‌های کلمنتی پژوهش می‌نماید. وی اعتقاد دارد مضمون ها مشترکی در بین این اثرها و قرآن وجود دارااست البته نگرش نویسندگان این اثرها نسبت به آن معنی و مفهوم یکسان وجود ندارد؛ زلنتین «به جا ماندهِ مشترک یهودی-مسیحی» را در این مورد دخیل میداند.[۱۳۸] وی در تیم‌ای از مقاله‌ها آرم داده که تالیف کنندهٔ قرآن با ادبیات معاصر خودش به خیر و خوبی آشنا بوده و وام‌گیری‌هایش را نمی‌اقتدار مدرکی برای ادراک غلط وی از آنان دانست، بلکه به‌شکل ماهرانه‌ای از آنان استعمال کرده‌میباشد. به همین ترتیب، می‌قدرت از قرآن برای شعور خوب حالت فقاهتی مکه و آنگاه مدینه در آن فرصت بهره برد. وی خویش فیض میگیرد یهودیان مدینه در پی یهودیت رایج در فلسطین بودند، خیر یهودیت بابلی


لحاظ مسلمان ها

ورژن‌ای از قرآن وابسته به سدهٔ ۱۳ میلادی، در موزهٔ پرگامون.
مفسّران اهل سنت به‌سیرتکاملٔ تاریخی همواره اعتقاد و باور داشتند مسجد قبا مشهد که آیه ها قرآنی که در امروزه در اختیار ما میباشد دقیقاً به عبارتی چیزی میباشد که محمّد بازگو کرده‌میباشد و هیچ‌سیرتکامل تغییری اعم از حذف یا این که اضافه در آن شکل نگرفته‌میباشد.[۹۳][۹۴] ولی اهل سنت به‌سیرتکاملٔ سنتی سه شیوه اصلاح را پذیرفته‌میباشد: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا این که اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خویش معبود می گردد مایه بشود که محمّد بعضا از آیه ها را فراموش نماید یا این که حتی آیاتی از قرآن را حذف نماید (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تعبیر المیزان که‌این مورد را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می شود بعضا از نشانه‌ها قرآن جایگزین نشانه‌ها دیگر گردیده آدرس مسجد قبا مشهد باشند (ناسخ و منسوخ). اما افزون بر اینها بعضی از علمای اهل سنت هم اعتقادوباور داشتند که پایین بازبینی جبرئیل، محمّد بعضی از آیه‌ها را که به وی وحی گردیده بود در قرآن قرار نداده‌میباشد.[۹۵] برای مثال به‌گفتهٔ جان بورتان آیهٔ شمارهٔ ۲ سورهٔ فروغ دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می دارد. بعضا از فقیهان کهنه شماره تلفن مسجد قبا مشهد دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ البته روی‌هم‌رفته توافقی در میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای اکثری تایید اینکه خوی و گفتار یک بشر (حتی در صورتی محمّد باشد) بتواند جایگزین کلمه و واژه‌های معبود بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌سیرتکامل برهان می‌کردند که مسلماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده البته حجّیت آن ما‌نده‌میباشد. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر بیان شده که مضمون آن ها کنار ماندن بعضی از آیه ها در قرآن عده شده است.[۹۶] به‌این سان بعضی از علمای اهل سنت به سیرتکاملٔ سنتی یقین داشتند که محمّد پایین بازبینی جبرئیل بعضا از آیه ها را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیه ها هنوز حجّیت خویش را داشتند.[۹۵]

از طرف دیگر زیرشاخهٔ میمونیه از خوارج داعیه می‌کردند که سورهٔ یوسف به جهت معنی ها عشقی آن به قرآن وابستگی ندارد.[۹۷] شیعه ها به‌شکل تاریخی نگرش‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعه ها معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خویشان وی در هنگام گردآوری‌آوری قرآن کنار نهاده گردیده و افزون بر آن تغییرات کوچکی در بعضی آیه‌ها داده شده است.[۹۳][۹۴] در منابع شیعه احادیث زیادی در موضوعٔ تحریف قرآن بوسیله صحابه محمّد و نشانه‌ها متفاوتی با قرآن قانونی که آورده شده تا قبل از تحریف قرآن بخشی از آن بوده‌اند، به‌دست رسیده که بخش اعظمی از آنها در «کتاب القرائات» (یا این که «کتاب التنزیل و التحریف») بوسیله احمد بن محمّد السیاری عده‌آوری شده است. تعداد نشانه‌ها شیعی قرآن بیشتراز صدها آیتم میباشد و چندین گزینه در‌پی نام برده‌میباشد (تفاوت با قرآن قانونی با فونت ایتالیک قطور مندرج):[۱۳]

چرا هرگاه محمد چیزی دربارهٔ ولایة علی که خوشایند شما عدم وجود برایتان آورد، کبر ورزیدید و از فامیل محمد گروهی را دروغگو خواندید و اشخاصی راُ کشتید؟

— سورهٔ بقره آیهٔ ۸۷[۹۸]
و بی شک و تردید قبلا با انسان با فرامینی دربارهٔ محمد و علی و حسن و حسین و امامان از نسلشان قسم بستیم، و فراموش کرد، و برای وی عزمی نیافتیم.

— سورهٔ طه آیهٔ ۱۱۵[۹۹]
به آنچه بر تو وحی شده است تمسک جو، تو بر ولایت علی هستی و علی صراط بدون واسطه میباشد.

— سورهٔ زخرف آیهٔ ۴۲[۱۰۰]
بارآشر در دانشنامهٔ قرآن میگوید: «مفسّرین شیعهٔ سدهٔ چهارم مانند روحانی موءثر، سید مرتضی، روضه خوان طوسی و روحانی طبرسی اعتقادوباور داشتند که هر آنچه در قرآن جمع گردیده به‌دست عثمان آمده صدق داراست (یعنی تغییری در آن شکل نگرفته) البته این قرآن ناقص میباشد (یعنی مشتمل برٔ همه وحی‌ای که به محمّد گردیده وجود ندارد).[۱۰۱] دستکم تا استارت قرن چهارم هجری — اشراف آل بویهٔ شیعه بر دستگاه خلافت — مصحف‌های دیگری — برای مثال مصحف علی و مصحف عبدالله بن مسعود — که تفاوت‌های شگرفی با مصحف عثمان داشته‌اند، رایج بوده‌اند.[۱۲] در زمانه صفویان بعضی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن نتیجه کاشانی و محمّد باقر مجلسی) یقین داشتند که بر اساسٔ بعضی روایات کهنهٔ شیعه، قرآن در گیر تغییر‌و تحول گشته‌میباشد.[۱۰۱] از دانشوران معاصر شیعه بعضا مانند سید ابوالقاسم خویی علیه طریقه تحریف قرآن عامل کرده‌اند.[۱۰۲] حسین بن محمّد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۱۰۳] در سرآغازٔ کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی میباشد لطیف که در ثابت تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان آماده آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب اسم نهادم، و بر سه دیباچه و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در کشور‌ایران چاپ شده است.[۱۰۴] او در‌این کتاب برای ثابت ادعای خویش بیش تر از هزار حدیث قصه می‌نماید.[۱۰۵] البته بعد از وی نویسندگان شیعه بارها کتاب او‌را عیب گیری کرده‌اند و روایات آورده شده در آن کتاب را از باب اختلاف خواندن، برداشت یا این که مجعول دانسته‌اند.[۱۰۶]

تأثیرات بر قرآن

داستانی که قرآن دربارهٔ تامین‌بردن مریم به یک درخت نخل ماجرا کرده، از کتابی موسوم به «انجیل مشکوک متّیٰ» وام گرفته شده است.[۱۰۷]
قرآن اثری میباشد که در «محلِ تقاطع» ادیان باستان درج شده‌میباشد؛[۱۰۸] پژوهش ها آرم داده تأثیراتی از متن‌ها یهودی، مسیحی سریانی و حبشی و عقاید مانوی در قرآن چشم میشود.[۱۷][۱۸] با این هم اکنون، گیوم دی نظریه داراست در تفحص دربارهٔ تأثیرات بر قرآن، اختلال پیش روی دانشمندان این وجود ندارد که معلوم نمایند چه متونی بر قرآن تأثیر گذار بوده‌اند، بلکه می بایست پی ببرند آن تأثیرات چه‌گونه به متن قرآن منتقل گردیده‌اند.[۱۰۹] به همین عامل، حالت مسیحیان و یهودیان ایالات متحده عربی، به‌خصوص در حجاز، برای مثال مسائل اساسی برای تاریخ‌پژوهان میباشد.[۱۰۹]

قرآن بارها به یهودیان و یهودیت اشاره کرده و اکثری از آیه‌ها قرآن ریشه در روایت‌های کتاب مقدس دارا‌هستند. با این وجود، اکثر وقت ها قصه‌های قرآنی بیشتر به منابع متأخر یهودی مثل میدراش مشابه می باشند[۱۹] و به حیث می رسد تالیف کننده(گان) قرآن با خویش کتاب مقدس شناخت نداشته‌اند. برای مثال، قرآن به اسم هیچ‌کدام از کتاب ها تنخ/عهدین اشاره نکرده و ظاهراً با تقسیم‌بندی آن آشنا وجود ندارد. حتی به چیزهایی اشاره کرده که اثری از آن در تنخ یافت نمیشود؛ برای مثالً سورهٔ توبه می گوید در «تورات و انجیل و قرآن» به اشخاصی که در خط مش پروردگار بکشند یا این که کشته شوند وعدهٔ فردوس دادیم، درحالی‌که معنی فردوس در تنخ نیست و در عهد و پیمان نو هم به جهاد اشاره نشده‌میباشد.[۱۱۰] لغت ها فقهی که قرآن به عمل برده تفاوت‌هایی با آنچه در عربی مرسوم بوده داراست و به نظریه توشه اشر، این قربت نویسندگان قرآن با متفکران یهودی را نشانه می دهد. یهودیان قرن‌ها پیش از ظهور اسلام در ایالات متحده عربی و حجاز مستقر بوده‌اند، ولی به‌طور ظریف مشخص و معلوم وجود ندارد این یهودیان از چه گروهی بودند. ممکن میباشد اینان یهودی-مسیحی بوده باشند و در این‌حالت، همین مسئله مشابهت قرآن و رسالهٔ آموزه‌های رسولان را توضیح میدهد. به هر روی این سوال همچنان بدیهی وجود ندارد.[۱۹]

از اولِ سدهٔ بیست و یکم، مطالعه‌ها به‌شکل روزافزون، به تأثیرات متونی سریانی در فضای صورت‌گیری اسلام و احتمالاً بر قرآن سند میدهند[۱۱۱] و اثر ها پدران کلیسای سریانی ممکن میباشد منبعِ روایت‌های کتاب مقدس که در قرآن بازگو گردیده‌اند، بوده باشند.[۱۹][۱۱۲] از جمله، قصه قرآن از سرگذشت یوسف با ماجرا تورات تفاوت‌های عمده‌ای داراست و به روایت‌های مسیحیِ سریانی منسوب به نرسهٔ سریانی مشابه میباشد؛ در قصه تورات راحل (مامان یوسف) در حین زاییدن بنیامین می‌میرد البته در قرآن و اثرها سریانی، وی در انتهای قصه حاضر میباشد و به یوسف سجده می‌نماید. در تورات یعقوب مرگ یوسف را اعتقاد و باور می‌نماید البته در قرآن و نوشته‌های منسوب به نرسهٔ سریانی متوجه لاف فرزندانش می شود.[۱۱۳] به‌گفتهٔ فان رث، اثر مسیحیت بر اسلام یک پارچه وجود ندارد؛ بلکه مسیحیان نَسطوری، میافیزی و حتی مانوی از نگاه شرعی و فرهنگی بر آن مفید بوده‌اند.[۱۷] بستگانٔ قریش با امپراتوری بیزانس درباره ی مجاورت بوده و رهبر اتحادیهٔ ایلاتی فامیلٔ محمّد هم احتمالاً مسیحی بوده‌میباشد.[۱۱۴] هویلَند بر التفات حضور مبلغان مسیحی نزد قبایل عرب و نقش کلیسای سریانی در جامعهٔ رو به ظهور مسیحی عرب اشاره می‌نماید.[۱۱۵] به‌گفتهٔ ابن راوندی، تالیف کنندهٔ قرآن احتمالاً به جهت شناخت با دیاتسارون بوده که تصور کرده مسیحیان صرفا یک کتاب مقدس دارا‌هستند.[۱۱۶] به‌گفتهٔ گیلیو، دانشمندان غربی نیز معتقدند دیاتسارون بر بعضی آیه ها قرآن اثر نهاده‌میباشد.[۱۱۷] مسیحیت حبشی نیز بر قرآن اثر گذارده[۱۱۸] البته نمی‌قدرت اظهار کرد این اثر به‌شکل بی واسطه بوده یا این که آغاز با موادسازنده عرب درهم آمیخته‌میباشد. بعضی از لغت ها قرآن که ریشهٔ آرامی یا این که یونانی دارا هستند از روش گویش حبشی وارد آن گردیده‌اند و همینطور عباراتی مثل «بسم‌الله» این اثربخشی را پر‌نور می‌نمایند.[۱۱۸]

احکام و ضوابط قرآنی هم اصلی میباشد؛ از نظارت منابع متأخر اسلامی می‌قدرت چنان سود گرفته میشود که‌این احکام، مقررات مرسوم عرب بوده‌اند.[۲۱] با این درحال حاضر، منابع اسلامی را نمی‌قدرت لزوماً دارای اعتبار قلمداد کرد. پژوهش‌های معاصر علامت داده این احکام از دید موضوعی و زبانی با آموزه‌های رسولان، تَلمود و مقررات امپراتوری روم شرقی قربت دارا‌هستند.[۲۱] یوزف شاخت میگوید فقه اسلامی از قرن دوم هجری استارت میشود و احکام اسلامی آن عصر به‌طور اعجاب‌آوری غیرقرآنی یا این که حتی برخلاف قرآن می‌باشند؛ متأخر بودن فرصت عده‌آوری قرآن یا این که عدم توافق بر روی متن پایانی آن میتواند استدلال این زمینه باشد. ولی ممکن میباشد صدور حکم مبنی بر رأی دانا نیز در آن موءثر بوده باشد. برخی از لغاتی که قرآن به شغل برده، مثل کَوثر، اَبابیل، حروفِ مقطعه و غیره، حتی برای متفکران مسلمان قرن ها وسطی هم نا آشنا و نامفهوم بوده‌میباشد. مایکل کوک دربارهٔ اینکه چرا یک سری دهه پس از مرگ محمّد، مسلمان‌ها معانی حروف مقطعه را نمی‌دانستند (یا این که فراموش کرده بودند)، می گوید: یا این که مطالب قرآن تا چندین دهه پس از درگذشت محمّد در دسترس نبوده، یا این که این مطالب حتی در طول خویش محمّد هم سابق و کهن محسوب می‌شدند.[۱۱۹]

ارتباطٔ بینامتنی با متن‌ها قبلی
داده ها بیشتر: بینامتنیت
یک کدام از اشعار افرایم اهل سوریه
که به سورهٔ قدر مشابهت دارااست[۱۲۰]
این شب‌زنده‌داری را همانند جشنی ساده تصوّر نکنید
این جشنی میباشد که ارزشش از صد جشن و پای کوبی بیشتر میباشد
ملائکهِ پایگاهّب و دیگر ملائکه در آن روز زیر آمدند
تا ستایش (گلوریا) جدید‌ای بخوانند (اشاره به ابلاغ خبر ولادت عیسی)

متن قرآن به‌شکل مصرح یا این که ضمنی بارها به متن‌ها مذهبی قبلی یا این که محتوای آنها اشاره کرده‌میباشد. این متن ها خلال کتاب مقدس (عهد و پیمان عتیق و پیمان تازه)، متن ها دیگری نظیر میشنا، تلمود[۱۲۱] و مطالب مشکوک مسیحی و یهودی (مثل قصه‌های کودکی عیسی از ادبیات مسیحی یا این که عهدوپیمان موسی از ادبیات یهودی) را دربرگیرنده می‌گردد.[۱۲۲][۱۲۳] به همین عامل، پژوهشگران سعی کرده‌اند تا ارتباطٔ پنهانی که در بین سوره‌های قرآن و اثرها گذشته وجود دارااست را کشف نماید. یک مثال، سورهٔ قدر میباشد؛[۱۲۴] در قبل، قرآن‌شناسان نگرش روایی اسلامی بر پایه ی اینکه این سوره به نزول قرآن در یک شب بر محمّد اشاره داراست را پذیرفته بودند ولی این موضوع در پژوهش ها جدیدتر زیرسؤال رفته‌میباشد.[۱۲۵] محققان عامل می‌نمایند که منبع این سوره یک کدام از اشعار افرایم اهل سوریه دربارهٔ ولادت عیسی میباشد[۱۲۵][۱۲۶][۱۲۷] و استینافٔ کلمه ها گزینه استعمال در آن (مثل «شب قدر/عاقبت») آرم می دهد که با عبادات مسیحی مرتبط میباشد.[۱۲۸] مراد از کم شدن در واقع فرود عیسی از افق به زمین میباشد، خیر قرآن.[۱۲۹] لولینگ، نحسِیکِر و گیوم دی از این عقیده حمایت می‌نمایند و امیرمعزّی نیز آن را قابل‌قبول مییابد.[۱۳۰] ولی کسانی مثل کوپرز هم این سوره را با دو متن یهودی (کتاب کوچک و پیمان دوازده شه‌بابا) مشابه میدانند.[۱۳۱] گیلیو نیز حیث کریستوف لوکزِنبرگ را دربارهٔ تأثیر ادبیات سریانی بر بعضی آیه‌ها پذیرفته؛ وی نظری شبیه دربارهٔ سورهٔ عادیات داراست و آن را بازخوانی باب پنجم طومارٔ نخستینِ پِطرُس محسوب می‌نماید.[۱۳۲]

به‌گفتهٔ گوبیلو، هر چندین کتبی که قرآن به آنان اشاره می‌نماید پیش‌خیس در عربی در دسترس نبودند البته یکی کارکردهای اساسی قرآن ارائهٔ تفسیری بر آن‌هاست؛[۱۳۳][۱۳۴] قرآن گاه آن ها را تأیید و گاه «واقعیت» مخفی‌شان را نمایان می‌نماید. از جمله، «عهدوپیمان ابراهیم» یکی‌از متن ها یهودی متأخر منسوب به ابراهیم میباشد که قرآن (به عنوان صُحُفِ ابراهیم) صدق این انتساب را تأیید کرده ولی قصه فتح خشونت‌آمیز مدین بوسیله بنی‌اسرائیل در تورات را صحیح ندانسته (سوره بقره، ۵۸ تا ۶۰) و آن را اصلاح کرده‌میباشد و می گوید بنی‌اسرائیل به‌شکل صلح‌آمیز وارد شدند.[۱۳۵] به‌گفتهٔ کوپرز، سخن از تأثیر ادبیات قبلی بر قرآن درست وجود ندارد چون قرآن خوانشی جدید از آن متن‌ها میباشد.[۱۲۳]

روون فایرستون توضیح میدهد که متن ها مذهبی تازه مشروعیت خویش را از متن ها و احکام فقهی قبلی می گیرند و صدق خویش را با تأیید یا این که رد احکام آئین قبل نشانه می دهند؛ این ارتباط‌ای میباشد که قسم نو با قسم عتیق داراست. ارتباطٔ قرآن با عهدین نیز شبیه میباشد. در واقع، به همین ادله میباشد که قرآن می گوید آفریدگار پس از آفرینش خسته نشد (برخلاف تورات که میگوید در هفتمی روز خلقت استراحت کرد) یا این که سورهٔ مائده (آیه ها ۷۲ تا ۷۵) ادعای الوهیت عیسی را رد می‌نماید.[۱۳۶] در چندین آیهٔ قرآن داعیه گردیده متن ها مذهبی قبلی تحریف گردیده‌اند؛ اینگونه ادعاهایی در دنیا باستان رایج بوده و اشخاص مثل مانی، مرقیون، کلسوس، پورفیری و اکثری دیگری برای نادر‌اعتبار کردن معاندان خویش از آن استعمال کرده‌اند. ممکن میباشد قرآن این نظریه را به‌شکل بدون واسطه یا این که غیرمستقیم از اشخاص ذکر شده یا این که پیروانشان وام گرفته باشد.[۱۳۷]

هولگر زلنتین در موردٔ همانندی قرآن با اثر ها قبلی مثل دیداکه و پند‌های کلمنتی پژوهش می‌نماید. وی اعتقاد دارد مضمون ها مشترکی در بین این اثرها و قرآن وجود دارااست البته نگرش نویسندگان این اثرها نسبت به آن معنی و مفهوم یکسان وجود ندارد؛ زلنتین «به جا ماندهِ مشترک یهودی-مسیحی» را در این مورد دخیل میداند.[۱۳۸] وی در تیم‌ای از مقاله‌ها آرم داده که تالیف کنندهٔ قرآن با ادبیات معاصر خودش به خیر و خوبی آشنا بوده و وام‌گیری‌هایش را نمی‌اقتدار مدرکی برای ادراک غلط وی از آنان دانست، بلکه به‌شکل ماهرانه‌ای از آنان استعمال کرده‌میباشد. به همین ترتیب، می‌قدرت از قرآن برای شعور خوب حالت فقاهتی مکه و آنگاه مدینه در آن فرصت بهره برد. وی خویش فیض میگیرد یهودیان مدینه در پی یهودیت رایج در فلسطین بودند، خیر یهودیت بابلی

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 104
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 229
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 335
  • بازدید ماه : 335
  • بازدید سال : 3156
  • بازدید کلی : 38324
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی