دربارهی گسترهی معنا اصطلاحی «سنّت» از این جهت اختلاف گردیدهاست که آیا سنّت منحصر به فرد به پیمان، فعل و تقریر نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میباشد، یا این که عهد، فعل و تقریر معصومان (= مشتمل بر مسجد قبا مشهد ائمه دوازده گانه و فاطمه (علیهاالسّلام)) یا این که صحابه و احیاناً تابعان را در بر می گیرد؟ سه عقیده دراین باره ارایه گردیده است:
۳.۱.۱ - قسم، فعل و تقریر فرستاده
سنّت منحصر به فرد به قسم، فعل و تقریر رسول میباشد. این بینش از سوی شماری از عالمان اهلسنّت آدرس مسجد قبا مشهد و بعضا از عالمان شیعی، تصریح گردیدهاست. «شافعی» تصریح مینماید که سنّت بهطور مطلق منحصربهفرد به سنّت فرستاده میباشد. [۱۶] غزالی و رازی نیز با نفی حجیّت پیمان صحابی، بر همین رای میباشند. «آمدی» نیز اعتقاد دارد که بینش اکثر، انحصار سنّت به سنّت نبی میباشد. از ظواهر تعریف و تمجید سنّت در گفتار «ابنحجر» نیز، همین انحصار به دست می آید و طریقه آحاد مالکنظران اهل سنّت که حجیّت عهد و پیمان صحابی را به خیال و خاطر کشف کننده بودن آن شماره تلفن مسجد قبا مشهد از سنّت نبی دانستهاند، بهشکل غیرصریح، ناظر به همین بینش میباشد؛ چون آنها عملاً برای گفتار صحابه اعتباری قایل نشدهاند.
فی مابین عالمان شیعی، این انحصار به روضه خوان موثر منسوب شده میباشد. [۱۷][۱۸]
ولی بدین نکته بایستی توجّه داشت که اطلاق سنّت و عهد و پیمان صحابی با اعتبار آن مختلف میباشد. بهعبارت پرنورخیس ممکن میباشد کسی قسم صحابی را در اصطلاح - کاربرد اصطلاحی - مشتمل بر سنّت بداند؛ امّا در عین درحال حاضر آن را حجّت نداند. از این جهت در گفتار مدافعان یا این که منکران حجیّت سنّت صحابه یا این که تابعان می بایست دقّت خواهد شد که آیا آن ها قسم صحابه یا این که تابعی را جزو سنّت نمیدانند، یا این که معتقدند سنّت غیرمعتبر میباشد.
۳.۱.۲ - عهدوپیمان، فعل و تقریر معصوم
سنّت قسم، فعل و تقریر معصوم را دربر میگیرد. این بینش از سوی مردم یا این که کلیه محدثان شیعه ارایه شدهاست؛ گرچه بعضا از آن ها در کنار تیتر فرستاده، از تیتر امام به کارگیری کردهاند [۱۹] امّا بهخیال و خاطر عدم شمول لفظ امام نسبت به فاطمه (دروداللهعلیها) عموماً از اصطلاح «معصوم» به کارگیری کردهاند. [۲۰][۲۱] [۲۲]؛ بهتیتر نمونه؛ «مامقانی» بعداز نقل عبارت «ابنحجر» اینگونه آورده میباشد: «و تعبیره بالنبی مبنّی علی مذهبه و امّا علی مذهبنا فیعمّ ما دستور به و نهی عنه و بیّخیر اهل بیته المعصومون.» [۲۳] انحصار سنّت بر نبی بنابر مذهب ابنحجر میباشد؛ امّا بر مذهب ما سنّت، دستور و نهی فرستاده و امامان معصوم را در بر میگیرد.
وی اعتقاد دارد، شایسته ترین تعریف و تمجید سنّت این میباشد: «عهد و پیمان اینجانب لایجوز علیه الکذب و الخطا و فعله و تقریره غیر قرآن و غیر معمولی.»؛ سنّت قسم، فعل و تقریر کسی میباشد که کذب و اشتباه در وی راه و روش ندارد، با این شرط که قرآن نباشد و جزو کارها معمولی به اکانت نیاید. [۲۴]
قید "غیر قرآن" برای غیر وابسته ساختن "حدیث قدسی" از قرآن، افزوده گردیده و قید "غیرعادی"، ناظر به اختلاف دوم پیشگفته میباشد. آوردن عبارت: «اینجانب لایجوز علیه الکذب و الخطا» تعریفی از معصوم میباشد که ذکرگر حکمت این بسط در معنا سنّت نیز میباشد؛ به عبارت دیگر، ازآنجاکه در روح معنایی اصطلاح سنّت، تقلید و پیروی مطمح لحاظ میباشد، از اینرو، طهارت آنکه سنّت به وی منسوب شده، ضروری میباشد.
در تعریف و تمجید محقّق قمی نیز اینگونه آمده میباشد: «هی عهد المعصوم وی فعله وی تقریره الغیر العادیات.» [۲۵] سنّت، عبارت میباشد از عهد و پیمان یا این که فعل یا این که تقریر غیر معمولی معصوم....
۳.۱.۳ - عهدوپیمان، فعل و تقریر صحابه
سنّت عهدوپیمان، فعل و تقریر صحابه و احیاناً تابعان را در بر می گیرد؛ مردم مالکنظران و محدثان اهل سنّت بر این رایاند. ابنحجر عسقلانی این نظر را دارد، مبتنی بر حیث اکثر عالمان اهل سنّت، حرف صحابی جزو سنّت میباشد. [۲۶] حکم دهنده نیشابوری بعد از نقل کلام ابنعباس که گفته میباشد: «نماز میّت جهری میباشد»، اینگونه افزوده میباشد: «و قد اجمعوا علی عهد الصحابی سنة حدیث مسند.» علما اجماع کردهاند که گفتار صحابه سنّت و حدیث مسند میباشد. [۲۷]
۳.۱.۳.۱ - بینش شاطبی
مصرحترین صحبت دراینباره، گفتار"شاطبی" (م ۷۹۰) میباشد، وی دراینباره اینگونه آورده میباشد: «و یطلق ایضاً لفظ السّخیر علی ما کار علیه الصحابة، وجد ذلک فی الکتاب اَوْ السّخیر ویّلم یوجد، لکونه اتباعاً لسّخیر ثبتت عندهم لم تنقل الینا، وی اجتهاداً علیه منهم وی اینجانب خلفائهم، فان اجماعهم اجماع و کار خلفائهم راجع ایضاً الی حقیقة الاجماع.» همینطور لفظ سنّت بر آنچه صحابه بدان کار کردهاند، اطلاق میگردد، اعم از آنکه در کتاب و سنّت یافت گردد یا این که خیر؛ چون کار صحابه تقلید از سنّتی میباشد که برای آن ها اثبات گردیده، هرچند برای ما نقل نشده میباشد، یا این که بر اساس اجتهاد آنها یا این که جانشینان آنها میباشد و اجماع صحابه اجماع و کار جانشینانشان در واقعیت به اجماع برگشت دارااست. [۲۸]
"شاطبی" برای ثابت شمول سنّت نسبت به فعالیت صحابه دو دلیل آورده میباشد:
۱. کار آنها برخاسته از سنّت فرستاده میباشد که به هر استدلال به دست ما نرسیده میباشد.
۲. اجتهاد صحابه درصورتی که که با اجماع یاور باشد، سنّت میباشد. مبتنی بر استدلال ابتدا، سنّت صحابه فقط از آن جهت که کشف کننده از سنّت نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میباشد، سنّت محسوب گردیده و در واقعیت رجوع به سنّت فرستاده دارااست؛ امّا از برهان دوم وی، استقلال بی نقص فعالیت صحابه در دربرگیرنده سنّت بودن به کارگیری می گردد. "شاطبی" برای مدد از نگرش خویش به شواهد تاریخی مختلفی همزیرا سنّت صحابه راجع به حدّ شرابخواری، عده قرآن، وادار ساختن عموم به یک خواندن فی مابین قرائات هفتگانهی قرآن استناد نموده است.
۳.۱.۳.۲ - بقیه نگرشها
نگرش و ادّلهی "شاطبی" بعد از وی آیتم اقبال اکثری از مالکنظران اهل سنّت قرار گرفت؛ بهتیتر نمونه، محمّد عجاج خطیب با نقل لغت ها شاطبی، بر آن صحّه گذارده میباشد. [۲۹]
استناد به روایاتی منسوب به نبی اکرم همزیرا «علیکم بسنّتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدّیین.» [۳۰] و نیز ماجرا: «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم.» [۳۱] [۳۲] برای مثال دلایل مدافعان این عقیده میباشد.
بعضا از محقّقان و عموماً متاخران، تابعان را نیز به صحابه افزودهاند.
"شهید ثانی" در تمجید "خبر و حدیث" اینگونه آورده میباشد: «و اعم اینجانب ان یکون پیمان الرسول و الامام و الصحابی و التابعی و غیرهم و فی معناه... فعلهم و تقریرهم»؛ حدیث اعم میباشد از حرف فرستاده، امام، صحابی، تابعی و دیگر افراد و فعل و تقریر آنها نیز در حکم سخنانشان میباشد.
دربارهی گسترهی معنا اصطلاحی «سنّت» از این جهت اختلاف گردیدهاست که آیا سنّت منحصر به فرد به پیمان، فعل و تقریر نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میباشد، یا این که عهد، فعل و تقریر معصومان (= مشتمل بر مسجد قبا مشهد ائمه دوازده گانه و فاطمه (علیهاالسّلام)) یا این که صحابه و احیاناً تابعان را در بر می گیرد؟ سه عقیده دراین باره ارایه گردیده است:
۳.۱.۱ - قسم، فعل و تقریر فرستاده
سنّت منحصر به فرد به قسم، فعل و تقریر رسول میباشد. این بینش از سوی شماری از عالمان اهلسنّت آدرس مسجد قبا مشهد و بعضا از عالمان شیعی، تصریح گردیدهاست. «شافعی» تصریح مینماید که سنّت بهطور مطلق منحصربهفرد به سنّت فرستاده میباشد. [۱۶] غزالی و رازی نیز با نفی حجیّت پیمان صحابی، بر همین رای میباشند. «آمدی» نیز اعتقاد دارد که بینش اکثر، انحصار سنّت به سنّت نبی میباشد. از ظواهر تعریف و تمجید سنّت در گفتار «ابنحجر» نیز، همین انحصار به دست می آید و طریقه آحاد مالکنظران اهل سنّت که حجیّت عهد و پیمان صحابی را به خیال و خاطر کشف کننده بودن آن شماره تلفن مسجد قبا مشهد از سنّت نبی دانستهاند، بهشکل غیرصریح، ناظر به همین بینش میباشد؛ چون آنها عملاً برای گفتار صحابه اعتباری قایل نشدهاند.
فی مابین عالمان شیعی، این انحصار به روضه خوان موثر منسوب شده میباشد. [۱۷][۱۸]
ولی بدین نکته بایستی توجّه داشت که اطلاق سنّت و عهد و پیمان صحابی با اعتبار آن مختلف میباشد. بهعبارت پرنورخیس ممکن میباشد کسی قسم صحابی را در اصطلاح - کاربرد اصطلاحی - مشتمل بر سنّت بداند؛ امّا در عین درحال حاضر آن را حجّت نداند. از این جهت در گفتار مدافعان یا این که منکران حجیّت سنّت صحابه یا این که تابعان می بایست دقّت خواهد شد که آیا آن ها قسم صحابه یا این که تابعی را جزو سنّت نمیدانند، یا این که معتقدند سنّت غیرمعتبر میباشد.
۳.۱.۲ - عهدوپیمان، فعل و تقریر معصوم
سنّت قسم، فعل و تقریر معصوم را دربر میگیرد. این بینش از سوی مردم یا این که کلیه محدثان شیعه ارایه شدهاست؛ گرچه بعضا از آن ها در کنار تیتر فرستاده، از تیتر امام به کارگیری کردهاند [۱۹] امّا بهخیال و خاطر عدم شمول لفظ امام نسبت به فاطمه (دروداللهعلیها) عموماً از اصطلاح «معصوم» به کارگیری کردهاند. [۲۰][۲۱] [۲۲]؛ بهتیتر نمونه؛ «مامقانی» بعداز نقل عبارت «ابنحجر» اینگونه آورده میباشد: «و تعبیره بالنبی مبنّی علی مذهبه و امّا علی مذهبنا فیعمّ ما دستور به و نهی عنه و بیّخیر اهل بیته المعصومون.» [۲۳] انحصار سنّت بر نبی بنابر مذهب ابنحجر میباشد؛ امّا بر مذهب ما سنّت، دستور و نهی فرستاده و امامان معصوم را در بر میگیرد.
وی اعتقاد دارد، شایسته ترین تعریف و تمجید سنّت این میباشد: «عهد و پیمان اینجانب لایجوز علیه الکذب و الخطا و فعله و تقریره غیر قرآن و غیر معمولی.»؛ سنّت قسم، فعل و تقریر کسی میباشد که کذب و اشتباه در وی راه و روش ندارد، با این شرط که قرآن نباشد و جزو کارها معمولی به اکانت نیاید. [۲۴]
قید "غیر قرآن" برای غیر وابسته ساختن "حدیث قدسی" از قرآن، افزوده گردیده و قید "غیرعادی"، ناظر به اختلاف دوم پیشگفته میباشد. آوردن عبارت: «اینجانب لایجوز علیه الکذب و الخطا» تعریفی از معصوم میباشد که ذکرگر حکمت این بسط در معنا سنّت نیز میباشد؛ به عبارت دیگر، ازآنجاکه در روح معنایی اصطلاح سنّت، تقلید و پیروی مطمح لحاظ میباشد، از اینرو، طهارت آنکه سنّت به وی منسوب شده، ضروری میباشد.
در تعریف و تمجید محقّق قمی نیز اینگونه آمده میباشد: «هی عهد المعصوم وی فعله وی تقریره الغیر العادیات.» [۲۵] سنّت، عبارت میباشد از عهد و پیمان یا این که فعل یا این که تقریر غیر معمولی معصوم....
۳.۱.۳ - عهدوپیمان، فعل و تقریر صحابه
سنّت عهدوپیمان، فعل و تقریر صحابه و احیاناً تابعان را در بر می گیرد؛ مردم مالکنظران و محدثان اهل سنّت بر این رایاند. ابنحجر عسقلانی این نظر را دارد، مبتنی بر حیث اکثر عالمان اهل سنّت، حرف صحابی جزو سنّت میباشد. [۲۶] حکم دهنده نیشابوری بعد از نقل کلام ابنعباس که گفته میباشد: «نماز میّت جهری میباشد»، اینگونه افزوده میباشد: «و قد اجمعوا علی عهد الصحابی سنة حدیث مسند.» علما اجماع کردهاند که گفتار صحابه سنّت و حدیث مسند میباشد. [۲۷]
۳.۱.۳.۱ - بینش شاطبی
مصرحترین صحبت دراینباره، گفتار"شاطبی" (م ۷۹۰) میباشد، وی دراینباره اینگونه آورده میباشد: «و یطلق ایضاً لفظ السّخیر علی ما کار علیه الصحابة، وجد ذلک فی الکتاب اَوْ السّخیر ویّلم یوجد، لکونه اتباعاً لسّخیر ثبتت عندهم لم تنقل الینا، وی اجتهاداً علیه منهم وی اینجانب خلفائهم، فان اجماعهم اجماع و کار خلفائهم راجع ایضاً الی حقیقة الاجماع.» همینطور لفظ سنّت بر آنچه صحابه بدان کار کردهاند، اطلاق میگردد، اعم از آنکه در کتاب و سنّت یافت گردد یا این که خیر؛ چون کار صحابه تقلید از سنّتی میباشد که برای آن ها اثبات گردیده، هرچند برای ما نقل نشده میباشد، یا این که بر اساس اجتهاد آنها یا این که جانشینان آنها میباشد و اجماع صحابه اجماع و کار جانشینانشان در واقعیت به اجماع برگشت دارااست. [۲۸]
"شاطبی" برای ثابت شمول سنّت نسبت به فعالیت صحابه دو دلیل آورده میباشد:
۱. کار آنها برخاسته از سنّت فرستاده میباشد که به هر استدلال به دست ما نرسیده میباشد.
۲. اجتهاد صحابه درصورتی که که با اجماع یاور باشد، سنّت میباشد. مبتنی بر استدلال ابتدا، سنّت صحابه فقط از آن جهت که کشف کننده از سنّت نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میباشد، سنّت محسوب گردیده و در واقعیت رجوع به سنّت فرستاده دارااست؛ امّا از برهان دوم وی، استقلال بی نقص فعالیت صحابه در دربرگیرنده سنّت بودن به کارگیری می گردد. "شاطبی" برای مدد از نگرش خویش به شواهد تاریخی مختلفی همزیرا سنّت صحابه راجع به حدّ شرابخواری، عده قرآن، وادار ساختن عموم به یک خواندن فی مابین قرائات هفتگانهی قرآن استناد نموده است.
۳.۱.۳.۲ - بقیه نگرشها
نگرش و ادّلهی "شاطبی" بعد از وی آیتم اقبال اکثری از مالکنظران اهل سنّت قرار گرفت؛ بهتیتر نمونه، محمّد عجاج خطیب با نقل لغت ها شاطبی، بر آن صحّه گذارده میباشد. [۲۹]
استناد به روایاتی منسوب به نبی اکرم همزیرا «علیکم بسنّتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدّیین.» [۳۰] و نیز ماجرا: «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم.» [۳۱] [۳۲] برای مثال دلایل مدافعان این عقیده میباشد.
بعضا از محقّقان و عموماً متاخران، تابعان را نیز به صحابه افزودهاند.
"شهید ثانی" در تمجید "خبر و حدیث" اینگونه آورده میباشد: «و اعم اینجانب ان یکون پیمان الرسول و الامام و الصحابی و التابعی و غیرهم و فی معناه... فعلهم و تقریرهم»؛ حدیث اعم میباشد از حرف فرستاده، امام، صحابی، تابعی و دیگر افراد و فعل و تقریر آنها نیز در حکم سخنانشان میباشد.

آدرس مسجد قبا مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از مراجعه