هشام بن سلامت جوالیقی جعفی، از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع). تخصّص وی در دانش سخن بیشتراز فقه بود. امام راست گو(ع) در برخی مسائل کلامی مانند توحید به وی ارجاع میاعطا کرد. وی روایاتی را از امام راست گو و امام کاظم نقل نموده است و از نگاه علمای رجالی شخصی ثقه به شمار میاید. اسم او در سلسلسه گواهی ۶۶۳ حدیث در کتاب ها حدیثی شیعه آمده میباشد. هشام بعداز شهید شدن امام راستگو(ع)، در رواج امامت امام کاظم(ع) نقش داشت. او اثراتی نیز داشته میباشد که مشهورترین آنان کتابی درباره معراج میباشد. اهل سنت بعضا آراء خاص در توحید را به هشام نسبت مسجد قبا مشهد دادهاند.
معرفی
هشام بن سلامت اصالتاً از اهل یک محل جوزجان که ناحیهای در نواحی بلخ خراسان بوده هست. بعضا از منابع او را به عنوان مثال اسرا به اکانت آوردهاند؛ اما با دقت به اینکه فتح جوزجان در سال ۳۳ هجری قمری بوده[۱]، ظاهراً بابا یا این که اجداد او از اسرا بودهاند. هشام بن سلامت تا سال ۱۸۳ هجری قمری زنده بوده میباشد.[۲] او در مدینه، خدمتکار انسان بن مروان بود.[۳] لقباش ابومحمد میباشد.[۴] به او غلام جعفی [۵] جوالیقی و علاف نیز میگفتند.[۶] او از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) میباشد.[۷] وی بر مباحث کلامی احاطه داشت و نامش در شمار راویان حدیث نیز آدرس مسجد قبا مشهد مذکور میباشد.
رده علمی
اشراف بر مباحث کلامی
امان از امامت امام کاظم(ع) در قبال فطحیه
بر اساس روایتی وقتی که بعد از شهیدشدن امام درست گو(ع)، عبدالله افطح ادعای امامت کرد، هشام بن سلامت و مؤمن طاق از وی درباره زکات پرسیدند و با جواب او مبتلا شک و تردید شدند. هشام با برخوردی که با امام کاظم(ع) داشت، تردیدش برطرف شد و امامت آن حضرت را میان خاصیت اصحاب امام راست گو(ع) تبلیغ می کرد. این فعالیت وی منجر شد دور و بر عبدالله افطح خلوت گردد و عبدالله عده ای را گماشته بود تا اورا کتک رزرو مسجد قبا مشهد بزنند.[۸]
مناظره با فرقههای دیگر
مناظرهای در بین مردی از اهل شام و امام درست گو(ع) در گرفت. امام اورا در هر بحثی به یکنفر ارجاع بخشید و در مشاجره توحید به هشام بن تندرست حواله اعطا کرد.[۹] از او مناظراتی با محمد بن بشیر، پیشوای بشیریه و بقیه افراد گزارش گردیده است.[۱۰] او همینطور در زمینه امامت[۱۱] و فقه تخصص شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.
نقل قصه از امام راستگو و امام کاظم(ع)
هشام از امام درستگو[۱۲] و امام کاظم علیهماالسلام قصه کرده[۱۳] و اسم وی در ورقه ها ۶۶۳ حدیث در کتابهای حدیثی شیعه آمده میباشد.[۱۴] او از راویانی مانند ابوبصیر، ابو حمزه ثُمالی، ابو خالد کابلی، ابن ابی یعفور، ابان بن تَغْلِب، ابان بن عثمان و زراره[۱۵] ماجرا نموده است. وی از سلیمان بن خالد ۹۹ ماجرا نقل کرده[۱۶] و راویانی زیرا ابن ابی عُمَیر،[۱۷] ابن دوست داستنی، ابن مسکان، بَزَنطی، حماد بن عثمان و صفوان بن یحیی از وی قصه کردهاند.[۱۸] نجاشی با عبارت «ثقة ثقة» از وی حافظه نموده است[۱۹] و آیت الله خوئی برخی روایاتی را که بر سرزنش وی دلالت داراهستند، از دید مدرک ضعیف می داند.[۲۰]
طرح نظرها گفت و گو برانگیز
بعضی از نویسندگان اهل سنت، ایده ها خاصی را فارغ از بیان منبعی دارای اعتبار به او نسبت دادهاند. برای مثال ایده ها منسوب به او عبارت میباشد از:
شکل داشتن معبود؛ سمعانی و ابوالحسن اشعری فرقهای به اسم هشامیه را به هشام بن حکم و هشام بن تندرست منسوب مینمایند و گفتهاند که هشام بن سلامت معبود را بهشکل بشر میپنداشته میباشد؛ اما به طور نوری که میدرخشد و دارنده حواس پنجگانه میباشد.[۲۱]
وسع: ابوالحسن اشعری به هشام بن سلامت نسبت می دهد که او یارا را قبل از فعل و آن را جسم و جزئی از بشر میدانسته میباشد.[۲۲]
کتابت اثرها
هشام، مهم داشته میباشد که گروهی آن را داستان کردهاند. ابن ابی عمیر از آن خبر داده میباشد.[۲۳]همینطور کتابهایی در حج، تعبیروتفسیر و معراج از وی گزارش گردیده است.[۲۴] اورده شده میباشد مشهورترین اثرش کتابی درباره معراج میباشد.[۲۵]
پانویس
هشام بن سلامت جوالیقی جعفی، از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع). تخصّص وی در دانش سخن بیشتراز فقه بود. امام راست گو(ع) در برخی مسائل کلامی مانند توحید به وی ارجاع میاعطا کرد. وی روایاتی را از امام راست گو و امام کاظم نقل نموده است و از نگاه علمای رجالی شخصی ثقه به شمار میاید. اسم او در سلسلسه گواهی ۶۶۳ حدیث در کتاب ها حدیثی شیعه آمده میباشد. هشام بعداز شهید شدن امام راستگو(ع)، در رواج امامت امام کاظم(ع) نقش داشت. او اثراتی نیز داشته میباشد که مشهورترین آنان کتابی درباره معراج میباشد. اهل سنت بعضا آراء خاص در توحید را به هشام نسبت مسجد قبا مشهد دادهاند.
معرفی
هشام بن سلامت اصالتاً از اهل یک محل جوزجان که ناحیهای در نواحی بلخ خراسان بوده هست. بعضا از منابع او را به عنوان مثال اسرا به اکانت آوردهاند؛ اما با دقت به اینکه فتح جوزجان در سال ۳۳ هجری قمری بوده[۱]، ظاهراً بابا یا این که اجداد او از اسرا بودهاند. هشام بن سلامت تا سال ۱۸۳ هجری قمری زنده بوده میباشد.[۲] او در مدینه، خدمتکار انسان بن مروان بود.[۳] لقباش ابومحمد میباشد.[۴] به او غلام جعفی [۵] جوالیقی و علاف نیز میگفتند.[۶] او از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) میباشد.[۷] وی بر مباحث کلامی احاطه داشت و نامش در شمار راویان حدیث نیز آدرس مسجد قبا مشهد مذکور میباشد.
رده علمی
اشراف بر مباحث کلامی
امان از امامت امام کاظم(ع) در قبال فطحیه
بر اساس روایتی وقتی که بعد از شهیدشدن امام درست گو(ع)، عبدالله افطح ادعای امامت کرد، هشام بن سلامت و مؤمن طاق از وی درباره زکات پرسیدند و با جواب او مبتلا شک و تردید شدند. هشام با برخوردی که با امام کاظم(ع) داشت، تردیدش برطرف شد و امامت آن حضرت را میان خاصیت اصحاب امام راست گو(ع) تبلیغ می کرد. این فعالیت وی منجر شد دور و بر عبدالله افطح خلوت گردد و عبدالله عده ای را گماشته بود تا اورا کتک رزرو مسجد قبا مشهد بزنند.[۸]
مناظره با فرقههای دیگر
مناظرهای در بین مردی از اهل شام و امام درست گو(ع) در گرفت. امام اورا در هر بحثی به یکنفر ارجاع بخشید و در مشاجره توحید به هشام بن تندرست حواله اعطا کرد.[۹] از او مناظراتی با محمد بن بشیر، پیشوای بشیریه و بقیه افراد گزارش گردیده است.[۱۰] او همینطور در زمینه امامت[۱۱] و فقه تخصص شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.
نقل قصه از امام راستگو و امام کاظم(ع)
هشام از امام درستگو[۱۲] و امام کاظم علیهماالسلام قصه کرده[۱۳] و اسم وی در ورقه ها ۶۶۳ حدیث در کتابهای حدیثی شیعه آمده میباشد.[۱۴] او از راویانی مانند ابوبصیر، ابو حمزه ثُمالی، ابو خالد کابلی، ابن ابی یعفور، ابان بن تَغْلِب، ابان بن عثمان و زراره[۱۵] ماجرا نموده است. وی از سلیمان بن خالد ۹۹ ماجرا نقل کرده[۱۶] و راویانی زیرا ابن ابی عُمَیر،[۱۷] ابن دوست داستنی، ابن مسکان، بَزَنطی، حماد بن عثمان و صفوان بن یحیی از وی قصه کردهاند.[۱۸] نجاشی با عبارت «ثقة ثقة» از وی حافظه نموده است[۱۹] و آیت الله خوئی برخی روایاتی را که بر سرزنش وی دلالت داراهستند، از دید مدرک ضعیف می داند.[۲۰]
طرح نظرها گفت و گو برانگیز
بعضی از نویسندگان اهل سنت، ایده ها خاصی را فارغ از بیان منبعی دارای اعتبار به او نسبت دادهاند. برای مثال ایده ها منسوب به او عبارت میباشد از:
شکل داشتن معبود؛ سمعانی و ابوالحسن اشعری فرقهای به اسم هشامیه را به هشام بن حکم و هشام بن تندرست منسوب مینمایند و گفتهاند که هشام بن سلامت معبود را بهشکل بشر میپنداشته میباشد؛ اما به طور نوری که میدرخشد و دارنده حواس پنجگانه میباشد.[۲۱]
وسع: ابوالحسن اشعری به هشام بن سلامت نسبت می دهد که او یارا را قبل از فعل و آن را جسم و جزئی از بشر میدانسته میباشد.[۲۲]
کتابت اثرها
هشام، مهم داشته میباشد که گروهی آن را داستان کردهاند. ابن ابی عمیر از آن خبر داده میباشد.[۲۳]همینطور کتابهایی در حج، تعبیروتفسیر و معراج از وی گزارش گردیده است.[۲۴] اورده شده میباشد مشهورترین اثرش کتابی درباره معراج میباشد.[۲۵]
پانویس

آدرس مسجد قبا مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از مراجعه