اَسْماءِ سَبْعه یا این که ائمه سبعه یا این که ائمةُ الْاَسْماء به هفت نام از اسماء الهی گفته می گردد که در عرفان اسلامی ریشه بقیه اسماء آفریدگار دانسته گردیدهاند. این اسامی عبارتند از: حیّ، عالِم، مرید، توانا، سمیع، بصیر و متکلم. برخی به مکان سمیع و بصیر، جواد و مُقسِط را بیان مسجد قبا مشهد کردهاند.
بعضا از اسماء سبعه بر برخی دیگر حق اولویت داراهستند مانند چهار صفت حیات، عزم، اقتدار و دانش که شرط تحقق سمع و بصر و صحبت میباشند. بعضی نام حیّ و بعضا نام عالِم را برگزیدگان نام از اسماء سبعه آدرس مسجد قبا مشهد خواندهاند.
حافظ رجب بُرسی، در کتاب مشارق انوار الیقین، بشر(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظهر اسماء سبعه و نبی اسلام(ص) را مظهر نام جامع دانسته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.
به گفته سید یدالله یزدانحفاظت، چیدمان اسماء الهی بهاین سیرتکامل میباشد: در سرسلسله اسماء، نام الله قراردارد و بعد به ترتیب اسماء ذاتی، اسماء هفتگانه، اسماء صفات، اسماء افعال و اسماء جزئی قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد داراهستند.
معنیشناسی
اسماء سبعه، اصطلاح عرفانی میباشد و خواسته از آن اسماء هفتگانه کلی(نسبت به اسماء دیگر) می باشند و ریشه بقیه اسماء الهی شمرده می شوند عبارتند از: حیّ، عالِم، مرید، حاذق، سمیع، بصیر و متکلم.[۱] حافظ رجب بُرسی، محدث و عارف شیعه قرن هشتم قمری، و عبدالرحمن جامی، صوفی ایرانی در قرن نهم قمری، به مکان سمیع و بصیر، جواد و مُقسِط (عادل) را بیان کردهاند.[۲] شرف الدین داوود قیصری، از عارفان قرن هشتم قمری، اسماء سبعه را صفاتی شمرده که بر تمامی شی ها اِحاطه تام داراهستند.[۳]
از اسماء سبعه، به ائمه سبعه،[۴] اسماء الهی،[۵] اسماء سبعه اُوَل، ائمة الاسماء، اصول الاسماء،[۶] اُمَّهات اسماء و امهات هفتگانه نیز تعبیروتفسیر شدهاست.[۷] حافظ رجب بُرسی، نام حیّ[۸] و عبدالرزاق کاشانی، عارف و صوفی اهل کاشان در قرن هفتم و هشتم قمری،[۹] عالِم را امام الائمة(شریفترین و برگزیدگان نام از اسماء سبعه) خواندهاند.
اسماء سبعه نسبت به همدیگر حق تقدم و تأخر داراهستند و بعضی از آنان شرط تحقق برخی دیگر به شمار میایند. برای مثال چهار صفت حیات، عزم، توان و دانش، شرط سه نام دیگر سمع و بصر و سخن میباشند و تا آن چهار نام نباشند، سه نام دیگر تحقق پیدا نمیکنند.[۱۰] بدین ترتیب چهار نام ذکر شده، کلیترین اسماء الهی می باشند و سه صفت دیگر ذیل به عبارتی چهار نام قرار می گیرند. ترتیب اسماء به حیث ساختوساز اشیا بهاین سیرتکامل میباشد: حیّ، علیم، مرید، حاذق، سمیع و بصیر و متکلم.[۱۱]
نام در عرفان
نام در اصطلاح عرفان اسلامی عبارت میباشد از ذات معبود به اضافه یک صفت خاص.[۱۲] هر گاه ذات معبود با صفت خاصی در حیث گرفته گردد، یکی اسماء الهی پدید خواهد آمد.[۱۳] برای مثال نام رحمان، بر ذات معبود دلالت دارااست به اضافه صفت عفو و بخشش.[۱۴] در عرفان اسلامی منظور از نام، لفظ وجود ندارد و آنچه ما به گویش می آوریم مانند علیم، قدیر، رحمان و رحیم، تمامی نام الاسم، یعنی نامِ آن اسماء حقیقی وواقعی عرفانی میباشند.[۱۵]علامه طباطبایی در تفاوت در میان اسما و صفات در آفریدگار براین اعتقاد و باور میباشد که هر گاه ذات به خودی خویش سوای دخالت چیز دیگری در حیث گرفته خواهد شد در این حالت چیزی که بر ذات دلالت مینماید نام اسم داراست و درحالتی که ذات با دقت به صفت خاصی و از آن جهت که موصوف بهاین صفت میباشد، در حیث گرفته گردد چیزی که ذات را وصف مینماید صفت نامیده می گردد بنابراین عناوینی زیرا «اللّه »، «دانا» و «حی» نام، و کلماتی زیرا: «دانش» و «حیات» صفت میباشد. [۱۶]برای مثال: واقعیتِ حیات در ذات الهی (که صفت حیات برآن دلالت مینماید) به عبارتی صفت اوست که عین ذات اوست و واقعیت ذات الهی با حیاتی که عین ذات اوست به عبارتی نام الهی میباشد و به این ترتیب حیّ و حیات دو نام برای نام و صفت حیات میباشند.[۱۷]
مظاهر اسماء سبعه
حافظ رجب بُرسی، حضرت انسان(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظاهر اسماء سبعه دانسته میباشد.[۱۸] از نگرش او، بشر(ع) مظهر متکلم، ادریس(ع) مظهر حیّ، ابراهیم(ع) مظهر جواد، یوسف(ع) مظهر مرید، موسی(ع) مظهر کارکشته، هارون(ع) مظهر فقیه و عیسی(ع) مظهر مُقسِط میباشد.[۱۹] وی نبی اسلام(ص) را مظهر نام جامع و مظهر انوار و جامع تمامی اسرار دانسته میباشد.[۲۰][یادداشت ۱]
بُرسی همینطور برخی از فرشتگان و ستارگان و سیارهها را مظاهر اسماء سبعه معرفی نموده است؛ مثلا جبرئیل را مظهر دانش، اسرافیل را مظهر حیات، میکائیل را مظهر عزم، عزرائیل را مظهر اقتدار، خورشید را مظهر تجلّیِ حیات، ماه را مظهر تجلّیِ صحبت و سیاره مشتری را مظهر دانش شمرده میباشد.[۲۱]
اَسْماءِ سَبْعه یا این که ائمه سبعه یا این که ائمةُ الْاَسْماء به هفت نام از اسماء الهی گفته می گردد که در عرفان اسلامی ریشه بقیه اسماء آفریدگار دانسته گردیدهاند. این اسامی عبارتند از: حیّ، عالِم، مرید، توانا، سمیع، بصیر و متکلم. برخی به مکان سمیع و بصیر، جواد و مُقسِط را بیان مسجد قبا مشهد کردهاند.
بعضا از اسماء سبعه بر برخی دیگر حق اولویت داراهستند مانند چهار صفت حیات، عزم، اقتدار و دانش که شرط تحقق سمع و بصر و صحبت میباشند. بعضی نام حیّ و بعضا نام عالِم را برگزیدگان نام از اسماء سبعه آدرس مسجد قبا مشهد خواندهاند.
حافظ رجب بُرسی، در کتاب مشارق انوار الیقین، بشر(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظهر اسماء سبعه و نبی اسلام(ص) را مظهر نام جامع دانسته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.
به گفته سید یدالله یزدانحفاظت، چیدمان اسماء الهی بهاین سیرتکامل میباشد: در سرسلسله اسماء، نام الله قراردارد و بعد به ترتیب اسماء ذاتی، اسماء هفتگانه، اسماء صفات، اسماء افعال و اسماء جزئی قرار شماره تلفن مسجد قبا مشهد داراهستند.
معنیشناسی
اسماء سبعه، اصطلاح عرفانی میباشد و خواسته از آن اسماء هفتگانه کلی(نسبت به اسماء دیگر) می باشند و ریشه بقیه اسماء الهی شمرده می شوند عبارتند از: حیّ، عالِم، مرید، حاذق، سمیع، بصیر و متکلم.[۱] حافظ رجب بُرسی، محدث و عارف شیعه قرن هشتم قمری، و عبدالرحمن جامی، صوفی ایرانی در قرن نهم قمری، به مکان سمیع و بصیر، جواد و مُقسِط (عادل) را بیان کردهاند.[۲] شرف الدین داوود قیصری، از عارفان قرن هشتم قمری، اسماء سبعه را صفاتی شمرده که بر تمامی شی ها اِحاطه تام داراهستند.[۳]
از اسماء سبعه، به ائمه سبعه،[۴] اسماء الهی،[۵] اسماء سبعه اُوَل، ائمة الاسماء، اصول الاسماء،[۶] اُمَّهات اسماء و امهات هفتگانه نیز تعبیروتفسیر شدهاست.[۷] حافظ رجب بُرسی، نام حیّ[۸] و عبدالرزاق کاشانی، عارف و صوفی اهل کاشان در قرن هفتم و هشتم قمری،[۹] عالِم را امام الائمة(شریفترین و برگزیدگان نام از اسماء سبعه) خواندهاند.
اسماء سبعه نسبت به همدیگر حق تقدم و تأخر داراهستند و بعضی از آنان شرط تحقق برخی دیگر به شمار میایند. برای مثال چهار صفت حیات، عزم، توان و دانش، شرط سه نام دیگر سمع و بصر و سخن میباشند و تا آن چهار نام نباشند، سه نام دیگر تحقق پیدا نمیکنند.[۱۰] بدین ترتیب چهار نام ذکر شده، کلیترین اسماء الهی می باشند و سه صفت دیگر ذیل به عبارتی چهار نام قرار می گیرند. ترتیب اسماء به حیث ساختوساز اشیا بهاین سیرتکامل میباشد: حیّ، علیم، مرید، حاذق، سمیع و بصیر و متکلم.[۱۱]
نام در عرفان
نام در اصطلاح عرفان اسلامی عبارت میباشد از ذات معبود به اضافه یک صفت خاص.[۱۲] هر گاه ذات معبود با صفت خاصی در حیث گرفته گردد، یکی اسماء الهی پدید خواهد آمد.[۱۳] برای مثال نام رحمان، بر ذات معبود دلالت دارااست به اضافه صفت عفو و بخشش.[۱۴] در عرفان اسلامی منظور از نام، لفظ وجود ندارد و آنچه ما به گویش می آوریم مانند علیم، قدیر، رحمان و رحیم، تمامی نام الاسم، یعنی نامِ آن اسماء حقیقی وواقعی عرفانی میباشند.[۱۵]علامه طباطبایی در تفاوت در میان اسما و صفات در آفریدگار براین اعتقاد و باور میباشد که هر گاه ذات به خودی خویش سوای دخالت چیز دیگری در حیث گرفته خواهد شد در این حالت چیزی که بر ذات دلالت مینماید نام اسم داراست و درحالتی که ذات با دقت به صفت خاصی و از آن جهت که موصوف بهاین صفت میباشد، در حیث گرفته گردد چیزی که ذات را وصف مینماید صفت نامیده می گردد بنابراین عناوینی زیرا «اللّه »، «دانا» و «حی» نام، و کلماتی زیرا: «دانش» و «حیات» صفت میباشد. [۱۶]برای مثال: واقعیتِ حیات در ذات الهی (که صفت حیات برآن دلالت مینماید) به عبارتی صفت اوست که عین ذات اوست و واقعیت ذات الهی با حیاتی که عین ذات اوست به عبارتی نام الهی میباشد و به این ترتیب حیّ و حیات دو نام برای نام و صفت حیات میباشند.[۱۷]
مظاهر اسماء سبعه
حافظ رجب بُرسی، حضرت انسان(ع)، ادریس(ع)، ابراهیم(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، هارون(ع) و عیسی(ع) را مظاهر اسماء سبعه دانسته میباشد.[۱۸] از نگرش او، بشر(ع) مظهر متکلم، ادریس(ع) مظهر حیّ، ابراهیم(ع) مظهر جواد، یوسف(ع) مظهر مرید، موسی(ع) مظهر کارکشته، هارون(ع) مظهر فقیه و عیسی(ع) مظهر مُقسِط میباشد.[۱۹] وی نبی اسلام(ص) را مظهر نام جامع و مظهر انوار و جامع تمامی اسرار دانسته میباشد.[۲۰][یادداشت ۱]
بُرسی همینطور برخی از فرشتگان و ستارگان و سیارهها را مظاهر اسماء سبعه معرفی نموده است؛ مثلا جبرئیل را مظهر دانش، اسرافیل را مظهر حیات، میکائیل را مظهر عزم، عزرائیل را مظهر اقتدار، خورشید را مظهر تجلّیِ حیات، ماه را مظهر تجلّیِ صحبت و سیاره مشتری را مظهر دانش شمرده میباشد.[۲۱]

آدرس مسجد قبا مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از مراجعه