در راه امام
امامخمینی نیز دانش شریعت را در شمار برگزیدگان علم ها می داند و آن را مسجد قبا مشهد شالوده جاری ساختن ظاهری و تکالیف الهی معرفی مینماید[۷۳] که در شرایطی که کسی منکر آن خواهد شد، در واقعیت آئین را محصور نموده است.[۷۴] وی روی هم رفته درباره ی التزام به شریعت به یکسری تیم اشاره مینماید: آدرس مسجد قبا مشهد
ظاهرگرایان
اینان گروهیاند که در دایره آئین اسلام به بایدها و نبایدهای عملی و احکام دینی براین باوراند و بدان کار مینمایند؛ البته به دلیل توقف در سطح و شکل عبادات، اهل معرفت آنانرا شماتت کردهاند. امامخمینی شماره تلفن مسجد قبا مشهد نیز این دسته را سرزنش کرده و بر این اعتقادوباور میباشد که ایستادن در معانی عرفی و سطحی از ذکر ها و ادعیه و محدودکردن عبادات به قشر و شکل و هیئت ملکی، ضمن اینکه مخالف عقل و نقل میباشد، برای سیر علمی و عملی آدم مضر میباشد.[۷۵] وی ظاهرگرایی را دارنده اثر ها و آفاتی میداند، ازجمله:
انکار مقامات معنوی و اسرار الهی و نسبتدادن این حقایق به تخیلات و اوهام[۷۶]؛
غفلت از اسرار و آداب باطنی عبادت که موجب عصمت و طهارت داخل آدم و تجدید بنا قلب میگردد[۷۷]؛
بدگویی و بدبینی به عارفان و اولیاءالله و تکفیر آن ها[۷۸]؛
منع بندگان آفریدگار از منش معارف و استحصال به جمال خدای بزرگ[۷۹]؛
پشیمانکردن قلب بندگان خداوند از روحانیات و خوشبختیهای عقلی به جهات دنیوی و جسمانی[۸۰]؛
منحصردانستن بهروزی و لذتها به روشن بختی و لذتهای حیوانی[۸۱]؛
تمجید حداقلی از شریعت که لازمه آن ورود نقص در شریعت میباشد.[۸۲]
بنابر حیث وی این دسته بر مبنای ادله عقلی و فلسفی به خوشبختی عقلانی نمیرسند و در دنیا آخرت هم برای آنها مقامی فراتر از برزخ حیوانی وجود ندارد.[۸۳]
صوفیان جاهل
این دسته عارفنمایانیاند که دانش و فعالیت ظاهری را اختصاصی عوام و جاهلان دانسته و اهل رازّ و اصحاب قلوب را بینیاز از ایفا ظاهری می دانند و با تمسک به آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْاعتقادوباور»[۸۴] معتقدند ایفا ظاهری برای دستیابی حقایق قلبی و وصال به مقصد میباشد و با وصال سالک به مقصد، پرداختن به آنها هجران از واقعیت میباشد.[۸۵] امامخمینی این تیم را خارج از دایره اهل معرفت[۸۶] و جاهل به مقامات اهل معرفت[۸۷] می داند. دو راه یادشده، از حیث امامخمینی در جانب افراط و تفریطاند.[۸۸] به اطمینان وی این دو دسته از جامعیت و میانروی بیرون و از روشنایی هدایت به صراط بدون واسطه قرآنی محروماند.[۸۹] وی اعتقاد دارد در حالتیکه سالک فقط به ظواهر تمسک نماید و متوقف گردد، کوتاهی کرده و در قشر و سطح شریعت باقیمانده میباشد؛ به عبارتیسیرتکامل که در حالتی که به داخل لحاظ نماید و به ظواهر و شریعت اعتنا نکند، از صراط بدون واسطه بدور میگردد.[۹۰]
عارفان
عارفان راستین شریعت را دارنده دو روی ظواهر و درون میدانند و در کار، علاوه بر استحصال به داخل و واقعیت، پایبندی به ظواهر شریعت داراهستند.[۹۱] به باور امامخمینی، دانا و عارف پژوهشگر می بایست قیام به ظواهر و درون نماید و به آداب صوری و معنوی متأدب شود و در حالتی که ظواهر را به نوروروشنایی قرآن منور مینماید، درون را نیز می بایست به انوار معرفت و توحید، نورانی گرداند[۹۲] و اهل تصوف فارغ از آنکه متوجه باشند، از حکمت عیسوی(ع) و اهل ظواهر، از حکمت موسوی(ع) دم میزنند؛ ولی جامع این دو تیم، مشرب محمدی(ص) میباشد[۹۳]؛ در واقعیت عارف بدون نقص کسی میباشد که صاحب و مالک هر دو رتبه میباشد؛ چون ظواهر فارغ از درون، جسدی فارغ از روح و دنیایی سوای آخرت میباشد.[۹۴] وی این نظر را دارد فرد عارف با اینکه مستغرق در تجلیات و انوار حق میباشد، هیچ جزء یا این که شرطی از آداب صوری در عبادات و مناسک وی نادر یا این که زیاد نمیشود و برخلاف احکام دینی اقامه نمیشود.[۹۵] وی در ذکر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْیقِین»[۹۶] و زمینه جدا عبادت بعد از وصال به واقعیت، این نظر را دارد تا زمانی آدم در جامه عبودیت میباشد، نماز و آحاد اجرا وی از خویش اوست و زیرا فانی در حق شد و به موت کلی و فنای مطلق دست یافت، تک تک ایفا از حق میباشد و سالک تصرفی در آن ندارد و این به عبارتی قطع عبادت بعداز وصول میباشد و به این شکل وجود ندارد که جاهلان متصوفه گمان کردهاند عبادت ساقط می شود.[۹۷] (مشاهده کنید: عرفان)
طریقت برای استخراج به واقعیت
اهل معرفتْ طریقت خویش را نوعی ریاضتکشیدن در تحمل شریعت برای به دست داخل شدن واقعیت میدانند.[۹۸] از حیث آنها صرفا رویه وصال بهاین غرض تقلید از شریعت معبود و سنت و نحوه رسول(ص) میباشد[۹۹] و شیوه های دیگر، سالک را به مقصد نخواهد رساند.[۱۰۰] آنها معتقدند شریعت مانند کشتی میباشد که می بایست برای رفتن به دریای واقعیت و کشف گوهر واقعیت، بر آن سوار شد و هر که به غیر این شیوه خوی نماید، به واقعیت نخواهد رسید.[۱۰۱]
امامخمینی نیز تبعیت از شریعت و ملاحظه ظواهر آن را صرفا رویکرد وصال به طریقت و واقعیت میداند[۱۰۲] و این نظر را دارد هیچ راهی در معارف الهی پیموده نمی شود، مگر آنکه ظواهر شریعت ملاحظه گردد و سوای اتصاف به ظواهر شریعت نمیقدرت به داخل دست یافت[۱۰۳]؛ همچنانکه منش وصال به داخل ایفا دینی و عبادات، مانند نماز، رعایت آداب دینی در آن عبادت میباشد و این فرمان روش بدون واسطه به اسرار ربوبیت و انوار غیبی میباشد.[۱۰۴] وی دانش شریعت را راهی بدون واسطه به اسرار و تجلیات الهی و پایه انجام ظاهری و تکالیف الهی می داند[۱۰۵] و بر این اعتقاد و باور میباشد که مجاورتترین رویکرد وصول الی الله و صراط بی واسطه اهل سلوک، خط مش پیامبر خداوند(ص) و اهل بیت(ع) اوست.[۱۰۶]
امامخمینی با این اعتقادوباور که امر تربیت آدم در شرایع الهی وجود دارااست،[۱۰۷] این نظر را دارد هر که با مداومت بر اجرا انجام ظاهری شریعت و تقلید از تکالیف الهی به داخل دست نیابد، می بایست بداند آنسیرتکامل که سزاوار و بایسته میباشد بر ایفا وظایف ظاهری قیام نکرده میباشد[۱۰۸] و درصورتی که که سالک در ریاضت خویش، روش شریعت را در پیش نگیرد و به ریاضتهای فسخ روی آورد، نفس و شیطانِ باطن وی بر وی تجلی مینماید و به ادعاهای فسخ و شطحیات در گیر میگردد و این در واقعیت از نقصان سلوک و بقای انانیت سالک میباشد[۱۰۹]؛ از اینرو سالک مایحتاج میباشد در مسیر خویش، مدرس و مرشدی داشته باشد تا منش ریاضات فقاهتی را به وی بیاموزد.[۱۱۰] به اعتقادوباور وی سالک بعداز آنکه ملتزم به احکام شریعت شد و سرگرم تهذیب درون شوید، نادرمعدود انوار غیبی الهی در آینه قلبش تجلی مینماید و با جذبههای باطنی و عشق و علاقه فطری ذاتی، مجذوب دانا غیب میگردد و بعد از گذر از این فرآیند، سلوک الی اللّه با دستگیری باطنی غیبی شروع میشود و قلب، حقطلب و حقجو می شود و دقت قلب از طبیعت جداشده به واقعیت می رسد.
در راه امام
امامخمینی نیز دانش شریعت را در شمار برگزیدگان علم ها می داند و آن را مسجد قبا مشهد شالوده جاری ساختن ظاهری و تکالیف الهی معرفی مینماید[۷۳] که در شرایطی که کسی منکر آن خواهد شد، در واقعیت آئین را محصور نموده است.[۷۴] وی روی هم رفته درباره ی التزام به شریعت به یکسری تیم اشاره مینماید: آدرس مسجد قبا مشهد
ظاهرگرایان
اینان گروهیاند که در دایره آئین اسلام به بایدها و نبایدهای عملی و احکام دینی براین باوراند و بدان کار مینمایند؛ البته به دلیل توقف در سطح و شکل عبادات، اهل معرفت آنانرا شماتت کردهاند. امامخمینی شماره تلفن مسجد قبا مشهد نیز این دسته را سرزنش کرده و بر این اعتقادوباور میباشد که ایستادن در معانی عرفی و سطحی از ذکر ها و ادعیه و محدودکردن عبادات به قشر و شکل و هیئت ملکی، ضمن اینکه مخالف عقل و نقل میباشد، برای سیر علمی و عملی آدم مضر میباشد.[۷۵] وی ظاهرگرایی را دارنده اثر ها و آفاتی میداند، ازجمله:
انکار مقامات معنوی و اسرار الهی و نسبتدادن این حقایق به تخیلات و اوهام[۷۶]؛
غفلت از اسرار و آداب باطنی عبادت که موجب عصمت و طهارت داخل آدم و تجدید بنا قلب میگردد[۷۷]؛
بدگویی و بدبینی به عارفان و اولیاءالله و تکفیر آن ها[۷۸]؛
منع بندگان آفریدگار از منش معارف و استحصال به جمال خدای بزرگ[۷۹]؛
پشیمانکردن قلب بندگان خداوند از روحانیات و خوشبختیهای عقلی به جهات دنیوی و جسمانی[۸۰]؛
منحصردانستن بهروزی و لذتها به روشن بختی و لذتهای حیوانی[۸۱]؛
تمجید حداقلی از شریعت که لازمه آن ورود نقص در شریعت میباشد.[۸۲]
بنابر حیث وی این دسته بر مبنای ادله عقلی و فلسفی به خوشبختی عقلانی نمیرسند و در دنیا آخرت هم برای آنها مقامی فراتر از برزخ حیوانی وجود ندارد.[۸۳]
صوفیان جاهل
این دسته عارفنمایانیاند که دانش و فعالیت ظاهری را اختصاصی عوام و جاهلان دانسته و اهل رازّ و اصحاب قلوب را بینیاز از ایفا ظاهری می دانند و با تمسک به آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْاعتقادوباور»[۸۴] معتقدند ایفا ظاهری برای دستیابی حقایق قلبی و وصال به مقصد میباشد و با وصال سالک به مقصد، پرداختن به آنها هجران از واقعیت میباشد.[۸۵] امامخمینی این تیم را خارج از دایره اهل معرفت[۸۶] و جاهل به مقامات اهل معرفت[۸۷] می داند. دو راه یادشده، از حیث امامخمینی در جانب افراط و تفریطاند.[۸۸] به اطمینان وی این دو دسته از جامعیت و میانروی بیرون و از روشنایی هدایت به صراط بدون واسطه قرآنی محروماند.[۸۹] وی اعتقاد دارد در حالتیکه سالک فقط به ظواهر تمسک نماید و متوقف گردد، کوتاهی کرده و در قشر و سطح شریعت باقیمانده میباشد؛ به عبارتیسیرتکامل که در حالتی که به داخل لحاظ نماید و به ظواهر و شریعت اعتنا نکند، از صراط بدون واسطه بدور میگردد.[۹۰]
عارفان
عارفان راستین شریعت را دارنده دو روی ظواهر و درون میدانند و در کار، علاوه بر استحصال به داخل و واقعیت، پایبندی به ظواهر شریعت داراهستند.[۹۱] به باور امامخمینی، دانا و عارف پژوهشگر می بایست قیام به ظواهر و درون نماید و به آداب صوری و معنوی متأدب شود و در حالتی که ظواهر را به نوروروشنایی قرآن منور مینماید، درون را نیز می بایست به انوار معرفت و توحید، نورانی گرداند[۹۲] و اهل تصوف فارغ از آنکه متوجه باشند، از حکمت عیسوی(ع) و اهل ظواهر، از حکمت موسوی(ع) دم میزنند؛ ولی جامع این دو تیم، مشرب محمدی(ص) میباشد[۹۳]؛ در واقعیت عارف بدون نقص کسی میباشد که صاحب و مالک هر دو رتبه میباشد؛ چون ظواهر فارغ از درون، جسدی فارغ از روح و دنیایی سوای آخرت میباشد.[۹۴] وی این نظر را دارد فرد عارف با اینکه مستغرق در تجلیات و انوار حق میباشد، هیچ جزء یا این که شرطی از آداب صوری در عبادات و مناسک وی نادر یا این که زیاد نمیشود و برخلاف احکام دینی اقامه نمیشود.[۹۵] وی در ذکر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْیقِین»[۹۶] و زمینه جدا عبادت بعد از وصال به واقعیت، این نظر را دارد تا زمانی آدم در جامه عبودیت میباشد، نماز و آحاد اجرا وی از خویش اوست و زیرا فانی در حق شد و به موت کلی و فنای مطلق دست یافت، تک تک ایفا از حق میباشد و سالک تصرفی در آن ندارد و این به عبارتی قطع عبادت بعداز وصول میباشد و به این شکل وجود ندارد که جاهلان متصوفه گمان کردهاند عبادت ساقط می شود.[۹۷] (مشاهده کنید: عرفان)
طریقت برای استخراج به واقعیت
اهل معرفتْ طریقت خویش را نوعی ریاضتکشیدن در تحمل شریعت برای به دست داخل شدن واقعیت میدانند.[۹۸] از حیث آنها صرفا رویه وصال بهاین غرض تقلید از شریعت معبود و سنت و نحوه رسول(ص) میباشد[۹۹] و شیوه های دیگر، سالک را به مقصد نخواهد رساند.[۱۰۰] آنها معتقدند شریعت مانند کشتی میباشد که می بایست برای رفتن به دریای واقعیت و کشف گوهر واقعیت، بر آن سوار شد و هر که به غیر این شیوه خوی نماید، به واقعیت نخواهد رسید.[۱۰۱]
امامخمینی نیز تبعیت از شریعت و ملاحظه ظواهر آن را صرفا رویکرد وصال به طریقت و واقعیت میداند[۱۰۲] و این نظر را دارد هیچ راهی در معارف الهی پیموده نمی شود، مگر آنکه ظواهر شریعت ملاحظه گردد و سوای اتصاف به ظواهر شریعت نمیقدرت به داخل دست یافت[۱۰۳]؛ همچنانکه منش وصال به داخل ایفا دینی و عبادات، مانند نماز، رعایت آداب دینی در آن عبادت میباشد و این فرمان روش بدون واسطه به اسرار ربوبیت و انوار غیبی میباشد.[۱۰۴] وی دانش شریعت را راهی بدون واسطه به اسرار و تجلیات الهی و پایه انجام ظاهری و تکالیف الهی می داند[۱۰۵] و بر این اعتقاد و باور میباشد که مجاورتترین رویکرد وصول الی الله و صراط بی واسطه اهل سلوک، خط مش پیامبر خداوند(ص) و اهل بیت(ع) اوست.[۱۰۶]
امامخمینی با این اعتقادوباور که امر تربیت آدم در شرایع الهی وجود دارااست،[۱۰۷] این نظر را دارد هر که با مداومت بر اجرا انجام ظاهری شریعت و تقلید از تکالیف الهی به داخل دست نیابد، می بایست بداند آنسیرتکامل که سزاوار و بایسته میباشد بر ایفا وظایف ظاهری قیام نکرده میباشد[۱۰۸] و درصورتی که که سالک در ریاضت خویش، روش شریعت را در پیش نگیرد و به ریاضتهای فسخ روی آورد، نفس و شیطانِ باطن وی بر وی تجلی مینماید و به ادعاهای فسخ و شطحیات در گیر میگردد و این در واقعیت از نقصان سلوک و بقای انانیت سالک میباشد[۱۰۹]؛ از اینرو سالک مایحتاج میباشد در مسیر خویش، مدرس و مرشدی داشته باشد تا منش ریاضات فقاهتی را به وی بیاموزد.[۱۱۰] به اعتقادوباور وی سالک بعداز آنکه ملتزم به احکام شریعت شد و سرگرم تهذیب درون شوید، نادرمعدود انوار غیبی الهی در آینه قلبش تجلی مینماید و با جذبههای باطنی و عشق و علاقه فطری ذاتی، مجذوب دانا غیب میگردد و بعد از گذر از این فرآیند، سلوک الی اللّه با دستگیری باطنی غیبی شروع میشود و قلب، حقطلب و حقجو می شود و دقت قلب از طبیعت جداشده به واقعیت می رسد.

رزرو مسجد قبا مشهد برای برگزاری مراسم