انفاق موجب تمیز شدن نفس از اکثری از رذایل اخلاقی میباشد؛ چنانکه وجود این خصوصیت برای زکات دادن، که خویش سیرتکاملای از انفاق به شمار میرود، تصریح گردیدهاست: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم و تُزَکّیهِم بِها وصَلِّ عَلَیهِم...» [۱۲۳]؛ همینطور مفسران منظور از«یَتَزَّکی» را در آیه ۱۸ سوره لیل مسجد قبا مشهد منزه شدن انفاق کننده از گناهان و عصمت و طهارت نفس وی دانستهاند. [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶]جهان دوستی، جنس دوستی و بخل به عنوان مثال رذایلی میباشد که با انفاق کردن از بشر به دور میگردد.[۱۲۷] [۱۲۸]
۵.۲ - وقار روحی
پیامد دیگر انفاق، وقار روحی انفاقگر در عالم و آخرت میباشد: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِاللّهِ... لا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» [۱۲۹] «واهمه» را نگرانی از آجل و «غم» را غم و حزن از قبل معنی کردهاند. [۱۳۰][۱۳۱] به لحاظ شماری از مفسران خواسته از «تَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم» در آیه ۲۶۵ سوره بقره آرامشی میباشد که بعداز انفاق برای انفاق کننده و انفاق شونده و در ادامه آن برای جامعه نتیجه ها میگردد.[۱۳۲] آدرس مسجد قبا مشهد
۵.۳ - جبران و ارتقا اموال
پروردگار کمبود دنیوی را که بر تاثیر انفاق در کالا انفاق کننده پدید می آید، جبران مینماید: «و ما اَنفَقتُم مِن شَیء فَهُوَ یُخلِفُهُ»[۱۳۳] مفسران خواسته از «یُخلِفُه» را درین آیه جبران دنیویِ اموال در عالم یا این شماره تلفن مسجد قبا مشهد که اجر و مشوق اخروی دانستهاند.[۱۳۴] [۱۳۵][۱۳۶]
آیه ۲۷۲ سوره بقره نیز همینسیرتکامل تعبیر و تفسیر شدهاست [۱۳۷] [۱۳۸][۱۳۹] : «و ما تُنفِقوا مِن خَیر یُوَفَّ اِلَیکُم...» [۱۴۰] خدا افزون بر جبران سرمایه انفاق گردیده، گاه تعدادی موازی آن را به انفاقگر میدهد: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَیُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا کَثیرَةً واللّهُ یَقبِضُ و یَبصُـطُ» [۱۴۱] منظور از«واللّهُ یَقبِضُ و یَبصُـط» این میباشد که قبض و گسترش روزی به دست خداست و وی بضاعت و توان آن را دارااست که در قبال آنچه از فرآورده انفاق کننده نادر می شود تعدادی موازی آن را بدهد [۱۴۲] [۱۴۳] ؛ چنانکه آیه ۲۶۸ سوره بقره نیز بهاین مقاله اشاره دارااست. [۱۴۴]
۵.۴ - تقرب به آفریدگار
به تصریح نشانهها قرآنی ([۱۴۵] [۱۴۶] پروردگار انفاقگران را دوست دارااست. انفاق موجب قرب و قربت آدم به معبود میگردد: «ومِنَ الاَعرابِ مَن... و یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ قُرُبـت عِندَ اللّهِ... اَلا اِنَّها قُربَةٌ لَهُم» [۱۴۷] منظور از قرب در آیه، قربت در جايگاه و منزلت فرد به آفریدگار میباشد [۱۴۸] ، هرچند برخی مفسران [۱۴۹] منظور از تقرب را طلب اجر و جایزه الهی دانستهاند. جایگاه و رتبه مؤمنانی که در شیوه آفریدگار انفاق مینمایند با دیگرافراد موازی وجود ندارد: «لاَیَستَوِی القـعِدونَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ والمُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم...» [۱۵۰] [۱۵۱]، بلکه جایگاه آنها بلندتر میباشد: «فَضَّلَ اللّهُ المُجـهِآیینَ بِاَمولِهِم... عَلَی القـعِآئینَ دَرَجَة» [۱۵۲] قرآن مؤمنانی را که هم پا با اعمالی اساسی زیرا مسافرت و جهاد به انفاق کردن مبادرت نمایند، دارنده درجهای رفیعتر از دیگرافراد نزد خدا برشمرده میباشد: «اَلَّذینَ ءامَآوا و هاجَجایز وجـهَدوا فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم و اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَةً عِندَاللّه» [۱۵۳]
۵.۵ - امنیت اجتماعی
برای مثال اثر ها خوشایند توسعه و گسترش انفاق در جامعه، نقش اساسی آن در بسط امنیت و سالم جامعه میباشد، آنچنان که آن را از اسباب حیات اجتماعی شمردهاند. گاه این خصوصیتِ انفاق را از آیه ۳۸ سوره محمد برداشت کردهاند. [۱۵۴] [۱۵۵] مفسران خواسته از نابودی را در آیه ۱۹۵ سوره بقره: «واَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ ولا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَة»[۱۵۶] غلبه معاندان بر مسلمان ها بر تاثیر جلوگیری از صرف جنس در منش جهاد و به صورت کلی امتناع از انفاق کردن در رویه آفریدگار دانستهاند که در غایت به ضعف مسلمانها و پیشرفت ناامنی در جامعه میانجامد. [۱۵۷][۱۵۸] [۱۵۹]
۵.۶ - عفو وبخشش و عفو وبخشش الهی
انفاق کردن در راه و روش معبود در شمار اعمالی میباشد که جلب عفووبخشش آفریدگار و آمرزش گناهان را درپی داراست: «سَیُدخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحمَتِه» [۱۶۰] ، «قالَ اللّه... لئِن اَقَمتُمُ الصَّلوة... و اَقرَضتُمُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا لاَکَفِّرَنَّ عَنکُم سَیِّـاتِکُم» [۱۶۱][۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵]
[۱۶۶]
آیه ها ۱۰۲ ـ ۱۰۳ سوره توبه درباره ابولبابه و یارانش نازل گردیده که بعد از ارتکاب گناه، توبه کرده و از خدا رحمت طلبیدند. پروردگار خلال تایید توبه آنها به فرستاده اکرم(صلی الله علیه وآله)امر اعطا کرد تا برای تمیز شدن آنها بخشی از اموالشان را بگیرد: «وءاخَرونَ اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم خَلَطوا عَمَلاً صــلِحـًا وءاخَرَ سَیِّئـًا عَسَی اللّهُ اَن یَتوبَ عَلَیهِم اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَکّیهِم...»[۱۶۷] هرچند بیشتر مفسران خواسته از «صدقه» را درین آیه، زکات واجب دانستهاند [۱۶۸] [۱۶۹] ، با اعتنا به حدیثی که در شأن نزول آیه بیان شده [۱۷۰] [۱۷۱] بعضا مفسران بر آناند که بخشی از این اموال زکات و بخشی دیگر کفاره بوده میباشد. [۱۷۲] [۱۷۳]
۵.۷ - جایزه اخروی و فرجام نیک
انفاق مالی یا این که غیر مالی، هرچند خرد باشد بر خدا نهفته وجود ندارد: «و ما تَفعَلوا مِن خَیر فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیم»[۱۷۴]، «و ما اَنفَقتُم مِن نَفَقَة اَو نَذَرتُم مِن نَذر فَاِنَّ اللّهَ یَعلَمُهُ...» [۱۷۵] [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹]نادرترین انفاق در پرونده جاری ساختن بشر نوشته میشود: «ولا یُنفِقونَ نَفَقَةً صَغیرَةً ولا کَبیرَةً ولا یَقطَعونَ وادِیـًا اِلاّ کُتِبَ لَهُم» تا او را عالی از آنچه انفاق کرده، مشوق دهد: «لِیَجزِیَهُمُ اللّهُ اَاحساسَنَ ما کانوا یَعمَلون» [۱۸۰]
در نشانهها زیادی از قرآن کریم و مهربان به مشوق اخروی انفاق تصریح گردیده؛ به عنوان مثال با تعابیری زیرا: «جاری ساختنً عظیماً» [۱۸۱] [۱۸۲][۱۸۳]، «ثواب گسترده» [۱۸۴]، «ثواب کریم ومهربان» [۱۸۵][۱۸۶] «رزق مهربان»[۱۸۷]؛ همینطور در آیه ۲۶۱ سوره بقره انفاقکنندگان اموال در روش معبود را مانند بذری دانسته که ۷ خوشه برویاند و در هر خوشه ۱۰۰ دانه باشد: «مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّة اَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنـبُلَة مِائَةُ حَبَّة...» مفسران از این آیه اینگونه استعمال کردهاند که مشوق اخروی انفاق (یا این که خصوص انفاق برای جهاد، به لحاظ بعضا مفسران) ۷۰۰ موازی عمل نه یا این که حتّی بیش تر از آن میباشد: «واللّهُ یُضـعِفُ لِمَن یَشاءُ» [۱۸۸][۱۸۹] انفاقگران در آخرت از فردوس و نعمتهای بهشتی فایدهمند خواهند شد: «جَنّـتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِآیینَ فیها...» [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] [۱۹۶] [۱۹۷]؛ همینطور در برخی آیهها با تعابیری دیگر به محرک خروی اشاره شدهاست؛ مانند: آیه۲۲ سوره رعد: «لَهُم عُقبَیالدّار» [۱۹۸] [۱۹۹][۲۰۰][۲۰۱][۲۰۲] وصف شایع دیگر در قرآن درباره انفاقکنندگان، «مفلحون» (رستگاران) میباشد که بر فرجام نیک آنها دلالت داراست [۲۰۳][۲۰۴] [۲۰۵] : «اُولـئِکَ هُمُ المُفلِحون» [۲۰۶] و نیز سوره توبه آیه۸۸، سوره روم آیه۳۸ و سوره حشر آیه۹ و سوره تغابن آیه۱۶.
۶ - آداب انفاق
[دستکاری]
افزون بر حالت منحصر به فردِ هرمورد از اقسام واجب انفاق، شماری از وضعیت و آداب عام انفاق در قرآن آیتم تأکید قرار گرفته که مهمترین آن ها عبارت میباشد از:
۶.۱ - اسلام و ایمان
انفاق زمانی مورد قبول خدا و موجب مشوق خواهد بود که انفاق کننده، به آفریدگار و فرستاده ایمان داشته باشد: «ءامِنُوا بِاللّهِ ورَسولِهِ واَنفِقوا مِمّا جَعَلَکُم مُستَخلَفینَ فیهِ فَالَّذینَ ءامَموزیک مِنکُم واَنفَقوا لَهُم اَجرٌ کَبیر»[۲۰۷]، ازاینرو انفاق منافقان بهاین جهت که آنها در درون به معبود و فرستاده ایمان نیاورده بودند، مردود معرفی شدهاست [۲۰۸] [۲۰۹] : «قُل اَنفِقوا طَوعـًا اَو کَرهـًا لَن یُتَقَبَّلَ مِنکُم... و ما مَنَعَهُم اَن تُقبَلَ مِخیرُم نَفَقـتُهُم اِلاّ اَنَّهُم کَفَجایز بِاللّهِ اینترنتِرَسولِه» [۲۱۰]؛ همینطور انفاق کافران هیچ سودی برای آنها ندارد و موجب محرک نمی شود. [۲۱۱] سوره بقره آیه۲۶۴ و سوره آلعمران آیه ۱۱۷ انفاق کافران را به بادی بسیار سرد تشبیه کرده که به زراعت قومی که بر خویش ستم کردهاند، بوزد و آن را نابود سازد: «مَثَلُ ما یُنفِقونَ فی هـذِهِ الحَیوةِ الدُّنیا کَمَثَلِ ریح فیها صِرٌّ اَصابَت حَرثَ قَوم ظَـلَموا اَنفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ...»
انفاق موجب تمیز شدن نفس از اکثری از رذایل اخلاقی میباشد؛ چنانکه وجود این خصوصیت برای زکات دادن، که خویش سیرتکاملای از انفاق به شمار میرود، تصریح گردیدهاست: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم و تُزَکّیهِم بِها وصَلِّ عَلَیهِم...» [۱۲۳]؛ همینطور مفسران منظور از«یَتَزَّکی» را در آیه ۱۸ سوره لیل مسجد قبا مشهد منزه شدن انفاق کننده از گناهان و عصمت و طهارت نفس وی دانستهاند. [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶]جهان دوستی، جنس دوستی و بخل به عنوان مثال رذایلی میباشد که با انفاق کردن از بشر به دور میگردد.[۱۲۷] [۱۲۸]
۵.۲ - وقار روحی
پیامد دیگر انفاق، وقار روحی انفاقگر در عالم و آخرت میباشد: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِاللّهِ... لا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» [۱۲۹] «واهمه» را نگرانی از آجل و «غم» را غم و حزن از قبل معنی کردهاند. [۱۳۰][۱۳۱] به لحاظ شماری از مفسران خواسته از «تَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم» در آیه ۲۶۵ سوره بقره آرامشی میباشد که بعداز انفاق برای انفاق کننده و انفاق شونده و در ادامه آن برای جامعه نتیجه ها میگردد.[۱۳۲] آدرس مسجد قبا مشهد
۵.۳ - جبران و ارتقا اموال
پروردگار کمبود دنیوی را که بر تاثیر انفاق در کالا انفاق کننده پدید می آید، جبران مینماید: «و ما اَنفَقتُم مِن شَیء فَهُوَ یُخلِفُهُ»[۱۳۳] مفسران خواسته از «یُخلِفُه» را درین آیه جبران دنیویِ اموال در عالم یا این شماره تلفن مسجد قبا مشهد که اجر و مشوق اخروی دانستهاند.[۱۳۴] [۱۳۵][۱۳۶]
آیه ۲۷۲ سوره بقره نیز همینسیرتکامل تعبیر و تفسیر شدهاست [۱۳۷] [۱۳۸][۱۳۹] : «و ما تُنفِقوا مِن خَیر یُوَفَّ اِلَیکُم...» [۱۴۰] خدا افزون بر جبران سرمایه انفاق گردیده، گاه تعدادی موازی آن را به انفاقگر میدهد: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَیُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا کَثیرَةً واللّهُ یَقبِضُ و یَبصُـطُ» [۱۴۱] منظور از«واللّهُ یَقبِضُ و یَبصُـط» این میباشد که قبض و گسترش روزی به دست خداست و وی بضاعت و توان آن را دارااست که در قبال آنچه از فرآورده انفاق کننده نادر می شود تعدادی موازی آن را بدهد [۱۴۲] [۱۴۳] ؛ چنانکه آیه ۲۶۸ سوره بقره نیز بهاین مقاله اشاره دارااست. [۱۴۴]
۵.۴ - تقرب به آفریدگار
به تصریح نشانهها قرآنی ([۱۴۵] [۱۴۶] پروردگار انفاقگران را دوست دارااست. انفاق موجب قرب و قربت آدم به معبود میگردد: «ومِنَ الاَعرابِ مَن... و یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ قُرُبـت عِندَ اللّهِ... اَلا اِنَّها قُربَةٌ لَهُم» [۱۴۷] منظور از قرب در آیه، قربت در جايگاه و منزلت فرد به آفریدگار میباشد [۱۴۸] ، هرچند برخی مفسران [۱۴۹] منظور از تقرب را طلب اجر و جایزه الهی دانستهاند. جایگاه و رتبه مؤمنانی که در شیوه آفریدگار انفاق مینمایند با دیگرافراد موازی وجود ندارد: «لاَیَستَوِی القـعِدونَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ والمُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم...» [۱۵۰] [۱۵۱]، بلکه جایگاه آنها بلندتر میباشد: «فَضَّلَ اللّهُ المُجـهِآیینَ بِاَمولِهِم... عَلَی القـعِآئینَ دَرَجَة» [۱۵۲] قرآن مؤمنانی را که هم پا با اعمالی اساسی زیرا مسافرت و جهاد به انفاق کردن مبادرت نمایند، دارنده درجهای رفیعتر از دیگرافراد نزد خدا برشمرده میباشد: «اَلَّذینَ ءامَآوا و هاجَجایز وجـهَدوا فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم و اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَةً عِندَاللّه» [۱۵۳]
۵.۵ - امنیت اجتماعی
برای مثال اثر ها خوشایند توسعه و گسترش انفاق در جامعه، نقش اساسی آن در بسط امنیت و سالم جامعه میباشد، آنچنان که آن را از اسباب حیات اجتماعی شمردهاند. گاه این خصوصیتِ انفاق را از آیه ۳۸ سوره محمد برداشت کردهاند. [۱۵۴] [۱۵۵] مفسران خواسته از نابودی را در آیه ۱۹۵ سوره بقره: «واَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ ولا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَة»[۱۵۶] غلبه معاندان بر مسلمان ها بر تاثیر جلوگیری از صرف جنس در منش جهاد و به صورت کلی امتناع از انفاق کردن در رویه آفریدگار دانستهاند که در غایت به ضعف مسلمانها و پیشرفت ناامنی در جامعه میانجامد. [۱۵۷][۱۵۸] [۱۵۹]
۵.۶ - عفو وبخشش و عفو وبخشش الهی
انفاق کردن در راه و روش معبود در شمار اعمالی میباشد که جلب عفووبخشش آفریدگار و آمرزش گناهان را درپی داراست: «سَیُدخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحمَتِه» [۱۶۰] ، «قالَ اللّه... لئِن اَقَمتُمُ الصَّلوة... و اَقرَضتُمُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا لاَکَفِّرَنَّ عَنکُم سَیِّـاتِکُم» [۱۶۱][۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵]
[۱۶۶]
آیه ها ۱۰۲ ـ ۱۰۳ سوره توبه درباره ابولبابه و یارانش نازل گردیده که بعد از ارتکاب گناه، توبه کرده و از خدا رحمت طلبیدند. پروردگار خلال تایید توبه آنها به فرستاده اکرم(صلی الله علیه وآله)امر اعطا کرد تا برای تمیز شدن آنها بخشی از اموالشان را بگیرد: «وءاخَرونَ اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم خَلَطوا عَمَلاً صــلِحـًا وءاخَرَ سَیِّئـًا عَسَی اللّهُ اَن یَتوبَ عَلَیهِم اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وتُزَکّیهِم...»[۱۶۷] هرچند بیشتر مفسران خواسته از «صدقه» را درین آیه، زکات واجب دانستهاند [۱۶۸] [۱۶۹] ، با اعتنا به حدیثی که در شأن نزول آیه بیان شده [۱۷۰] [۱۷۱] بعضا مفسران بر آناند که بخشی از این اموال زکات و بخشی دیگر کفاره بوده میباشد. [۱۷۲] [۱۷۳]
۵.۷ - جایزه اخروی و فرجام نیک
انفاق مالی یا این که غیر مالی، هرچند خرد باشد بر خدا نهفته وجود ندارد: «و ما تَفعَلوا مِن خَیر فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیم»[۱۷۴]، «و ما اَنفَقتُم مِن نَفَقَة اَو نَذَرتُم مِن نَذر فَاِنَّ اللّهَ یَعلَمُهُ...» [۱۷۵] [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹]نادرترین انفاق در پرونده جاری ساختن بشر نوشته میشود: «ولا یُنفِقونَ نَفَقَةً صَغیرَةً ولا کَبیرَةً ولا یَقطَعونَ وادِیـًا اِلاّ کُتِبَ لَهُم» تا او را عالی از آنچه انفاق کرده، مشوق دهد: «لِیَجزِیَهُمُ اللّهُ اَاحساسَنَ ما کانوا یَعمَلون» [۱۸۰]
در نشانهها زیادی از قرآن کریم و مهربان به مشوق اخروی انفاق تصریح گردیده؛ به عنوان مثال با تعابیری زیرا: «جاری ساختنً عظیماً» [۱۸۱] [۱۸۲][۱۸۳]، «ثواب گسترده» [۱۸۴]، «ثواب کریم ومهربان» [۱۸۵][۱۸۶] «رزق مهربان»[۱۸۷]؛ همینطور در آیه ۲۶۱ سوره بقره انفاقکنندگان اموال در روش معبود را مانند بذری دانسته که ۷ خوشه برویاند و در هر خوشه ۱۰۰ دانه باشد: «مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّة اَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنـبُلَة مِائَةُ حَبَّة...» مفسران از این آیه اینگونه استعمال کردهاند که مشوق اخروی انفاق (یا این که خصوص انفاق برای جهاد، به لحاظ بعضا مفسران) ۷۰۰ موازی عمل نه یا این که حتّی بیش تر از آن میباشد: «واللّهُ یُضـعِفُ لِمَن یَشاءُ» [۱۸۸][۱۸۹] انفاقگران در آخرت از فردوس و نعمتهای بهشتی فایدهمند خواهند شد: «جَنّـتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِآیینَ فیها...» [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] [۱۹۶] [۱۹۷]؛ همینطور در برخی آیهها با تعابیری دیگر به محرک خروی اشاره شدهاست؛ مانند: آیه۲۲ سوره رعد: «لَهُم عُقبَیالدّار» [۱۹۸] [۱۹۹][۲۰۰][۲۰۱][۲۰۲] وصف شایع دیگر در قرآن درباره انفاقکنندگان، «مفلحون» (رستگاران) میباشد که بر فرجام نیک آنها دلالت داراست [۲۰۳][۲۰۴] [۲۰۵] : «اُولـئِکَ هُمُ المُفلِحون» [۲۰۶] و نیز سوره توبه آیه۸۸، سوره روم آیه۳۸ و سوره حشر آیه۹ و سوره تغابن آیه۱۶.
۶ - آداب انفاق
[دستکاری]
افزون بر حالت منحصر به فردِ هرمورد از اقسام واجب انفاق، شماری از وضعیت و آداب عام انفاق در قرآن آیتم تأکید قرار گرفته که مهمترین آن ها عبارت میباشد از:
۶.۱ - اسلام و ایمان
انفاق زمانی مورد قبول خدا و موجب مشوق خواهد بود که انفاق کننده، به آفریدگار و فرستاده ایمان داشته باشد: «ءامِنُوا بِاللّهِ ورَسولِهِ واَنفِقوا مِمّا جَعَلَکُم مُستَخلَفینَ فیهِ فَالَّذینَ ءامَموزیک مِنکُم واَنفَقوا لَهُم اَجرٌ کَبیر»[۲۰۷]، ازاینرو انفاق منافقان بهاین جهت که آنها در درون به معبود و فرستاده ایمان نیاورده بودند، مردود معرفی شدهاست [۲۰۸] [۲۰۹] : «قُل اَنفِقوا طَوعـًا اَو کَرهـًا لَن یُتَقَبَّلَ مِنکُم... و ما مَنَعَهُم اَن تُقبَلَ مِخیرُم نَفَقـتُهُم اِلاّ اَنَّهُم کَفَجایز بِاللّهِ اینترنتِرَسولِه» [۲۱۰]؛ همینطور انفاق کافران هیچ سودی برای آنها ندارد و موجب محرک نمی شود. [۲۱۱] سوره بقره آیه۲۶۴ و سوره آلعمران آیه ۱۱۷ انفاق کافران را به بادی بسیار سرد تشبیه کرده که به زراعت قومی که بر خویش ستم کردهاند، بوزد و آن را نابود سازد: «مَثَلُ ما یُنفِقونَ فی هـذِهِ الحَیوةِ الدُّنیا کَمَثَلِ ریح فیها صِرٌّ اَصابَت حَرثَ قَوم ظَـلَموا اَنفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ...»

آدرس مسجد قبا مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از مراجعه