مسیب بن نجبه
مُسَیَّب بن نَجَبَة بن ربیعه فَشیون(فرازی)(شهید شدن ۶۵ق)، از تابعین و از یاران امام علی(ع) و یکی رهبران قیام توابین. وی در پیکار قادسیه و فتح عراق، کمپانی داشت. در پیکارهای امام علی(ع) هم پا وی بود. وی از دعوتکنندگان امام حسین(ع) به کوفه بود اما در رخداد کربلا حضور نداشت. یک سری سال آنگاه به همپا سلیمان بن صُرَد خزاعی، عبدالله بن سعد ازدی، عبدالله بن وال تمیمی و رفاعة بن شداد بجلی قیام توابین را رهبری کرد و در قیام توابین بعد از کشته شدن سلیمان بن صرد، درفش نزاع را به دست گرفت و جنگید تا کشته مسجد قبا مشهد شد.[۱]
معاشطومار
اسم وی در تاریخ به گونه های مختلفی مندرج میباشد: مسیب بن نجیبه، مسیب بن نجیه، مسیب نجبه، مسیب بن نجبه آدرس مسجد قبا مشهد فرازی.
مسیب یکی رؤسای کوفه و بزرگان شیعه و از اصحاب امام علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. او از بزرگان تابعین بود[۲] و زهاد بعدازظهر و شجاعان خاندان خویش به شمار میآمد[مستلزم منبع] و در نبردهای جمل، صفین و نهروان در رکاب امام علی(ع) جهاد کرد.[۳] او در پیکار قادسیه و فتح عراق، کمپانی رزرو مسجد قبا مشهد داشت.[۴]
در اتفاق کربلا
در سال ۶۰ق که حسین بن علی(ع) با یزید بن معاویه بیعت نکرد، جمعای از بزرگان کوفه به امام(ع) طومارهایی نوشته و از آن حضرت برای رفتن به شهر کوفه دعوت کردند. اولی طومار را مسیب بن نجبه، سلیمان بن صرد خزاعی، حبیب بن مظاهر و... نوشتند. متن طومار شماره تلفن مسجد قبا مشهد اینگونه بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم. طومارای میباشد از سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و شیعهها شما. بعداز درود و ثنا و ثنای الهی، تشکر خدایی را که معاند تو (معاویه) را نابود ایجاد کرد؛ آنکه زمام شغل این امت را به تحمیل، به دست گرفت و مال همه مردم مسلمین را غاصبانه تصرف کرد... فعلا ما جز تو، امام و پیشوایی نداریم. به سوی ما بیا، تا پروردگار بوسیله تو مارا بر محورحق، گرد هم آورد...»، (فاقدم إلينا فلعل الله عزّ وجلّ أن يجمعنا بك على الحق)
این طومار بوسیله قاصدانی در رمضان سال ۶۰ق به دست امام(ع) رسید.[۵]
البته مسیب در رخداد کربلا کمپانی نکرد.
بعداز حادثه کربلا
مسیب، در کنار سلیمان بن صرد خزاعی و برخی بزرگان کوفه، از اینکه در قیام امام حسین، کمپانی نکرده بودند به شدت غمگین و از اینکه با وصال طومار و پیک امام(ع)، از فداکاری در راهش مضایقه کرده بودند، خودشان را سرزنش میکردند، لذا در آن سال ۶۵ هجری قمری به خونخواهی حسین بن علی به پا خاستند تا ظلمی را که در حق امام حسین(ع) و اهلبیت فرستاده(ص) کرده و آنان را فقط نهاده بودند، جبران نمایند.[۶]
مسیب بن نجبه از پرافسوسترین عموم بر عدم امداد امام حسین(ع) بود و پشیمانی خویش را در خطابهای اعلام داشت که میان تیمهای توّابین مشکل کرد:
«ما با تمیز شمردن خویش، فریفته گردیده بودیم، معبود مارا در هر موضعی از موضعها فرزند دخت پیامبرش صلی اللَّه علیه و آله دروغگو یافت، وی پیش از اینً طومارها و فرستادگانش را نزد ما ارسال کرد و نزد ما عذروبهانه آورد و کمک مارا نخست و در نقطه پايان و آشکارا درخواست نمود، البته ما به جانهایمان نسبت به او حسود گشتیم تا اینکه در کنار ما به قتل رسید، خیر با دستهایمان اورا کمک دادیم و خیر با زبانهایمان از وی نگهبانی نمودیم و خیر با اموالمان اورا تقویت کردیم و خیر از عشیرهمان برای وی امداد طلبیدیم، پس بهانه ما نزد پروردگارمان و هنگام روبه رو شدن با پیامبرمان چیست؟ جز اینکه قتل کننده وی و آن ها که بر ضد وی تحریک نمودند را بکشید و یااینکه در اینشیوه کشته گردید، شاید در آن شکل، خدا ما از ما خشنود شود، اینجانب بعداز دیدار وی از عقوبتش ایمن نخواهم بود.»[۷]
شهید شدن در قیام توابین
مسیب بن نجبه به یار و همدم سلیمان بن صرد خزاعی، رفاعة بن شداد بجلی و یکسری نفر دیگر، عمل سازماندهی قیام توابین را بر ذمه گرفت، جلساتی تشکیل و سخنرانیهایی اجرا شد تا اینکه با جمعیت ۴۰۰۰ نفری قیام کرده و به رویارویی با سپاه شام و حکام بنی امیه رفتند. آنگاه ازشهادت سلیمان بن صرد (رهبر توابین)، مسیب، درفش پیکار را بدست گرفت و فرمانده شد و بعداز کشتن تنی چند از سپاهیان معاند، خویش نیز به شهید شدن رسید.[۸] بنابر بعضا قرائن مسیب بن نجبه در هنگام شهید شدن بیشتراز شصت سال قدمت داشته میباشد. همینطور اورده شده میباشد که عبیدالله بن زیاد، راز او را بوسیله ادهم بن محرز باهلی برای مروان بن حکم (و در بعضا نقلها عبدالملک بن مروان) ارسال کرد.[۹]
جستارهای متعلق
قیام توابین
پانویس
قرشی، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۴.
مسعودی، مروج الذهب، قم موسسه د ارالهجره، ج۳، ص۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۲۵
ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۳۴.
امین، اعیان الشیعة، ج۴۸، ص۱۲۵؛ چنارانی، قیام توابین، ۱۳۸۳ش، ص۵۳.
کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۲۸-۲۹.
قرشی، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۳۶۲.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۱۵۹.
قرشی، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۴؛ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۲۳ق، ج۳۳، ص۱۸۶؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۲۴۸.
چنارانی، قیام توابین، ۱۳۸۳ش، ص۵۵.
مسیب بن نجبه
مُسَیَّب بن نَجَبَة بن ربیعه فَشیون(فرازی)(شهید شدن ۶۵ق)، از تابعین و از یاران امام علی(ع) و یکی رهبران قیام توابین. وی در پیکار قادسیه و فتح عراق، کمپانی داشت. در پیکارهای امام علی(ع) هم پا وی بود. وی از دعوتکنندگان امام حسین(ع) به کوفه بود اما در رخداد کربلا حضور نداشت. یک سری سال آنگاه به همپا سلیمان بن صُرَد خزاعی، عبدالله بن سعد ازدی، عبدالله بن وال تمیمی و رفاعة بن شداد بجلی قیام توابین را رهبری کرد و در قیام توابین بعد از کشته شدن سلیمان بن صرد، درفش نزاع را به دست گرفت و جنگید تا کشته مسجد قبا مشهد شد.[۱]
معاشطومار
اسم وی در تاریخ به گونه های مختلفی مندرج میباشد: مسیب بن نجیبه، مسیب بن نجیه، مسیب نجبه، مسیب بن نجبه آدرس مسجد قبا مشهد فرازی.
مسیب یکی رؤسای کوفه و بزرگان شیعه و از اصحاب امام علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. او از بزرگان تابعین بود[۲] و زهاد بعدازظهر و شجاعان خاندان خویش به شمار میآمد[مستلزم منبع] و در نبردهای جمل، صفین و نهروان در رکاب امام علی(ع) جهاد کرد.[۳] او در پیکار قادسیه و فتح عراق، کمپانی رزرو مسجد قبا مشهد داشت.[۴]
در اتفاق کربلا
در سال ۶۰ق که حسین بن علی(ع) با یزید بن معاویه بیعت نکرد، جمعای از بزرگان کوفه به امام(ع) طومارهایی نوشته و از آن حضرت برای رفتن به شهر کوفه دعوت کردند. اولی طومار را مسیب بن نجبه، سلیمان بن صرد خزاعی، حبیب بن مظاهر و... نوشتند. متن طومار شماره تلفن مسجد قبا مشهد اینگونه بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم. طومارای میباشد از سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و شیعهها شما. بعداز درود و ثنا و ثنای الهی، تشکر خدایی را که معاند تو (معاویه) را نابود ایجاد کرد؛ آنکه زمام شغل این امت را به تحمیل، به دست گرفت و مال همه مردم مسلمین را غاصبانه تصرف کرد... فعلا ما جز تو، امام و پیشوایی نداریم. به سوی ما بیا، تا پروردگار بوسیله تو مارا بر محورحق، گرد هم آورد...»، (فاقدم إلينا فلعل الله عزّ وجلّ أن يجمعنا بك على الحق)
این طومار بوسیله قاصدانی در رمضان سال ۶۰ق به دست امام(ع) رسید.[۵]
البته مسیب در رخداد کربلا کمپانی نکرد.
بعداز حادثه کربلا
مسیب، در کنار سلیمان بن صرد خزاعی و برخی بزرگان کوفه، از اینکه در قیام امام حسین، کمپانی نکرده بودند به شدت غمگین و از اینکه با وصال طومار و پیک امام(ع)، از فداکاری در راهش مضایقه کرده بودند، خودشان را سرزنش میکردند، لذا در آن سال ۶۵ هجری قمری به خونخواهی حسین بن علی به پا خاستند تا ظلمی را که در حق امام حسین(ع) و اهلبیت فرستاده(ص) کرده و آنان را فقط نهاده بودند، جبران نمایند.[۶]
مسیب بن نجبه از پرافسوسترین عموم بر عدم امداد امام حسین(ع) بود و پشیمانی خویش را در خطابهای اعلام داشت که میان تیمهای توّابین مشکل کرد:
«ما با تمیز شمردن خویش، فریفته گردیده بودیم، معبود مارا در هر موضعی از موضعها فرزند دخت پیامبرش صلی اللَّه علیه و آله دروغگو یافت، وی پیش از اینً طومارها و فرستادگانش را نزد ما ارسال کرد و نزد ما عذروبهانه آورد و کمک مارا نخست و در نقطه پايان و آشکارا درخواست نمود، البته ما به جانهایمان نسبت به او حسود گشتیم تا اینکه در کنار ما به قتل رسید، خیر با دستهایمان اورا کمک دادیم و خیر با زبانهایمان از وی نگهبانی نمودیم و خیر با اموالمان اورا تقویت کردیم و خیر از عشیرهمان برای وی امداد طلبیدیم، پس بهانه ما نزد پروردگارمان و هنگام روبه رو شدن با پیامبرمان چیست؟ جز اینکه قتل کننده وی و آن ها که بر ضد وی تحریک نمودند را بکشید و یااینکه در اینشیوه کشته گردید، شاید در آن شکل، خدا ما از ما خشنود شود، اینجانب بعداز دیدار وی از عقوبتش ایمن نخواهم بود.»[۷]
شهید شدن در قیام توابین
مسیب بن نجبه به یار و همدم سلیمان بن صرد خزاعی، رفاعة بن شداد بجلی و یکسری نفر دیگر، عمل سازماندهی قیام توابین را بر ذمه گرفت، جلساتی تشکیل و سخنرانیهایی اجرا شد تا اینکه با جمعیت ۴۰۰۰ نفری قیام کرده و به رویارویی با سپاه شام و حکام بنی امیه رفتند. آنگاه ازشهادت سلیمان بن صرد (رهبر توابین)، مسیب، درفش پیکار را بدست گرفت و فرمانده شد و بعداز کشتن تنی چند از سپاهیان معاند، خویش نیز به شهید شدن رسید.[۸] بنابر بعضا قرائن مسیب بن نجبه در هنگام شهید شدن بیشتراز شصت سال قدمت داشته میباشد. همینطور اورده شده میباشد که عبیدالله بن زیاد، راز او را بوسیله ادهم بن محرز باهلی برای مروان بن حکم (و در بعضا نقلها عبدالملک بن مروان) ارسال کرد.[۹]
جستارهای متعلق
قیام توابین
پانویس
قرشی، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۴.
مسعودی، مروج الذهب، قم موسسه د ارالهجره، ج۳، ص۹۴؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۲۵
ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۲۳۴.
امین، اعیان الشیعة، ج۴۸، ص۱۲۵؛ چنارانی، قیام توابین، ۱۳۸۳ش، ص۵۳.
کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۲۸-۲۹.
قرشی، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۳۶۲.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۱۵۹.
قرشی، حیاة الامام الحسین علیهالسلام، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۴؛ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۲۳ق، ج۳۳، ص۱۸۶؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۲۴۸.
چنارانی، قیام توابین، ۱۳۸۳ش، ص۵۵.

رزرو مسجد قبا مشهد برای برگزاری مراسم