loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 43
سه شنبه 30 بهمن 1403 زمان : 9:50


روضه خوان اذن
ابزارها
روضه خوان اذن یا این که مشایخ اذن و یا این که مشیخه اذن مدرس یا این که استادانی که اذن نقل احادیث و کتاب‌های حدیثی را به دیگر افراد می‌دادند. روحانی اذن مقامی بود که کلیه راویان حدیث از آن بهره مند نبودند و هر کس آن را داشت، از لحاظ بعضی رجالیان شیعه موثق و روایاتش مسجد قبا مشهد پذیرفته میباشد.

ادله نامگذاری
روضه خوان در گویش عربی به معنای قدیمی‌سال و پیر و عده آن مشایخ، مشیخه و شیوخ میباشد.[۱][یادداشت ۱] به معلم و فقید به جهت بزرگی سن آن ها نسبت به شاگردان و وقتی که در علم آموزی دانش گذارنده‌اند، نیز روحانی گفته میشد. روحانی در اصطلاح حدیثی به راویانی گفته می شود که سایر افراد از آنها قصه شنیده یا این که نقل آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲]

اذن حدیث
نوشته ی علمیٔ اساسی: اذن داستان
اذن‌ای که مدرس برای نقل داستان و کتاب‌های حدیثی به شاگردان گزینه اعتقادوباور خویش و یا این که سایر افراد می‌اعطا کرد، اذن ماجرا اسم داشت. استادی که‌این اذن را صادر میکرد، روحانی اذن رزرو مسجد قبا مشهد می‌نامیدند.[۳]

بها رجالی
رجالیان شیعه درباره دلالت شیخوخیت اذن بر مدح یا این که وثاقت و یا این که هیچ یک از آن دو اختلاف حیث دارا هستند:

بعضی از آن ها، شیخوخیت اذن را از توثیقات عام دانسته‌اند[۴]؛ تحت عنوان مثال بیان شده میباشد که محدث بحرانی مشایخ اذن را دارنده بالاترین درجات وثاقت می‌دانسته میباشد.[۵] ابوعلی حائری آن را نشانه بر مدح، حمد و قبول قصه راوی می داند.[۶] علامه بحرالعلوم داستان از راحت بن زیاد را، به جهت این‌که از مشایخ اذن بوده، درست دانسته میباشد.[۷] توثیق مشایخ اذن به شهید ثانی، فرزندش حسن،روحانی بهائی، علامه مجلسی [۸] و مدح آن به مامقانی و وحید بهبهانی نیز منسوب شماره تلفن مسجد قبا مشهد شده میباشد.[۹]
بعضی دیگر مانند میرزا ابوالقاسم نراقی دلالت روحانی اذن بر وثاقت را در شرایطی‌که می‌پذیرند که مستجیز (هر کس اذن را اخذ کرده) جز از ثقه داستان نکند. ولی نراقی دلالت روضه خوان اذن را بر وثاقت، کمتر از دلالت روضه خوان الطائفه بر آن می داند.[۱۰] سید محمد مجاهد نیز وثاقت روحانی اذن را بر کفایت یا این که عدم کفایت ظن بر ثبوت عدل و داد مبتنی می‌نماید. از حیث وی زیرا ظن برای ثابت عدل و داد کافی میباشد، شیخوخیت اذن نیز بر وثاقت دلالت داراست.[۱۱]
آیت الله خویی گفته میباشد که شیخوخیت اذن بر توثیق و مدح راوی دلالت نمی‌نماید. وی به تضعیف نجاشی نسبت به حسن بن محمد بن یحیی و حسین بن حمدان خضینی با این‌که از مشایخ اذن بوده‌اند، استناد کرده‌ میباشد.[۱۲]
بیان شده میباشد وثاقت روحانی اذن، اول توشه از سخن شهید ثانی برداشت گردیده و محمدتقی مجلسی اولیه توشه آن را در روضة المتقین به فعالیت برده میباشد.[مستلزم منبع]

تک‌‌نگاری
میرزای قمی کتاب با تیتر رسالة فی معرفة مشایخ الاجازة اینجانب الرواة نوشته میباشد که در الذریعه از آن حافظه گردیده‌است.[۱۳]

پانویس
فراهیدی، العین، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۸۴.
ر.ک: فضلی، اصول دانش الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۴۷.
مدیرشانه‌چی، دانش الحدیث، ۱۳۸۱ش، ص۱۹۸؛ ر.ک: فضلی، اصول دانش الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۴۷.
ر.ک. فضلی، اصول دانش الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۴۷؛ حسینی صدر، الفوائد الرجالیه، ۱۴۲۰ق، ص۵۰.
فلاح‌زاده ابرقویی، مشایخ اذن، ۱۳۸۳ش، ص۸۷.
حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۸۵.
بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۵.
علامه مجلسی، الوجیزة فی الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۴.
فلاح‌زاده ابرقویی، مشایخ اذن، ۱۳۸۳ش، ص۸۷.
نراقی، شعب المقال، ۱۴۲۲ق، ص۳۱.
مجاهد، مفاتیح الاصول، آل البیت، ص۳۷۳.
خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۷۶-۷۷.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۱، ص۲۶۱.
یادداش


روضه خوان اذن
ابزارها
روضه خوان اذن یا این که مشایخ اذن و یا این که مشیخه اذن مدرس یا این که استادانی که اذن نقل احادیث و کتاب‌های حدیثی را به دیگر افراد می‌دادند. روحانی اذن مقامی بود که کلیه راویان حدیث از آن بهره مند نبودند و هر کس آن را داشت، از لحاظ بعضی رجالیان شیعه موثق و روایاتش مسجد قبا مشهد پذیرفته میباشد.

ادله نامگذاری
روضه خوان در گویش عربی به معنای قدیمی‌سال و پیر و عده آن مشایخ، مشیخه و شیوخ میباشد.[۱][یادداشت ۱] به معلم و فقید به جهت بزرگی سن آن ها نسبت به شاگردان و وقتی که در علم آموزی دانش گذارنده‌اند، نیز روحانی گفته میشد. روحانی در اصطلاح حدیثی به راویانی گفته می شود که سایر افراد از آنها قصه شنیده یا این که نقل آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲]

اذن حدیث
نوشته ی علمیٔ اساسی: اذن داستان
اذن‌ای که مدرس برای نقل داستان و کتاب‌های حدیثی به شاگردان گزینه اعتقادوباور خویش و یا این که سایر افراد می‌اعطا کرد، اذن ماجرا اسم داشت. استادی که‌این اذن را صادر میکرد، روحانی اذن رزرو مسجد قبا مشهد می‌نامیدند.[۳]

بها رجالی
رجالیان شیعه درباره دلالت شیخوخیت اذن بر مدح یا این که وثاقت و یا این که هیچ یک از آن دو اختلاف حیث دارا هستند:

بعضی از آن ها، شیخوخیت اذن را از توثیقات عام دانسته‌اند[۴]؛ تحت عنوان مثال بیان شده میباشد که محدث بحرانی مشایخ اذن را دارنده بالاترین درجات وثاقت می‌دانسته میباشد.[۵] ابوعلی حائری آن را نشانه بر مدح، حمد و قبول قصه راوی می داند.[۶] علامه بحرالعلوم داستان از راحت بن زیاد را، به جهت این‌که از مشایخ اذن بوده، درست دانسته میباشد.[۷] توثیق مشایخ اذن به شهید ثانی، فرزندش حسن،روحانی بهائی، علامه مجلسی [۸] و مدح آن به مامقانی و وحید بهبهانی نیز منسوب شماره تلفن مسجد قبا مشهد شده میباشد.[۹]
بعضی دیگر مانند میرزا ابوالقاسم نراقی دلالت روحانی اذن بر وثاقت را در شرایطی‌که می‌پذیرند که مستجیز (هر کس اذن را اخذ کرده) جز از ثقه داستان نکند. ولی نراقی دلالت روضه خوان اذن را بر وثاقت، کمتر از دلالت روضه خوان الطائفه بر آن می داند.[۱۰] سید محمد مجاهد نیز وثاقت روحانی اذن را بر کفایت یا این که عدم کفایت ظن بر ثبوت عدل و داد مبتنی می‌نماید. از حیث وی زیرا ظن برای ثابت عدل و داد کافی میباشد، شیخوخیت اذن نیز بر وثاقت دلالت داراست.[۱۱]
آیت الله خویی گفته میباشد که شیخوخیت اذن بر توثیق و مدح راوی دلالت نمی‌نماید. وی به تضعیف نجاشی نسبت به حسن بن محمد بن یحیی و حسین بن حمدان خضینی با این‌که از مشایخ اذن بوده‌اند، استناد کرده‌ میباشد.[۱۲]
بیان شده میباشد وثاقت روحانی اذن، اول توشه از سخن شهید ثانی برداشت گردیده و محمدتقی مجلسی اولیه توشه آن را در روضة المتقین به فعالیت برده میباشد.[مستلزم منبع]

تک‌‌نگاری
میرزای قمی کتاب با تیتر رسالة فی معرفة مشایخ الاجازة اینجانب الرواة نوشته میباشد که در الذریعه از آن حافظه گردیده‌است.[۱۳]

پانویس
فراهیدی، العین، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۸۴.
ر.ک: فضلی، اصول دانش الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۴۷.
مدیرشانه‌چی، دانش الحدیث، ۱۳۸۱ش، ص۱۹۸؛ ر.ک: فضلی، اصول دانش الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۴۷.
ر.ک. فضلی، اصول دانش الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۴۷؛ حسینی صدر، الفوائد الرجالیه، ۱۴۲۰ق، ص۵۰.
فلاح‌زاده ابرقویی، مشایخ اذن، ۱۳۸۳ش، ص۸۷.
حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۸۵.
بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۲۵.
علامه مجلسی، الوجیزة فی الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۴.
فلاح‌زاده ابرقویی، مشایخ اذن، ۱۳۸۳ش، ص۸۷.
نراقی، شعب المقال، ۱۴۲۲ق، ص۳۱.
مجاهد، مفاتیح الاصول، آل البیت، ص۳۷۳.
خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۷۶-۷۷.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۱، ص۲۶۱.
یادداش

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 125
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 229
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 356
  • بازدید ماه : 356
  • بازدید سال : 3177
  • بازدید کلی : 38345
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی