قبل از اسلام
حمزه در پیکارهای فِجار و در عهد و پیمان حلف الفضول کمپانی داشته میباشد. او با ابوطالب و دیگر عموهای رسول(ص) در خواستگاری خدیجه نیز حاضر بوده میباشد؛ حتی بعضا از منابع، با وجود مسافت سنی معدود وی با رسول(ص) و تلاوت خطبه تزویج بوسیله ابوطالب، در ماجرای خواستگاری خدیجه صرفا از حمزه مسجد قبا مشهد مذکوراند.[۳۴]
ابوالفرج اصفهانی مینویسد در سالی که قُرَیش به قحطی و خشکسالی مشقت گرفتار گردیده بود، به دنبال توصیه رسول(ص) برای یاری به ابوطالب که شخصی عیال وار بود، حمزه سرپرستی جعفر را عهده دار آدرس مسجد قبا مشهد شد[۳۵]
حمزه شکارکننده بود و به شکار میپرداخت.[۳۶] وی در زمان نا آگاهی، به عنوان مثال فرزندان عبدالمطلب بود که در قریش سر گروهی یافتند و چنان جایگاهی داشت که برخی با وی قول میبستند.[۳۷]
بعد از اسلام
ایمان آوردن حمزه به اسلام و نبی(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به امر فرمان روا منظور سوم حکم کننده عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم گردیدهاست.
ایمان آوردن حمزه به اسلام و فرستاده(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به امر فرمانروا خواسته سوم قاضی عثمانی و به وسیله سید سلیمان کسیم پاشا تهیه و تنظیم شدهاست.
روزی که فرستاده(ص) بستگان مجاورت خویش را برای دعوت به اسلام گردآورد (یوم الإنذار)، حمزه نیز حضور داشت.[۳۸] حمزه حتیدر وقتی که هنوز مسلمان نشده بود، همانند ابوطالب، از نبی اکرم(ص) در مقابل آزار مشرکان تامین میکرد. طبق بعضی از نقلهای تاریخی، حمزه توهینهای ابولهب و بقیه مشرکان به رسول(ص) را تلافی رزرو مسجد قبا مشهد می کرد.[۳۹]
مسلمان شدن
روزی ابوجهل مجاورت کوه صَفا به نبی(ص) عکس العمل و سخنانی ناشایست به او اعلامکرد. نبی(ص) بدو پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این قصه را رویت کرد. دیری نگذشت که حمزه از شکار به مکه رجوع. عادت حمزه چنان بود که زیرا از شکار برمی گشت، کعبه را طواف میکرد، بعد به انجمنهای قریش میرفت و با آنها کلام میبیان کرد. قریش حمزه را به منجر جوانمردیهایش دوست میداشتند. این توشه که حمزه به عادت خویش به دیدن آشنایان درگیر بود، آن کنیز نزد وی رفت و خاطرنشان کرد: نبودی تا ملاحظه کنی ابوجهل به برادرزاده ات چه اعلامکرد. حمزه به سروقت ابوجهل رفت، اورا روئت کرد که در مسجد الحرام میان عموم نشسته میباشد. کمان خویش را بر رمز او کوفت، چنان که رمز ابوجهل زخمی بلندمرتبه برداشت. بعد از آن اذعان کرد: «تو محمد را دشنام میدهی، مگر نمیدانی اینجانب به آیین وی درآمدهام. هر چه وی بگوید اینجانب هم میگویم ». بنیمخزوم خواستند به امداد ابوجهل برخیزند، البته او اظهارکرد: حمزه را بگذارید، چه اینجانب برادرزاده اورا دشنامهای نامطلوب دادهام. این پیشامد سبب ساز شد که حمزه در شمار مسلمان ها درآید. از آن پس، قریش زیرا دیدند محمد پیشتیبانی قدرتمند مانند حمزه دارااست و اورا از جراحت آنها نگاه خواهد داشت، کمتر متعرض شماره تلفن مسجد قبا مشهد او شدند. [۴۰]
براساس روایتی از امام سجاد(ع)، دلیل اسلام آوردن حمزه، غیرت وی در ماجرایی بود که مشرکان کودکدان شتری را روی رمز رسول(ص) انداختند.[۴۱] با این حالا، بعضی از دانشمندان معتقدند اسلامِ حمزه از آغاز، بر پایه ی دانایی و آشنایی بوده میباشد.[۴۲]
اسلام آوردن او را در سال دوم یا این که ششم بعثت و پیش از مسلمان شدن ابوذر دانستهاند.[۴۳] مسلمان شدن حمزه در گرویدن بستگان وی به اسلام مؤثر بود.[۴۴]
تدبیر ما از معاش حمزه، بعد از اسلام آوردن تا مهاجرت، ناچیز میباشد. بعداز آنکه فرستاده(ص) دعوت خویش را آشکار ایجاد کرد، حمزه نیز به دعوت علنی پرداخت.[۴۵] او در کنار نبی(ص) ماند و به حبشه مسافرت نکرد.[۴۶] در سه سالی که مشرکان بنیهاشم را در شعب ابیطالب محاصره کردند، حمزه با مسلمانها همدم بود.[۴۷] در دومین بیعت عقبه، در سال دوازدهم بعثت، که عده ای از عموم مدینه با فرستاده(ص) قول بستند، حمزه یاور علی(ع) حاضر و مراقب بود تا مشرکان بدانجا مجاورت نشوند.[۴۸]
قبل از اسلام
حمزه در پیکارهای فِجار و در عهد و پیمان حلف الفضول کمپانی داشته میباشد. او با ابوطالب و دیگر عموهای رسول(ص) در خواستگاری خدیجه نیز حاضر بوده میباشد؛ حتی بعضا از منابع، با وجود مسافت سنی معدود وی با رسول(ص) و تلاوت خطبه تزویج بوسیله ابوطالب، در ماجرای خواستگاری خدیجه صرفا از حمزه مسجد قبا مشهد مذکوراند.[۳۴]
ابوالفرج اصفهانی مینویسد در سالی که قُرَیش به قحطی و خشکسالی مشقت گرفتار گردیده بود، به دنبال توصیه رسول(ص) برای یاری به ابوطالب که شخصی عیال وار بود، حمزه سرپرستی جعفر را عهده دار آدرس مسجد قبا مشهد شد[۳۵]
حمزه شکارکننده بود و به شکار میپرداخت.[۳۶] وی در زمان نا آگاهی، به عنوان مثال فرزندان عبدالمطلب بود که در قریش سر گروهی یافتند و چنان جایگاهی داشت که برخی با وی قول میبستند.[۳۷]
بعد از اسلام
ایمان آوردن حمزه به اسلام و نبی(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به امر فرمان روا منظور سوم حکم کننده عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم گردیدهاست.
ایمان آوردن حمزه به اسلام و فرستاده(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به امر فرمانروا خواسته سوم قاضی عثمانی و به وسیله سید سلیمان کسیم پاشا تهیه و تنظیم شدهاست.
روزی که فرستاده(ص) بستگان مجاورت خویش را برای دعوت به اسلام گردآورد (یوم الإنذار)، حمزه نیز حضور داشت.[۳۸] حمزه حتیدر وقتی که هنوز مسلمان نشده بود، همانند ابوطالب، از نبی اکرم(ص) در مقابل آزار مشرکان تامین میکرد. طبق بعضی از نقلهای تاریخی، حمزه توهینهای ابولهب و بقیه مشرکان به رسول(ص) را تلافی رزرو مسجد قبا مشهد می کرد.[۳۹]
مسلمان شدن
روزی ابوجهل مجاورت کوه صَفا به نبی(ص) عکس العمل و سخنانی ناشایست به او اعلامکرد. نبی(ص) بدو پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این قصه را رویت کرد. دیری نگذشت که حمزه از شکار به مکه رجوع. عادت حمزه چنان بود که زیرا از شکار برمی گشت، کعبه را طواف میکرد، بعد به انجمنهای قریش میرفت و با آنها کلام میبیان کرد. قریش حمزه را به منجر جوانمردیهایش دوست میداشتند. این توشه که حمزه به عادت خویش به دیدن آشنایان درگیر بود، آن کنیز نزد وی رفت و خاطرنشان کرد: نبودی تا ملاحظه کنی ابوجهل به برادرزاده ات چه اعلامکرد. حمزه به سروقت ابوجهل رفت، اورا روئت کرد که در مسجد الحرام میان عموم نشسته میباشد. کمان خویش را بر رمز او کوفت، چنان که رمز ابوجهل زخمی بلندمرتبه برداشت. بعد از آن اذعان کرد: «تو محمد را دشنام میدهی، مگر نمیدانی اینجانب به آیین وی درآمدهام. هر چه وی بگوید اینجانب هم میگویم ». بنیمخزوم خواستند به امداد ابوجهل برخیزند، البته او اظهارکرد: حمزه را بگذارید، چه اینجانب برادرزاده اورا دشنامهای نامطلوب دادهام. این پیشامد سبب ساز شد که حمزه در شمار مسلمان ها درآید. از آن پس، قریش زیرا دیدند محمد پیشتیبانی قدرتمند مانند حمزه دارااست و اورا از جراحت آنها نگاه خواهد داشت، کمتر متعرض شماره تلفن مسجد قبا مشهد او شدند. [۴۰]
براساس روایتی از امام سجاد(ع)، دلیل اسلام آوردن حمزه، غیرت وی در ماجرایی بود که مشرکان کودکدان شتری را روی رمز رسول(ص) انداختند.[۴۱] با این حالا، بعضی از دانشمندان معتقدند اسلامِ حمزه از آغاز، بر پایه ی دانایی و آشنایی بوده میباشد.[۴۲]
اسلام آوردن او را در سال دوم یا این که ششم بعثت و پیش از مسلمان شدن ابوذر دانستهاند.[۴۳] مسلمان شدن حمزه در گرویدن بستگان وی به اسلام مؤثر بود.[۴۴]
تدبیر ما از معاش حمزه، بعد از اسلام آوردن تا مهاجرت، ناچیز میباشد. بعداز آنکه فرستاده(ص) دعوت خویش را آشکار ایجاد کرد، حمزه نیز به دعوت علنی پرداخت.[۴۵] او در کنار نبی(ص) ماند و به حبشه مسافرت نکرد.[۴۶] در سه سالی که مشرکان بنیهاشم را در شعب ابیطالب محاصره کردند، حمزه با مسلمانها همدم بود.[۴۷] در دومین بیعت عقبه، در سال دوازدهم بعثت، که عده ای از عموم مدینه با فرستاده(ص) قول بستند، حمزه یاور علی(ع) حاضر و مراقب بود تا مشرکان بدانجا مجاورت نشوند.[۴۸]

رزرو مسجد قبا مشهد برای برگزاری مراسم