loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 51
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 12:53


معاد و اطوار جسم
همینطور مشاهده کنید: معاد جسمانی
دارای اسم و رسم‌ترین عقیده احسایی در زمینه‌ی چگونگی معاد جسمانی میباشد. وی ظواهر شریعت را که میگوید معاد جسمانی با همین کالبد طبیعی میباشد، نمی‌پذیرد و آن را ناساگار با تغییر تحول و تباهی در کالبد ظاهری می داند. راه و روش حلی که احسایی ارائه میدهد، جداسازی جسم و جسد میباشد. بر این پایه می گوید آدمی دو جسم و دو جسد مسجد قبا مشهد داراست.[۲۸]

جسد نخستین کالبد ظاهری ماست که از ارکان هنگامی درست شده میباشد. این جسد در قبر زوال مییابد.[۲۹]
جسد دوم جسد هورقلیایی میباشد که مثل جسد اولیه فناپذیر وجود ندارد و در قیامت برانگیخته میشود. این جسد مرکب از عنصرها مثالی و لطیف زمین هورقلیا میباشد که عناصری بلندتر از عنصرها دنیاست.[۳۰]به آنگاه جسد دوم قبل از مرگ در داخل جسد اولیه مخفی میباشد و بعد از زوال آن در خاک، خلوص یافته و در قبر برجا میماند، ولی به باعث لطافتش قابل رؤیت آدرس مسجد قبا مشهد وجود ندارد. [۳۱]
مرگ آدمی مفارقت از این دو جسد میباشد.

جسم اولیه حمل کننده روح در فقید برزخ میباشد و مفارقت روح از دو جسد با جسم نخستین شکل می گیرد. جسم اولیه جسمی لطیف و اثیری که شکل دهنده اثر ها و قوای روح در حیات برزخی بشر رزرو مسجد قبا مشهد میباشد. [۳۲]
جسم دوم جسم اساسی و حقیقی و واقعی آدم میباشد و در تمامی این نشآت نام و نشان فرد را اثبات می دارد. این جسم مرکب از هیولا و نمونه و حمل کننده طبیعت مجرد و نفس و عقل میباشد و بشر حقیقی و واقعی هموست[۳۳]. احسایی در جایی ازاین جسم به «‌نفس‌» نیز تعبیر و تفسیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است. [۳۴]
با دمیدن نفخه ابتدا جسم نخستین از روح مستقل می گردد و از در بین می‌رود و آنچه بعداز نفخه دوم، حشر می یابد، جسم دوم به یاور جسد دوم میباشد. [۳۵] سیری که احسایی برای جسم آدمی وصف می‌نماید، سیری میباشد دو سویه: جسم حقیقی وواقعی همچنانکه در هبوط از دانا غیب به جهان ناگزیر به شائبه جسم نخستین و جسد اولیه آمیخته گردیده است، گشوده در مهاجرت اخروی خود از آن دو عاری میشود. [۳۶]

احسایی شبهه انکار معاد جسمانی را در عقیده خویش، به‌این سیرتکامل جواب میدهد که هدف از جسم دوم که معاد خواهد داشت، در واقع همین پیکر محسوس میباشد، البته با ساختی خلوص یافته که مغایر جسد مادی تباهی در آن رویکرد ندارد. [۳۷]

وی حکم تباهی کالبد در قبر دربارۀ رسول(ص) و امامان(ع) را نیز راست گو میداند. ولی این کالبد از جسم مهم وی که در نهایت لطافت میباشد، جداست و امری میباشد عارضی که دیدار و استفادۀ رفتار را از وی قابلیت و امکان پذیر ساخته میباشد. پس چنانچه در روایات از بقای اجساد امامان(ع) در قبر صحبت رفته میباشد، غرض جسدی میباشد فارغ از شکل عنصری، یعنی به عبارتی جسد هورقلیایی که‌این جسد صرفا برای امامان دیگر قابل مشاهده میباشد. [۳۸]

عهدوپیمان به جسد هورقلیایی که در تامل احسایی تبیین کننده معاد جسمانی میباشد، در نظام اعتقادی شیخیه مبنای تبیین مسأله معراج رسول(ع) و غایب بودن امام مجال(ع) نیز قرار گرفته میباشد.

منزلت امام در آفرینش
احسایی در اثرها خویش سهم شایانی به مباحث امامت داده میباشد که مثال آن را در گستردن مبسوطی که بر زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد، می‌اقتدار رویت کرد. شاخص تامل او در این باره، دقت خاصی میباشد که به جنبه‌های تکوینی جایگاهِ امام نماد می دهد. به عنوان مثال در بازگوکردن این نظریه که رسول و امامان برگزیدگان مخلوقات معبود و واسطه نتیجه اویند، آنان‌را علل اربعه کائنات -یعنی انگیزه‌های فاعلی، دنیوی، صوری و غایی - معرفی می‌نماید. در فلسفه ارسطویی و حکمت اسلامی، هر کدام از این اقسام چهارگانه گویایی جنبه‌ای از نیازمندی پدیده به انگیزه میباشد. احسایی به استناد معنی ها حدیثی، کمال هرکدام از چهار جنبه علیت را در وجود فرستاده و امامان علامت میدهد و فیض می گیرد که علل اربعه کائنات، ایشانند.[۳۹]

وجود و ماهیت
احسایی در زمینه‌ی اصالت وجود و ماهیت عهدوپیمان خاصی داراست. وی هر دو را اصیل می داند. هرمورد از وجود و ماهیت آینده حقیقی از شیء را تشکیل میدهند. هستی یافتن شیء، یک جنبه‌اش فعل خداست که به عبارتی وجود میباشد و جنبه دیگرش انفعال خویش فعل یعنی ماهیت شیء، بدین ترتیب هر ممکنی در معنای واقعی زوجی ترکیبی میباشد. [۴۰]

وی دیدگاهی آدم‌شناسانه دراین باره داراست. از دوگانه اطاعت و معصیت در سرشت انسانی، به‌این فیض میرسد که نمی‌قدرت هر دو را به یک دستور منتسب کرد. طرز ادغام وجود و ماهیت را می‌قدرت از راه و روش آشنایی میل ترکیبی آدم و فعل ازروی اختیار وی اخذ. این مخلوط به سیرتکامل‌ای میباشد که هیچ یک از دو جزء اثر ها خویش را از دست نمی‌دهند. در صورتی‌که اصالت دو جنبه رغبت بشر بازدارنده آن وجود ندارد که فعل را به آحاد گروه نسبت دهیم، اصیل فهمیدن وجود و ماهیت به وحدت شی لطمه‌ای نمی‌زند. در‌این‌حالت‌ وجود و ماهیت دو اعتبار برای شی واحدند. با این کلیه ماهیت جدای از وجود عدمی میباشد. جعل شیء آغازً به وجود وابستگی می گیرد، ولی وجود در تحقق و ظهور خود محتاج ماهیت میباشد. [۴۱]

احسایی میگوید آفریدگار نیازی به ماهیت ندارد؛ چون سنخیتی فی مابین وی و مخلوقاتش وجود ندارد. چه در حالتی‌که وجود وی از سنخ وجود آن‌ها دانسته خواهد شد، ترکب در آن خط مش خواهد داشت. از این رو وحدت وجود نفی میشود. احسایی در موضع ها مختلف بر ابطال هرگونه‌تفکر متمایل به وحدت وجود پافشاری ورزیده، و آن را منافی توحید شمرده میباشد. [۴۲] بیان شده که روضه خوان احمد احسائی درباره شرک معتقدان به وحدت وجود ادعای اجماع نموده است.[۴۳]

به اعتقادوباور بعضی از پژوهشگران، مجموع آن‌چه كه‌ منجر افتادن شيخ‌ احسائی در دامن‌ ثنويّت‌ پوسيدۀ از هم‌ گسسته شد صرفا‌ عدم‌ عرفان‌ وی به‌ مسائل‌ حكمت‌ و اصول‌ مُتقَنۀ فلاسفه‌ و ممشای درست‌ عرفاء بالله‌ و اولیای پروردگار بوده‌ میباشد‌ و این که صرفا با اتّکاء به‌ درنگ خویش وارد در مسائل‌ سنجیده‌ شد و نتوانست‌ از آنجا جان‌ سلامت‌ به‌ در پیروزی. علامه طهرانی اعتقاد دارد که شيخ‌ احمد احسائی برایي حلّ مسألۀ شرور در قبال خیرات‌ قائل‌ به‌ دو اصل‌ اصیل‌ و دو ركن‌ ركين‌ و دو شالوده‌ قویم‌ ازلی گردیده‌ و ماهيّت‌ و وجود را با هم در اين‌ مسأله‌ روش‌ داده‌ و در واقعیت وی معتقد به‌ ثنويّت‌ يزدان‌ و أهريمن‌، در جامه‌ وجود و ماهيّت‌ شد‌ه‌است.[۴۴]


معاد و اطوار جسم
همینطور مشاهده کنید: معاد جسمانی
دارای اسم و رسم‌ترین عقیده احسایی در زمینه‌ی چگونگی معاد جسمانی میباشد. وی ظواهر شریعت را که میگوید معاد جسمانی با همین کالبد طبیعی میباشد، نمی‌پذیرد و آن را ناساگار با تغییر تحول و تباهی در کالبد ظاهری می داند. راه و روش حلی که احسایی ارائه میدهد، جداسازی جسم و جسد میباشد. بر این پایه می گوید آدمی دو جسم و دو جسد مسجد قبا مشهد داراست.[۲۸]

جسد نخستین کالبد ظاهری ماست که از ارکان هنگامی درست شده میباشد. این جسد در قبر زوال مییابد.[۲۹]
جسد دوم جسد هورقلیایی میباشد که مثل جسد اولیه فناپذیر وجود ندارد و در قیامت برانگیخته میشود. این جسد مرکب از عنصرها مثالی و لطیف زمین هورقلیا میباشد که عناصری بلندتر از عنصرها دنیاست.[۳۰]به آنگاه جسد دوم قبل از مرگ در داخل جسد اولیه مخفی میباشد و بعد از زوال آن در خاک، خلوص یافته و در قبر برجا میماند، ولی به باعث لطافتش قابل رؤیت آدرس مسجد قبا مشهد وجود ندارد. [۳۱]
مرگ آدمی مفارقت از این دو جسد میباشد.

جسم اولیه حمل کننده روح در فقید برزخ میباشد و مفارقت روح از دو جسد با جسم نخستین شکل می گیرد. جسم اولیه جسمی لطیف و اثیری که شکل دهنده اثر ها و قوای روح در حیات برزخی بشر رزرو مسجد قبا مشهد میباشد. [۳۲]
جسم دوم جسم اساسی و حقیقی و واقعی آدم میباشد و در تمامی این نشآت نام و نشان فرد را اثبات می دارد. این جسم مرکب از هیولا و نمونه و حمل کننده طبیعت مجرد و نفس و عقل میباشد و بشر حقیقی و واقعی هموست[۳۳]. احسایی در جایی ازاین جسم به «‌نفس‌» نیز تعبیر و تفسیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است. [۳۴]
با دمیدن نفخه ابتدا جسم نخستین از روح مستقل می گردد و از در بین می‌رود و آنچه بعداز نفخه دوم، حشر می یابد، جسم دوم به یاور جسد دوم میباشد. [۳۵] سیری که احسایی برای جسم آدمی وصف می‌نماید، سیری میباشد دو سویه: جسم حقیقی وواقعی همچنانکه در هبوط از دانا غیب به جهان ناگزیر به شائبه جسم نخستین و جسد اولیه آمیخته گردیده است، گشوده در مهاجرت اخروی خود از آن دو عاری میشود. [۳۶]

احسایی شبهه انکار معاد جسمانی را در عقیده خویش، به‌این سیرتکامل جواب میدهد که هدف از جسم دوم که معاد خواهد داشت، در واقع همین پیکر محسوس میباشد، البته با ساختی خلوص یافته که مغایر جسد مادی تباهی در آن رویکرد ندارد. [۳۷]

وی حکم تباهی کالبد در قبر دربارۀ رسول(ص) و امامان(ع) را نیز راست گو میداند. ولی این کالبد از جسم مهم وی که در نهایت لطافت میباشد، جداست و امری میباشد عارضی که دیدار و استفادۀ رفتار را از وی قابلیت و امکان پذیر ساخته میباشد. پس چنانچه در روایات از بقای اجساد امامان(ع) در قبر صحبت رفته میباشد، غرض جسدی میباشد فارغ از شکل عنصری، یعنی به عبارتی جسد هورقلیایی که‌این جسد صرفا برای امامان دیگر قابل مشاهده میباشد. [۳۸]

عهدوپیمان به جسد هورقلیایی که در تامل احسایی تبیین کننده معاد جسمانی میباشد، در نظام اعتقادی شیخیه مبنای تبیین مسأله معراج رسول(ع) و غایب بودن امام مجال(ع) نیز قرار گرفته میباشد.

منزلت امام در آفرینش
احسایی در اثرها خویش سهم شایانی به مباحث امامت داده میباشد که مثال آن را در گستردن مبسوطی که بر زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد، می‌اقتدار رویت کرد. شاخص تامل او در این باره، دقت خاصی میباشد که به جنبه‌های تکوینی جایگاهِ امام نماد می دهد. به عنوان مثال در بازگوکردن این نظریه که رسول و امامان برگزیدگان مخلوقات معبود و واسطه نتیجه اویند، آنان‌را علل اربعه کائنات -یعنی انگیزه‌های فاعلی، دنیوی، صوری و غایی - معرفی می‌نماید. در فلسفه ارسطویی و حکمت اسلامی، هر کدام از این اقسام چهارگانه گویایی جنبه‌ای از نیازمندی پدیده به انگیزه میباشد. احسایی به استناد معنی ها حدیثی، کمال هرکدام از چهار جنبه علیت را در وجود فرستاده و امامان علامت میدهد و فیض می گیرد که علل اربعه کائنات، ایشانند.[۳۹]

وجود و ماهیت
احسایی در زمینه‌ی اصالت وجود و ماهیت عهدوپیمان خاصی داراست. وی هر دو را اصیل می داند. هرمورد از وجود و ماهیت آینده حقیقی از شیء را تشکیل میدهند. هستی یافتن شیء، یک جنبه‌اش فعل خداست که به عبارتی وجود میباشد و جنبه دیگرش انفعال خویش فعل یعنی ماهیت شیء، بدین ترتیب هر ممکنی در معنای واقعی زوجی ترکیبی میباشد. [۴۰]

وی دیدگاهی آدم‌شناسانه دراین باره داراست. از دوگانه اطاعت و معصیت در سرشت انسانی، به‌این فیض میرسد که نمی‌قدرت هر دو را به یک دستور منتسب کرد. طرز ادغام وجود و ماهیت را می‌قدرت از راه و روش آشنایی میل ترکیبی آدم و فعل ازروی اختیار وی اخذ. این مخلوط به سیرتکامل‌ای میباشد که هیچ یک از دو جزء اثر ها خویش را از دست نمی‌دهند. در صورتی‌که اصالت دو جنبه رغبت بشر بازدارنده آن وجود ندارد که فعل را به آحاد گروه نسبت دهیم، اصیل فهمیدن وجود و ماهیت به وحدت شی لطمه‌ای نمی‌زند. در‌این‌حالت‌ وجود و ماهیت دو اعتبار برای شی واحدند. با این کلیه ماهیت جدای از وجود عدمی میباشد. جعل شیء آغازً به وجود وابستگی می گیرد، ولی وجود در تحقق و ظهور خود محتاج ماهیت میباشد. [۴۱]

احسایی میگوید آفریدگار نیازی به ماهیت ندارد؛ چون سنخیتی فی مابین وی و مخلوقاتش وجود ندارد. چه در حالتی‌که وجود وی از سنخ وجود آن‌ها دانسته خواهد شد، ترکب در آن خط مش خواهد داشت. از این رو وحدت وجود نفی میشود. احسایی در موضع ها مختلف بر ابطال هرگونه‌تفکر متمایل به وحدت وجود پافشاری ورزیده، و آن را منافی توحید شمرده میباشد. [۴۲] بیان شده که روضه خوان احمد احسائی درباره شرک معتقدان به وحدت وجود ادعای اجماع نموده است.[۴۳]

به اعتقادوباور بعضی از پژوهشگران، مجموع آن‌چه كه‌ منجر افتادن شيخ‌ احسائی در دامن‌ ثنويّت‌ پوسيدۀ از هم‌ گسسته شد صرفا‌ عدم‌ عرفان‌ وی به‌ مسائل‌ حكمت‌ و اصول‌ مُتقَنۀ فلاسفه‌ و ممشای درست‌ عرفاء بالله‌ و اولیای پروردگار بوده‌ میباشد‌ و این که صرفا با اتّکاء به‌ درنگ خویش وارد در مسائل‌ سنجیده‌ شد و نتوانست‌ از آنجا جان‌ سلامت‌ به‌ در پیروزی. علامه طهرانی اعتقاد دارد که شيخ‌ احمد احسائی برایي حلّ مسألۀ شرور در قبال خیرات‌ قائل‌ به‌ دو اصل‌ اصیل‌ و دو ركن‌ ركين‌ و دو شالوده‌ قویم‌ ازلی گردیده‌ و ماهيّت‌ و وجود را با هم در اين‌ مسأله‌ روش‌ داده‌ و در واقعیت وی معتقد به‌ ثنويّت‌ يزدان‌ و أهريمن‌، در جامه‌ وجود و ماهيّت‌ شد‌ه‌است.[۴۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 43
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 44
  • بازدید ماه : 44
  • بازدید سال : 2865
  • بازدید کلی : 38033
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی