loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 73
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31


عبدالحمید بن هبةالله (۵۸۶- پس از ۶۵۶ق) دارای اسم و رسم به ابن‌ابی‌الحدید شعر سرا، ادیب و شارح نهج البلاغه میباشد. وی در فقه، شافعی و در سخن، معتزلی بود. با این‌اکنون وی امام علی(ع) را بلندتر از خلفای سه‌گانه می‌دانست و اشخاصی را که در قبال وی قیام کردند به‌تیتر باغی، گناهکار و اهل دوزخ و جهنم معرفی میکرد، مگر اینکه توبه کرده باشند. قصیده عینیه وی در مدح امیرالمؤمنین(ع)، با طلا جواهرات در نزدیکی بارگاه امام علی(ع) نگاشته مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.

معاش‌طومار
عزالدین ابوحامد عبدالحمید بن هبةالله بن محمد بن محمد بن محمد بن حسین بن ابی‌الحدید مداینی، در ۱ ذی‌الحجه ۵۸۶ق/۱۱۹۰م، در مدائن متولد شد در به عبارتی شهر رشد یافت. به مناسبت قربت با ابن علقمی، وزیر شیعه مستعصم عباسی، در شمار کاتبان دیوان دارالخلافة درآمد.[۱] او آغاز نگارش دارالتشریفات را برعهده داشت. در ۶۲۹ق به نگارش بانک منصوب شد و مدتی آن گاه کاتب دیوان شوید. در صفر ۶۴۲ق به‌تیتر ناظر حِلِّه گزینش شد. آنگاه خواجۀ «امیر علاءالدین طَبّرْس» شوید و بعداز آن ناظر مریض خانه عَضُدی و عاقبت ناظر کتابخانه‌های آدرس مسجد قبا مشهد بغداد شد.[۲]

ابن‌ابی‌الحدید رابطه ها قربت با ابن علقمی داشت و وی و برادرش از تامین وزیر بهره مند بودند. از این‌رو، وقتی که گستردن نهج البلاغه و قصاید السبع را منتشر کرد، کادو‌هایی اخذ نمود.[۳] در ۶۴۲ق در اول یورش‌های مغول به بغداد که سپاه عباسی به فرماندهی شرف الدین اقبال شرابی سپهسالار مستعصم بالله سپاه مغول را باخت بخشید، ابن ابی الحدید برد سپاه بغداد را سود دور اندیشی ابن علقمی دانست و قصیده‌ای در تبریک و ثنا او سرود که ابیاتی از آن در گستردن نهج البلاغه تصویب میباشد[۴]. در حادثه در حمله هلاکو خان به بغداد در ۶۵۵ق، ابن‌ابی‌الحدید و برادرش برنده‌الدین به دست مغولان گرفتار شدند و محکوم به قتل شد؛ اما به پادرمیانی ابن علقمی و خواجه نصیرالدین طوسی از مرگ نجات رزرو مسجد قبا مشهد یافت.[۵]

ابن‌ابی‌الحدید اندکی بعداز سقوط بغداد به دست مغولان در بغداد از عالم رفت. در تاریخ وفات وی فی مابین مورخان اختلاف میباشد و در بعضا منابع سال ۶۵۵ق[۶] و در بعضا دیگر، سال ۶۵۶ق بیان شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۷]

حیات علمی
تحصیلات اول او در زادگاهش یعنی مدائن بود. او در آنجا مذهب‌ها کلامی را یادگرفت و به مدرسه اعتزال رغبت یافت.[۸] بعد از آن به بغداد رفت و از علمای آنجا استفاده کرد. در آن شهر در محضر علما و بزرگان دارای اسم و رسم بغداد که بیشتر آن ها شافعی مذهب بودند، به تلاوت کتاب ها و اندوختن علم پرداخت و در محافل علمی و ادبی کمپانی جست و به پیمان مالک نسمةالسحر، معتزلی جاحظی شد.[۹] نیز از ابوالبقاء عکبری و ابوالخیر مصدق بن شبیب واسطی آرامش فراگرفت.[۱۰]

ابن‌ابی‌الحدید در شعر طبعی رسا داشت و در گونه های معنی و مفهوم شعر می‌اذعان کرد؛ البته مناجات و اشعار عرفانی وی مشهورتر میباشد. داده ها وی درباره تاریخ صدر اسلام نیز وسیع بود. علامه حلی (درگذشت ۷۲۶ق) از بابا خویش و وی از ابن ابی الحدید ماجرا کرده‌اند.[۱۱]

مذهب
او در اصول، معتزلی و در فروع، شافعی بود و آورده شده میباشد که مشربی دربین تسنن و تشیع برگزیده بود. در مباحث عقیدتی خویش در گستردن نهج البلاغه به موافقت با جاحظ تصریح دارااست؛ به همین نظر او‌را معتزلی جاحظی شمرده‌اند.[۱۲] رسیدگی گستردن نهج البلاغه وی علامت میدهد که برخلاف لحاظ ابن کثیر که او را شیعی غالی شمرده میباشد، [۱۳] می‌قدرت او‌را معتزلی معتدلی دانست. وی نخست کتابش حادثه همگی شیوخ معتزلی خویش (متقدمان، متأخران، بصریان و بغدادیان) را بر درستی فقاهتی بیعت با ابوبکر نقل می‌نماید و تصریح می‌کند که از پیامبر آفریدگار(ص) نصّی بر آن بیعت وارد نشده، بلکه صرفا تعیین عموم که هم به اجماع و هم به غیر اجماع روش انتخاب پیشوا شمرده گردیده، موجب صدق آن میباشد.[۱۴]

نظریه وی درباره امام علی(ع)
ابن ابی الحدید به تقلید از مدرسه معتزله بغداد، علی(ع) را بلندتر از خلفای سه‌گانه میداند و تصریح می‌نماید که وی، هم در کثرت اجر و هم در ادب و خصال حمیده، از بقیه افراد افضل میباشد.[۱۵] با این‌درحال حاضر به نظریه او افضلیت امام ضروری وجود ندارد و در خطبه شروع کتاب در همین معنا گفته میباشد: قدردانی خداوندی را که مفضول را بر افضل مقدم داشت.[۱۶]

ابن ابی الحدید درباره برپاکنندگان پیکار جمل می گوید: همگی این‌ها از حیث یاران معتزلی ما، نابودند به جز عائشه و طلحه و زبیر؛ چون این سه توبه کردند و سوای توبه، حکم این‌ها به‌خیال و خاطر اصرارشان بر بغی، دوزخ وجهنم میباشد.[۱۷]

وی درباره لشکریان شام در صفین می‌نویسد: تمامی آن ها از لحاظ یاران معتزلی ما نابودند؛ چون بر بغی پای فشردند و مرگشان نیز به‌این‌درحال حاضر بود؛ خواه سران آنها و خواه پیروانشان.[۱۸] همینطور درباره خوارج می‌نویسد: آن ها از حیث یاران معتزلی ما سوای اختلاف لحاظ در دوزخ وجهنم‌اند.[۱۹] به‌طور‌کلی، یاران ما هر فاسقی را که در اکنون فسق بمیرد، دوزخی می دانند و شکی وجود ندارد که باغی و خروج‌کننده بر امام حق، گناه کار میباشد.[۲۰]

ابن ابی الحدید در تفصیل فرازی از حرف امام علی(ع) در نهج البلاغه:
آل محمد(ع) اصول و پایه آیین و مانند راهی در دل کویر می باشند که جز از روش پیمودن آن، رویکرد نجاتی وجود ندارد؛ هرکس بیراهه رفته بایستی به این‌شیوه برگردد و هر که هم عقب افتاده بایستی خودش را به این شیوه برساند تا از دستبرد خطرها و گمراهی در دفاع بماند. آیین به وجود آل محمد اثبات و پایدار میباشد همانطور که درصورتی که کوه‌ها نبودند زمین ثبات و قراری نداشت و آن‌ها زیرا غارهایی میباشند که در دلشان قرآن و سنت رسول پنهان میباشد.

*منبع: ابن ابی الحدید، گستردن نهج البلاغه، ج۱، ص۱۳۸.

اثر ها

بازدید : 38
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 12:41

فاطمه(س) واپسین فرزند فرستاده(ص) و خدیجه(س) میباشد.[۱۷] به رخداد مورخان، فاطمه در مکه و در خانه خدیجه در محلی به اسم زُقاق (کوچه، گذرگاه) العطّارین و زُقاق الحجر در حوالی مَهمت چشم به جهان گشود.[۱۸] مطابق بینش رایج شیعه ها، حضرت فاطمه(س) در سال ۵ بعثت دارای شهرت به سَنَه اَحقافیه (سال نزول سوره احقاف)[۱۹] چشم به جهان گشود.[۲۰] روضه خوان موثر و کفعمی سال دوم بعثت را فرصت به دنیاآمدن فاطمه(س) دانسته‌اند.[۲۱] طبق طریقه رایج اهل‌سنت، به دنیا آمدن فاطمه(س) پنج سال قبل از مبعث مسجد قبا مشهد بود.[۲۲]

در منابع شیعه، روز میلاد فاطمه(س) ۲۰ جمادی‌الثانی نام برده میباشد.[۲۳] سازه به روایتی که از امام باقر(ع) نقل گردیده است این نامگذاری از جانب خداوند انجام یافته میباشد. در‌پی این قصه دربارهٔ این نامگذاری آمده میباشد که معبود او‌را در میثاق (قسم الست و فقید ذر) به دانش غیروابسته نمود و از ناپاکی به دور داشت.[۲۴] همینطور سازه بر روایتی که در کتاب ذخائر العقبی (نوشته‌گردیده در قرن ۷ق) از نبی(ص) نقل گردیده است فاطمه فاطمه نامیده شد زیرا خداوند وی و ذریه‌اش را از حریق دوزخ بازداشته آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۵]

از معاش فاطمه در کودکی و نوجوانی گزارش‌های تاریخی مقداری وجود داراست.[۲۶] بر طبق گزارش‌های تاریخی، بعد از آشکار شدن دعوت فرستاده، فاطمه در بعضی مورد ها شاهد خشونت‌های مشرکان علیه پدرش بود. ضمن این، سه سال از زمانه کودکی فاطمه، در شِعب ابی‌طالب و ذیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی مشرکان علیه بنی‌هاشم و رهروان رسول اسلام سپری شد.[۲۷] فاطمه همینطور در کودکی، مادرش خدیجه را از دست اعطا کرد.[۲۸] تصمیم قریش برای قتل نبی(ص)[۲۹] خروج شبانه فرستاده از مکه و مهاجرت به مدینه، و مسافرت فاطمه به مدینه همدم با علی(ع) و بعضا از زنان، مهمترین رخدادهای روزگار کودکی زهرا(س) بوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۰]

خواستگاری و وصلت
نوشته ی علمیٔ مهم: تزویج علی(ع) و فاطمه(س)
فاطمه(س) خواستگاران زیادی داشت؛ ولی در غایت با امام علی(ع) وصلت کرد. به باور بعضا دانشمندان بعداز سفر فرستاده(ص) به مدینه و رهبری جامعه اسلامی، فاطمه(س) به سبب ساز نسبت فرزندی با فرستاده(ص) میان مسلمانها گزینه احترام قرار گرفت و مقام والایی یافت.[۳۱] در کنار این موضوع ابراز محبت فرستاده به فاطمه(س)[۳۲] و خصوصیت‌های فاطمه در مقایسه با زنان زمان خویش[۳۳] موجب شد بعضی از مسلمان‌ها در پی تزویج با دختر رسول(ص) باشند.[۳۴] شماری از بزرگان قریش که زودتر از بقیه افراد اسلام آورده بودند یا این که از توان مالی قابل قبولی منتفع بودند از فاطمه خواستگاری کردند.[۳۵] ابوبکر، قدمت[۳۶] و عبدالرحمن بن عوف[۳۷] از این اشخاص بودند. همگی خواستگاران پاسخ ردّ از فرستاده شنیدند.[۳۸] رسول در جواب به درخواست آن ها می‌فرمود: «وصلت فاطمه امری آسمانی میباشد و مستلزم حکم الهی میباشد.»[۳۹] و در مواقعی نیز نارضایتی فاطمه(س) از وصلت با خواستگاران را مطرح شماره تلفن مسجد قبا مشهد می کرد.[۴۰]

علی(ع) به سبب ساز رابطه خانوادگی با فرستاده و خصوصیت‌های اخلاقی و فقهی فاطمه، عشق متعددی برای وصلت با فاطمه داشت؛[۴۱] البته به گفته مورخان به خویش اذن نمی‌بخشید از دختر نبی خواستگاری نماید.[۴۲] سعد بن معاذ این موضوع را به رسول منتقل کرد و فرستاده با خواستگاری علی(ع) موافقت نمود.[۴۳] رسول(ص) درخواست امام علی(ع) و خصوصیت‌های رفتاری و فضیلت اورا برای فاطمه(س) اعلام‌کرد که با رضایت فاطمه همدم شد.[۴۴] رسول نیز به دستور الهی فاطمه(س) را به وصلت با علی(ع) درآورد.[۴۵] علی(ع) مانند دیگر مهاجران، در ماه‌های اولِ بعداز مسافرت، موقعیت اقتصادی رنج داشت.[۴۶] از این‌رو به سفارش رسول، زره خویش را فروخت (یا این که رهن بخشید) و ارزش آن را مهر فاطمه قرار اعطا کرد.[۴۷] مراسم عقد علی(ع) و فاطمه(س) در حضور مسلمانها در مسجد رسول(ص) برگزار شد.[۴۸] دربارهٔ تاریخ مراسم عقد اختلاف وجود دارااست. در بیشتر منابع، سال دوم هجری مذکور میباشد.[۴۹] مراسم عروسی بعداز نزاع بدر در شوال یا این که ذی‌الحجة سال ۲ هجری قمری برگزار شد.[۵۰]

بازدید : 27
شنبه 21 تير 1404 زمان : 14:54


شغل‌های فرهنگی-سیاسی

اقامه نماز آدینه طهران به امامت آیت‌الله اردبیلی
قبل از انقلاب
موسوی اردبیلی از تاریخ ۱۳۳۹ش در اردبیل سکنی گزید و در سال ۱۳۴۷ش به طهران سفر کرد و امامت جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) را بر ذمه گرفت. او بعد از اقامت در طهران، درس دادن درس بیرون فقه (کتاب خمس) و جلد اولیه اسفار را شروع کرد و با همفکری آیت‌الله بهشتی، شهید مطهری، محمد مفتح تفحص رینگ فکری حول علم ها قرآن را صورت دادند. اردبیلی بعد ها مسجد و کانون توحید را در خیابان درفش تاسیس کرد که سخنرانان کلاس‌هایی برای جوان ها برگزار می‌کردند. او همینطور مدرسه ها ارشاد و متوسطه اثرگذار[۱۰] را در طهران تاسیس کرد. تمامی این مرکز ها زیر پوشش مؤسسه‌ای به اسم مؤسسه خیریه مدرسه امیرالمؤمنین(ع) مسجد قبا مشهد قرار داشت.

شغل‌های سیاسی بعداز انقلاب

موسوی اردبیلی به یاروهمدم آیت‌الله بهشتی دردیدار مسئولان قضایی با امام خمینی
آیت‌الله موسوی اردبیلی در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی از فعالان و مبارزان علیه رژیم پادشاه بود. او در روزهای پیش از انقلاب به پاریس و به دیدن امام خمینی رفت و امام نیز او را عضو شورای انقلاب کرد. وی به عنوان مثال هشت شیخ این شورا بود. موسوی اردبیلی یکی‌از نمایندگان عموم طهران در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران بود. او همینطور برای مثال روحانیونی بود که موافق عمل تشکیلاتی در حوزه سیاسی بود و به همدم با آیت‌الله خامنه‌ای، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی و محمدجواد باهنر عضو هیأت پنج‌نفره مؤسسان حزب جمهوری اسلامی شد. شغل‌های حزبی وی اما بعد از ورود به دستگاه قضا توقیف آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۱۱]

از اسفند ۱۳۵۸ش دادستان مجموع مرز و بوم و از تیر ۱۳۶۰ش تا نقطه پایان حیات امام خمینی مدیر دیوان خوب سرزمین بوده، ضمن این یک کدام از پنج عضو اول شورای انقلاب اسلامی، نماینده عموم طهران در شورای پژوهش آخری قانون اساسی کشور، نماینده عموم طهران در عصر اول مجلس خبرگان، عضو منصوب رهبری در شورای بازنگری قانون اساسی کشور و امام آدینه موقت طهران تا اوایل فصل‌زمستان ۱۳۷۲ش رزرو مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۱۲]

درس دادن فقه و اصول و تأسیس دانش کده
موسوی اردبیلی سه ماه بعد از رحلت امام خمینی (۱۳۶۸ش)، به قم برگشت و درس دادن درس بیرون فقه و اصول را استارت کرد که در‌این دوران یک عصر بیرون اصول و نیز یک عصر فقه جزائی اسلام مشمول قضاء، حدود، قصاص، دیات و شهادات را درس دادن کرد که تا کنون کتاب‌های فقه القضاء، فقه الحدود و التعزیرات، فقه الدیات و فقه القصاص، فقه الشهادات نتیجه ها این درس دادن میباشد. همینطور در‌این مقطع در روز ها تعطیل حوزه علمیه قم، مبادرت به درس دادن باب کمپانی و مباحث اجتهاد و تاسی و بیمه کرد که از آن دربین کتاب فقه الشرکة و کتاب التأمین در یک جلد به چاپ رسیده میباشد. آیت‌الله موسوی اردبیلی بعداز نقطه نهایی بردن مباحث اصلی کیفری، درس دادن مباحث حقوقی و مدنی اسلام را در راهبرد خود قرار بخشید که به دلیل مداقه مضاربه و ابتلای شدید جامعه، آن را در حق تقدم قرار بخشید و درس دادن آن را به پایان رسانید. او در سال ۱۳۸۰ خورشیدی با تکثیر رساله عملیه اعلام مرجعیت شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۱۳]

آیت‌الله موسوی اردبیلی در کنار درس دادن، دانش گاه (دارالعلم) موثر را تأسیس کرد[۱۴][۱۵] و مدیر آن را بر ذمه گرفت؛ البته به کلی از سیاست مسافت نگرفت. در انتخابات سر کردگی جمهوری سال ۱۳۷۶ش حمایت کننده نامزدی شد که گزینه مدد تشکل‌های شیخ راست‌گرا عدم وجود یا این که آنگاه که در پس اتفاق ها ۱۳۸۸ش اوضاع و احوال مرزو بوم را نابسامان می‌روئت کرد، به طهران آمد و سرگرم رایزنی با بزرگان شد.[۱۶]

آیت‌الله اردبیلی در ۱۰ خرداد ماه ۱۳۹۱ش در نقطه پايان درس بیرون فقه خویش صریحاً از ملت کشور ایران معذرت خواهی کرد. وی اظهار‌کرد: «در صورتیکه عبد و بنده کاری کرده‌ام که نباید می کردم یا این که رخنه‌ فعلی کرده‌ام که بایستی جاری ساختن می‌دادم، از تمامی عذر و بهانه میخواهم، از کلیه حلالیت می‌طلبم. اینجانب از طرف خودم صحبت میزنم، به بقیه افراد کاری ندارم. اینجانب از شغل های کرده و نکرده خودم نگرانم. در حالتی که تمامی ما صحیح شغل کرده بودیم اوضاع این خلا. البته گمان میکنم کلیه ما، همگی مسئولان، از قدیمی تا به امروز، بایستی از عموم معذرت خواهی کنیم. لزوم این عمل اما برای مسئولانی که در جامه روحانیت‌اند بیشتر میباشد».[۱۷][۱۸]

بزرگداشت
در هجدهمین عصر همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۵ش در شهر قم برگزار شوید سید عبدالکریم موسوی اردبیلی تحت عنوان شخصیت پررنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات آیتم تقدیر در‌این عصر از همایش قرار گرفت.[۱۹]

پانویس
معاش‌طومار آیت‌الله موسوی اردبیلی، مقر اگاهی‌رسانی حسینیه آیت الله موسوی اردبیلی.
وبسایت خبرنامه کشور‌ایران. تاریخ بازدید ۸ آذر ۱۳۹۵
مراسم تشییع آیت‌الله موسوی اردبیلی، وب سایت فرارو.
معاش‌طومار آیت‌الله موسوی اردبیلی، مقر اگاهی‌رسانی حسینیه آیت الله موسوی اردبیلی.
معاش‌طومار آیت‌الله موسوی اردبیلی، مقر اگاهی‌رسانی حسینیه آیت الله موسوی اردبیلی.
معاش‌طومار آیت‌الله موسوی اردبیلی، مقر اگاهی‌رسانی حسینیه آیت الله موسوی اردبیلی.
معاش‌طومار آیت‌الله موسوی اردبیلی، مقر اگاهی‌رسانی حسینیه آیت‌الله موسوی اردبیلی.
آیت‌الله‌العظمی اردبیلی در یک نگاه، هفته‌طومار حریم امام، شماره ۲۴۴، ۵ آذر ۱۳۹۵.
معاش‌طومار آیت‌الله موسوی اردبیلی، مقر اگاهی‌رسانی حسینیه آیت‌الله موسوی اردبیلی.

بازدید : 72
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 10:48


طومار امام علی(ع) به طلحه و زبیر
سید رضی طومار‌ای را خطاب طلحه و زبیر نقل نموده است که امروزه با طومار ۵۴ نهج البلاغه شناخته میشود.[۵۵]‌ حضرت در‌این طومار ذکر می‌نماید که وی برای حکومت اصراری نداشته میباشد و عموم بر این قضیه سماجت داشته‌اند. بعد از آن طلحه و زبیر را کاربر ساخته می‌نویسد که شما یا این که در آن روز با اطمینان قلبی با اینجانب بیعت کردید که الان بایستی پایبند به بیعت خویش باشید، یا این که ریا و دورویی و تدلیس کردید. امام علی(ع) با نفی اتهام شرکت کردن در قتل عثمان که طلحه و زبیر عذروبهانه نقض بیعت کرده‌ بودند، آنان را به عذاب الهی هشدار مسجد قبا مشهد میدهد.[۵۶]

طومار امام علی(ع)‌ به طلحه و زبیر (طومار ۵۴ نهج‌البلاغه)
البته سپس (از ستایش و ثناى الهى) شما مى‌دانيد- هر چندین كتمان كنيد- كه اینجانب به‌دنبال عموم نرفتم؛ آنان به سراغ اینجانب آمدند و اینجانب دست بيعت به سوى آنان نگشودم تا آنان با پافشاری با اینجانب بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه به سراغ اینجانب آمديد و با اینجانب بيعت رزرو مسجد قبا مشهد كرديد.

عده عموم به دلیل اجبار و سلطه يا محصول دنيا با اینجانب بيعت نكردند. (بنابراين از دو هم اکنون بیرون نيست) درصورتی که شما از روى ميل و میل با اینجانب بيعت كرده‌ايد (بيعت‌شكنى شما حرام بوده) بايد گشوده گرديد و بلافاصلهً در پيشگاه پروردگار توبه كنيد و در‌صورتی‌که بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده رویه را براى اینجانب نسبت به خویش باز‌ايد، زيرا ظاهرا اظهار اطاعت كرديد و در دل، قصد عصيان‌ اشتيد (زيرا روش منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت آدرس مسجد قبا مشهد میباشد).

به جان خودم قسم و سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان عقيده نبوده‌ايد (هيچ كس در آن روز بدون چاره به چنين چيزى خلا مخصوصاً شما كه از قدرتمندان صحابه بوديد) بنابراين هرگاه از استارت، كناره‌گيرى از بيعت كرده بوديد كار شما راحت‌خیس بود تا اينكه ابتدا بيعت كنيد و آن‌گاه (به عذر و بهانه‌اى) راز گشوده زنيد. شما چنين پنداشته‌ايد (و به لاف تبليغ كرده‌ايد) كه اینجانب آدم کش شماره تلفن مسجد قبا مشهد عثمانم.

بياييد ميان اینجانب و شما كسانى حكم كنند كه اكنون در مدينه‌اند؛ خیر به طرفدارى اینجانب برخاسته‌اند خیر به طرفدارى شما، بعد هركس به اندازه جرمى كه در اين رخداد داشته محكوم و موظف گردد. اى دو پيرمرد كهنسال! (كه خویش را از پيشگامان و شيوخ اسلام مى‌دانيد و آفتاب عمرتان بر لب بام میباشد) از عقيده خویش برگرديد (و تجديد بيعت كنيد يا لااقل دست از حریق‌افروزى پیکار برداريد و به كنارى رويد) زيرا الان اساسی‌ترين چيزى كه دامان شما‌را مى‌گيرد سرافكندگى و ننگ و عار میباشد (آن هم به عقيده شما) ولى ادامه اين راه و روش هم منجر ننگ (شكست در مبارزه) میباشد و هم حریق جهنم! والسلام».

مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۱، ص۱۵۹-۱۶۰.

ملاقات زبیر و علی(ع) فی مابین دو سپاه
زیرا حضرت علی(ع) به مجاورت سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را فرا خواند، ملاقات آن دو در میان صفوف دو لشکر و بر روی مرکب‌هایشان شکل گرفت. امام به وی اظهار‌کرد: اى ابا عبد و بنده الله ترا به خداوند قسم و سوگند مى‌‏دهم آيا به خیال و خاطر دارى كه روزى دست اینجانب در چنگ تو بود و به حضور پيامبر (ص) رسيديم و آن حضرت به تو فرمود آيا على را دوست مى‌‏دارى؟ و تو گفتى آرى! و آن حضرت فرمود: ولى تو با وی نزاع و نسبت به وی ستم خواهى كرد؟ زبير اعلام‌کرد آرى به ياد دارم.[۵۷][۵۸] اینک آمده‌ای با اینجانب بجنگی؟[۵۹] زبیر بعداز این دیدار مجاورت پسرش عبدالله رفت و بدو اعلام کرد اینجانب از میدان نزاع می روم چه علی(ع) امری را به یادم آورد که از آن غافل بودم.[۶۰] سپس على(ع) نزد لشكر خویش رجوع و فرمود بر آن ها حمله كنيد كه حجت بر ايشان تک تک كرديم‏.[۶۱]

نقل شده میباشد در‌این مجال زبیر می‌خاطرنشان کرد وقتى آيه وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً[انفال–۲۵] نازل شد، تمامی متعجّب شديم كه چه فتنه‏‌اى فرا خواهد رسيد و چه واقعه عجيبى فیس خواهد بخشید تا اين كه این فتنه را ديديم. گفته شده زبير بن عوّام مى‏‌بیان کرد: سال‌ها این آيه را خواندن مى‏ كردم؛ امّا نمى‏‌دانستم كه اینجانب برای مثال مصاديق آن هستم. [۶۲]

کشته شدن زبیر
بعداز گوشه‌گیری زبیر، عَمرو بن جُرموز، با تعدادی بدن از یارانش، به تعقیب وی پرداخت و در جایی به اسم وادی السِّباع اورا غافلگیرانه کشت.[۶۳] او بعد از آن نزد حضرت علی(ع) رفت و به نگهبان خاطرنشان کرد، برای آدم کش زبیر اذن ورود بگیر. حضرت فرمود: اذن بده وارد خواهد شد و مژده حریق دوزخ به وی بده.[۶۴] فرستاده(ص) نیز درباره آدم کش زبیر فرموده بود: منزلت قتل کننده زبیر حریق میباشد.[۶۵]

امام از کشته شدن زبیر اظهار ناخشنودی کرد و زیرا چاقو او را رویت کرد، با تذکر دلیری‌های زبیر در پیکار‌های صدر اسلام فرمود: این خنجر توشه‌ها ناراحتی را از رخ فرستاده خداوند زدود.[۶۶]

توبه زبیر
شاید از حدیث رسول(ص) و حرف حضرت علی(ع) نسبت به قتل کننده زبیر اینگونه تصور گردد که زبیر توبه نموده است. محمدهادی یوسفی غروی، توبه زبیر را نمی‌پذیرد و میگوید: توبه زبیر چنانچه صحیح بود که از امام فرصت خود تاسی میکرد و به علاوه خویش را در سرویس وی قرار می‌بخشید که ولی بعد از گفتمان با حضرت علی(ع) اینگونه نکرد و نمی‌قدرت اعلام‌کرد کلام حضرت امیر(ع) (پیش از آن صحبت فرستاده آفریدگار(ص) بر اساس بشارت دادن حریق به قتل کننده وی علامت قبولی توبه زبیر میباشد، به دلیل آنکه شاید به این انگیزه اینگونه بشارت داده گردیده که قتل کننده، سوای فرمان فقهی و اجازه امام او‌را کشته میباشد. خصوصا که آدم کش ابعاد جزء خوارج نهروان شد.[۶۷]


تصویری از بنای قبر زبیر بن عوام
پیدا شدن قبر
ابن جوزی حنبلی در تاریخ خویش می‌نویسد: «در سال ۳۸۶ ه‍.ق هم محلی بصره لاشه نو مردی را با شمشیری در قبری یافتند و با این تصور که لاشه زبیر را یافته‌اند، بر روی قبر مسجد و گنبد و ضریح ساختند و اموال متعددی را وقف آنجا کردند»[۶۸] اما با دقت به‌این که عمرو بن جرموز رمز و خنجر زبیر را نزد امام علی(ع) پیروزی، انتساب این قبر به زبیر قابل قبول وجود ندارد.[۶۹]

بازدید : 44
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:12


طریقه‌ها و تامل‌ها
سید محمدتقی مدرسی، گرفتاری‌ها و نظراتی برای جامعه اسلامی و همین‌طور جواب‌هایی برای این نگرانی‌ها، بیان نموده است.

موقعیت کنونی دولت ها اسلامی درباره ی بحران عقب‌ماندگی، در گیر عمیق‌ترین انحراف و بیشترین همانندی به شرایط شبه جزیره ایالات متحده عربی پیش از اسلام میباشد. لذا کشورهای اسلامی مستلزم حرکت‌های تمدنی میباشند که نهاد‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه را اصلاح مسجد قبا مشهد نماید.[۲۷]
حکومت در اسلام سکولار وجود ندارد که آیین را از سیاست مستقل نماید؛ بلکه بر پایه ی مقررات اسلامی اداره می شود، ولی ملت مجاز میباشد که فارغ حوزه فقاهتی، از روش نمایندگان خویش جاری ساختن سپردن نماید؛ اما در حوزه شرع این شغل دانا میباشد که حالت را احراز آدرس مسجد قبا مشهد می‌نماید.[۲۸]
عفاف و حجاب زن مسلمان در‌این فرصت، به خنجر کشیده‌گردیده در قبال ظلم و خرابی تبدیل گردیده که در شرایطی‌که مدام آن را حمل نماید برای مستکبران ناامیدی و ناکامی میباشد. عفاف و حجاب، اجبار بر عزم زن وجود ندارد؛ بلکه با ماهیت تکوینی وی سازگار میباشد و منافاتی با نقش اجتماعی وی ندارد.[۲۹]
فلسفه اسلامی رایج در میان مسلمان‌ها، فکر‌ای التقاطی مرکب از پندار‌های اسلامی و فلسفی بشری و ترکیبی از فلسفه مدرسه اسکندریه، افلاطون، روضه خوان اشراق و تمدن مسیحی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۰]
صلح امام حسن(ع) با معاویه، سود خوی شهوت‌مآبانه برخی مدعیان عدل و داد در قبال معاویه میباشد. در عهدوپیمان عباسیان نیز بخش اعظمی از شیعه ها انقلابی، تسلیم پیشنهادهای دنیوی شدند و برخی از آنها با جاسوسی کردن از امام کاظم(ع) موجب به شهید شدن وصال وی نیز شماره تلفن مسجد قبا مشهد شدند.[۳۱]
بدیهی‌ترین خصوصیت منافقان، سر گروهی‌طلبی و سعی برای استخراج به راس رهبری امت اسلامی میباشد و تظاهر به اخلاص، زهدوتقوا و اسلام آنها نیز در راستای همین مقصود میباشد. [۳۲]
برهان گزینش مامان برخی ائمه شیعه از کنیزان و موالی، از در بین بردن اختلاف‌های فی مابین موالی و بقیه مسلمان ها و برقراری عدل و داد میان آنان و حدس صلاحیت‌ها بوسیله پروردگار بود که مامان امام، شایسته ترین رَحِم باشد.[۳۳]
بر پایه ی آیه ۳۸ شورا، مشاوره‌کردن منجر ضمانت آزادی رأی و حق گزینش میباشد و همینطور پند حکم کننده بوسیله عموم نیز از مصادیق شورا میباشد. نیازمندی حکم دهنده شرع هرچند دانا عادل باشد به مشاوره با دیگر افراد برای اداره کارها امت.[۳۴]
شیعه حقیقی وواقعی بودن مختار ثقفی[۳۵] و احتمال عالی بودن نماز زن در کنج خانه و خلوتِ منزل نسبت به بقیه جای ‌ها، طبق تعبیر آیه ۱۷ سوره مریم[۳۶] بعضی دیگر از ایده ها سید محمدتقی مدرسی میباشد.

دیدار رضا رمضانی دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت، با مدرسی در سال ۱۴۰۱ش
عمل‌ها
سید محمدتقی مدرسی در عراق، کویت، کشور ایران و دیگر کشورها به شغل‌های مختلفی پرداخته میباشد. برپایی گرد هم آیی‌ها، نرم افزار‌ها و مراسم‌های مختلف، سخنرانی در جلسات و مناسبت‌های گوناگون فقاهتی و همینطور تأسیس حیطههای علمیه در عراق، کشور‌ایران، سوریه[۳۷] افغانستان[۳۸] و کشورهای عربی کناره خلیج عجم بخشی از عمل‌های وی بوده میباشد.[۳۹]

وی در اواخر دهه ۶۰ میلادی (۱۹۶۶م) به همپا خان دایی‌اش، سید محمد حسینی شیرازی، سازمان عَمَل اسلامی را در عراق تأسیس کرد که با نظام وقت عراق پیکار می کرد.[۴۰] بعداز ورود به کویت و تأسیس مکتب فرستاده الاعظم(ص)، خبر نامه «الشهید» را به لهجه عربی به چاپ رساند که از حامیان انقلاب اسلامی کشور ایران به شمار می رفت.[۴۱] او در دهه ۱۳۹۰ق، تکان مبلغان طلایه‌دار در کویت را تأسیس کرد که مقر آن مکتب نبی الاعظم(ص) بود.[۴۲]

مدرسی بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران، به طهران سفر کرد و حوزه علمیه حضرت قائم(عج) را در‌این شهر تأسیس کرد که شعبه‌هایی در سوریه، تانزانیا و آذربایجان نیز داراست.[۴۳] در‌این مدرسه ها، ۱۲۰۰ دانش آموز از ۳۵ سرزمین عالم به علم آموزی پرداختند.[۴۴]

بعداز سقوط صدام
سید محمدتقی مدرسی، بعد از سقوط صدام و بازگشتش به کربلا، نشریه الهدی را تشکیل داد. تکثیر گاهنامه عاشورا همگی ساله در دهه اولیه محرم در ده شماره، تکثیر فصلنامه البصائر، تأسیس کانال تلویزیونی الهدیٰ در شهر کربلا، تأسیس کانال ماهواره‌ای اهل‌بیت(ع)،[۴۵] تشکیل مرکز ها اسلامی در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی،[۴۶] تأسیس مرکز ها انتشاراتی متفاوت، همانند دار المرکز الثقفی، انتشارات مدرسی، انتشارات بقیع، انتشارات محبان الحسین(ع)،[۴۷] تأسیس شماری مسجد، مریض‌خانه و مرکزها پزشکی، صندوق قرض‌الحسنه در مرزو بوم عراق[۴۸] بخشی از شغل‌های مدرسی بوده میباشد.


حضور در واتیکان به یاروهمدم پاپ در اجلاس ادیان دنیا در سال ۲۰۱۴م
کمپانی در کنفرانس‌ها و اجلاس‌های در بین‌المللی
مدرسی در اجلاس در میان ادیان که در ۱۱ آذر ۱۳۹۳ش در واتیکان برگزار گردیده بود و رهبران مذهبی همانند پاپ فرانسیس رهبر کلیسای کاتولیک واتیکان و نماینده روضه خوان الازهر نیز در آن حضور داشتند، کمپانی کرد.[۴۹] او همینطور در ۱۴ مهر ۱۳۹۹ش، در کنفرانس سازمان ملل با تیتر «رهبران ادیان در عالم: ایمان و اطراف زیست» که در ایسلند به میزبانی ابتدا‌وزیر این سرزمین و در حضور بزرگان و رهبران فقهی دنیا برگزار گردیده بود، به نمایندگی از مسلمان‌ها، سخنانی را از روش پخش زنده خلل کرد.[۵۰]

بازدید : 47
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:35


رغبت به مذهب شافعی
غازان‌خان در اواخر قدمت برای زیارت مقبره امام علی(ع) به نجف رفت و در همانجا به تشیع میل یافت و امر اعطا کرد خطبه به اسم اهل بیت بخوانند؛ البته بعد از درگذشت غازان و جلوس اولجایتو، حنفیان، ایلخان تازه را بر آن داشتند که خطبه و سکه به اسم خلفای راشدین نماید و از همین مجال، رقابت در بین فرقه‌های گوناگون مذهبی در دربار ایلخان شدید شد و هریک می‌کوشیدند تا اولجایتو را به کیش خویش مسجد قبا مشهد درآورند.

[۴۰]. در‌این بین خواجه رشیدالدین که مذهب شافعی داشت [۴۱]، مولانا نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای شافعی را فعالیت «‌قضاء مرزوبوم جمهوری اسلامی ایران‌» بخشید و اولجایتو نیز زیرا چیرگی نظام الدین را در مباحثه با علمای فرقه‌های دیگر بدید، مذهب شافعی تفویض کرد و از آن پس اختلاف‌های مذهبی، به ویژه در بین حنفیان و شافعیان در دربار ایلخان دشوار بالا زد؛ تا آنجا که بعضا از امرای مغول، با انذار، ایلخان را به سوراخ مسلمانی و رجوع و برگشت به آئین آبا و اجدادی خویش فرا خواندند؛ ولی اولجایتو همچنان بر آیین خویش پای آدرس مسجد قبا مشهد فشرد.[۴۲].

شیعه شدن و رسمیت‌بخشی به مذهب تشیع

اسم ائمه و عبارت علی اما الله بر سکه روزگار اولجایتو
امیر طرمطاز (ترمتاس) و تاج الدین آوجی(آوی)، دانشمند شیعی، اولجایتو را به مذهب شیعه ترغیب کردند و وی آخر و عاقبت در ۷۰۹ق / ۱۳۰۹م که به بغداد رفت، به طور رسمیً مذهب شیعه تفویض کرد. [۴۳] در روز ها پادشاهی وی مذهب تشیع برای اول توشه مذهب قانونی سراسر جمهوری اسلامی ایران شوید.[۴۴] و وی اولیه فرمانروا امامی مذهب میباشد که در سطحی کبیر و کلان به انتشار تشیع مذهب اثناعشری همّت رزرو مسجد قبا مشهد گماشت.[۴۵].

اولجایتو پس از شیعه شدن در سال ۷۰۹ق امر اعطا کرد، به مکان خلفای راشدین به اسم امامان شیعه سکه و خطبه نمایند و در همانجا، علامه حلی، بلندمرتبه‌ترین دانشمند شیعی آن بعدازظهر، به حضور ایلخان شیوه یافت و از آن پس همراه وی شد [۴۶]؛ [۴۷] علامه حلی، دو کتاب خویش منهاج الکرامه [۴۸] و نهج الحق [۴۹] را به اسم شاه کرد و بدو نثار شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.

ولی به این دلیل‌که تشکیلات دولت ایلخانی بر مبنای تسنن سازه گردیده بود، و سنّیان نفوذ فراوانی در آن داشتند، مخالفت های فراوانی با سیاست مذهبی وی شکل گرفت که در غایت او را وادار به عقب نشینی کرد؛ گرچه خودش، همچنان به مذهب تشیع خداپرست و متعهد ماند.[۵۰] به گفته ابن بطوطه، هم محلی ولایات مهمی زیرا بغداد، آذربایجان، اصفهان و شیراز در قبال دستور ایلخان مبتنی بر تغییر و تحول خطبه، سرسختانه پایداری کردند [۵۱]. دو سال بعد از آن، در ۷۱۱ق، بعد از آنکه تاج الدین آوجی و پسرش به اتهام همیاری با خواجه سعدالدین وزیر، به امر اولجایتو کشته شدند، نفوذ شیعه‌ها نیز در دستگاه ایلخانان روبه کاستی بنیان.[۵۲].

اولجایتو در آخرین روز‌های معاش دستور بخشید به اسم خلفای راشدین سکه و خطبه نمایند و نافرمانان را نیز دشوار بیم بخشید [۵۳]. نویسندگان دائرة المعارف تبارک اسلامی از این فعالیت اولجایتو برداشت کرده اند که وی مذهب شیعه را سوراخ گفته و به مذهب اهل سنت بازگشته میباشد. بعضی این عقیده را نپذیرفته و برآنند که او تا روزهای انتها قدمت بر مذهب تشیع باقی ماند.[۵۴] منشی پاد شاه محمد نوشته میباشد که وی تا انتها قدمت به مذهب امامیه باقی ماند و هر چه پافشاری کردند که او‌را از تشیَع پشیمان نمایند، تاثیر نکرد.[۵۵]

مورخان اهل ایران، پایبندی اولجایتو به احکام شریعت و همت اورا در توسعه و تبلیغ آیین اسلام ستوده‌اند و گفته‌اند که درگاه وی مجمع علما، فضلا، ادبا و حکما بود.[۵۶]. البته مورخان مصری، او‌را رافضی دانسته، و به خرابی و سفاکی مجرم کرده‌اند [۵۷].


وی بر مسیحیان و یهودیان مشقت بار می‌گرفت [۵۸]. یک بطرک نسطوری که می‌پنداشت اولجایتو مانند برادرش غازان اورا با گشاده رویی پذیرا می‌گردد، گزینه بی‌اعتنایی واقع شد و از همین رو، مسلمان ها به آزار نسطوریان پرداختند.[۵۹].

آرامگاه
نوشته ی علمیٔ مهم: گنبد سلطانیه
آرامگاه اولجایتو هنوز پابرجاست و با اسم گنبد سلطانیه، یک کدام از مشهورترین بناهای تاریخی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. افزون بر این، در موغان، شهر اولجایتو فرمان روا و در پای کوه بیستون تختگاه دومین به اسم سطان آباد برآورد [۶۰]، که ویرانه‌های این یکی‌از به اسم دشت چم چمال، هنوز باقی میباشد.

منابع بازرسی
مهم ترین منبع درباره اولجایتو کتاب تاریخ اولجایتو، نوشته ابوالقاسم عبدالله بن محمد قاشانی، میباشد که خویش منبع مورخان آینده، به ویژه حافظ ابرو در پایین جامع التواریخ به شمار می آید. همینطور تاریخ وصاف تحت عنوان منبعی جدا و در کنار تاریخ اولجایتو از عنایت به سزایی برخوردار‌است. از در میان مورخان عرب، گزارشهای ابن دواداری، مورخ مصری معاصر ایلخانان شایان توجه میباشد.

بازدید : 25
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 9:58

اشعریان، طایفه‌ای از عرب‌های یمنی مستقر کوفه که بین آنان شماری از صحابه فرستاده خداوند(ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی قرن دوم هجری قمری و قرن سوم قمری چشم میگردد. اسلام آوردن اشعریان قبل از فتح مکه، از افتخارات آنها میباشد. اشعریون سوابق درخشانی در امداد اهل البیت(ع) داشته‌اند به عنوان مثال کمپانی در نبرد صفین و قیام مختار مسجد قبا مشهد بود.

این طایفه به‌دنبال سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعه ها، از کوفه به قم مسافرت کردند و قم را محل سکونت خویش و راءس اشاعه تشیع در کشور ایران ساختند. انگیزه تعیین قم از سوی اشعریون، فتح این حیطه به دست جدشان صاحب بن عامر اشعری بوده میباشد. اقتدار و نفوذ آن ها در قم به سیرتکامل‌ای بوده که قم را از ملیت اصفهان بیرون کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می‌گرفته‌اند. شخصیت‌های پر رنگ‌ای از این خویشاوندان، در شمار شاگردان و نزدیکان اهل بیت(ع) آدرس مسجد قبا مشهد می‌باشند.

نسب
اشعریان اصالتاً یمنی و عرب قحطانی بودند،[۱] و نسب آن ها به «نبت بن ادد بن زید بن یشجب بن عریب بن زید بن کهلان» مشهور به اشعر می سید.[۲] برخی انگیزه این نامگذاری را چنان دانسته‌اند که جد آن‌ها پشمالو بوده میباشد.[۳] اشعر هفت پسر داشت که هر مورد سرسلسله خاندان‌ای شدند و همگی را اشعری می‌گفتند. منظور از اشعریان در‌این مدخل نسل جماهر، یکی فرزندان اشعر رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

پیش از اسلام
در منابع اسلامی، فضیلت ها بخش اعظمی به اشعریان قبل از اسلام منسوب شده و از جوانمردی و نیک‌خویی آن خاطر شد‌ه‌است. به گفته این احادیث اشعریان چنان بودند که گویی در اموال و املاک و منازل و بودجه خویش با عموم شریک بودند.[۵] هم‌اینگونه داعیه گردیده گروهی از اینان در حمله ابرهه به کعبه کمپانی شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشته‌اند.[۶]

اسلام اشعریان
اولیه اشعری مسلمان
به گفته تالیف کننده تاریخ قم صاحب بن عامر اشعری او‌لین مسلمان از خویشاوندان اشعریان یمن و جد اعلای اشعریان قم میباشد.[۷] اولیه مهاجر این قوم و قبیله به سوی نبی(ص)، جهت تایید اسلام بود. او بعداز اسلام آوردن به دربین فامیل خویش گشوده گشت و یکسری سال آن‌گاه با هفتاد نفر از اقوام خود مجدد، به نزد رسول(ص) آمد.[۸]

اسلام آوردن بقیه اشعریان
بعداز اسلام صاحب و مالک بن عامر اشعری، گروهی دیگر از اشعریان در سال هفتم بعداز غزوه خیبر به مدینه آمدند و مسلمان شدند.[۹] بعضی مورخان به سیرتکامل‌ای دیگر، اسلام آن‌ها‌را، بیست سال بعداز مبعث نبی(ص) گزارش کرده‌اند.[۱۰] برنده منابع به مهاجرت و اسلام صاحب در مکه، اشاره نکرده‌اند[۱۱] به هر هم اکنون اسلام اشعریان از راز گرایش بوده و این فعالیت قبل از فتح مکه می تواند مایه افتخار آنها باشد.[۱۲]مغایر بعضا از قبایل عرب که ابعاد و وقتی که برد نبی(ص) را حتمی دیدند، دسته تیم مسلمان شدند،[۱۳]

از صورت‌های نام دار اشعری فی مابین صحابه رسول اسلام(ص) افزون بر ابوموسی اشعری می‌اقتدار به ابو عامر اشعری که در مبارزه حنین به شهیدشدن رسید و فرزند وی عامر بن ابی عامر و نیز حارث اشعری مثلا راویان حدیث فرستاده(ص) اشاره نمود.[۱۴]

مسافرت به عراق
صاحب و مالک بن عامر از اولیه اشخاصی بود که در سال ۱۶ هجری قمری برای فتح مدائن[۱۵] از رود دجله گذر کرد و مسلمان ها دیگر نیز شجاع شدند و وارد مدائن شدند و آنجا را فتح کردند.[۱۶] او را فاتح نواحی جبال برای مثال ساوه دانسته‌اند،[۱۷]

بعد از فتح عراق، اشعریان همچون بخش اعظمی از یمنی‌ها در کوفه بومی شدند، دو بدن از فرزندان صاحب یعنی سائب و سعد از بزرگان کوفه و سرشناسان عراق بودند. سعد بن صاحب به عبارتی کسی میباشد که در روز ها خلافت عثمان بن عفان به شراب خواری ولید بن عقبه، امیرکوفه، شهیدشدن بخشید.[۱۸]

بازدید : 108
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:28


سیدحسن‌ طباطبایی‌ قمی دارای شهرت به سید حسن قمی (‌۱۲۹۰-۱۳۸۶ش) مجتهد و عالم شیعی بومی مشهد و از مبارزین علیه حکومت پهلوی بود. او به ثبت لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱شمسی اعتراض کرد. در روزهای قبل از قیام ۱۵ خرداد ماه بازداشت و به یاور امام خمینی زندانی شد. او فرزند آیت‌الله سید حسین قمی و اخوی آیت‌الله سید تقی قمی مسجد قبا مشهد میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
سید حسن قمی‌ در سال‌ ۱۲۸۹ ش‌ در نجف‌ به‌ جهان آمد و بعداز تحصیلات مقدماتی در دروس محمد حسین غروی نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی ‌، روضه خوان‌ کاظم‌ شیرازی‌ و میرزا محمد آقازاده‌ به‌ یاد دادن‌ علم ها‌ فقاهتی‌ و حوزوی‌ آدرس مسجد قبا مشهد پرداخت.

پس‌ از تعدادی سال همدم‌ بابا به‌ جمهوری اسلامی ایران آمده و در مشهد مقیم‌ گردیده و به ادامه علم آموزی و درس دادن علم ها فقاهتی پرداخت. پس‌ از رخداد مسجد گوهرشاد در ۱۳۱۴ ش‌، یار و همدم‌ بابا به‌ عراق رفت‌ و به‌ علم آموزی‌ و درس دادن‌ در حیطههای‌ علمیه‌ عراق پرداخت‌. سید حسن‌ قمی‌ پس از درگذشت بابا‌، در اواخر دهه‌ ۱۳۲۰ ش‌ از عراق به‌ کشور ایران‌ مراجعت‌ کرد و در مشهد سکونت‌ گزید. او‌ بعداز اقامت‌ در مشهد به‌ درس دادن‌ علم ها‌ فقهی‌ در حوزه علمیه خراسان رزرو مسجد قبا مشهد پرداخت‌.[۱]

اساتید
محمد حسین نائینی
سید حسین قمی
محمدحسین غروی اصفهانی
روحانی‌ کاظم‌ شیرازی‌
میرزا محمد آقازاده‌[۲]
درگذشت
در ۲۱ خرداد ماه سال ۱۳۸۶ش در مشهد درگذشت‌[۳] آیت الله خامنه ای در پیام تسلیت از وی تحت عنوان دانا و دانا مجاهد خاطر کرد.[۴] و فردای آن روز بعداز اقامه نماز به وسیله آیت‌الله وحید خراسانی، در بقعه امام رضا(ع) به‌‌خاک‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد ودیعه‌ شد.[۵]

عمل‌های اجتماعی-سیاسی
سید حسن‌ قمی‌ در مشهد، به‌ تدریج‌ پیوندها‌ خویش را با جمع‌های‌ عموم‌ توسعه و گسترش‌ بخشید و امامت‌ جماعت‌ مسجد گوهرشاد را به‌ ذمه ‌ گرفت‌.[۶]

آیت‌الله قمی‌ در سال ۱۳۴۱شمسی و به‌ دنبال‌ ثبت‌ لایحه انجمن‌های ایالتی‌ و ولایتی‌، طی‌ تلگرافی‌ به‌ اسدالله دانش‌، الغای‌ شرط‌ اسلام‌ از حالت‌ منتخبان‌ و تبدیل‌ عهد و پیمان‌ قرآن به‌ کتاب‌ آسمانی‌ را قانون شکنی‌ از مقررات‌ شرعی‌ و موجب‌ انزجار و تشویش‌ ذهن ها‌ همگانی‌ عموم‌ جامعه‌ی‌ اسلامی‌ قلمداد کرد و دولت‌ را مکلف‌ به‌ صرف‌حیث کردن‌ از همه‌ مصوبات‌ مغایر‌ شرع‌ نمود. او علاوه بر‌ سخنرانی‌های‌ متعدد‌ در زمینه‌ی‌ با قضیه اصلاحات‌ ارضی‌ و تقسیم‌ زمین‌ موضع‌ گرفت‌ و آن‌ را موضوع‌ای‌ برای‌ نفوذ و احاطه‌ بیگانگان‌ مثلا‌ یهودیان‌ در کشاورزی‌ و اقتصاد جامعه جمهوری اسلامی ایران‌ معرفی‌ کرد.[۷]

در شهر مشهد نیز، آیت‌الله قمی‌ در گردهمایی‌ای‌ که‌ در خانه‌ آیت‌الله میلانی‌ برای‌ رسیدگی‌ پیامدها‌ لایحه‌ ذکر شده تشکیل‌ گردیده‌ بود، سید جلال‌ تهرانی‌ استاندار خراسان‌ را انذار کرد که‌ در شکل‌ کنسل نکردن‌ ثبت‌طومار‌، عموم‌ را به‌ تحصن‌ در مسجد گوهرشاد دعوت‌ خواهد کرد.[۸]

رخداد ۱۵ خرداد ماه و دستگیری

نوشته‌ی علمیٔ اساسی: قیام ۱۵ خرداد ماه
پیرو‌ تحریم‌ نوروز سال سال‌ ۱۳۴۲ش از طرف‌ امام خمینی و بقیه مراجع‌، در مشهد آیت‌الله قمی‌ ۱ فروددین ماه ۱۳۴۲ش را عزای‌ ملی‌ اعلام‌ کرد و مجلس‌ سوگواری‌ در منزلش‌ برگزار شوید که‌ آیت‌الله میلانی‌ نیز کمپانی‌ کرد. در زمان‌ برگزاری‌ مراسم‌، نیروهای‌ نظامی‌ و امنیتی‌ خراسان‌ به‌ آنجا حمله‌ کردند و در تضارب‌هایی‌ که‌ روی‌ اعطا کرد، شغل به‌ تشکیل‌ کمیسیون‌ امنیت‌ خراسان‌ و ترساندن آیت‌الله میلانی‌ و قمی‌ کشید[۹]. موضع‌گیری‌های‌ سیدحسن‌ قمی‌ منجر‌ شد که‌ پیشین‌ از فرارسیدن‌ محرم‌ ۱۳۴۲ش و ۱۵ خرداد ماه، ساواک‌ مشهد در گزارشی‌ توصیه نماید که‌ آیت‌الله قمی‌ به‌ انگیزه‌ اینکه‌ هسته‌ مهم‌ تشنج‌ در مشهد میباشد، تبعید شود.

در محرم (۱۵ خرداد ماه) قمی‌ در رجوع‌ از مسجد گوهرشاد بوسیله‌ نیروهای‌ امنیتی‌ رژیم‌ پهلوی‌ بازداشت و به‌ طهران منتقل‌ شوید. او را در طهران‌ یاروهمدم‌ امام‌ خمینی‌ در زندان‌ قصر حبس‌ کرده‌ و بعد از آن به‌ پادگان‌ عشرت‌آباد منتقل‌ کردند. او‌ پس از مدتی‌ از زندان‌ آزاد شد و به‌ مشهد رجوع و برگشت‌.

به‌ دنبال‌ تبعید امام خمینی به ترکیه و تکثیر خبر آن‌ در مشهد، علمای‌ اهل مبارزه آن‌ شهر در خانه‌ آیت الله میلانی اجتماع‌ کردند و تصمیم‌ گرفتند تا به‌ تیتر‌ اعتراض‌ نسبت‌ به‌ مبادرت‌ رژیم‌ پهلوی‌ در اخراج‌ امام‌ از جمهوری اسلامی ایران‌ در مسجد گوهرشاد تحصن‌ کنند. مثلا‌ علمای‌ کمپانی‌‌کننده‌ در‌این‌ اجتماع‌، آیت‌الله قمی‌ بود که‌ فورا‌ خانه‌ او به‌ محاصره‌ قوای‌ نظامی‌ درآمد.

به طور همزمان‌ با پخش‌ خبر ثبت‌ ضابطه‌ امان‌ خانواده‌ در سال‌ ۱۳۴۵ش آیت‌الله قمی‌ آن‌ لایحه‌ را مخالف‌ شرع‌ معرفی‌ کرد و با ارسال‌ تلگرافی‌ به‌ واضح علاوه بر‌ اعتراض‌ به‌ مبادرت‌ وزیر دادستانی‌ در نثار‌ لایحه‌ای‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌، بعضا‌ از موارد و مواد آن‌ را در امر‌ تزویج‌ و جدایی مخالف‌ احکام‌ قطعیه‌ی‌ اسلام و قرآن دانسته‌ و از بدیهی خواست‌ که‌ لایحه‌ی‌ ذکر شده را پس‌ بگیرد.[۱۰]

بازدید : 23
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 10:42

هشام فی مابین خلفای اموی به سیاستمداری و خشونت دارای اسم و رسم بود و با دقت به‌این دو خصوصیت، اورا با معاویه و عبدالملک مقایسه کرده‌اند. بیان شده که وی با درایت و توکل بر توان نظامی، اکثری از قیام‌ها و کودتا‌ها را سرکوب میکرد و معارضان را می‌کشت.[۲۲] بنابر آنچه محمدجواد مغنیه، تاریخ‌نگار معاصر گفته میباشد، هشام هیچ حرمتی برای جان مسلمان‌ها قائل خلا و با کوچکترین عذروبهانه‌ای آنان‌را می‌کشت و مخصوصاً شیعه ها و رهروان اهل البیت(ع) بیشترین فشار و ضربه را از سوی وی متحمل می‌شدند. بنابراین هشام در طومار‌ای به کارگزاران خویش امر اعطا کرد تا بر شیعه ها مشقت بار بگیرند و آنان‌را ذیل‌فشار قرار دهند، آن‌ها را زندانی نمایند، آثارشان را محو نمایند، خون‌شان را بریزند و از دستمزد مال همه مردم محروم‌شان مسجد قبا مشهد نمایند[۲۳]

هشام بن عبدالملک خلال صدور این دستور‌های همگانی، برای برخی از شیعه ها امر خاص صادر می کرد؛ او به فرمان دار خویش در کوفه امرکرد منزل کمیت بن زید اسدی، شعر سرا اهل‌بیت(ع) را وخیم نماید و گویش و دست اورا به جرم حمد بستگان رسول(ص) ببرّد.[۲۴] کارگزاران هشام در شهرهای گوناگون نیز سختگیری‌های بخش اعظمی به شیعه ها می‌کردند، و آورده شده که یوسف بن قدمت ثقفی، فرمان‌دار عراق، به حدّی با عموم بدرفتاری می کرد که اورا جانشین حجاج بن یوسف آدرس مسجد قبا مشهد می‌دانستند.[۲۵]

شهیدشدن امام محمد باقر(ع)
یکی مهم ترین اتفاقات فرصت هشام، شهیدشدن امام محمد باقر(ع) دانسته گردیده که در سال ۱۲۴ق شکل گرفت و شیعه ها معتقدند به‌فرمان هشام بن عبدالملک شکل گرفت.[۲۶] در طی هشام در بعضا نواحی مثل خراسان والا، فتوحات به‌طور پهناور ادامه داشت و در سال ۱۰۹ق، اشرس بن عبدالله سلمی از سوی هشام به‌تیتر والی خراسان منصوب رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۲۷]

قیام حارث در خراسان
در حین هشام، حارث بن سریج در خراسان و ماوراءالنهر قیام کرد و در آن فرصت این قیام فقط قیامی بود که برای احقاق حقوق و دستمزد اهل عهده بر ضد امویان صورت گرفته بود.[۲۸] مهم ترین قیام فرصت خلافت هشام بن عبدالملک، قیام زید بن علی بن الحسین دانسته گردیده است. تاریخ‌نویسان دلایل مختلفی برای صورت‌گیری و رویدادهای این قیام ذکر کرده‌اند، با این اکنون اورده شده میباشد که وی به‌باعث ستم بنی‌امیه قیام کرد و عموم را بر ضد بنی‌امیه به جهاد دعوت شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۲۹]

عمل سیاسی و نظامی خوارج
خوارج در عصر خلافت هشام بن عبدالملک در میهن‌های سیستان و کرمان و جنوب خراسان حضور فعال داشتند و در سال ۱۰۷ق بر سیستان مسلط شدند و محدوده اشراف خویش را تا خراسان پیشرفت دادند.[۳۰]

شغل داعیان بنی‌عباس
یکی از دیگر از اتفاق ها اساسی فرصت هشام، دور از هم شدن داعیان و مبلّغان بنی‌عباس در مملکت‌های شرقی اسلام و استارت حرکت‌های شیعه ها بود که پنهانی عمل می‌کردند.[۳۱]

خصوصیت‌ها
اورده شده که هشام در کردار با عموم شام از شایسته ترین خلفای بنی‌امیه بوده و مورخان نوشته‌اند که میان خلفای بنی‌امیه هیچ‌کس بزرگوارتر از وی خلا[۳۲] و درنگ و مردانگی‌اش دربین بنی‌امیه معدود‌نظیر بود، ولی به علویان دشوار می‌گرفت و در هر فرصتی آنها را از دربین میبرد، مانند زید و یحیی.[۳۳]

به‌گفته دینوری (۲۱۳-۲۷۶ق)، هشام به ضعفا مجاورت بود و از آن ها دلجویی میکرد و آمادۀ شنیدن مظالم عموم بود و به آن بازرسی میکرد، میان شهر می‌گشت و از عموم می پرسید که آیا به آنها ستم شد‌ه‌است یا این که خیر، و همینطور تنی چند از شایسته ترین عموم را معیّن کرده بود تا شغل های کارگزاران را به وی گزارش بدهند.[۳۴]

مسعودی، مورخ قرن چهارم هجری، هشام بن عبدالملک را مردی سیاستمدار و ظریف در عمل دولت و رئیس در شغل رعیت خوانده که امور را شخصاً به دست داشت و هیچ نکته‌ای از عمل ممالک از وی نهفته خلا.[۳۵] مسعودی همینطور او‌را شخصی عاقل و بردبار، البته بسیار حسود و بخیل و فرآورده‌اندوز تعریف می‌نماید.[۳۶] به نوشتۀ جاحظ (۱۶۰-۲۵۵ق)، وی درهم بر درهم اضافه میکرد و هیچ‌کدام از خلفای گذشته در بخل به وی نمی‌رسیدند.[۳۷]

بنابر آنچه در کتاب العقد الفرید، نوشته ابن‌عبدربه آمده، هشام مجالس مباحثه‌ای تشکیل می‌اعطا کرد که برخی از محدّثان، مثل محمد بن شهاب زهری و ابوالزناد در آن کمپانی می‌کردند و گاهی نیز مناظره‌های شرعی برپا میکرد؛ مانند مناظرۀ غیلان دمشقی با خجسته بن مهران.[۳۸]

بازدید : 36
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:09


جداشدگان
در روز عاشورا اشخاصی از لشکر قدمت بن سعد غیروابسته شدند و به سپاه امام حسین(ع) پیوستند. در برخی منابع تعداد این اشخاص حدود ۳۰ بدن نام برده میباشد.[۴۲] حر بن یزید ریاحی،[۴۳] ابوالحتوف و سعد بن حرث انصاری،[۴۴] نعمان و حلاس بن عمرو ازدی راسبی،[۴۵] دیده نشده بن حیّ تیمی،[۴۶] قاسم بن حبیب،[۴۷] جوین بن صاحب، [۴۸] ابوالشعثاء کندی [۴۹] و عمرو بن ضبیعة[۵۰] از آن گزاره‌اند. اما برخی از نویسندگان معتقدند بعضا از این اشخاص به قصد مبارزه با امام حسین(ع) در لشکر ابن سعد نیامده بودند؛ بلکه ازآنجاکه ابن زیاد شیوه های خروجی کوفه را بسته بود از روش لشکر ابن زیاد خویش را به امام حسین(ع) مسجد قبا مشهد رساندند.[مستلزم منبع]

اقدامات در کربلا
لشکریان قدمت بن سعد در کربلا اقداماتی جاری ساختن دادند که بعضی از آن‌ها عبارتند از:

بستن آب بر روی امام حسین و اصحابش
بعد از وصال طومار ابن زیاد به قدمت بن سعد که از وی منظور بود در بین امام حسین و آب طلاق افکند، به فرمان ابن سعد، عمرو بن حجاج در ۷ محرم، با پانصد سوار به کنار شریعه فرات رفت تا بازدارنده دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب آدرس مسجد قبا مشهد شوند.[۵۱]

شهید شدن امام حسین و اصحاب
سپاهیان قدمت سعد در روز عاشورا آغازگر پیکار بودند. اولیه تیر را خویش قدمت بن سعد انداخت.[۵۲]آنها امام حسین و یارانش را به شهیدشدن رساندند. آنگاه آنچه را که حضرت به بدن داشت، بردند. قیس بن اشعث و بحر بن کعب، جامه‌،[۵۳] اسود بن خالد اودی نعلین‌، جمیع بن رفتار اودی خنجر، اخنس بن مرثد عمامه، بجدل بن سلیم، انگشتر و قدمت بن سعد، زره[۵۴] اورا رزرو مسجد قبا مشهد ربودند.

حریق زدن و غارت چادر‌ها
بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش، لشکریان قدمت بن سعد، به چادر‌ها هجوم برده، اموال جانور در آن‌ها‌را غارت کرده و[۵۵] بعد چادر‌ها را حریق شماره تلفن مسجد قبا مشهد زدند.[۵۶]

تاختن اسب بر تن امام حسین
به فرمان قدمت بن سعد و در اجرای دستور ابن زیاد، ده نفر از سپاهیان وی، با اسبان‌شان تن امام حسین(ع) را لگدکوب کردند و استخوان‌های سینه و پشت آن حضرت را در هم شکستند.[۵۷] اسحاق بن حویه، اخنس بن مرثد[۵۸] حکیم بن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدی، سلامت بن خیثمه جعفی، واحظ بن ناعم، پارسا بن وهب جعفی، هانی بن شبث خضرمی و اسید بن صاحب[۵۹] با اسب بر تن امام حسین تاختند.

ارسال کردن سرهای شهدا به کوفه
سپاهیان قدمت بن سعد سرهای شهدای کربلا را از بدن غیروابسته کرده، بر نیزه قرار داده و به کوفه منتقل کردند. خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی راز حسین بن علی(ع) و شمر بن ذی‌الجوشن، قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج و عزره بن قیس سرهای دیگر شهدا را به سوی عبیدالله بن زیاد در کوفه بردند.[۶۰]

اسارت اهل بیت امام(ع)
به فرمان قدمت بن سعد، سپاهیان وی اجساد کشتگان لشکر خویش را دفن کردند[۶۱] بعد از آن باقیماندگان کاراوان امام حسین(ع) را به اسارت گرفته و به کوفه نزد ابن زیاد و بعد به شام و دربار یزید فرستادند.[۶۲]

کشتگان
درباره کشته‌شدگان لشکر قدمت بن سعد داده های عددی دقیقی نیست. برخی منابع شیعه از کشته شدن ۲۲۵ یا این که ۲۲۶ بدن بوسیله یاران امام حسین(ع) خبر داده‌اند[۶۳] و برخی این عدد را حدود ۹۰۰ نفر دانسته‌اند.[۶۴] بر محور روایتی که در مناقب ابن شهر آشوب آمده میباشد امام حسین(ع) خویش در روز عاشورا ۱۹۵۰ نفر از لشکریان قدمت بن سعد را کشت و شماری را نیز مصدوم کرد.[۶۵] همینطور در ثابت الوصیه شمار کشته‌های لشکر قدمت بن سعد به دست امام حسین(ع) ۱۸۰۰ بدن مذکور میباشد.[۶۶]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 490
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 207
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 349
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 871
  • بازدید ماه : 1095
  • بازدید سال : 6232
  • بازدید کلی : 41400
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی