loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 102
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:28


سیدحسن‌ طباطبایی‌ قمی دارای شهرت به سید حسن قمی (‌۱۲۹۰-۱۳۸۶ش) مجتهد و عالم شیعی بومی مشهد و از مبارزین علیه حکومت پهلوی بود. او به ثبت لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۱شمسی اعتراض کرد. در روزهای قبل از قیام ۱۵ خرداد ماه بازداشت و به یاور امام خمینی زندانی شد. او فرزند آیت‌الله سید حسین قمی و اخوی آیت‌الله سید تقی قمی مسجد قبا مشهد میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
سید حسن قمی‌ در سال‌ ۱۲۸۹ ش‌ در نجف‌ به‌ جهان آمد و بعداز تحصیلات مقدماتی در دروس محمد حسین غروی نائینی، محمدحسین غروی اصفهانی ‌، روضه خوان‌ کاظم‌ شیرازی‌ و میرزا محمد آقازاده‌ به‌ یاد دادن‌ علم ها‌ فقاهتی‌ و حوزوی‌ آدرس مسجد قبا مشهد پرداخت.

پس‌ از تعدادی سال همدم‌ بابا به‌ جمهوری اسلامی ایران آمده و در مشهد مقیم‌ گردیده و به ادامه علم آموزی و درس دادن علم ها فقاهتی پرداخت. پس‌ از رخداد مسجد گوهرشاد در ۱۳۱۴ ش‌، یار و همدم‌ بابا به‌ عراق رفت‌ و به‌ علم آموزی‌ و درس دادن‌ در حیطههای‌ علمیه‌ عراق پرداخت‌. سید حسن‌ قمی‌ پس از درگذشت بابا‌، در اواخر دهه‌ ۱۳۲۰ ش‌ از عراق به‌ کشور ایران‌ مراجعت‌ کرد و در مشهد سکونت‌ گزید. او‌ بعداز اقامت‌ در مشهد به‌ درس دادن‌ علم ها‌ فقهی‌ در حوزه علمیه خراسان رزرو مسجد قبا مشهد پرداخت‌.[۱]

اساتید
محمد حسین نائینی
سید حسین قمی
محمدحسین غروی اصفهانی
روحانی‌ کاظم‌ شیرازی‌
میرزا محمد آقازاده‌[۲]
درگذشت
در ۲۱ خرداد ماه سال ۱۳۸۶ش در مشهد درگذشت‌[۳] آیت الله خامنه ای در پیام تسلیت از وی تحت عنوان دانا و دانا مجاهد خاطر کرد.[۴] و فردای آن روز بعداز اقامه نماز به وسیله آیت‌الله وحید خراسانی، در بقعه امام رضا(ع) به‌‌خاک‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد ودیعه‌ شد.[۵]

عمل‌های اجتماعی-سیاسی
سید حسن‌ قمی‌ در مشهد، به‌ تدریج‌ پیوندها‌ خویش را با جمع‌های‌ عموم‌ توسعه و گسترش‌ بخشید و امامت‌ جماعت‌ مسجد گوهرشاد را به‌ ذمه ‌ گرفت‌.[۶]

آیت‌الله قمی‌ در سال ۱۳۴۱شمسی و به‌ دنبال‌ ثبت‌ لایحه انجمن‌های ایالتی‌ و ولایتی‌، طی‌ تلگرافی‌ به‌ اسدالله دانش‌، الغای‌ شرط‌ اسلام‌ از حالت‌ منتخبان‌ و تبدیل‌ عهد و پیمان‌ قرآن به‌ کتاب‌ آسمانی‌ را قانون شکنی‌ از مقررات‌ شرعی‌ و موجب‌ انزجار و تشویش‌ ذهن ها‌ همگانی‌ عموم‌ جامعه‌ی‌ اسلامی‌ قلمداد کرد و دولت‌ را مکلف‌ به‌ صرف‌حیث کردن‌ از همه‌ مصوبات‌ مغایر‌ شرع‌ نمود. او علاوه بر‌ سخنرانی‌های‌ متعدد‌ در زمینه‌ی‌ با قضیه اصلاحات‌ ارضی‌ و تقسیم‌ زمین‌ موضع‌ گرفت‌ و آن‌ را موضوع‌ای‌ برای‌ نفوذ و احاطه‌ بیگانگان‌ مثلا‌ یهودیان‌ در کشاورزی‌ و اقتصاد جامعه جمهوری اسلامی ایران‌ معرفی‌ کرد.[۷]

در شهر مشهد نیز، آیت‌الله قمی‌ در گردهمایی‌ای‌ که‌ در خانه‌ آیت‌الله میلانی‌ برای‌ رسیدگی‌ پیامدها‌ لایحه‌ ذکر شده تشکیل‌ گردیده‌ بود، سید جلال‌ تهرانی‌ استاندار خراسان‌ را انذار کرد که‌ در شکل‌ کنسل نکردن‌ ثبت‌طومار‌، عموم‌ را به‌ تحصن‌ در مسجد گوهرشاد دعوت‌ خواهد کرد.[۸]

رخداد ۱۵ خرداد ماه و دستگیری

نوشته‌ی علمیٔ اساسی: قیام ۱۵ خرداد ماه
پیرو‌ تحریم‌ نوروز سال سال‌ ۱۳۴۲ش از طرف‌ امام خمینی و بقیه مراجع‌، در مشهد آیت‌الله قمی‌ ۱ فروددین ماه ۱۳۴۲ش را عزای‌ ملی‌ اعلام‌ کرد و مجلس‌ سوگواری‌ در منزلش‌ برگزار شوید که‌ آیت‌الله میلانی‌ نیز کمپانی‌ کرد. در زمان‌ برگزاری‌ مراسم‌، نیروهای‌ نظامی‌ و امنیتی‌ خراسان‌ به‌ آنجا حمله‌ کردند و در تضارب‌هایی‌ که‌ روی‌ اعطا کرد، شغل به‌ تشکیل‌ کمیسیون‌ امنیت‌ خراسان‌ و ترساندن آیت‌الله میلانی‌ و قمی‌ کشید[۹]. موضع‌گیری‌های‌ سیدحسن‌ قمی‌ منجر‌ شد که‌ پیشین‌ از فرارسیدن‌ محرم‌ ۱۳۴۲ش و ۱۵ خرداد ماه، ساواک‌ مشهد در گزارشی‌ توصیه نماید که‌ آیت‌الله قمی‌ به‌ انگیزه‌ اینکه‌ هسته‌ مهم‌ تشنج‌ در مشهد میباشد، تبعید شود.

در محرم (۱۵ خرداد ماه) قمی‌ در رجوع‌ از مسجد گوهرشاد بوسیله‌ نیروهای‌ امنیتی‌ رژیم‌ پهلوی‌ بازداشت و به‌ طهران منتقل‌ شوید. او را در طهران‌ یاروهمدم‌ امام‌ خمینی‌ در زندان‌ قصر حبس‌ کرده‌ و بعد از آن به‌ پادگان‌ عشرت‌آباد منتقل‌ کردند. او‌ پس از مدتی‌ از زندان‌ آزاد شد و به‌ مشهد رجوع و برگشت‌.

به‌ دنبال‌ تبعید امام خمینی به ترکیه و تکثیر خبر آن‌ در مشهد، علمای‌ اهل مبارزه آن‌ شهر در خانه‌ آیت الله میلانی اجتماع‌ کردند و تصمیم‌ گرفتند تا به‌ تیتر‌ اعتراض‌ نسبت‌ به‌ مبادرت‌ رژیم‌ پهلوی‌ در اخراج‌ امام‌ از جمهوری اسلامی ایران‌ در مسجد گوهرشاد تحصن‌ کنند. مثلا‌ علمای‌ کمپانی‌‌کننده‌ در‌این‌ اجتماع‌، آیت‌الله قمی‌ بود که‌ فورا‌ خانه‌ او به‌ محاصره‌ قوای‌ نظامی‌ درآمد.

به طور همزمان‌ با پخش‌ خبر ثبت‌ ضابطه‌ امان‌ خانواده‌ در سال‌ ۱۳۴۵ش آیت‌الله قمی‌ آن‌ لایحه‌ را مخالف‌ شرع‌ معرفی‌ کرد و با ارسال‌ تلگرافی‌ به‌ واضح علاوه بر‌ اعتراض‌ به‌ مبادرت‌ وزیر دادستانی‌ در نثار‌ لایحه‌ای‌ به‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌، بعضا‌ از موارد و مواد آن‌ را در امر‌ تزویج‌ و جدایی مخالف‌ احکام‌ قطعیه‌ی‌ اسلام و قرآن دانسته‌ و از بدیهی خواست‌ که‌ لایحه‌ی‌ ذکر شده را پس‌ بگیرد.[۱۰]

بازدید : 19
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 10:42

هشام فی مابین خلفای اموی به سیاستمداری و خشونت دارای اسم و رسم بود و با دقت به‌این دو خصوصیت، اورا با معاویه و عبدالملک مقایسه کرده‌اند. بیان شده که وی با درایت و توکل بر توان نظامی، اکثری از قیام‌ها و کودتا‌ها را سرکوب میکرد و معارضان را می‌کشت.[۲۲] بنابر آنچه محمدجواد مغنیه، تاریخ‌نگار معاصر گفته میباشد، هشام هیچ حرمتی برای جان مسلمان‌ها قائل خلا و با کوچکترین عذروبهانه‌ای آنان‌را می‌کشت و مخصوصاً شیعه ها و رهروان اهل البیت(ع) بیشترین فشار و ضربه را از سوی وی متحمل می‌شدند. بنابراین هشام در طومار‌ای به کارگزاران خویش امر اعطا کرد تا بر شیعه ها مشقت بار بگیرند و آنان‌را ذیل‌فشار قرار دهند، آن‌ها را زندانی نمایند، آثارشان را محو نمایند، خون‌شان را بریزند و از دستمزد مال همه مردم محروم‌شان مسجد قبا مشهد نمایند[۲۳]

هشام بن عبدالملک خلال صدور این دستور‌های همگانی، برای برخی از شیعه ها امر خاص صادر می کرد؛ او به فرمان دار خویش در کوفه امرکرد منزل کمیت بن زید اسدی، شعر سرا اهل‌بیت(ع) را وخیم نماید و گویش و دست اورا به جرم حمد بستگان رسول(ص) ببرّد.[۲۴] کارگزاران هشام در شهرهای گوناگون نیز سختگیری‌های بخش اعظمی به شیعه ها می‌کردند، و آورده شده که یوسف بن قدمت ثقفی، فرمان‌دار عراق، به حدّی با عموم بدرفتاری می کرد که اورا جانشین حجاج بن یوسف آدرس مسجد قبا مشهد می‌دانستند.[۲۵]

شهیدشدن امام محمد باقر(ع)
یکی مهم ترین اتفاقات فرصت هشام، شهیدشدن امام محمد باقر(ع) دانسته گردیده که در سال ۱۲۴ق شکل گرفت و شیعه ها معتقدند به‌فرمان هشام بن عبدالملک شکل گرفت.[۲۶] در طی هشام در بعضا نواحی مثل خراسان والا، فتوحات به‌طور پهناور ادامه داشت و در سال ۱۰۹ق، اشرس بن عبدالله سلمی از سوی هشام به‌تیتر والی خراسان منصوب رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۲۷]

قیام حارث در خراسان
در حین هشام، حارث بن سریج در خراسان و ماوراءالنهر قیام کرد و در آن فرصت این قیام فقط قیامی بود که برای احقاق حقوق و دستمزد اهل عهده بر ضد امویان صورت گرفته بود.[۲۸] مهم ترین قیام فرصت خلافت هشام بن عبدالملک، قیام زید بن علی بن الحسین دانسته گردیده است. تاریخ‌نویسان دلایل مختلفی برای صورت‌گیری و رویدادهای این قیام ذکر کرده‌اند، با این اکنون اورده شده میباشد که وی به‌باعث ستم بنی‌امیه قیام کرد و عموم را بر ضد بنی‌امیه به جهاد دعوت شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۲۹]

عمل سیاسی و نظامی خوارج
خوارج در عصر خلافت هشام بن عبدالملک در میهن‌های سیستان و کرمان و جنوب خراسان حضور فعال داشتند و در سال ۱۰۷ق بر سیستان مسلط شدند و محدوده اشراف خویش را تا خراسان پیشرفت دادند.[۳۰]

شغل داعیان بنی‌عباس
یکی از دیگر از اتفاق ها اساسی فرصت هشام، دور از هم شدن داعیان و مبلّغان بنی‌عباس در مملکت‌های شرقی اسلام و استارت حرکت‌های شیعه ها بود که پنهانی عمل می‌کردند.[۳۱]

خصوصیت‌ها
اورده شده که هشام در کردار با عموم شام از شایسته ترین خلفای بنی‌امیه بوده و مورخان نوشته‌اند که میان خلفای بنی‌امیه هیچ‌کس بزرگوارتر از وی خلا[۳۲] و درنگ و مردانگی‌اش دربین بنی‌امیه معدود‌نظیر بود، ولی به علویان دشوار می‌گرفت و در هر فرصتی آنها را از دربین میبرد، مانند زید و یحیی.[۳۳]

به‌گفته دینوری (۲۱۳-۲۷۶ق)، هشام به ضعفا مجاورت بود و از آن ها دلجویی میکرد و آمادۀ شنیدن مظالم عموم بود و به آن بازرسی میکرد، میان شهر می‌گشت و از عموم می پرسید که آیا به آنها ستم شد‌ه‌است یا این که خیر، و همینطور تنی چند از شایسته ترین عموم را معیّن کرده بود تا شغل های کارگزاران را به وی گزارش بدهند.[۳۴]

مسعودی، مورخ قرن چهارم هجری، هشام بن عبدالملک را مردی سیاستمدار و ظریف در عمل دولت و رئیس در شغل رعیت خوانده که امور را شخصاً به دست داشت و هیچ نکته‌ای از عمل ممالک از وی نهفته خلا.[۳۵] مسعودی همینطور او‌را شخصی عاقل و بردبار، البته بسیار حسود و بخیل و فرآورده‌اندوز تعریف می‌نماید.[۳۶] به نوشتۀ جاحظ (۱۶۰-۲۵۵ق)، وی درهم بر درهم اضافه میکرد و هیچ‌کدام از خلفای گذشته در بخل به وی نمی‌رسیدند.[۳۷]

بنابر آنچه در کتاب العقد الفرید، نوشته ابن‌عبدربه آمده، هشام مجالس مباحثه‌ای تشکیل می‌اعطا کرد که برخی از محدّثان، مثل محمد بن شهاب زهری و ابوالزناد در آن کمپانی می‌کردند و گاهی نیز مناظره‌های شرعی برپا میکرد؛ مانند مناظرۀ غیلان دمشقی با خجسته بن مهران.[۳۸]

بازدید : 34
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:09


جداشدگان
در روز عاشورا اشخاصی از لشکر قدمت بن سعد غیروابسته شدند و به سپاه امام حسین(ع) پیوستند. در برخی منابع تعداد این اشخاص حدود ۳۰ بدن نام برده میباشد.[۴۲] حر بن یزید ریاحی،[۴۳] ابوالحتوف و سعد بن حرث انصاری،[۴۴] نعمان و حلاس بن عمرو ازدی راسبی،[۴۵] دیده نشده بن حیّ تیمی،[۴۶] قاسم بن حبیب،[۴۷] جوین بن صاحب، [۴۸] ابوالشعثاء کندی [۴۹] و عمرو بن ضبیعة[۵۰] از آن گزاره‌اند. اما برخی از نویسندگان معتقدند بعضا از این اشخاص به قصد مبارزه با امام حسین(ع) در لشکر ابن سعد نیامده بودند؛ بلکه ازآنجاکه ابن زیاد شیوه های خروجی کوفه را بسته بود از روش لشکر ابن زیاد خویش را به امام حسین(ع) مسجد قبا مشهد رساندند.[مستلزم منبع]

اقدامات در کربلا
لشکریان قدمت بن سعد در کربلا اقداماتی جاری ساختن دادند که بعضی از آن‌ها عبارتند از:

بستن آب بر روی امام حسین و اصحابش
بعد از وصال طومار ابن زیاد به قدمت بن سعد که از وی منظور بود در بین امام حسین و آب طلاق افکند، به فرمان ابن سعد، عمرو بن حجاج در ۷ محرم، با پانصد سوار به کنار شریعه فرات رفت تا بازدارنده دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به آب آدرس مسجد قبا مشهد شوند.[۵۱]

شهید شدن امام حسین و اصحاب
سپاهیان قدمت سعد در روز عاشورا آغازگر پیکار بودند. اولیه تیر را خویش قدمت بن سعد انداخت.[۵۲]آنها امام حسین و یارانش را به شهیدشدن رساندند. آنگاه آنچه را که حضرت به بدن داشت، بردند. قیس بن اشعث و بحر بن کعب، جامه‌،[۵۳] اسود بن خالد اودی نعلین‌، جمیع بن رفتار اودی خنجر، اخنس بن مرثد عمامه، بجدل بن سلیم، انگشتر و قدمت بن سعد، زره[۵۴] اورا رزرو مسجد قبا مشهد ربودند.

حریق زدن و غارت چادر‌ها
بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش، لشکریان قدمت بن سعد، به چادر‌ها هجوم برده، اموال جانور در آن‌ها‌را غارت کرده و[۵۵] بعد چادر‌ها را حریق شماره تلفن مسجد قبا مشهد زدند.[۵۶]

تاختن اسب بر تن امام حسین
به فرمان قدمت بن سعد و در اجرای دستور ابن زیاد، ده نفر از سپاهیان وی، با اسبان‌شان تن امام حسین(ع) را لگدکوب کردند و استخوان‌های سینه و پشت آن حضرت را در هم شکستند.[۵۷] اسحاق بن حویه، اخنس بن مرثد[۵۸] حکیم بن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدی، سلامت بن خیثمه جعفی، واحظ بن ناعم، پارسا بن وهب جعفی، هانی بن شبث خضرمی و اسید بن صاحب[۵۹] با اسب بر تن امام حسین تاختند.

ارسال کردن سرهای شهدا به کوفه
سپاهیان قدمت بن سعد سرهای شهدای کربلا را از بدن غیروابسته کرده، بر نیزه قرار داده و به کوفه منتقل کردند. خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی راز حسین بن علی(ع) و شمر بن ذی‌الجوشن، قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج و عزره بن قیس سرهای دیگر شهدا را به سوی عبیدالله بن زیاد در کوفه بردند.[۶۰]

اسارت اهل بیت امام(ع)
به فرمان قدمت بن سعد، سپاهیان وی اجساد کشتگان لشکر خویش را دفن کردند[۶۱] بعد از آن باقیماندگان کاراوان امام حسین(ع) را به اسارت گرفته و به کوفه نزد ابن زیاد و بعد به شام و دربار یزید فرستادند.[۶۲]

کشتگان
درباره کشته‌شدگان لشکر قدمت بن سعد داده های عددی دقیقی نیست. برخی منابع شیعه از کشته شدن ۲۲۵ یا این که ۲۲۶ بدن بوسیله یاران امام حسین(ع) خبر داده‌اند[۶۳] و برخی این عدد را حدود ۹۰۰ نفر دانسته‌اند.[۶۴] بر محور روایتی که در مناقب ابن شهر آشوب آمده میباشد امام حسین(ع) خویش در روز عاشورا ۱۹۵۰ نفر از لشکریان قدمت بن سعد را کشت و شماری را نیز مصدوم کرد.[۶۵] همینطور در ثابت الوصیه شمار کشته‌های لشکر قدمت بن سعد به دست امام حسین(ع) ۱۸۰۰ بدن مذکور میباشد.[۶۶]

بازدید : 50
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 10:21

حدیث افتراق حدیث منسوب به نبی اکرم(ص) درباره انشعاب امت اسلامی به بیشتراز هفتاد فرقه. بنابر این حدیث، امت اسلامی بعداز فرستاده اکرم(ص) به بیشتراز هفتاد فرقه منشعب می شود که فقط یک فرقه از آن‌ها نجات می یابد. درباره مصداق فرقه ناجیه دربین عالمان مذهبها اسلامی اختلاف‌لحاظ وجود دارااست. از فرستاده(ص) بیان شده که فرقه ناجیه، شیعه هاِ علی(ع) مسجد قبا مشهد میباشند.

مضمون و گستردن حدیث

حدیث افتراق به حدیثی از فرستاده(ص) اشاره دارااست که مضمون مشترک نقل‌های متفاوت آن این میباشد که «مجوس بر هفتاد فرقه، یهودیت بر هفتاد و یک فرقه و مسیحیت بر هفتاد و دو فرقه تقسیم شد و امت اینجانب بر هفتاد و سه فرقه تقسیم می گردد و صرفا یک کدام از این فرقه‌ها، فرقه ناجیه میباشد.»[۱] ولی در بعضی از نقل‌ها آمده میباشد که ۷۲ فرقه نجات‌یافته و یک فرقه جهنمی آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

در نقل‌های متفاوت این قصه، تعداد فرقه‌های اسلامی گاهی هفتاد و سه فرقه،[۳]گاهی هفتاد و دو فرقه[۴] و گاهی هفتاد و یک فرقه[۵] نام برده میباشد. در تفصیل حدیث افتراق آمده که گمراهی اکثر فرقه‌های اسلامی جز فرقه ناجیه، ناظر به اختلافات اعتقادی میباشد که به تکفیر و دشمنی علیه یکدیگر می‌انجامد و مرتبط با اختلافات شرعی فقیهان که همه با بازگشت به قرآن و سنت معذور و اهلِ نجات می باشند، نمی شود.[۶] بعضی نیز احتمال داده‌اند این حدیث، دربرگیرنده اختلافاتِ دنیایی مسلمان ها در فرآورده و جان و حکومت که به دشمنی و فرقه‌فرقه شدن می‌انجامد نیز رزرو مسجد قبا مشهد میگردد.[۷]

اعتبار
حدیث افتراق در کتاب ها اربعه شیعه و صحیحین اهل‌سنّت نقل نشده و فرقه‌پژوهانی زیرا نوبختی در فرق الشیعه و نیز ابوالحسن اشعری در مقاله ها الاسلامیین به آن اشاره و استناد نکرده‌اند. ابن تمهید اندلسی (درگذشت ۴۵۶ق) از عالمان اهل‌سنت آن را غیرقابل احتجاج و ناصحیح دانسته‌میباشد[۸] و به لحاظ ابن وزیر فقید زیدی‌مذهب (درگذشت ۸۴۰ق) نیز قسمت نهایی آن (کلیه جز یک فرقه، جهنمی می باشند) ساختگی شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۹]

با این هم اکنون، برخی از کتاب‌های حدیثی شیعه[۱۰] و اهل‌سنت[۱۱] و بعضی از ملل و نحل‌نویسان[۱۲] حدیث را نقل کرده و پذیرفته‌اند و بعضا از فرقه‌شناسان همانند عبدالقاهر بن طاهر بغدادی،[۱۳] شهفور بن طاهر اسفراینی[۱۴] و ابن عبدالرحمن ملطی شافعی[۱۵] نیز فِرَق اسلامی را مبنی بر ۷۳ فرقه، تیم‌بندی کرده‌اند. ازاین‌رو، آورده شده حدیث افتراق، خیر صرفا پر اسم و رسم و مستفیض[۱۶] بلکه متوالی[۱۷] یا این که در حدود متوالی[۱۸] میباشد.

به گفته آیت‌الله سبحانی مستفیض بودن و نقل‌های فراوان این حدیث در کتاب‌های شیعه و سنی، ضعف سندی آن را جبران می‌نماید و نقل آن با اوراق متفاوت در‌این منابع موجب اعتقاد و باور و پشت گرمی به آن می‌گردد.[۱۹] همینطور محمد بن احمد مقدسی (درگذشت بعداز ۳۸۱ق) مولف کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، این ماجرا را مشهورتر از قصه دیگری دانسته که تعداد نجات‌یافتگان را ۷۲ فرقه و هلاک‌شدگان را یک فرقه می داند و اما اعتقاد دارد قصه دوم درست‌خیس میباشد.[۲۰]

فرقه ناجیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: فرقه ناجیه
درباره انتخاب مصداق فرقه ناجیه در میان عالمان مذهبها متفاوت اختلاف‌لحاظ میباشد. غالبا هر یک از آن ها مذهب خود را فرقه ناجیه، و ۷۲ فرقه دیگر را هلاک‌گردیده دانسته‌اند:[۲۱] جمال‌الدین رازی از عالمان امامیه در کتاب تبصرة العوام فی معرفة مقاله ها الانام،[۲۲] جعفر بن منصور الیمن از عالمان اسماعیلیه در کتاب سرائر و اسرار النطقاء[۲۳] و شهرستانی از عالمان اهل سنت در کتاب الملل و النحل[۲۴] مذهب خود را مصداق فرقه ناجیه دانسته‌اند.

روحانی صدوق محدث دارای اسم و رسم شیعه در قرن چهارم، در کتاب کمال الدین و تک تک النعمه با استناد به حدیث ثقلین، کسی که را که به قرآن و عترت رسول(ص) تمسک نماید، جزو فرقه ناجیه دانسته میباشد.[۲۵] همینطور علامه مجلسی در بحار الانوار از امام علی(ع) نقل کرده که شیعیانم، اهلِ نجاتند.[۲۶] علامه حلی نیز با توکل بر روایات، امامان دوازده‌گانه و رهروان آنان‌را مصداق فرقه ناجیه معرفی نموده است.[۲۷] بعد دلایلی در ثابت حقانیت مذهب شیعه بیان نموده است.[۲۸]

با این اکنون اهل‌سنت با استناد به روایات دیگر، فرقه ناجیه را جماعت[۲۹] یا این که اکثریت[۳۰] و یا این که رهروان خلفای راشدین می دانند.[۳۱] گزارشی نیز از حدیث افتراق وجود داراست که بر پایه ی آن همه فرقه‌های اسلامی به جز زندیقان، اهل نجاتند.[۳۲]

فرق هلاک‌گردیده
عالمان مذهبها اسلامی ۷۲ فرقه دیگر غیر از مذهب خویش را هلاک‌گردیده دانسته‌اند:[۳۳] اما به گفته ابراهیم بن موسی شاطبی (درگذشت ۷۹۰ق) از عالمان مالکی‌مذهب اهل‌سنت انحصار فِرَق هلاک‌گردیده در عدد ۷۲ عامل دارای اعتبار عقلی و نقلی ندارد.[۳۴]

ابن تمهید فقید اهل‌سنت (درگذشت ۴۵۶ق)در کتاب فقاهتی المُحَلّی بالآثار، با استناد حدیث که «تفترق اُمتی علی بضع وسبعین فرقة اعظمهم فتنة علی امتی فامیل یقیسون الامور...» که از فرستاده(ص) گفته شده[۳۵] اهل قیاس در فقه را از فرقه‌های گم راه و هلاک‌گردیده می داند.[۳۶]

بازدید : 28
شنبه 7 تير 1404 زمان : 11:40

نبوت یا این که پیامبری، گزینشی الهی میباشد که معارف الهی از سوی پروردگار بر عبد برگزیده‌اش وحی میشود تا رفتار و خلق و خوی بندگان را در مسیر کمال و روشن بختی، رهبری نماید. مهم‌ترین خصوصیت‌های پیامبران، اخذ وحی تشریعی، بضاعت اعجاز و طهارت میباشد. مسائل نبوت، به دو نصیب نبوت خاصه و عامه تقسیم گردیده‌است. مراد از نبوت عامه، دسته مباحث درباره اصل نبوت همانند لزوم بعثت انبیاء، پاکی و اعجاز میباشد. خواسته از نبوت خاصه هم مسائلی میباشد که درباره فرد خاص یعنی نبی اسلام(ص) مطرح مسجد قبا مشهد می گردد.

بایستگی نبوت و بعثت پیامبران، در قرآن کریم ومهربان، احادیث معصومان و متن‌ها کلامی، فلسفی و عرفانی گزینه تأکید قرار گرفته و دلایلی برای آن مذکور میباشد؛ مثلا اتمام حجت بر آدم‌ها، نیازمندیِ ذاتی آدم و نیازمندی آدم به اجتماع. مبتنی بر نشانه‌ها قرآن مهربان، تمامی انبیا هدف ها مشترکی داشته‌اند؛ مثلا دعوت به توحید و معاد، برپایی عدالت، آموختن و تربیت، تزکیه و زهد و تقوا و همینطور آزادسازی بشر‌ها از غل و زنجیرها آدرس مسجد قبا مشهد است.

آموزه نبوت را از اصول آیین به شمار آورده‌اند که اعتقادوباور به آن شرط مسلمانی میباشد. این آموزه در اسلام به معنای پیامبری حضرت محمد(ص) و پیامبرانی میباشد که در قرآن یا این که سنت نبوی از آن‌ها حافظه شد‌ه‌است. نبوت با حضرت انسان(ع) شروع گردیده و بنابر آیه مصرح قرآن کریم ومهربان، با نبوت حضرت محمد(ص) نقطه پایان یافته میباشد. شیعه ها و اهل سنت درین اعتقادوباور با یکدیگر همدم‌اند. شیعه‌ها با استناد به نشانه‌ها قرآن و احادیث معصومان، معتقدند که بعداز نقطه پایان نبوت، خدا، امامان را برای نگهداری و تبیین آئین برگزیده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

نبوت یا این که پیامبری، مبنی بر قرآن کریم ومهربان گزینشی الهی میباشد که آفریدگار، معارف الهی را بر مخلوق برگزیده‌اش وحی می‌نماید تا رفتار و اخلاق بندگان را در مسیر کمال و به روزی، رهبری و هدایت نماید.[۱] علامه حلی متکلم شیعی قرن هشتم قمری نبی را کسی می داند که بی واسطه از معبود خبر می دهد (بر این پایه نبوت یعنی مخابره کردن بی واسطه از سوی پروردگار.) [۲] اعتقادوباور به نبوت، ضروری آیین اسلام و تمامی ادیان آسمانی میباشد.[۳] نبوت در گویش عربی از ریشه نََبَاء در تعدادی مضمون‌ به شغل رفته میباشد: خبر و خبردادن،[۴] جای مرتفع،[۵] خروج از جای ،[۶] رویه پر‌نور[۷] و صدای پنهان شماره تلفن مسجد قبا مشهد می باشد.[۸]

بنابر عهد معروف، در بین فرستاده و فرستاده تفاوت‌هایی وجود داراست و با آنکه هر رسولی فرستاده میباشد، ولی تمامی انبیا، پیامبر نیستند.[۹] فرستاده در خواب و بیداری وحی را اخذ می‌نماید؛ ولی رسول فقط در خواب.[۱۰][۱۱] وحی بر پیامبر از وحی بر فرستاده بهتر‌خیس میباشد به دلیل آنکه وحی بر نبی را جبرئیل ابلاغ می‌نماید؛ البته وحی بر فرستاده از روش ملائکه دیگر یا این که الهام قلبی یا این که رؤیای صادقه شکل می‌پذیرد.[۱۲] برخی نبی و رسول را در مفهوم مترادف و هم معنی دانسته‌اند.[۱۳]

ملاصدرا براین اعتقادوباور میباشد که نبوت دارنده درون و ظواهر میباشد و باطنش ولایت و ظاهرش به عبارتی شریعت میباشد و هر رسول به باعث این ولایت وحی را از پروردگار یا این که از فرشته‌ای (که مشاهده‌اش می‌نماید و مطلوب با رده وی در ولایت و نبوت میباشد) اخذ می‌نماید و آن‌چه را با واسطه یا این که مستقیم از آفریدگار اخذ می‌نماید به بندگان میرساند و با آن ها صحبت می گوید و آنها را تهذیب می‌نماید و به آن‌ها می‌آموزاند و این جز از رویکرد شریعت ممکن وجود ندارد.[۱۴][یادداشت ۱] صدرالمتالهین هم‌چنان بر این اطمینان میباشد که نبوت امری موهبتی و از مواهب ربانی و غیر کسبی میباشد و به بیتی از شعر حافظ استشهاد می‌نماید و می گوید: «كما قال لسان‌لعرفاء وناظم جوهرالأولياء»:

دولت آن میباشد كه بی‌خون دل آید به کنار//ورنه با تلاش و کارْ گلشن جِنان این کلیه وجود ندارد[۱۵]


نبوت خاصه و عامه
نوشته‌علمی‌های اساسی: نبوت خاصه و نبوت عامه
در کتاب‌های کلامی از مباحث نبوت، در دو قسمت نبوت خاصه و عامه گفت و گو می‌گردد. خواسته از نبوت عامه، دسته مباحث درباره اصل نبوت همانند لزوم بعثت انبیاء،[۱۶] پاکی[۱۷] و اعجاز[۱۸] میباشد.[۱۹] خواسته از نبوت خاصه هم مسائلی میباشد که درباره نبوت یک شخص خاص یعنی رسول اکرم(ص) مطرح می‌گردد؛ به عنوان مثال: دلایل پیامبری و معجزات وی.[۲۰]

بایستگی نبوت
برخی معتقدند بنیادی‌ترین مورد نصیب نبوت، مسئله بایستگی بعثت انبیاء میباشد.[۲۱] بایستگی نبوت و بعثت پیامبران، در قرآن، احادیث معصومان و متن ها کلامی گزینه تأکید قرار گرفته و دلایلی برای آن نام برده میباشد؛ مثلا اتمام حجت بر بشر‌ها، نیازمندی ذاتی آدم و نیازمندی آدم به اجتماع.[۲۲]

در قرآن، بایستگی نبوت با توکل بر نیاز انسان گفته شده میباشد؛ به عنوان مثال نیاز به عدل و داد، تزکیه و آموختن.[۲۳] در توضیح این مفاد نقل شده میباشد که بشر به تنهایی و سوای رهبری پیامبران نمی‌تواند عدل و داد را در جامعه برپا نماید؛ به این دلیل‌که تحقق عدل و داد در کلیه شئون معاش، مستلزم این میباشد که پیامبران مصادیق متفاوت عدل و داد را پر‌نور نمایند، ضابطه مبنی بر عدل و داد بتواند دستمزد همگی اشخاص را در کل قضیه‌ها رعایت نماید و همینطور اجرای عدل و داد مستلزم یک اجراکننده عادل و دادگر میباشد که هیچ گاه زیر تأثیر تمایلات نفسانی و منظور‌های فردی نباشد.[۲۴] اجرای این مفاد، ازآنجاکه صرفا با پشت گرمی به نبوت و انبیا ممکن دانسته گردیده، تحت عنوان دلایل تبیین لزوم نبوت گفته شده میباشد. همین مقدمات برای موردها دیگری مانند یاددادن و تربیت آدم هم گفته شده میباشد.[۲۵]

بازدید : 31
شنبه 7 تير 1404 زمان : 10:17


فَخْرُالدّین بن محمدعلی طُریحی (۹۷۹-۱۰۸۵ یا این که ۱۰۸۷ق)، از مفسران قرآن مهربان و عالمان فقهی امامیه در قرن یازدهم و مؤلف کتاب مجمع البحرین. وی اول فقیه شیعی میباشد که واژگان نقص‌ قرآن و حدیث را به طور همزمان در یک کتاب تفصیل مسجد قبا مشهد نموده است.

معاش‌طومار
طریحی در سال ۹۷۹ق در نجف دیده به جهان گشود و ازاین‌رو به نجفی آوازه یافت.[۱] وی هرچند بابا خویش را محمدعلی معرفی کرده،[۲] البته در برخی منابع اسم بابا وی محمد نام برده میباشد.[۳] آقابزرگ تهرانی، گزارش اسم «محمد» برای بابا طریحی را -که مُبْدِع آن حر عاملی بوده میباشد و سایرافراد از وی تاسی کرده‌اند- خطا دانسته و اسم محمدعلی را تأیید آدرس مسجد قبا مشهد نموده است.[۴]

ظاهراً سبب ساز این اختلاف، افزوده شدن واژۀ بن میباشد که موجب شد‌ه‌است برخی اسم پدرش را محمد بن علی گزارش نمایند. به گفته عبدالله سماهیجی بحرانی، مامان او از همسایه مشه رزرو مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۵]

نسب
خانوادۀ طریحی از خویشان‌های پر اسم و رسم نجف بودند که سازه بر اسم جدّ اعلایشان، طُریح، به طُریحی آوازه یافتند.[۶] نسب این بستگان به حَبیب بن مُظواهر اسدی، صحابی دارای اسم و رسم امام علی(ع) و امام حسین(ع) میرسد.[۷] ظاهراً این بستگان بعد از تخریب کوفه، و در قرن ششم قمری به نجف اشرف شماره تلفن مسجد قبا مشهد رفته‌اند.[۸]

وفات
به گفتۀ بعضی، طریحی در ۱۰۸۵ق در شهر رَمّاحیه درگذشت و بعداز جابجایی جسدش به نجف، مجاورت مسجدش در محلۀ بُراق -که امروزه به «الجامع الطریحی» شناخته میگردد، دفن شد.[۹] ولی بعضا تاریخ وفات طریحی را ۱۰۸۷ق گزارش کرده‌اند و برآنند که تاریخ ابتدا را حر عاملی، به غلط به‌شغل برده و دیگرافراد از وی تقلید کرده‌اند.[۱۰]

مهاجرت‌ها
طریحی زمانه جوانی را در نجف نزد پدرش و عمویش، محمدحسین طریحی، طی کرد.[۱۱] در ۱۰۶۲ق از عراق به مکه رفت و شماری از اثر ها خویش را در اثنای این مهاجرت نگاشت. بعد از آن به کشور ایران مهاجرت کرد.[۱۲]

فخرالدین، بنابر فرصت تألیف آثارش، در ۱۰۷۹ق به مشهد رفته میباشد.[۱۳] او تألیف ایضاح الحساب را در ۱۰۸۳ق در اصفهان به نقطه پایان رسانده که نماد می دهد مدتی نیز در اصفهان اقامت داشته میباشد. [۱۴] وی بعداز مسافرت به یک سری شهر دیگر، به نجف برگشت.[۱۵]

اساتید و شاگردان
محمد بن جابر نجفی، امیر شرف‌الدین علی شولستانی و روضه خوان محمود بن حسام‌الدین بن درویش از استادان طریحی بوده‌اند.[۱۶]

صفی‌الدین بن فخرالدین طریحی، محمدباقر مجلسی، سید هاشم بحرانی و سید هاشم بن سلیمان کتکانی، مثلا شاگردان طریحی بوده‌اند.[۱۷]

آقا تعالی طهرانی طریحی را -با فرض اینکه کتکانی مستقیماً از او داستان کرده‌با‌شد، جزو معمرین دانسته میباشد؛ یعنی افرادی که عمری دراز داشته‌اند.[۱۸]

شخصیت حدیثی
اسم طریحی در مدرک اذن‌طومار‌های روایتی آمده[۱۹] و خویش وی نیز دارنده اجازۀ ماجرا و سماع بوده[۲۰] و به برخی از شاگردانش اجازۀ داستان داده میباشد.[۲۱]

تالیفات

مجمع البحرین
از مهم ترین کتاب‌های طریحی، مَتوده البحرین و مَطلع النیرین میباشد. این کتاب، اولیه تاثیر شیعی میباشد که به توضیح واژگان خلل قرآن و حدیث، در کنار هم، پرداخته میباشد.[۲۲] او این کتاب را بعداز تألیف دو کتاب دیگرش، غریب القرآن و غریب الحدیث، نگاشت.[۲۳] ظاهراً طریحی در تألیف این کتاب، بیشترین تأثیر را از اثراتی زیرا الصحاح جوهری (درگذشت ۳۹۳ق)، معجم مقاییس اللغة و مجمل اللغة نوشته ستایش بن عجم (درگذشت۳۹۵ق)، [[النهایة فی غریب الحدیث تاثیر ابن اثیر جزری (درگذشت۶۰۶ق)، و القاموس المحیط تألیف مجدالدین فیروزآبادی (درگذشت۸۱۷ق) گرفته میباشد.[۲۴]

تاثیر دیگر طریحی در ذکر معنای واژگان نقص‌ قرآن مهربان، کتاب غریب القرآن میباشد[۲۵] که با تیتر تعبیر غریب القرآن چاپ گردیده است. به گفتۀ آقابزرگ طهرانی[۲۶] طریحی تألیف این کتاب را قبل از مَعده البحرین، در ۱۰۵۱ به نقطه نهایی رسانده میباشد. ظاهراً طریحی درین تاثیر، کتاب نزهة القلوب و فرحة المکروب ابوبکر محمد بن عزیز سجستانی (درگذشت۳۳۰ق) را، برای استفادۀ سهل وآسان‌خیس، به ترتیب الفبایی و با اضافه کردن برخی مطالب، تدوین نموده است.[۲۷] آقا والا طهرانی به تمایز کتاب غریب القرآن با دو تاثیر دیگر او، ُنزهة الخاطر و سُرور الناظر و کشف غوامض القرآن، تأکید کرده،[۲۸] البته جعفر آل محبوبه برآن میباشد که بین این اثر ها تفاوتی وجود ندارد و هر سه، اسم‌های متفاوتی برای یک کتاب میباشد.[۲۹]

یک کدام از اثرها پر اسم و رسم طریحی در دانش رجال تألیف شد‌ه‌است. از این تاثیر با عنا وین گوناگونی حافظه گردیده است، ازجمله جامع المقال فی تمییز المشترکة اینجانب الرجال[۳۰]، جامع المقال فیما یتعلق باحوال الحدیث و الرجال و تمییز المشترکات منهم[۳۱]، و تمییز المتشابه اینجانب أسماء الرجال.[۳۲] طریحی این کتاب را در ۱۲باب، درسال ۱۰۵۳ق تألیف کرده، که ظاهراً متن اساسی کتاب میباشد. او ۱۲فایده در آشنایی مشترکات در نام و نسب و لقب و ا‌لقاب و برخی نکات دارای اهمیت دیگر، مانند شمار روایات کتاب‌های چهارگانۀ حدیثی، تاریخ وفات بعضی از مشایخ متقدم را آورده میباشد.[۳۳] شاگردش، محمدامین کاظمی مالک کتاب هدایة المُحدّثین، بر باب دوازدهم این کتاب تفصیل نوشته میباشد.[۳۴] به گفتۀ امین[۳۵]، روضه خوان عبدالحسین طریحی(نوۀ فخرالدین طریحی) جامع المقال را در ۱۲۶۲ با تیتر ُمتقن الرجال فی تلخیص جامع المقال خلاصه نموده است.

تاثیر دیگر طریحی المُنتخب فی گردآوری المَراثی و الخُطَب میباشد، مشمول مرثیه‌ها و خطبه‌هایی در رثای اهل بیت علیهم السلام.[۳۶] دسته‌ای از اشعار خویش طریحی در این موسسه نیز آمده میباشد.[۳۷] به نوشتۀ حر عاملی، طریحی تاثیر دیگری با اسم المَقتل نیز داشته میباشد،[۳۸] البته افندی این دو را یک کتاب دانسته میباشد.[۳۹] این کتاب که با عناوینی همانند مجالس الطریحی و المجالس الفخریة نیز از آن حافظه گردیده‌است، اول توشه در ۱۳۰۷ش در حاشیۀ مَآدم کش الطالبین ابوالفرج اصفهانی در طهران چاپ شد. جزء نخستین و دوم آن نیز، غیروابسته، بارها به چاپ رسیده میباشد.[۴۰]

تاثیر دیگر طریحی، کتابی شرعی با تیتر الفخریة الکبری میباشد که در آن فتواهای خویش را درباره‌ی عصمت و بخشی از صلاة گرد آورده و تألیف آن را در ۱۰۸۲ق به نقطه نهایی رسانده میباشد[۴۱] طریحی خویش این تاثیر را با تیتر الفخریة الصغری تلخیص نموده است.[۴۲] احتمالاً اثری که حر عاملی با تیتر الفخریة فی الفقه معرفی کرده، اشاره به همین ۲ تاثیر بوده میباشد.[۴۳] صفی‌الدین طریحی فرزند فخرالدین طریحی، شرحی با تیتر الریاض الزهریة فی گستردن الفخریة[۴۴] و برادرزادۀ فخرالدین طریحی، روحانی حسام الدین، نیز شرحی مزجی با تیتر منهج الشریعة الغراء فی تفصیل فخریة الصغری[۴۵]

اثر ها دیگر
طریحی اثراتی نیز در تفصیل بعضی کتاب‌ها نوشته، که از جملۀ آنهاست: الضیاء اللامع فی تفصیل مختصر الشرائع؛[۴۶] النکت الفخریة گستردن رسالة الاثنی عشریة فی الطهارة و الصلاة، تاثیر روحانی حسن بن شهید ثانی؛[۴۷] النکتُ اللطیفة فی گستردن صحیفة السجادیة؛[۴۸] تفصیل المبادئ الأصولیة علامه حلی؛[۴۹] إیضاح الحساب گستردن خلاصة الحساب روحانی بهایی،[۵۰] اللمع فی تفصیل الجمع.[۵۱]

بازدید : 27
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 9:56


روایت ذبح
براساس منابع عبدالمطلب نذر کرده بود در حالتی که پروردگار ده پسر به وی بدهد، یکی‌از آنها‌را در خط مش پروردگار و در کنار منزل کعبه قربانی نماید. زمانی که تعداد پسران وی به ده رسید، برای اجرا نذرش قرعه‌انداخت و قرعه به اسم عبدالله زمین‌خورد؛ ولی عموم با این شغل مخالفت کردند. تصمیم بر این شد که عبدالله را با ده شتر موازی نمایند، بعد از آن در میان آن ها قرعه بزند، در صورتیکه به اسم شتران درآمد که عبدالله نجات یافته و شتران را بکشند و در صورتی‌که به اسم عبدالله درآمد، ده شتر دیگر اضافه نمایند و قرعه بزنند و همچنان بر شتران بیفزایند تا‌هنگامیکه قرعه به اسم شتران درآید. قرعه تا ده توشه ادامه یافت تا در غایت وقتی که فی مابین عبدالله و صد شتر قرعه کشیدند، قرعه مسجد قبا مشهد به اسم شترها درآمد.[۲]

در روایتی منسوب به نبی(ص) به کنیه «ذبیح» به معنای قربانی اشاره گردیده است: «‌أنا ابنُ الذَبیحَین: اینجانب فرزند دو قربانی‌ام». از امام رضا(ع) آورده شده که مراد از دو قربانی یک کدام از اسماعیل و دیگری عبدالله آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

برخی دانشمندان تاریخ اسلام مثلا علی دوانی ماجرای نذر عبدالمطلب را افسانه و ساخته ذهن امویان میدانند که به قصد لطمه‌زدن به رسول(ص) و حضرت علی(ع) رزرو مسجد قبا مشهد ساخته اند.[۴]

تزویج با آمنه
طبق برخی نقل‌ها، در به عبارتی روزِ ماجرای قربانی و بعد از قربانی کردن یکصد شتر، عبدالمطلب عبدالله را برداشت و یکسر به منزل وَهَب بن مخلوق مَناف رفت که در آن روز بلندمرتبه خویشاوندان خویش یعنی خویشان بنی زُهره بود و دختر وی آمنه بنت وهب را که در آن روز بلندمرتبه‌ترینِ زنان قریش از حیث نسب و جایگاه بود، به تزویج عبدالله درآورد؛[۵] اما طبق گفته برخی دیگر، این وصلت یک‌سال بعد از ماجرا ذبح عبدالله انجام یافته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

ایمان عبدالله
مسلمان‌ها درباره ایمان عبدالله اختلاف لحاظ دارا‌هستند. تیم‌هایی از اهل سنت او‌را کافر میدانند؛ ولی بیشتر عالمان شیعه (و بعضا مدعا گردیده‌اند همگیٔ علمای امامیه) معتقدند اجداد رسول تا بشر(ع) همه یکتاپرست و مؤمن بوده‌اند.[۷]

امام راستگو(ع) میفرماید: «جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و اظهار کرد:‌ای محمد! پروردگارت به تو درود می رساند و میفرماید: اینجانب حریق جهنم را حرام کردم بر پشتی (صُلب) که تو‌را فرود آورد، و شکمی که به تو حامله شد و دامانی که تورا پروراند: آن پشت، پشت عبدالله بن عبدالمطلب میباشد و شکمی که به تو باردار شد، آمنه بنت وهب و البته دامانی که تو‌را پروراند، دامان ابوطالب ـ و طبق قصه ابن فضال ـ و فاطمه بنت اسد میباشد».[۸]

درگذشت

تصویری دیرین از محل دفن عبدالله بن عبدالمطلب در مسجد دار النابغه
وفات عبدالله بنابر عقیده دارای اسم و رسم، قبل از به دنیاآمدن پیامبر خداوند بوده میباشد؛[۹] البته یعقوبی همین عقیده دارای اسم و رسم را مغایر اجماع و به موجب روایتی از امام راست گو(ع)، وفات اورا دو ماه بعداز به دنیاآمدن نبی آفریدگار دانسته میباشد.[۱۰] کلینی نیز همین عهدوپیمان را برگزیده میباشد.[۱۱]  ۲۸ ماه بعداز به دنیا آمدن فرستاده و هفت ماه بعداز آن هم نقل شد‌ه‌است.[۱۲] به علاوه مسعودی عهد و پیمان یک ماه بعد از میلاد و سال دوم ولادت را نیز نقل نموده است.[۱۳]

انگیزه وفات عبدالله را در مدینه اینگونه نوشته‌اند: عبدالله برای بیزنس با کاروان قریش رهسپار شام شد و در رجوع و برگشت بر تاثیر بیماری، در مدینه در نزد دائى‌هاى پدرش طايفه «بنى النجار» یک ماه بستری بود و در بيست و پنج سالگى در منزل‌اى دارای اسم و رسم به «دارالنابغه» وفات كرد. زیرا کاروان قریش به مکه رفتند و عبدالمطلب از اکنون او جویا شد، تعالی‌ترین فرزند خویش حارث را نزد او به یثرب ارسال کرد، ولی «‌حارث‌» وقتی به یثرب رسید که «‌عبدالله‌» وفات کرده بود. [۱۴] از «‌عبدالله‌» کنیزی به اسم «‌ام أیمَن»، پنج شتر، یک گله گوسفند، شمشیری قدیمی و مبلغی نیز به مکان ماند که نبی آفریدگار آن ها را ارث موفقیت.[۱۵]

ضریح عبدالله
به نقل منابع تاریخی، قبر عبدالله، یار و همدم شماری قبر دیگر در محلی در مدینه دارای شهرت به‌دار النابغة بوده میباشد که در حال حاضر در پیشرفت غربی مسجد، درون مسجد شد‌ه‌است. بیشتر محققان درین که وی در مدینه درگذشته شک و تردید نکرده‌اند و آنگونه که آوازه یافته، قبر وی در محلّی بوده که ابعاد به‌دار النابغة آوازه یافته میباشد. از این محل، عکس‌هایی بر مکان باقیمانده و اینک، در مسجدالنبی جای‌دارد. نایب الصدر شیرازی در سال ۱۳۰۵ق از این محل دیدن کرده[۱۶] و اشعار ترکی که در آنجا مندرج بوده، در کتابش آورده میباشد. مبتنی بر این اشعار، قبر دارنده گنبد و بارگاهی بوده که در سال ۱۲۴۵ ق. ایجاد شده است.[۱۷] به نوشته ابراهیم پاشا رفعت مصری قبر بارگاه داشته میباشد.[۱۸]

جز نایب الصدر شیرازی، از نویسندگان فارسی لهجه، فرهاد میرزا[۱۹] و سید اسماعیل مرندی[۲۰] و شماری دیگر از سفرنامه نویسان، ضریح عبدالله را یکی ضریح‌های مدینه معرّفی نموده‌اند. با اینکه وهابیان بعد از تسلّط، همگی حرم‌های جان دار در بقیع و بیرون بقیع را تخریب نمودند امّا ساختمان حرم عبدالله تا سال ۱۳۵۵ش همچنان باقی بوده میباشد. [۲۱]

زیارت قبر عبدالله بن عبدالمطلب در مدینه مستحب شمرده گردیده‌است.[۲۲]

در نوشته‌ی علمی «مقبره مطهر جناب عبدالله در بستر تاریخ» در فصلنامه میقات حج آمده میباشد که عبدالله در جنوب غربی مسجدالنبی و در شرق مسجد علی بن ابی طالب به خاک ودیعه شد. تاسیس خیابان زیرگذر در آن محدوده سبب ساز شد تا محلّ قبر به کنار مسجد النبی منتقل گردد که در طرح بسط و نوسازی مسجد النبی و دور و بر آن، حال قبر در مدخلِ در شماره ۵ مسجد النبی، به اسم «باب قبا» قراردارد. پیامبر جعفریان دراین باره از شاهد عینی نقل می نماید که در طرح بسط مسجد النبی کسی شاهد بوده که قبر عبدالله بابا فرستاده (ص) را منتقل کرده و به نصیب غربی مسجد النبی سه ردیف ما‌نده به باب السلام که آن مجال آنجا را سایه‌بان زده بودند، دفن کرده‌اند و سفارش گردیده که زائران اهل ایران آنجا زیارت نمایند. [۲۳]

بازدید : 25
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 10:40


دانش رجال دانشی از زیرشاخه‌های علم ها حدیث میباشد که به از گواهی و اعتبار حدیث دعوا می‌نماید. در دانش رجال به تحقیق وضع و اوصاف راویان حدیث و ذکر اصول و قواعد عامه مربوط به اعتبار روایات می‌پرازد. عالمان شیعه و اهل‌سنت در کلیه روزگار بر ضبط صفات راویان و نوشتن کتاب‌های رجالی تاکید داشتند. التفات دانش رجال به دلیل فهم و شعور حرف معصومین، استنباط احکام دینی و حل تعارض دربین احادیث میباشد. بعضا اخباریان با برهان به قطعی الصدور بودن احادیث و عدم دستیابی جدا از گفتار رجالیان، نیاز به دانش رجال را منکر گردیده‌اند. در مقابل اصولیون و اخباریان معتدل، اشکالات را پاسخ داده و بر نیاز به دانش رجال تاکید مسجد قبا مشهد دارا‌هستند.

محتوای دانش رجال دارنده سه قسمت کلی میباشد؛ مقدمات مشاجره و برخی نکات رجالی، جرح و تعدیل و پژوهش صفات راوی، قواعد کلی و اصول دانش آدرس مسجد قبا مشهد رجال.

برقی، کشی، نجاشی و روحانی طوسی از اولی علمایی می‌باشند که به دانش رجال اعتنا داشته و اصول نخستین دانش رجال را نگاشته‌اند. از قرن ۱۴ق کتابت معجم‌های رجالی ترویج یافت که جامع‌ترین آنان معجم رجال حدیث تاثیر سید ابوالقاسم خوئی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

تمجید و تمایز با علم ها شبیه
دانش رجال دانشی میباشد که به معرفی اوضاع راویان بنا شده در سلسله‌‌‌ گواهی از جهت اعتبار و عدم اعتبار احادیثشان میپردازد.[۱] در متن ها قدیمی اهل‌سنت نیز از دانش رجال با اصطلاحاتی مانند جرح و تعدیل، تاریخ رواة الحدیث، الطبقات، طبقات رواة الحدیث و طبقات المحدثین، تعبیر و تفسیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۲]

حدیث پژوهان سه دانش رجال، تراجم و درایه را از جهاتی به هم مشابه میدانند اما در فرق دربین این علم ها اینگونه گفته‌اند:[۳]

تفاوت رجال و تراجم: دانش رجال از اوضاع و احوال راویان سلسه‌مدرک روایات از جهت وثاقت و بقیه موردها مشاجره می‌نماید؛ البته دانش تراجم اوضاع شخصیت‌ها را نظارت می‌نماید خواه راوی باشد یا این که نباشد.[۴] به نقل از جعفر سبحانی علمای دیرین این دو دانش را باطن در هم گفت و گو می‌کردند و شاید اولی نفری که در میان این دو دانش تفکیک کرد روضه خوان حر عاملی باشد که کتاب أمل الآمل علماء جبل ادله را نوشت.[۵]
تفاوت رجال و درایه: دانش رجال و درایه از شاخه‌های دانش حدیث می‌باشند با این تفاوت که دانش رجال از مدرک حدیث و دانش درایه از متن آن گفت و گو می‌نماید.[۶]
مقام و عنایت
بنابر گفته جعفر سبحانی، عالمان شیعه و اهل‌سنت در همگی زمانه بر ضبط صفات راویان و نوشتن کتاب‌های رجالی تاکید داشتند و این آرم از التفات دانش رجال در ادراک علم ها فقهی دارااست.[۷] وی نظرها علما در نیاز به دانش رجال را در سه گزینه گروه بندی نموده است.[۸]

دانش رجال از مقدمات استنباط احکام فقاهتی میباشد و مداقه آن به حدی میباشد که سوای به کارگیری از دانش رجال، استنباط اکثری از احکام فقاهتی ممکن وجود ندارد.[۹] اصولیان و به‌ویژه فاضل تونی و محمدباقر بهبهانی در قبال مدعای اخباریان ایستادند و بعداز آن مباحث نظری به دانش رجال خط مش یافت.
در استنباط احکام دینی هیچ نیازی به دانش رجال وجود ندارد.[۱۰] برخی اخباریان نیاز به دانش رجال را رد کرده و ادله بیان سندها را در کتاب‌های دارای اعتبار حدیثی، تبرک و دفع ادعای معارضان بر بی‌مبنا بودن روایات شیعه دانسته‌اند.[۱۱]
گروهی دیگر از فقها درباره‌ی احادیث معروف، نیاز به دانش رجال را قبول ندارند اما نسبت به بقیه احادیث، رجال را مؤثر در استباط احکام میدانند.[۱۲]
نفی نیاز به دانش رجال بوسیله اخباریان
استرآبادی و اخباریان نیاز به دانش رجال را رد کرده[۱۳] و دلایلی بیان کرده‌اند که به عنوان مثال آنان:

صدق روایات کتاب ها اربعه: استرآبادی تمامی روایات کتاب ها اربعه شیعه را درست می داند و لازمه این داعیه بی‌نیازی از دانش رجال میباشد.[۱۴] بعضا اخباریان بالاتر رفته‌اند و کلیه احادیث جان دار در منابع شیعی را قطعی الصدور یا این که دستکم، دارای اعتبار دانسته‌اند.[۱۵]
عدم اعتبار طریقه رجالیان: طریقه رجالیان، یا این که حیث اجتهادی آن‌ها میباشد که دراین‌صورت برای بقیه افراد حجتی ندارد زیرا تاسی در مباحث رجالی عامل فقهی ندارد. یااینکه نظرشان نوعی شهید شدن میباشد و از آن‌جا که شهیدشدن بایستی حسی باشد و از طرفی اقوال رجالیون از روی دیدار و شنیدار وجود ندارد پس شهیدشدن حدسی میباشد و اعتبار ندارد.
شهید شدن صاحبان کتاب ها روایی: در حالتی که شهید شدن رجالیان بر وثاقت اشخاص دارای اعتبار باشد، شهیدشدن صاحبان کتاب‌های دارای اعتبار درباره راویان نیز دارای اعتبار میباشد[۱۶]و صاحبان کتاب‌ها در پیشگفتار بر صدق روایات شهیدشدن داده‌اند.[۱۷]
نفی هدف دانش رجال: در صورتی مقصود از دانش رجال، در نظر گرفتن و گمان بوده، از اولیه نتایج بوده و علم آموزی نتیجه ها میباشد و در حالتی‌که خواسته دانش قطعی میباشد که جنس دانش رجال جز شک و تردید و گمان چیزی وجود ندارد.[۱۸]
تجسس در اوضاع و احوال در دانش رجال: اخباریان جستجوهای رجالی نیازمند ذکر عیوب راویان و تجسس در حال و روز آن‌ها می دانند[۱۹] و تجسس درین کارها، گناه میباشد.[۲۰]
عدم ثابت عدل و داد هنگام نقل در رجال: از نگرش اخباریان، بعد از آن دانش به عدل و داد راوی بها داراست که در هنگام نقل قصه نیز عادل باشد و دانش رجال فقط عدل و داد راوی را -خیر عدل و داد هنگام نقل را- ثابت می‌نماید.[۲۱]
اختلاف معنای عدل و داد در نزد رجالیان: اختلاف رجالیان به معنی عدل و داد، موجب عدم متکی بودن به اقوال آن ها درباره عدل و داد و عدم‌عدل و داد راویان میباشد.[۲۲]
نادرستی متکی بودن رجالیان به آراء رجالیان متقدم غیر امامی: گاهی رجالیان به آراء متقدمان غیرامامی استناد کرده‌اند مانند ابن‌عُقده زیدی و علی بن حسن بن فَضّال فَطَحی و این خطا میباشد.[۲۳]

بازدید : 27
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:34


مسیر جنبش اسیران
ورود به کوفه
بنابر آنچه ابن ابی‌الحدید در تفصیل نهج البلاغه نوشته میباشد، اسیران کربلا، سوار بر مرکب‌هایی سوای جهاز، به کوفه برده گردیده و عموم به تماشای آنان پرداختند و در همین حالا زنان کوفی از دیدن اسرا فغان مسجد قبا مشهد می‌کرده‌اند.[۲۰]

نقل شده درباره فرصت ورود اسرا به کوفه، گزارش صریحی در منابع دیرین نیامده میباشد؛[۲۱] البته بنابر عبارتی از روحانی موثر،[۲۲] می‌اقتدار ورود اسرای کربلا به کوفه را دوازدهم محرم آدرس مسجد قبا مشهد دانست.[۲۳]

ماموران قدمت بن سعد، بعداز گذر دادن اسیران از کوچه‌های کوفه، آنها‌را وارد قصر عبیدالله بن زیاد کردند. گفتگوهای تندی دربین حضرت زینب(س) و عبیدالله گزارش شد‌ه‌است.[۲۴] گزاره مشهور «ما رَأیْتُ اِلّا جَمیلاً؛ جز زیبایی چیزی ندیدم» از حضرت زینب(س) مرتبط با همین مجلس میباشد. همینطور عبیدالله امر کشتن امام سجاد(ع) را صادر کرد، البته بعداز اعتراض حضرت زینب(س) و نیز سخنان تند امام سجاد(ع)، ابن زیاد از کشتن او صرف‌حیث رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۲۵]


نقشه مسیر کاروان اسرای کربلا
مسیر شام
عبیدالله بن زیاد، گروهی به عنوان مثال شمر و طارق بن مُحَفِّز را به یار اسیران کربلا به شام ارسال کرد.[۲۶] طبق برخی گزارش‌ها زحر بن قیس نیز با آن‌ها بوده‌ میباشد.[۲۷] مسیر ظریف جنبش اسیران از کوفه تا شام معین وجود ندارد؛ بعضی بر این نظریه‌اند که با اعتنا به اماکن منسوب به امام حسین(ع)، می‌قدرت مسیر جنبش اسیران کربلا را مشخص و معلوم ایجاد کرد؛ مثلا منزلت رأس الحسین و امام زین العابدین در دمشق،‌[۲۸] جایگاه‌های حِمص،[۲۹] حماء،[۳۰] بعلبک،[۳۱] شماره تلفن مسجد قبا مشهد حَجَر[۳۲] و طُرح.[۳۳]

در دانشنامه امام حسین(ع) آمده میباشد که بین کوفه و شام در آن زمان، سه مسیر اساسی (شیوه بادیه، رویکرد گوشه فرات و خط مش گوشه دجله) بود که هر مورد از آن ها شیوه های فرعی زیادی داشته‌اند.[۳۴] نویسندگان این دانشنامه معتقدند به جهت عدم وجود دلایل پر‌نور و قطعی نمی‌قدرت در این زمینه دیدگاه ها قطعی کرد؛ البته با نظارت آیات و قرائن، به احتمال زیاد مسیر اسیران از کوفه به شام از خط مش بادیه بوده میباشد.[۳۵]

طبق بعضا گزارش‌ها همانند گزارش تاریخ طبری، روضه خوان موثر و تاریخ دمشق، آغاز رمز امام حسین(ع) و سرهای شهدا به شام رسول شد و بعد از آن اسیران را اعزام کردند؛ البته برپایه گزارش‌های دیگر، سرهای شهدا همدم با اسیران به شام نبی شدند.[۳۶]

خوی ماموران
بنابر نقل ابن اعثم و خوارزمی، مأموران عبیدالله بن زیاد، اسیران کربلا را از کوفه تا شام، بر محمل‌های بی‌پرده و پوشش، شهر به شهر و خانه به خانه بردند، آنگونه که اسیران (کافر) شکاف و دیلم را می‌برده‌اند.[۳۷] روضه خوان اثرگذار، روایتی را نقل کرده که بر طبق آن، امام سجاد(ع) با غل و زنجیر در بین اسرا چشم گردیده‌است.[۳۸]

در روایاتی منسوب به امام سجاد(ع)، نحوه اخلاق مأموران ابن زیاد این‌سیرتکامل نقل گردیده است: علی بن حسین(ع) را بر شتری لاغر و لَنگ که جهاز آن چوبی و سوای زیرانداز بوده، سوار کرده‌اند؛ در حالی‌که راز امام حسین(ع) بر نیزه، زنان پشت راز و نیزه‌ها گرداگرد آن‌ها بودند. در حالتی که اشکی از دیده یکی آن ها روان میشد، با نیزه بر سرش می‌زدند تاوقتی‌که وارد شام شدند.[۳۹]

بازدید : 52
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 12:53


معاد و اطوار جسم
همینطور مشاهده کنید: معاد جسمانی
دارای اسم و رسم‌ترین عقیده احسایی در زمینه‌ی چگونگی معاد جسمانی میباشد. وی ظواهر شریعت را که میگوید معاد جسمانی با همین کالبد طبیعی میباشد، نمی‌پذیرد و آن را ناساگار با تغییر تحول و تباهی در کالبد ظاهری می داند. راه و روش حلی که احسایی ارائه میدهد، جداسازی جسم و جسد میباشد. بر این پایه می گوید آدمی دو جسم و دو جسد مسجد قبا مشهد داراست.[۲۸]

جسد نخستین کالبد ظاهری ماست که از ارکان هنگامی درست شده میباشد. این جسد در قبر زوال مییابد.[۲۹]
جسد دوم جسد هورقلیایی میباشد که مثل جسد اولیه فناپذیر وجود ندارد و در قیامت برانگیخته میشود. این جسد مرکب از عنصرها مثالی و لطیف زمین هورقلیا میباشد که عناصری بلندتر از عنصرها دنیاست.[۳۰]به آنگاه جسد دوم قبل از مرگ در داخل جسد اولیه مخفی میباشد و بعد از زوال آن در خاک، خلوص یافته و در قبر برجا میماند، ولی به باعث لطافتش قابل رؤیت آدرس مسجد قبا مشهد وجود ندارد. [۳۱]
مرگ آدمی مفارقت از این دو جسد میباشد.

جسم اولیه حمل کننده روح در فقید برزخ میباشد و مفارقت روح از دو جسد با جسم نخستین شکل می گیرد. جسم اولیه جسمی لطیف و اثیری که شکل دهنده اثر ها و قوای روح در حیات برزخی بشر رزرو مسجد قبا مشهد میباشد. [۳۲]
جسم دوم جسم اساسی و حقیقی و واقعی آدم میباشد و در تمامی این نشآت نام و نشان فرد را اثبات می دارد. این جسم مرکب از هیولا و نمونه و حمل کننده طبیعت مجرد و نفس و عقل میباشد و بشر حقیقی و واقعی هموست[۳۳]. احسایی در جایی ازاین جسم به «‌نفس‌» نیز تعبیر و تفسیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است. [۳۴]
با دمیدن نفخه ابتدا جسم نخستین از روح مستقل می گردد و از در بین می‌رود و آنچه بعداز نفخه دوم، حشر می یابد، جسم دوم به یاور جسد دوم میباشد. [۳۵] سیری که احسایی برای جسم آدمی وصف می‌نماید، سیری میباشد دو سویه: جسم حقیقی وواقعی همچنانکه در هبوط از دانا غیب به جهان ناگزیر به شائبه جسم نخستین و جسد اولیه آمیخته گردیده است، گشوده در مهاجرت اخروی خود از آن دو عاری میشود. [۳۶]

احسایی شبهه انکار معاد جسمانی را در عقیده خویش، به‌این سیرتکامل جواب میدهد که هدف از جسم دوم که معاد خواهد داشت، در واقع همین پیکر محسوس میباشد، البته با ساختی خلوص یافته که مغایر جسد مادی تباهی در آن رویکرد ندارد. [۳۷]

وی حکم تباهی کالبد در قبر دربارۀ رسول(ص) و امامان(ع) را نیز راست گو میداند. ولی این کالبد از جسم مهم وی که در نهایت لطافت میباشد، جداست و امری میباشد عارضی که دیدار و استفادۀ رفتار را از وی قابلیت و امکان پذیر ساخته میباشد. پس چنانچه در روایات از بقای اجساد امامان(ع) در قبر صحبت رفته میباشد، غرض جسدی میباشد فارغ از شکل عنصری، یعنی به عبارتی جسد هورقلیایی که‌این جسد صرفا برای امامان دیگر قابل مشاهده میباشد. [۳۸]

عهدوپیمان به جسد هورقلیایی که در تامل احسایی تبیین کننده معاد جسمانی میباشد، در نظام اعتقادی شیخیه مبنای تبیین مسأله معراج رسول(ع) و غایب بودن امام مجال(ع) نیز قرار گرفته میباشد.

منزلت امام در آفرینش
احسایی در اثرها خویش سهم شایانی به مباحث امامت داده میباشد که مثال آن را در گستردن مبسوطی که بر زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد، می‌اقتدار رویت کرد. شاخص تامل او در این باره، دقت خاصی میباشد که به جنبه‌های تکوینی جایگاهِ امام نماد می دهد. به عنوان مثال در بازگوکردن این نظریه که رسول و امامان برگزیدگان مخلوقات معبود و واسطه نتیجه اویند، آنان‌را علل اربعه کائنات -یعنی انگیزه‌های فاعلی، دنیوی، صوری و غایی - معرفی می‌نماید. در فلسفه ارسطویی و حکمت اسلامی، هر کدام از این اقسام چهارگانه گویایی جنبه‌ای از نیازمندی پدیده به انگیزه میباشد. احسایی به استناد معنی ها حدیثی، کمال هرکدام از چهار جنبه علیت را در وجود فرستاده و امامان علامت میدهد و فیض می گیرد که علل اربعه کائنات، ایشانند.[۳۹]

وجود و ماهیت
احسایی در زمینه‌ی اصالت وجود و ماهیت عهدوپیمان خاصی داراست. وی هر دو را اصیل می داند. هرمورد از وجود و ماهیت آینده حقیقی از شیء را تشکیل میدهند. هستی یافتن شیء، یک جنبه‌اش فعل خداست که به عبارتی وجود میباشد و جنبه دیگرش انفعال خویش فعل یعنی ماهیت شیء، بدین ترتیب هر ممکنی در معنای واقعی زوجی ترکیبی میباشد. [۴۰]

وی دیدگاهی آدم‌شناسانه دراین باره داراست. از دوگانه اطاعت و معصیت در سرشت انسانی، به‌این فیض میرسد که نمی‌قدرت هر دو را به یک دستور منتسب کرد. طرز ادغام وجود و ماهیت را می‌قدرت از راه و روش آشنایی میل ترکیبی آدم و فعل ازروی اختیار وی اخذ. این مخلوط به سیرتکامل‌ای میباشد که هیچ یک از دو جزء اثر ها خویش را از دست نمی‌دهند. در صورتی‌که اصالت دو جنبه رغبت بشر بازدارنده آن وجود ندارد که فعل را به آحاد گروه نسبت دهیم، اصیل فهمیدن وجود و ماهیت به وحدت شی لطمه‌ای نمی‌زند. در‌این‌حالت‌ وجود و ماهیت دو اعتبار برای شی واحدند. با این کلیه ماهیت جدای از وجود عدمی میباشد. جعل شیء آغازً به وجود وابستگی می گیرد، ولی وجود در تحقق و ظهور خود محتاج ماهیت میباشد. [۴۱]

احسایی میگوید آفریدگار نیازی به ماهیت ندارد؛ چون سنخیتی فی مابین وی و مخلوقاتش وجود ندارد. چه در حالتی‌که وجود وی از سنخ وجود آن‌ها دانسته خواهد شد، ترکب در آن خط مش خواهد داشت. از این رو وحدت وجود نفی میشود. احسایی در موضع ها مختلف بر ابطال هرگونه‌تفکر متمایل به وحدت وجود پافشاری ورزیده، و آن را منافی توحید شمرده میباشد. [۴۲] بیان شده که روضه خوان احمد احسائی درباره شرک معتقدان به وحدت وجود ادعای اجماع نموده است.[۴۳]

به اعتقادوباور بعضی از پژوهشگران، مجموع آن‌چه كه‌ منجر افتادن شيخ‌ احسائی در دامن‌ ثنويّت‌ پوسيدۀ از هم‌ گسسته شد صرفا‌ عدم‌ عرفان‌ وی به‌ مسائل‌ حكمت‌ و اصول‌ مُتقَنۀ فلاسفه‌ و ممشای درست‌ عرفاء بالله‌ و اولیای پروردگار بوده‌ میباشد‌ و این که صرفا با اتّکاء به‌ درنگ خویش وارد در مسائل‌ سنجیده‌ شد و نتوانست‌ از آنجا جان‌ سلامت‌ به‌ در پیروزی. علامه طهرانی اعتقاد دارد که شيخ‌ احمد احسائی برایي حلّ مسألۀ شرور در قبال خیرات‌ قائل‌ به‌ دو اصل‌ اصیل‌ و دو ركن‌ ركين‌ و دو شالوده‌ قویم‌ ازلی گردیده‌ و ماهيّت‌ و وجود را با هم در اين‌ مسأله‌ روش‌ داده‌ و در واقعیت وی معتقد به‌ ثنويّت‌ يزدان‌ و أهريمن‌، در جامه‌ وجود و ماهيّت‌ شد‌ه‌است.[۴۴]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 180
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 229
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 411
  • بازدید ماه : 411
  • بازدید سال : 3232
  • بازدید کلی : 38400
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی