loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 93
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:01

از یاران امام علی(ع) بود که در نبرد‌های جَمَل، صِفّین و نَهرَوان کمپانی کرد. صعصعه در سخنوری مهارت داشت و از این مهارت در حمایت از امام علی(ع) و عیب گیری به معاویه به کارگیری میکرد. امام علی(ع) صعصعه را از اصحاب والا خویش معرفی نموده است. امام درستگو(ع) هم اورا از کم اشخاصی دانسته میباشد که امام علی(ع) را آن‌سیرتکامل که سزاوار میباشد،‌ آشنایی. مسجد صعصعه در کوفه به وی منسوب مسجد قبا مشهد میباشد.

نسب، صَعصَعة بن صَوحان از خویشاوندان و خویشان عبدالقیس بود.[۱] وی در حوالی قطیف چشم به جهان گشود و بعد از مدتی در کوفه سکنی گزید.[۲] به همین جهت اورا «کوفی» نیز خوانده‌اند.[۳] کُنیه صعصعه «اباطَلحة» بوده میباشد.[۴] برادران وی زید و صیَحان از شیعه‌ها امام علی(ع) آدرس مسجد قبا مشهد بودند.[۵]

در طول خلفا، صعصعه در حین رسول(ص)، مسلمان شد، البته آن حضرت را ندید.[۶] در طول قدمت بن خَطّاب، خلیفه دوم، ابوموسی اشعری مالی را نزد خلیفه ارسال کرد. خلیفه آن‌ را تقسیم کرد و پاره ای باقی ماند. وی حیث مسلمان‌ها را در امر باقی آن جنس پرسید. صعصعه خاطرنشان رزرو مسجد قبا مشهد کرد:

«در مسائلی با عموم مشاوره کن که آفریدگار در قرآن راجع‌به آن چیزی نگفته باشد. البته آنچه خدا در زمینه‌ی آن حکمی داده میباشد، به به عبارتی کار کن.»[۷] صعصعه از معارضان خلیفه سوم در کوفه بود. خلیفه،‌ او‌را به یاروهمدم تنی چند از گزاره برادرش زید بن صوحان و صاحب و مالک اشتر به شام تبعید کرد.[۸] منابع تاریخی گفتگویی انتقادی از او با عثمان گزارش شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۹]

به گفته روضه خوان موثر، صعصعه از اصحاب تعالی امام علی(ع) بوده میباشد.[۱۱] ابن‌قتیبه دینوری دانشمند قرن سوم قمری نیز اسم صعصعه را در تیم اشخاص پر اسم و رسم شیعه آورده میباشد.[۱۲] به نقل از مسعودی در مُروج الذَّهَب، امام علی(ع) صعصعه را از بزرگان عرب و رؤسای اصحاب خویش معرفی نموده است.[۱۳] برپایه روایتی از کلینی، امام علی(ع) او را بر وصیت خویش شاهد گرفت.[۱۴] صعصعه امام علی(ع) را زینت‌دهنده خلافت می‌دانست و معتقد بود وی به خلافت قیمت و جایگاه داده و نیاز خلافت به امام علی(ع) بیشتراز نیاز وی به خلافت میباشد.[۱۵] صعصعه در خاک سپاری امام علی(ع) کمپانی داشت و بعداز دفن وی بر راز قبرش آمد و در حالی‌که خاک بر سرش می‌سرازیر شد و فغان میکرد، سخنانی را به گویش آورد که در آنان خلال ذکر فضیلت ها امام علی(ع)، از آفریدگار می‌خواست اورا از دوستان امام علی(ع) قرار دهد و به وی یاری دهد روش اورا ادامه دهد.[۱۶]

حضور در جمل، صفین و نهروان
صعصعه در نزاع‌های مجال حکومت امام علی(ع)، کمپانی کرد. در مبارزه جمل برادرش صیحان، درفش‌دار بستگان عبدالقیس بود. بعداز شهید شدن صیحان، اخوی دیگرش زید درفش‌دار شد و بعد از شهید شدن زید، صعصعه خویش درفش را به دست گرفت.[۱۷]

در پیکار صفین صعصعه فرمانده خویشاوندان عبدالقیس کوفه بود.[۱۸] قبل از استارت نبرد، سپاه معاویه بر آب مسلط گردیده بود و اذن دسترسی سپاه امام علی(ع) به آب را نمی‌اعطا کرد. امام علی(ع) صعصعه را برای گفتمان نزد معاویة بن ابی‌سفیان ارسال کرد.[۱۹]

قبل از استارت نزاع نهروان هم امام علی(ع) صعصعه را برای رای زنی و موعظه خوارج به در میان آنها ارسال کرد.[۲۰] وی درین مصاحبه به تبعیت از امام علی(ع) تأکید کرد. متن گفتگوی صعصعه با خوارج، در کتاب الاِختصاص نوشته روحانی اثر گذار آمده میباشد
به نقل از بِحارالانوار، مُنذِر بن جارود که از سوی امام علی(ع) به سر کردگی حیطه‌ای پیامبر گردیده بود، مالی را از بیت‌المال برداشت. امام علی اورا زندانی‌ کرد؛ البته با واسطه‌گری صعصعه، منذر را آزاد کرد.[۲۲] مبتنی بر گزارش الغارات صعصعه به امام علی(ع) خاطرنشان کرد: خواهر منذر بن جارود هر روز برای برادرش شیون می‌نماید. اورا آزاد کن و اینجانب آنچه برداشته را تضمین می کنم. امام علی(ع) جواب اعطا کرد: نیازی به تضمین وجود ندارد. وی قسم و سوگند بخورد که مالی را برنداشته میباشد؛ آزادش میکنم.[۲۳]

بازدید : 23
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:04

(۸۵ق) نوه‌ی اشعث بن قیس، از خانواده‌های اشرافی حضرموت و از حامیان خویشان اموی بود که به ندرت به یک کدام از معارضان آن‌ها تبدیل گردیده و علیه وی دست به کودتا زد. کودتا وی از سال ۸۱ تا سال ۸۲ قمری را در برگرفت و دامنه آن از سیستان تا بصره بسط یافت. او به جهت همین کودتا علیه حجاج بن یوسف، جهانی مسجد قبا مشهد شد.[۱]

قوم و قبیله ، عبدالرحمن بن محمد بن اشعث، منسوب به خویشاوندان حارث بن معاویه بن کنده بود. قبیله ابن اشعث فی مابین بستگان کنده و دیگر قبایل همسایه عرب اعتبار متعددی داشتند.[۲]این فامیل سرویس ها متعددی به امویان نمودند.[۳] ارتباط ها اشعث و فرزندان او با قوم علی (ع) و شیعه‌ها ابتدا عالی بود، اشعث در نبرد صفین در سپاه امام علی (ع) بود[۴] اگرچه به دنبال و در ماجرای حکمیت و گزینش شدن ابوموسی اشعری تحت عنوان نماینده عراقیان نقش آدرس مسجد قبا مشهد داشت.[۵]

البته به تدریج رابطه ها شیعه ها و بستگان ابن اشعث به سردی و خصومت گرایید. دشمنی فرزندان اشعث با شیعه ، وقتی که مسلم بن عقیل در کوفه نهفته گردیده بود، پسر پیرزنی که به مسلم نگهبانی داده بود، محل اختفای اورا به عبدالرحمن اظهار کرد و وی به عبیدالله بن زیاد خبر اعطا کرد. محمد بن اشعث، بابا او نیز در نزاع با مسلم نقش فرماندهی سپاه عبیدالله را رزرو مسجد قبا مشهد داشت.[۶]

در پیکار در بین مختار و مصعب بن زبیر، عبدالرحمن، بابا و برادرانش در جناح زبیریان بودند. کشته شدن پدرش درین پیکار اورا در دشمنی با شیعه مصمم‌خیس و کینه‌توزتر نمود؛ به‌طوری‌که لحاظ مثبت خویش را برای کشتن اسیران شیعه هم خاندان‌ای خود اظهار‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۷]

شغل‌های سیاسی
در حکومت زبیریان
عبدالرحمن از سوی مصعب بن زبیر به ولایت عجم منصوب شد؛ ولی با مخالفت عبدالله بن زبیر مواجه گردیده و برکنار شوید. این دستور موجب تیرگی ارتباط ها عبدالرحمن با زبیریان شوید. او بعد از اندکی از سوی برادرش اسحاق بن محمد که فرمانده سپاه اعراب در طبرستان بود، به فرماندهی بخشی از سپاه رسید.[۸]

در حکومت امویان
در سال ۸۰ق، حجاج بن یوسف اورا به ولایت سیستان گماشت و او را مأمور سرکوب خوارج و نزاع با رتبیل، فرمان روا کابل و بخش ها شرق سیستان، کرد. گفته‌ گردیده عبدالرحمن در حیث حجاج منفور بود و این کینه دوزی را ابراز میکرد و گاه با وی به گفت و گو لفظی می‌پرداخت.[۹]

کودتا بر ضد امویان
حجاج سپاهی بلندمرتبه و بسیار تروتمیز را با وی به سیستان ارسال کرد؛ به‌طوری‌که به «جیش الطواویس»، در معنای سپاه طاووس‌ها، جهانی شد. حجاج اموال متعددی نیز بدین لشکر تخصیص بخشید. وی یک‌سری طومار به عبدالرحمن نوشت و او‌را به نزاع تشویق کرد. اورده شده عموی عبدالرحمن بن اشعث نزد حجاج آمده و به او هشدار اعطا کرد که عبدالرحمن را به سیستان نفرستد، به دلیل آن که او تمرد خواهد کرد؛ البته حجاج بر فعالیت خویش سماجت کرد.[۱۰]

بعداز وصال ابن اشعث به سیستان، رتبیل به او طومار‌ای نوشت و خواهان سوراخ مخاصمه و پرداخت خراج شد؛ ولی او نپذیرفت و به درون میهن وی نفوذ کرد. هر ناحیه‌ای را که می‌گرفت برهان و نگهبانانی بر آنجا می‌گماشت، و در مسیرها برید و در بخش ها حساس پادگان قرار می‌اعطا کرد و سلطه خویش را سفت می‌تشکیل داد. بعد از آن با رتبیل، به شرط به دست آوردن خراج، صلح کرد.[۱۱]

پس‌ از آن طومار‌ای به حجاج نوشت و او‌را از موفقیت‌هایی که به دست آورده مطلع نموده و تصمیم خویش را بر پایه ی رجوع و برگشت به سیستان بیان کرد؛ ولی حجاج این را نپذیرفت و خواستار ادامه جنگ و جلو رفتن وی شد. عبدالرحمن تمرد نموده و این سماجت حجاج را برای این دانست که خواستار کشته شدن اوست، پس سپاهیان خویش را علیه حجاج شوراند و وی نیز که بدور از خانواده و در تاثیر پیکار‌های پی‌در پی خواستار رجوع و برگشت بودند با عبدالرحمن هم‌روایت گردیده و با وی بر برکنار عبدالملک بن مروان از خلافت و برای پیکار با حجاج بیعت کردند.[۱۲]

پس‌ازاین در سال ۸۱ قمری ابن اشعث به هم پا سپاه به عجم و کرمان وارد شد و عموم این شهرها را علیه عبدالملک بن مروان خلیفه اموی، و حجاج فراخواند. وی نیز با وی ملازمت نموده و بیعت کردند. او خویش را «القحطانی» نامید و در طومار‌ها خویش را «عبدالرحمن ناصر امیرالمؤمنین» می خواند.[۱۳]

مبارزه با حجاج
ابن اشعث یاور سپاهی که آماده کرده بود به سوی بصره جنبش کرد. هنگامی به بصره رسید بزرگان، صحابه و قاریان بصره با عبدالرحمن برای پیکار با حجاج بیعت کردند. در بصره مبارزه رنج میان سپاه حجاج و ابن اشعث درگرفت و خسارات متعددی به نیروهای ابن اشعث وارد شد.[۱۴] ازاین‌رو آن ها به کوفه رفتند و در آنجا گزینه استقبال عموم و بزرگان قرار گرفتند. عبدالرحمن در‌این شهر برای عموم حرف بیان کرد و از حجاج به‌تیتر کافر و هر که حکم الهی را پایین پای گذارده و خدا را به خشم آورده حافظه کرد و وی را علیه وی فراخواند.دینوری، [۱۵] بخش اعظمی از قراء که آورده شده تعدادشان به هزار بدن می سید، همدم تسلط کوفه با وی بیعت کردند.

سپاه بزرگی از عموم بصره و کوفه عده شد و در ناحیه‌ای به اسم «دیر جماجم» سنگر گرفتند. سپاه حجاج نیز در «دیرقره» ساکن شدند. تعداد جنگجویان ابن اشعث، بیست هزار نفر آورده شده میباشد. نبرد رنج در میان دو جناح درگرفت.

آغاز مبارزه به عایدی سپاه عراق بود. عبدالملک که از این وضع به وحشت افتاده بود، برادرش، عبدالله، را هم پا طومار‌ای به‌سوی عراق ارسال کرد تا با ابن اشعث مصاحبه کند که درصورتی که وی خواستار برکنار حجاج میباشد، او را برکنار نماید و ابن اشعث دست از نبرد و مخالفت بردارد. حجاج از این قضیه مطلع گردیده و هراسناک گشت. ازاین‌روی طومار‌ای برای عبدالملک ارسال کرد و به وی اعلام‌کرد که در شکل برکنار وی، ابن اشعث او را نیز برکنار خواهد کرد. او توانست عبدالملک را قانع کرده و به نزاع با عبدالرحمن ادامه دهد.[۱۶]

میان سپاه ابن اشعث قاریان و بزرگانی زیرا شعبی و سعید بن جبیر و أبوالبختری طایی و عبدالرحمن بن ابی لیلی و کمیل بن زیاد چشم می‌شدند.[۱۷] ازاین‌روی بعضی معتقدند ازاین‌پس کودتا ابن اشعث صورت عقیدتی به خویش گرفت.[۱۸]

نقطه نهایی کودتا
به گفته ابن اثیر زمان نزاع این دو سپاه صد و سه روز ارتفاع كشید. آغاز پیکار در ربیع‌الاول سال و نقطه نهایی آن در جمادی‌الثانی بود. این مبارزه به ناکامی سپاه عبدالرحمن بن اشعث انجامید. عبدالرحمن به بصره گریخت و در آنجا نیز گروهی از سپاه به او ملحق شدند و به حجاج حمله بردند؛ ولی مجدد باخت خوردند. به‌جز مجموعه اندکی کلیه کشته شدند. عبدالرحمن به مسکن گریخت و بازهم باخت خورد.[۱۹] بدین‌ترتیب کودتا عبدالرحمن بن اشعث تمام شد.

سرنوشت ابن اشعث
عبدالرحمن و تیم اندکی که با وی باقی‌مانده بود، بعداز نزاع‌وگریزهایی راه و روش سیستان را پیش گرفتند.[۲۰] ابن اشعث در بُست به دست حکم دهنده بُست، عیاض بن همیان بازداشت شد؛ البته رتبیل بعد از مطلع شدن عیاض را انذار کرد که آسیبی به او نرساند. ازاین‌روی ابن همیان او‌را آزاد کرده و او را نزد رتبیل ارسال کرد.[۲۱]

در سال ۸۵ قمری حجاج نماینده‌ای یار و همدم اموال بسیار نزد رتبیل ارسال کرد و از وی خواست عبدالرحمن را به وی تحویل دهد، رتبیل نیز عهده دار شد و ابن اشعث را به حجاج تحویل اعطا کرد. البته وی در رُخَّج، یکی‌از نواحی کابل، خویش را از بالای قصری که در آن بود به ذیل انداخت و مرد. جسدش را نزد حجاج بردند و وی سرش را مستقل کرد و نزد عبدالملک ارسال کرد.[۲۲]

پانویس
طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۱۳۸.
طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۱۳۸.
ابن تمهید؛ جمهرة أنساب العرب، ص۴۲۵ و ابن خلدون، بنده الرحمن بن محمد؛ دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر، ج ۳، ص ۱۵۱.
مقدسی، مطهر بن طاهر؛ البدء و التاریخ، ج ۲، ص ۱۵۶.
دینوری، أبو محمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبة؛ الإمامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۴۹.
طبری، قبل، ج ۵، ص ۳۷۰.
طبری، به عبارتی، ج ۶، ص ۱۱۶.
دایره المعارف تبارک اسلامی، ج ۳، عبدالکریم گلشنی، مدخل ابن اشعث.[۱]
عنان، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ۱۳۶۶ش، ج۱، صص،۴۲۳-۴۲۰.
طبری، قبل، ص ۳۶۷۲.
مقدسی، مطهر بن طاهر؛ آفرینش و تاریخ، ج ۲، ص ۸۰۰.
طبری، گذشته، ص ۳۶۷۹ - ۳۶۸۰.
مقدسی، مطهر بن طاهر؛ آفرینش و تاریخ، ج ۲، ص ۸۰۰.
طبری، قبلی، ص ۳۶۸۶
ابوحنیفه احمد بن داود؛ خبر ها الطوال، ص ۳۶۰.
طبری، گذشته، ص ۳۶۹۲.
مقدسی، قبل، ج۲، ص۹۲
دایره المعارف گران قدر اسلامی، ج۳، عبدالکریم گلشنی، مدخل ابن اشعث.
تاریخ طبری، گذشته، ص ۳۷۱۸.
ابن خلدون، بنده الرحمن؛ العبر، ج ۲، ص ۸۵.
ابن اثیر، عز الدین علی؛ بی نقص تاریخ تعالی اسلام و جمهوری اسلامی ایران، ج ۱۳، ص ۷۴.
مقدسی، قبلی، ص ۹۹۲

بازدید : 49
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:07

(ع) (۴ق-۶۱ق) معروف به امام حسین(ع)، اباعبدالله و سیدالشهداء، امام سوم شیعه‌ها، از اصحاب کِساء و پنج‌بدن و از حاضران در ماجرای مُباهله و یکی اهل‌بیت فرستاده میباشد که آیه پاک سازی درباره آن‌ها نازل گردیده‌است. امام حسین(ع) فرزند دوم امام علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و نوه حضرت محمد(ص) میباشد و بعد از برادرش امام حسن(ع) حدود یازده سال امامت شیعه‌ها را بر ذمه داشت و در رخداد کربلا به شهیدشدن مسجد قبا مشهد رسید.


بنابر احادیث شیعه و اهل سنت، حسین بن علی(ع) یکی‌از اصحاب کساء میباشد،[۲۲] در ماجرای مباهله حضور داشته[۲۳] و به یاروهمدم برادرش، مصداق کلمه و واژه «ابناءَنا»( پسرانمان) در آیه مباهله میباشند.[۲۴]وی همینطور یکی اهل بیت میباشد که آیه پاکسازی درباره آنها نازل گردیده آدرس مسجد قبا مشهد است.[۲۵]

امام حسین(ع) بعد از شهیدشدن امام حسن(ع)، با وجود کسانی که از لحاظ سن تبارک‌خیس از او بودند، شریف‌ترین شخص از بنی هاشم به شمار میرفت. سازه بر نقل یعقوبی، معاویه بعداز شهید شدن حسن بن علی به ابن عباس اعلام‌کرد: از این پس تو سرور خاندان خویش هستی. ابن عباس در جواب اظهار کرد: تا‌زمانی‌که حسین می باشد، خیر.[۲۶] همینطور گزارش‌هایی از مشاوره بنی‌هاشم با حسین بن علی و ترجیح لحاظ وی بر سایرافراد وجود دارااست.[۲۷] نقل گردیده‌است که عمرو بن عاص نیز او‌را دوستداشتنی‌ترین شخص از زمینیان نزد اهل اسمان رزرو مسجد قبا مشهد می‌دانست.[۲۸]

در فرهنگ وتمدن شیعه امام راستگو(ع)، کسی وجود ندارد که آبی رنگ بنوشد و حسین و خاندانش را حافظه نماید و قاتلانش را لعن نماید مگر آنکه آفریدگار صد هزار حسنه برایش بنویسد و صد هزار گناهش را محو نماید و مقامش را صد هزار رتبه بالا موفقیت و روز قیامت با قلبی مطمئن محشورش شماره تلفن مسجد قبا مشهد نماید.

کلینی، الکافی،‌ ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳۹۱؛ ابن‌قولویه، بی نقص الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۶.

شهید شدن حسین بن علی در رخداد عاشورای سال ۶۱ق سبب ساز شد شخصیت او برای شیعه‌ها و حتی غیرشیعیان بیشتر در بُعد حق‌طلبی، شجاعت و شهید شدن نمایان خواهد شد و دیگر صفات و خصوصیت‌هایی که در احادیث برای وی نام برده، تا اندازه‌ای ذیل‌الشعاع قرار گیرد.[۲۹] این حادثه حداقل از آن جهت که اول بی‌حرمتی و گزند آشکار به خویشاوندان نبی(ص) بود، اثر عمیقی بر تاریخ و فرهنگ وتمدن شیعه گذاشت[۳۰] و قیام او را به علامت ظلم‌ستیزی، موفقیت خون بر چاقو، فرمان به مشهور و نهی از منکر، ایثار و فداکاری تبدیل تشکیل داد.
بنابر گزارش‌های تاریخی شیعه و اهل سنت، فرستاده اکرم(ص) هنگام ولادت وی از شهادتش خبر اعطا کرد و اسم «حسین» را برای وی برگزید. نبی پروردگار(ص)، حَسَنَین (امام حسن و امام حسین) را بسیار دوست می‌داشت و تمامی را به دوست داشتن آن دو پیشنهاد میکرد. قصه‌های زیادی از حضرت محمد(ص) در فضیلت امام حسین(ع) نقل شد‌ه‌است؛ به عنوان مثال آنکه «حسن و حسین سرور جوان ها فردوس‌اند» و «حسین لامپ هدایت و کشتی نجات میباشد». همینطور در منابع روایی و زیارت‌طومار‌ها، لقب ها فراوانی برای امام حسین مذکور میباشد که ثارالله، سیدالشهداء و قتیل العبرات و خامس اصحاب کساء به عنوان مثال القا‌ب معروف آن حضرت به شمار می روند.

از معاش سو‌مین امام شیعه ها در بازه زمانی سه دهه بعداز وفات نبی(ص)، گزارش‌های اندکی وجود دارااست. وی در عصر خلافت امام علی(ع) در کنار بابا بود و در مبارزه‌های آن زمان کمپانی داشت. در طی امامت امام حسن(ع) در ادامه و پشتوانه وی بود و مبادرت به صلح با معاویه را تأیید کرد. بعد از شهید شدن او نیز تا هنگامی که معاویه زنده بود، به عهدوپیمان برادرش بامسئولیت ماند و در جواب به طومار بعضا از شیعه ها کوفه که برای تایید رهبری وی و قیام در قبال بنی‌امیه اعلام استعداد کردند، آنها را به حوصله تا فرصت مرگ معاویه فراخواند.

عصر امامت حسین بن علی(ع) با حکومت معاویة بن ابی‌سفیان همزمان بود. بنابر گزارش‌های تاریخی، امام حسین(ع) در مواقعی به تلاش معاویه دشوار اعتراض نموده است؛ مثلا بعد از کشته شدن حُجْر بن عَدِی طومار‌ای توبیخ‌ آمیز برای وی نوشت و در ماجرای ولایتعهدی یزید نیز از تایید بیعت دوری کرد و در سخنانی در حضور معاویه و سایرافراد، این مبادرت معاویه را نکوهید و یزید را شخصی نالایق خواند و خویش را شایسته خلافت دانست. خطبه امام حسین در منا را نیز موضعی سیاسی در قبال اُمویان به شمار آورده‌اند. با این هم اکنون، نقل شد‌ه‌است که معاویه مانند خلفای سه‌گانه در ظواهر به حسین بن علی(ع) احترام می‌گذاشت.

بعداز مرگ معاویه، امام حسین(ع) بیعت با یزید را مشروع ندانست و با اعتنا به دستور یزید برای کشتن وی در شکل دوری از بیعت، در ۲۸ رجب سال ۶۰ق از مدینه به مکه رفت. در مقطع چهار ماه حضور در مکه، طومار‌های فراوانی از سوی عموم کوفه برای تایید زمامداری اخذ کرد و بعد از آنکه رسول‌اش مسلم بن عقیل هم‌دلی کوفیان را تأیید کرد، در ۸ ذی‌الحجه، قبل از آنکه از عهد‌شکنی آینده کوفیان و شهیدشدن مسلم با خبر گردد به سمت کوفه جنبش کرد.

هنگامی عبیدالله بن زیاد والی کوفه از جنبش حسین(ع) به سمت کوفه با خبر شد، لشکری به سوی وی ارسال کرد و بعداز آنکه سپاهیان حُرّ بن یزید منش را بر وی بستند، راهکار‌ای نداشت جز آنکه مسیر خویش را به سمت کربلا تغییر و تحول دهد. در روز عاشورا بین امام حسین(ع) و یارانش با لشکر کوفه به فرماندهی قدمت بن سعد جنگی درگرفت که به شهید شدن امام سوم شیعه ها و یارانش انجامید. بعد از آن، زنان و کودک ها و امام سجاد(ع) که در آن ایام مریض بود، به اسارت درآمدند و به کوفه و آن گاه شام رسول شدند. پیکر امام حسین(ع) و یارانش روز ۱۱ یا این که ۱۳ محرم، به وسیله گردآوری‌ای از خویشان بنی‌اسد در کربلا به خاک ودیعه شد.

درباره تکان امام حسین از مدینه تا کربلا، نگرش‌های مختلفی وجود دارااست. بر پایه ی یک نگرش وی برای تشکیل حکومت قیام کرد، البته بعضا معتقدند این جنبش برای محافظت جان بود. شهیدشدن حسین بن علی(ع) تأثیر عمیقی بر مسلمانها و شیعه ها در زمان تاریخ داشته و الهام‌قسمت مبارزات و قیام‌هایی بوده میباشد. شیعه‌ها به تاسی از امامان شیعه اهتمام ویژه‌ای به شیون و عزاداری برای حسین بن علی، به ویژه در ماه محرم و صفر دارا‌هستند. زیارت امام حسین نیز در احادیث معصومین آیتم تأکید قرار گرفته و بقاع وی زیارتگاه شیعه‌ها میباشد.

حسین بن علی(ع) افزون بر جایگاهی که دربین شیعه ها تحت عنوان سومی امام و سرور شهیدان داراست، نزد اهل سنت نیز به منجر فضایلی که از لهجه رسول(ص) درباره وی اورده شده و همینطور به جهت ایستادگی‌اش در قبال یزید، گرامی داشته می شود.

تیم سخنان و اثرها امام حسین(ع)، در پوسته حدیث، دعا، طومار، شعر و خطبه در کتاب موسوعة عبارات الامام الحسین و کتاب مسند الامام الشهید جمع گردیده و ضمن این، اثرها فراوانی در پوسته دانشنامه‌، معاش‌طومار، مَقتل و تاریخ تحلیلی درباره شخصیت و معاش او نگاشته گردیده‌است.

گاه‌شمار معاش امام حسین(ع)

۳ یا این که ۵ شعبان ۴ق به دنیا آمدن[۱]
۷ق نزول آیه پاکسازی راجع به اصحاب کساء[۲]
۲۴ ذی‌الحجه ۹ق حضور در مباهله[۳]
ذی‌الحجه ۳۵ ق تلاوت خطبه برای عموم بعداز بیعت آنها با امام علی[۴]
جمادی‌الآخر ۳۶ق حضور در نزاع جمل[۵]
صفر ۳۷ق حضور در مبارزه صفین[۶]
صفر ۳۸ق حضور در نبرد نهروان[۷]
۴۱ق رجوع از کوفه به مدینه[۸]
۲۸ صفر ۵۰ق شهیدشدن امام حسن(ع)[۹] و استارت امامت امام حسین(ع)
۵۱ یا این که ۵۲ یا این که ۵۳ق.[۱۰] تایپ کردن طومار اعتراض‌آمیز به معاویه برای کشتن حجر بن عدی و یارانش
۵۸ق نقص‌ خطبه در منا[۱۱]
۲۶ رجب ۶۰ق احضار به دارالاماره برای بیعت با یزید[۱۲]
۲۸ رجب ۶۰ق خروج از مدینه به سمت مکه [۱۳]
۳ شعبان ۶۰ق ورود به مکه[۱۴]
۱۰ تا ۱۴ رمضان ۶۰ق اخذ طومار‌هایی از سوی کوفیان[۱۵]
۱۵ رمضان ۶۰ق اعزام مسلم تحت عنوان نماینده خویش به کوفه[۱۶]
۸ ذیحجه ۶۰ق خروج از مکه به سمت کوفه.[۱۷]
۲ محرم ۶۱ق ورود به کربلا.[۱۸]
۹ محرم ۶۱ق اعلام پیکار قدمت سعد و مهلت خواستن امام[۱۹]
۱۰ محرم ۶۱ق رخداد عاشورا و شهید شدن امام حسین و یارانش[۲۰]

بازدید : 38
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:01

(درگذشت: ۳۲۹ق)، از محدثان دارای شهرت شیعه و تالیف کننده الکافی، از کتاب ها اربعه. وی در طول غایب بودن صغرا می‌زیست و با بعضی از محدثان که از امام عسکری(ع) یا این که امام هادی(ع)، حدیث شنیده‌ بودند، ملاقات نموده است. ابن قولویه، محمد بن علی ماجیلویه قمی، احمد بن محمد زراری از شاگردان مسجد قبا مشهد اویند.

معاش‌طومار ، محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی نزدیک به سال ۲۵۵ق در روستای كُلَین از توابع ری چشم به جهان گشود.[یادداشت ۱] پدرش یعقوب بن اسحاق، از علمای بعدازظهر خود بود و در عصر غایب بودن صغری معاش میکرد.[۱] ابوالحسن علی بن محمد دارای اسم و رسم به «علان رازی» خان دایی کلینی میباشد و محمد بن عقیل کلینی، احمد بن محمد و محمد بن احمد تمامی از قوم کلینی و از علما و بزرگان شیعه به شمار آدرس مسجد قبا مشهد میروند.[۲]

محمد بن یعقوب کلینی در ری که راءس واکنش آرا و پندار‌های فرق اسماعیلی، حنفی، شافعی و امامیه بود،[مستلزم منبع][۳] در کنار علم آموزی دانش و شناخت با تامل‌های دیگر مذهب‌ها، تصمیم گرفت که به در خواست دوستی که از وی مراد بود برایش کتابی بنویسد که در آن از همگی علم ها آئین آنچه را برای یک متعلم ضروری و مکفی میباشد در بر داشته باشد به تایپ کردن روایات بپردازد. [۴] وی در محضر ابوالحسن محمد بن اسدی کوفی‌ حدیث رزرو مسجد قبا مشهد یادگرفت.[۵]

او آن‌گاه برای کامل شدن دانش حدیث راهی قم شد و با محدثانی که از امام عسکری(ع) یا این که امام هادی(ع) مستقیم حدیث شنیده بودند ملاقات کرد[مستلزم منبع] و از محضر استادان بزرگی استفاده کرد.[مستلزم منبع][یادداشت ۲] کلینی در سال ۳۲۷ق (دو سال قبل از وفاتش) عازم بغداد شد. بغداد در آن مجال یکی مرکزها بلندمرتبه علمی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۷]

کلینی در شعبان سال ۳۲۹ق (سال تَناثُر نجوم) مصادف با آغاز غایب بودن کبری امام فرصت (عج) در بغداد از عالم رفت.[۸] محمد بن جعفر حسنی مشهور به ابو قیراط بر لاشه کلینی نماز خواند و تن وی در مورد کوفه بغداد به خاک امانت شد.[۹] [۱۰]

مرقد کلینی در محوطه مسجد آصفیّه، در کنار دریا شرقی رود دجله (در راءس بغداد) جنب مکتب نظامیه (مستنصریه قدیم) جای‌دارد. اسم اساسی این مسجد، جامع الصفوی یا این که مسجد صفوی بوده میباشد که عثمانیان آن را به آصفیه تغییر‌و تحول دادند. مرقد کلینی در سال‌های اخیر نوسازی گردیده است. در ماه محرم سال ۱۴۳۶ق مراسم نقطه پايان تجدید بنا قبر روضه خوان کلینی برگزار شد. در‌این مراسم از بارگاه نقره‌ای آن که به وسیله هنرمندان اصفهانی درست شده بود، رونمایی شوید
کتاب ها رجالی و تفصیل حالا‌نویسانی که به زندگانی کلینی پرداخته‌اند از او با عنا وین ابوجعفر، محمد بن یعقوب، ابن اسحاق، ثقة الاسلام، رازی، بغدادی، سِلسِلی[یادداشت ۳] مذکور‌اند.[۱۶]

آن چه در ذکر مقام شخصیتی و علمی کلینی در کتاب ها تراجم و تاریخ آمده میباشد همگان از موافق و مخالف، از فضل و ادب و عظمت رده او حافظه کرده‌اند.[۱۷] با دقت به آوازه و شهرت کلینی، شیعه و سنی در فتاوا به وی روی آوردند و او را به «ثقة الاسلام» مُلَقَّب ساختند.[۱۸] به باعث زهد و تقوا، دانش و فضیلت وی، عموم در رفع خطاها شرعی و دریافت کردن فتوا به او مراجعه می‌کردند.[۱۹]

روحانی طوسی با تفسیرِ دانشمندی جلیل القدر، دانا به ماجرا[۲۰]، ثقه و فقید به خبر‌ها از کلینی حافظه می‌نماید.[۲۱] نجاشی دانشمند رجالی شیعه او‌را روضه خوان و پیشوای شیعه در «ری» در طول خود و موثق‌ترین آنان در حدیث و ضبط آن معرفی می‌نماید.[۲۲] عالمان شیعی دیگر نظیر ابن شهرآشوب[۲۳]، علامه حلی[۲۴]، ابن داوود حلی[۲۵]، تفرشی[۲۶]، اردبیلی[۲۷] و سید ابوالقاسم خویی[۲۸] نیز تعابیر و کلمه ها روضه خوان طوسی و نجاشی را تأیید کرده‌اند. سید بن طاووس، وثاقت و ودیعه اورا در نقل حدیث گزینه رخداد همگان می داند.[۲۹]

ابن اثیر از مورّخان اهل سنت، کلینی را در زمره بزرگان و علمای امامیه می‌شمارد.[۳۰] ذهبی، کلینی را روحانی شیعه، دانا امامیه و مالکِ تألیفات معرفی می‌نماید.[۳۱] ابن حجر عسقلانی و ابن ماکولا، کلینی را از فقها و نویسندگان مذهب شیعه معرفی کرده‌اند.[۳۲] ابن عساکر هم در کتاب خود از او با بزرگی خاطر می‌نماید.[۳۳]

به دلیل التفات وجایگاه کلینی در فرهنگ وتمدن شیعه به مناسبت یک هزار و صدمین سال وفات وی تمبر یابودی تکثیر یافت.[۳۴]


تمبر یادبود کلینی
اثرها و تألیفات

کتاب الکافی
یکی مهمترین اثر ها کلینی، کتاب کافی میباشد. به گفته‌ی روضه خوان اثرگذار و علامه مجلسی این کتاب، جامع‌ترین و برگزیدگان کتاب از کتاب ها اربعه میباشد.[۳۵] [۳۶] کتاب کافی در سه قسمت اصول، فروع و مدیحه تألیف گردیده است. کارایی کلینی بر آن بوده تا روایات الکافی را بر طبق عدم مخالفت با قرآن و موافقت با اجماع عده‌آوری نماید.[۳۷] از نگاه سید بن طاووس، کلینی به سبب ساز رابطه با اصحاب ائمه و دسترسی به اصول اربعمأة احادیث این کتاب را با کمترین واسطه نقل نموده است.[۳۸] گروهی از عالمان شیعه معتقد به درستی همگی احادیث آن بوده‌اند و در مقابل گروهی از عالمان شیعه وجود روایات ضعیف در کافی را قبول دارا‌هستند.[۳۹]
محمد بن یعقوب کلینی افزون بر «کافی» دارنده اثرها دیگری نیز بوده که منزلت علمی اورا در غیر از دانش حدیث آشکار می‌سازد. بعضا از این کتاب ها عبارتند از:

الرد علی القرامطه که در رد عقاید التقاطی قرمطیان نگاشته شد.
رسائل الائمه(ع)
تعبیرالرؤیا
کتاب الرجال
ما قیل فی الائمه(ع) اینجانب الشعر
الزّیُّ و التَّجَمُّل
الدَّواجَن و الرَّواجِن
الوسائل
فضل و ادب القرآن[۴۰] [۴۱] [۴۲]
شاگردان و راویان
فی مابین شاگردان و عده ای که از کلینی نقل ماجرا کرده‌اند نیز شماری از بزرگان شیعه قرار دارا هستند:

ابوعبدالله احمد بن ابراهیم دارای اسم و رسم به ابن ابی رافع صیمری
ابوالقاسم جعفر ابن قولویه مالک کتاب «بی نقص الزیارات»
ابومحمد هارون بن موسی تلعبکری
ابوغالب احمد بن محمد زراری
محمد بن علی ماجیلویه قمی
ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر
ابوعبدالله محمد بن احمد بن قضاعه صفوانی.

بازدید : 56
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:02

(۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق) دارای شهرت به‌ علامه مجلسی یا این که مجلسی دوم، از محدثان و فقیهان پر اسم و رسم شیعه در قرن یازدهم هجری قمری بود. علامه مجلسی از بین شاخه‌های علم ها اسلامی بیش تر از تمامی به حدیث‌نگاری عشق داشت و به اخباریان مجاورت بود. مشهورترین کتاب وی، گروه پرحجم حدیثی به اسم بحارالانوار میباشد که نقش بارزی در احیای منزلت حدیث در منظومه معرفت شرعی مسجد قبا مشهد داشت.

وی با تربیت شاگردان و اثرها پرتعداد خویش که اکثری از آنان‌را به گویش فارسی و برای استعمال عوام مردم نگاشت، بر فرهنگ و تمدن شیعی و طرز‌های علمی علمای بعد از خویش تأثیر گذاشت. او به جهت همیاری با حکومت صفویان و نقش بارز سیاسی و اجتماعی‌اش در آن زمان از آوازه زیاد شامل است. او منتقد صوفیه بود و با تصوف خانقاهی مخالفت می‌ورزید. مجلسی در زمانه سلطنت سلطان سلیمان صفوی به جایگاه «روضه خوان‌الاسلام» رسید و در زمان پاد شاه پادشاه حسین صفوی صاحب و مالک نفوذ آدرس مسجد قبا مشهد بود.

معرفی و مقام محمدباقر مجلسی در علم ها اسلامی مانند تعبیروتفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه تخصص داشت. وی تالیف کننده‌ای پرکار بود و به کتابت اثراتی در این مورد‌ها پرداخت.[۱] روضه خوان حرّ عاملی(۱۰۳۳ - ۱۱۰۴ق)، نسبت به وی اینگونه گفته میباشد که کل سعی خویش را مصروف یاد دادن علم حدیث و فقه و بلکه همگی شاخه‌های معارف نموده است و آحاد نیروی عمیق فکری و فکر وقّادش را در فراهم نمودن تمامی کمالات به فعالیت گرفته میباشد.[۲]سود کاشانی(۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) نیز در اذن‌طومار به علامه آورده میباشد که وی جامع علم ها عقلی و نقلی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

بیشتراز هر چیز به کتابت دسته‌های حدیثی اهتمام داشت و از در بین کتاب‌های وی بحارالانوار که دسته بزرگی از روایات امامان شیعه میباشد، بیش تر از کلیه آوازه داراست. سعی علامه مجلسی در تألیف دسته‌های حدیث شیعه همانند عملی در تقویت مذهب تشیع آنالیز گردیده و از وی همانند احیا نمایند مذهب تشیع حافظه شد‌ه‌است.[۴] محمد باقر مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس زیادی داشته میباشد. بعضا منابع، شاگردان وی در مجالس درسش را بالغ بر هزار بدن بیان شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۵]

معاش‌طومار
مجلسی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در اصفهان متولد شد.[۶] پدرش محمدتقی مجلسی(۱۰۰۳-۱۰۷۰ق) پر اسم و رسم به مجلسی اولیه از و مجتهدان سرشناس بعدازظهر خود و از شاگردان روضه خوان بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، ملا عبدالله شوشتری(درگذشت: ۱۰۲۱ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) بود. مادرش، دختر صدرالدین محمد عاشوری قمی میباشد که از فامیل دانش و فضیلت به شمار میروند.[۷] وی دارنده ۳ همسر بود که از آن ها مالک ۴ پسر و ۵ دختر شوید.[۸]

محمدباقر مجلسی در شب ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ق و در ۷۳ سالگی در اصفهان از عالم رفت[۹] و بعضی تاریخ درگذشت اورا ۱۱۱۱ ضبط کرده اند.[۱۰] آقا جمال خوانساری بر او نماز گذارد.[۱۱] او سازه بر وصیتش در کنار مسجد جامع اصفهان و در مجاورت پدرش به خاک امانت شد. به مناسبت تاریخ وفات آن علّامه این شعر سروده گردیده است:[۱۲]

ماه رمضان چه بیست و هفتش نادر شد
تاریخ وفات باقر اعلم شد
در روزنگار قانونی کشور‌ایران، ۳۰ مرداد تحت عنوان روز بزرگداشت علامه مجلسی رقم خورده میباشد.


بارگاه بقعه محمدتقی و محمدباقر مجلسی
خویشاوندان مجلسی
سید موسی شبیری زنجانی در ذکر وجه این آوازه اینگونه می گوید که مقصودعلی بابا محمدتقی، شعر سرا بود و تخلصش مجلسی بوده میباشد که‌این کنیه به فرزندان و نوادگانش منتقل گردیده‌است.[۱۳] بعضا دیگر آوازه این خویشان به اسم مجلسی را به جهت داشتن مجالس پرشور جد آن‌ها دانسته‌اند.[۱۴] نقل دیگر آن میباشد که زیرا محمدتقی در روستای «مجلس» اصفهان می‌زیسته میباشد، این خویشاوندان به مجلسی دارای شهرت گردیدند
نیای قبیله مجلسی حافظ ابونعیم اصفهانی(۳۳۶-۴۳۰ق) از محدثان و حفاظ میباشد.[۱۶] پدربزرگ محمد باقر، «ملا غرض» نیز اهل شعر، وقار و ادب بوده میباشد.[۱۷] جده پدری مجلسی دختر کمال الدین روحانی حسن عاملی نطنزی اصفهانی میباشد. محدث نوری(۱۲۵۴-۱۳۲۰ق) برادران مجلسی، میرزا عزیزالله و ملا عبدالله را ستوده میباشد. آمنه بیگم(درگذشت: قرن ۱۲ق) مشهورترین خواهر مجلسی همسر محمدصالح بن احمد مازندرانی(درگذشت: ۱۰۸۱ق) و دانا فقهی بوده میباشد.[۱۸]

تحصیلات
محمدباقر مجلسی بعداز فراگرفتن علم ها مقدماتی از محضر علمای اصفهان استفاده کرد.[۱۹] وی بیش تر از کلیه نزد پدرش محمدتقی مجلسی(۱۰۰۳–۱۰۷۰ق) یادگرفتن چشم میباشد و از آن جا که پدرش از شاگردان روضه خوان بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) بود، می‌قدرت از تأثیر پندار‌های روحانی بهایی بر علامه مجلسی به واسطه پدرش محمد تقی مجلسی کلام راند.[۲۰] مؤلف ریاض العلماء که از شاگردان و همیاران او در تدوین بحارالانوار بوده میباشد می‌نویسد که او علم‌های عقلی را نزد آقا حسین خوانساری(۱۰۱۶-۱۰۹۸ق/۱۶۰۷-۱۶۸۷م) و علم های نقلی را نزد پدرش فرا گرفت.[۲۱]

محمد باقر مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس زیادی داشته میباشد. بعضا منابع، شاگردان وی در مجالس درسش را بالغ بر هزار بدن بیان کرده‌اند.[۵] از میان شاگردان علامه بعضی از مشاهیر علمای شیعه تربیت شدند که از آن گزاره می‌قدرت به میرزا عبدالله افندی اصفهانی(درگذشت: ۱۱۳۰ق)، سید نعمت‌الله جزایری(درگذشت: ۱۱۱۲ق)، روحانی عبدالله بحرانی(درگذشت: ۱۱۲۷ق)، محمد بن علی اردبیلی(درگذشت: ۱۱۰۱ق)، میر محمدصالح خاتون‌آبادی(درگذشت: ۱۱۲۶ق) و میر محمدحسین خاتون‌آبادی (نوه دختری‌اش؛ در سپری شد: ۱۱۵۱ق)، سید ابوالقاسم خوانساری(درگذشت: ۱۱۵۷ق) خاطر کرد.[۲۲]

بازدید : 105
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:34

از اصحاب امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) امام عسکری(ع) و نماینده و نماینده قانونی آن ها در همدان بود.ابراهیم بن محمد هَمدانی در شهر همدان متولد شد.[۱] از او با لقب ابوالحسن حافظه گردیده‌است.[۲] درباره اسم جد او اختلاف‌لحاظ وجود دارااست؛ اسم جد او عِمران، [۳] صاحب و مالک[۴] و احمد[۵] نام برده میباشد.روحانی طوسی، اورا از اصحاب امام رضا(ع)، [۶] امام جواد(ع)[۷] و امام هادی(ع)[۸] معرفی نموده است. به گفته محمدرضا جباری (متولد ۱۳۴۴ش) از احادیث استفاد می شود که ابراهیم نماینده قانونی امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) در همدان بوده مسجد قبا مشهد میباشد؛

البته دلیلی بر وکالت او برای امام رضا(ع) نیست؛[۹] با این درحال حاضر بعضا، او را نماینده قانونی امام رضا(ع) نیز دانسته‌اند.[۱۰]براساس گزارشی که محمد بن عُمر کَشّی رجال‌شناس قرن چهارم قمری نقل نموده است، امام جواد(ع) پاره ای وجه انتقاد و پارچه برای ابراهیم ارسال کرد و دعا کرد آفریدگار این اموال و مجموع نعمت‌هایش را بر او میمون گرداند و به حکم دهنده آن حوزه‌، دستورداد که مزاحم وی نشود و خلاف او کاری نکند. همینطور امام جواد(ع) به شیعیانش در همدان امر کرد که از ابراهیم اطاعت نمایند؛ چراکه وکیلی جز او آدرس مسجد قبا مشهد ندارد.[۱۱]

شریف قرشی (متولد ۱۳۴۴ق) تاریخ‌پژوه اعتقاد دارد؛ این قصه استدلال بر وثاقت و عظمت رده و مقام او در نزد امام جواد(ع) میباشد.[۱۲] علامه حلی از وثاقت او در نزد امام مجال(ع) نیز حرف گفته میباشد.[۱۳] ابراهیم چهل جايگاه به حج رزرو مسجد قبا مشهد رفت.[۱۴]

سازه بر روایتی که در بحارالانوار نقل گردیده‌است، ابراهیم از مزاحمت سمیع، قاضی حوزه‌ نزد امام جواد(ع) گلایه کرد. امام(ع) در حق او دعا نمود که خدا اورا کمک نموده و او را در رفع این اختلال امداد کند. آنگاه بشارت نصرت الهی و محرک اخروی را به او شماره تلفن مسجد قبا مشهد بخشید.[۱۵]

روایاتی با واسطه ابراهیم در مسائل فقاهتی[۱۶] و اعتقادی[۱۷] همانند درباره توحید[۱۸] نقل گردیده‌است. بنابر گزارش سید ابن طاووس، ابراهیم از امام هادی(ع) درخواست کرد جای دفن حضرت فاطمه(س) را به او نشانه دهد. امام در جواب وی نوشت: فاطمه(س) در کنار پیامبر خداوند(ص) دفن گردیده است.[۱۹]
ابراهیم یکسری فرزند داشت که وکلای ائمه(ع) در همدان بودند؛[۲۰] علی بن ابراهیم، [۲۱] محمد بن علی بن ابراهیم[۲۲] و قاسم بن محمد بن علی بن ابراهیم[۲۳] از وکلای ائمه بودند
امین عاملی‏، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۲۴.
سید ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۱.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۷۵.
روضه خوان صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۷۱.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق. ج۸، ص۳۱۵.
روحانی طوسی، رجال، ۱۴۲۷ق، ص۳۵۲.
روحانی طوسی، رجال، ۱۴۲۷ق، ص۳۷۳.
روضه خوان طوسی، رجال، ۱۴۲۷ق، ص۳۸۳.
جباری‏، سازمان وکالت و نقش آن در بعد از ظهر ائمة(ع)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۵۲۶.
صالحی‏، پژوهشی ظریف در زندگانی امام رضا(ع)، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۵۸ و ص۲۵۵.
کشی، سپردن معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ص۶۱۱-۶۱۲.
شریف قرشی، تحلیلی از زندگانی امام هادی علیه السلام‏، ۱۳۷۱ش، ص۲۵۵.‏
علامه حلی، رجال‏، ۱۴۱۱ق، ص۲۷۵.
علامه حلی، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۶.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۵۰، ص۱۰۸.
روضه خوان طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج‏۶، ص۲۶۸.
روحانی صدوق، عیون خبرها الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۲۳۵.
روحانی صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۱۰۰.
سید ابن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۱.
جباری‏، سازمان وکالت و نقش آن در بعدازظهر ائمة(ع)، ۱۳۸۲ش، ج‏۲، ص۵۲۹.
امین عاملی‏، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۲۲۴.
آقابزرگ تهرانی‏، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۱۵، ص۳۱۲.
جاسم‏، تاریخ سیاسی غایب بودن امام دوازدهم(عج)‏، ۱۳۸۵ش، ص۱۵۴‏.
منابع
آقابزرگ تهرانی‏، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان‏، ۱۴۰۸ق.
امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، چاپ نخستین، ۱۴۰۳ق.
باقرشریف قرشی، تحلیلی از زندگانی امام هادی علیه السلام‏، معنی کننده محمدرضا عطائی‏، مشهد، آستان قدس رضوی‏، ۱۳۷۱ش.‏
جاسم محمد حسین‏، تاریخ سیاسی غایب بودن امام دوازدهم عجّل الله گران قدر فرجه الشریف‏، ترجمه کننده سید محمدتقی آیت‌اللهی‏، طهران‏، امیر کلان، چاپ: سوم‏، ۱۳۸۵ش‏.
جباری‏، محمدرضا، سازمان وکالت و نقش آن در بعدازظهر ائمة علیهم السلام، قم، مؤسسه یادگرفتن پژوهشی امام خمینی‏، چاپ نخستین، ۱۳۸۲ش.
سید ابن طاووس، رضی‌الدین علی، الاقبال بالاعمال الحسنة، پژوهش جواد قیومی اصفهانی، قم، انتشارات دفتر کار تبلیغات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۴۱۵ق.
روضه خوان صدوق، الخصال، استیناف علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر کار انتشارات اسلامی، چاپ نخستین، ۱۳۶۲ش.
روحانی صدوق، محمد بن علی‏، التوحید، تفحص هاشم حسینی‏، قم، دفتر کار انتشارات اسلامی، چاپ اولیه، ۱۳۹۸ق.
روحانی طوسی، تهذیب الاحکام، بازرسی حسن موسوی خرسان، طهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
روحانی طوسی، محمد بن حسن، رجال، پژوهش جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر کار انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق

بازدید : 25
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:13

(۱۷۰-۲۱۸ق) فرزند هارون، هفتمی خلیفه عباسی میباشد. وی بعد از باخت‌دادن و کشتن برادرش محمد امین (ششمی خلیفه عباسی) در سال ۱۹۸ق به حکومت رسید و به پیشنهاد وزیر اهل ایران خویش ادب بن آسوده، مرو را پایتخت خلافت خویش قرار بخشید. سال‌های اول حکومت وی به جهت مبارزه با امین و قیام‌های علویان متزلزل بود از این رو برای ثبت خلافتش امام رضا(ع) را از مدینه به مرو فراخواند و برای وانمود کردن دوستی با آل علی آغاز توصیه واگذاری خلافت را به امام مسجد قبا مشهد بخشید

بعد از آنکه امام این سفارش را نپذیرفت، منصب ولایتعهدی را بر امام رضا(ع) اجبار کرد. وی بعداز مهار قیام‌های علویان و برای احاطه بیشتر بر قلمرو خلافتش از مرو راهی بغداد شد و در‌این مسیر، امام رضا(ع) را به جهت اینکه محبوبیتش نزد عموم بالا رفته بود، به شهید شدن آدرس مسجد قبا مشهد رساند.

مأمون را به منجر اعلام برتری امام علی علیه‌السلام بعد از رسول(ص)، روا پی بردن تزویج موقت، ولایتعهدی امام رضا(ع) و بازگرداندن مجدد فدک به علویان، متأثر از شیعه ها دانسته‌اند. از سویی دیگر امان مأمون از معتزله به ویژه در مورد عبد و بنده بودن قرآن و اقرار به چنگ آوردن از مسئولان بهتر‌مرتبه و قاضیان و عالمانِ زمان خویش بر عبد بودن قرآن، موجب گردیده او‌را از معتزلیان رزرو مسجد قبا مشهد بدانند.

نسب و به دنیاآمدن ، عبدالله ملقّب به مأمون پسر هارون، از نسل قریش و بنی‌هاشم در شب آدینه نصفه ربیع الاول سال ۱۷۰ق در بغداد متولد شد.[۱] مامان وی (به نقلی کنیزی) به اسم مَراجِل[یادداشت ۱] از هم محلی بادغیس (شمال غربی افغانستان) بود.[۲] اُستادْسیس که در حین منصور عباسی قیام کرد، بابا مراجل بوده میباشد.[۳] خالو مأمون نیز شخصی به اسم برنده بوده که با خیانت مأمون، ادب بن آسوده وزیر و فرمانده لشکر مأمون را به قتل شماره تلفن مسجد قبا مشهد رساند.
خلافت
مأمون هفتمی خلیفه از خلفای عباسیان بود که بعداز پیکار با اخوی خلیفه‌اش امین عباسی، اورا باخت بخشید و به خلافت رسید.

بنی‌عباس
خلفا
تیتر عصرٔ سلطنت
سفاح عباسی ۱۳۲-۱۳۶
منصور عباسی ۱۳۶-۱۵۸
مهدی عباسی ۱۵۸-۱۶۹
هادی عباسی ۱۶۹-۱۷۰
هارون عباسی ۱۷۰-۱۹۳
امین عباسی ۱۹۳-۱۹۸
مأمون عباسی ۱۹۸-۲۱۸
معتصم عباسی ۲۱۸-۲۲۷
واثق عباسی ۲۲۷-۲۳۲
متوکل عباسی ۲۳۲-۲۴۷
منتصر عباسی ۲۴۷-۲۴۸
مستعین عباسی ۲۴۸-۲۵۲
معتز عباسی ۲۵۲-۲۵۵
مهتدی عباسی ۲۵۵-۲۵۶
معتمد عباسی ۲۵۶-۲۷۸
معتضد عباسی ۲۷۸-۲۸۹
مکتفی ۲۸۹-۲۹۵
مقتدر ۲۹۵-۳۲۰
قاهر ۳۲۰-۳۲۲
راضی ۳۲۲-۳۲۹
متقی ۳۲۹-۳۳۳
مستکفی ۳۳۴-۳۳۳
فرمان بردار ۳۳۴-۳۶۳
طائع ۳۶۳-۳۸۱
توانا ۳۸۱-۴۲۲
عبدالله قائم ۴۲۲-۴۶۷
مقتدی ۴۶۷-۴۸۷
مستظهر ۴۸۷-۵۱۲
مسترشد ۵۱۲-۵۲۹
منصور راشد ۵۲۹-۵۳۰
مقتفی ۵۳۰-۵۵۵
مستنجد ۵۵۵-۵۶۶
مستضی ۵۶۶-۵۷۵
الناصر لدین الله ۵۷۵-۶۲۲
ظواهر ۶۲۲-۶۲۳
مستنصر ۶۲۳-۶۴۰
مستعصم ۶۴۰-۶۵۶
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
ابومسلم خراسانی ابوسلمه علاوه بر • یحیی بن خالد برمکی • ادب بن یحیی برمکی • جعفر بن یحیی برمکی • حمید بن قحطبه طائی • علی بن عیسی بن ماهان • ادب بن ربیع • ادب بن سهل و آسان • طاهر بن حسین • عضدالدوله دیلمی • عیسی بن یزید جلودی
امامان هم‌بعد از ظهر
امام راستگو • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی(عج)
رویدادهای اصلی
قیام محمد نفس زکیه • حادثه فخ
نبو
شیوه به خلافت وصال مأمون
خلافت مأمون درپی زد خورد وی با خلیفه وقت امین عباسی شکل گرفت. مأمون با دوراندیشی فضل و ادب بن سهل وآسان سپاهی را به سرداری طاهر بن حسین ملقب به ذوالیمینین برای رویا رویی با علی بن عیسی سردار سپاه امین ارسال کرد که سپاه امین با کشته شدن علی بن عیسی در سال ۱۹۵ قمری در ری ناکامی خورد. سپاه مأمون در غایت توانست در سال ۱۹۸ق بعد از جنگی شدید بر بغداد مسلط گردد. بعداز این باخت امین زندانی و کشته شد. در پی نقطه پایان یافتن خلافت امین، مأمون در ۱۹۸ق در مرو به طور رسمیً به خلافت برگزیده شد و ادب بن آسوده را به وزارت خود برگزید.[۵]

بعضی دانشمندان زد خورد در میان دو اخوی را در دو ادله دانسته‌اند: معضل ولایت‌عهدی، تضارب دو حزب عربی و اهل ایران
بعداز مرگ هارون و خلافت امین، اقداماتی از سوی امین صادر شد که شائبه نقض عهدوپیمان را ساخت. کارایی او برای نفوذ به استان‌های پایین قلمرو دو اخوی خویش مأمون و مؤتمن، تعیین فرزند خویش موسی تحت عنوان البته‌عهدوپیمان و در غایت سوزاندان عهدوپیمان آویخته گردیده در باطن کعبه، نقض آشکار قسم و اعلان قانونی پیکار با مأمون بود.[۸]

ب: تضارب دو حزب عربی و اهل ایران
ادب بن سهل و آسان که در عصر نفوذ برمکیان وارد دستگاه خلافت عباسی گردیده بود و به نوعی آموزگار و بعد ها مشاور و وزیر مأمون شد، چهت نیل به آرزوی تبارک خویش یعنی جابجایی پایتخت خلافت از بغداد به مرو و عظمت خراسان کوشش کرد حق مأمون را در خلافت محفوظ نگه دارااست.[۹] از سوی دیگر ادب بن ربیع، وزیر هارون و امین،و شخصی که در زمان هارون کینه برامکه را در دل داشت و توانسته بود آن ها را از صحنه توان کنار بزند و خویش به منصب وزارت هارون دست یابد، نقش فعالی در جهت تقویت جریان عربی و نفوذ آنها در دربار عباسی و تضعیف خراسانیان داشت. این نبرد وجهه مردمی به خویش گرفت تا آنجا که عرب‌ها از امین پناه کردند و اهل ایران‌ها، مأمون را که مامان و همسر خراسانی داشت، امداد نمودند

بازدید : 26
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 12:08

(زاده ۱۳۱۷ش) از مراجع تاسی شیعه و از شاگردان سید محمدباقر صدر میباشد. بعد از شهیدشدن سید محمد صدر، گروهی از عموم عراق به سفارش صدر، او را به‌تیتر مرجع شرعی و سیاسی خویش برگزیدند. حائری در نخستین صفر سال ۱۴۴۴ق به انگیزه ناتوانی جسمی از مرجعیت گوشه‌گیری کرد.حائری بعداز علم آموزی در حوزه علمیه نجف، در سال ۱۳۹۴ق (۱۳۵۳ش) به جمهوری اسلامی ایران مسافرت کرد و شغل‌های علمی خویش را در حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد. او در قم یک مکتب علمیه به لهجه عربی و یک مؤسسه تبلیغی محور‌گذاری کرد و بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین در عراق نیز مکتب‌ای علمیه در نجف تأسیس مسجد قبا مشهد نمود.

سید کاظم حائری دگرگونی در طریق آموزشی رایج در منطقههای علمیه را ضروری می داند. وی پیشین و پس از سرنگونی نظام بعث بیانیه‌هایی درباره مسائل سیاسی عراق صادر کرد و حضور اشغالگران در‌این مملکت را محکوم نمود و درباره قانون اساسی کشور عراق اعلام موضع کرد. حائری کتاب‌ها و مقالاتی تألیف نموده است؛ برای مثال أساس الحکومة الإسلامیة، الإمامة وقیادة المجتمع، ولایة الأمر فی بعد از ظهر الغیبة.معاش‌طومار،سید کاظم حسینی حائری در ۱۰ شعبان ۱۳۵۷ق در کربلا به دنیا آمد.[۱] کنیه حائری را بیان‌کننده ولادت وی و پدرش در کربلا (حائر حسینی) دانسته‌اند.[۲] سید کاظم حائری اصالتاً اهل ایران میباشد.[۳] پدرش سید علی حسینی حائری در حوزه علمیه کربلا به علم آموزی پرداخت و بعد به نجف هجرت کرد و در سال ۱۳۹۸ق آدرس مسجد قبا مشهد درگذشت.[۴]

سید کاظم حائری در ۲۴ سالگی وصلت کرد. سید جواد یکی فرزندان او، در حمایت از کشور ایران در پیکار جمهوری اسلامی ایران و عراق به شهید شدن رسید.[۵]کار‌های علمی،سید کاظم حائری دروس حوزوی را نزد پدرش و دیگر اساتید حوزه علمیه نجف یادگرفت.[۶] او قبل از هفده سالگی دروس سطح حوزوی را تمام کرد و به بازه زمانی چهارده سال در درس بیرون فقه و اصول سید محمود حسینی شاهرودی کمپانی کرد.[۷] آیت الله شاهرودی بعضی از استفتائات خویش را به سید کاظم ارجاع رزرو مسجد قبا مشهد داده میباشد.[۸]

حائری آنگاه به بازه زمانی دوازده سال در درس‌های فقه، اصول، فلسفه و اقتصاد سید محمدباقر صدر کمپانی کرد و در تألیف کتاب الاُسُس المنطقیّة للاِستقراء، با او همیاری علمی داشت.[۹]مسافرت به قم،سید کاظم حائری در جمادی‌الاولی ۱۳۹۴ق/۱۳۵۳ش[۱۰] از نجف به قم هجرت کرد و مقطع کوتاهی به درس دادن درس‌های سطح خوب در حوزه علمیه قم پرداخت و بعد از آن درس دادن درس بیرون فقه و اصول را شروع کرد.[۱۱] او همینطور بعضا موضوعات همانند قضاوت، ولایت فرمان در بعدازظهر غایب بودن و «فقه العقود» را به نحوه تطبیقی (مقارن) در میان فقه و دانش دستمزد درس دادن شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.[۱۲]

حائری در سال ۱۴۰۱ق مکتب علمیه‌ای در شهر قم به اسم شهید محمدباقر صدر تأسیس کرد که در آن علم ها اهل البیت(ع) به گویش عربی برای عراقیان مستقر کشور ایران درس دادن میگردد. وی همینطور مؤسسه‌ای تبلیغی به اسم شهید صدر تأسیس کرد که در مورد اعزام روحانیان برای تبلیغ در بخشها گوناگون فعالیت می کند. مشابه همین مؤسسه را نیز بعداز سقوط نظام بعث، در نجف شالوده‌گذاری کرد.[۱۳]

تألیفات
نوشته‌علمیٔ مهم: فهرست اثرها سید کاظم حائری

کتاب مباحث الاصول، تقریرات سید کاظم حائری بر درس استادش محمدباقر صدر
سید کاظم حائری کتاب‌ها و مقالاتی در مسئله‌های متفاوت به عنوان مثال فقه، اصول، حکومت اسلامی و امامت تألیف نموده است. بعضی از اثرها وی عبارتند از:

مباحثُ الاصول: حائری درین کتاب، تقریر درس‌های استادش شهید صدر را مطرح کرده و بر آنان تعلیقه زده میباشد.
پایهُ الحکومةِ الاِسلامیة: درین کتاب نظر ها دموکراسی، شورا و ولایت فقید به طرز استدلالی و تطبیقی گزینه رسیدگی قرار گرفته میباشد.
ولایةُ الاَمْرِ فی عَصرِ الْغَیبة: کتابی دینی و استدلالی میباشد و در آن به مهم ترین مسائل مطرح درباره ولایت فرمان در طی غایب بودن امام مهدی(عج) پرداخته گردیده است.

کتاب المرجعیة و القیادة، از تالیفات سید کاظم حائری
القضاءُ فِی الْفِقهِ الاِسلامی: این کتاب حاوی مهمترین مباحث قضاء در فقه اسلامی میباشد و برخی از آن ها با مباحث حقوقی تطبیق داده گردیده است.
الاِمامةُ و قیادةُ الْمُجتمع: حائری درین کتاب درباره منصب امامت امامان معصوم(ع) و رهبری امت گفت و گو نموده است.
مقالةُ اَدوارِ التَّأریخِ فِی الْقرآنِ الکریم: او در‌این نوشته ی علمی که در چهار شماره از خبر نامه «الحوار الفکری والسیاسی» طی سال‌های ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۷ق به چاپ رسید، به تعبیر و تفسیر موضوعی قرآن کریم ومهربان پرداخته میباشد. این دعوا، ادامه سخنرانی‌های شهید صدر میباشد که در کتابی به اسم «المدرسة القرآنیة» به چاپ رسیده میباشد.
نظرةُ الاِدرود اِلی الْدستمزد الزَّوْجِیَّة: حائری این دعوا را در ششمی همایش تامل اسلامی (المؤتمر السادس للفکر الإسلامی) ارائه کرد و در تاریخ ۱۴۰۸ق به چاپ رسید.
حقوق و دستمزدُ الْمَرْاَةِ فِی الْاِدرود: این نوشته‌علمی در شماره ۲۱ خبرنامه رسالة الثقلین منتشر گردیده‌است.[۱۴]
طریقه‌ها و منزلت علمی
حائری قائل به لزوم دگرگونی در نحوه رایج آموزشی در حوزه علمیه میباشد و تحولات مد حیث خویش را در مکتب پایین احاطه خویش (مکتب شهید صدر) اعمال نموده است. وی همینطور طرز درس بیرون را نیز مستلزم دگرگونی میداند.[۱۵]

از محمدباقر صدر سخنانی در تأیید منزلت علمی سید کاظم حائری نقل شد‌ه‌است.[۱۶] از سید محمد صدر نیز نقل گردیده است که حائری را اعلم بعد از خویش دانسته و عموم را برای تاسی به وی ارجاع داده میباشد.[۱۷]

شغل سیاسی

سید حسن نصرالله در کنار آیت‌الله حائری
حائری به لزوم تأسیس حکومت اسلامی معتقد است. او قبل از برد انقلاب اسلامی کشور‌ایران، کتاب‌هایی درباره مبانی حکومت اسلامی، جنگ مسلحانه در اسلام و ولایت دانا در بعد از ظهر غایب بودن تألیف کرد.[۱۸] وی در تاثیر کار‌های سیاسی و جهادی ناگزیر به شکاف عراق شد و در سال ۱۳۹۴ق/۱۳۵۳ش به جمهوری اسلامی ایران هجرت کرد و در قم اقامت گزید و عمل‌های سیاسی خویش را از رویکرد طومار‌نگاری با استادش سید محمدباقر صدر خاطر نشان کرد.[۱۹]

بعداز شهید شدن محمدباقر صدر گروهی از عموم عراق برای تبعیت در مسائل فقهی و نیز مسائل سیاسی به او روآوردند. حائری بعد از شهیدشدن استادش شهید صدر با جریان انقلابی در عراق یاور شد و از آن تامین کرد و کتاب «برهان المجاهد» را نوشت. بعد از شهید شدن سید محمد صدر، حائری به صورت کبیر‌تری به رهبری جریان انقلابی عراق پرداخت و بیانیه‌هایی بر ضد نظام بعث صادر کرد و در یکی‌از بیانیه‌های خویش، سران حزب بعث عراق را مهدورالدم اعلام نمود. بعداز سرنگونی حزب بعث در عراق نیز او به شغل سیاسی خویش افزود. برخی از عمل‌های سیاسی او عبارتند از: مخالفت با قانون اساسی ایران موقت عراق، تدوین قانون اساسی کشور پیشنهادی برای عراق در سیزده فصل، محکوم کردن ورود نیروهای اشغالگر آمریکایی به عراق و تأکید بر بایستگی محافظت اتحاد و همبستگی در میان عموم عراق.[۲۰]

رابطه با حزب الدعوة
حائری بعداز شهیدشدن محمدباقر صدر، اساس‌گذار حزب الدعوة الاسلامیة، برای مدتی تحت عنوان عالم حزب تعیین شد، اما این رابطه حزبی دوام نیافت، چون حزب بدین سود رسید که تصمیم‌گیری شورایی را جایگزین تصمیم‌گیری شخصی نماید.[۲۱]

گوشه‌گیری از مرجعیت
سید کاظم حائری که از ۱۹۹۹م به بعد از آن مرجعیت بخشی از رهروان سید محمد صدر مثلا سید مقتدی صدر را به ذمه داشت، در نخستین صفر سال ۱۴۴۴ قمری مصادف با ۷ شهریور سال ۱۴۰۱ خورشیدی با نشر بیانیه‌ای از مرجعیت گوشه‌گیری کرد.[۲۲] وی در‌این بیانیه انگیزه گوشه‌گیری را ناتوانی جسمی گفت و رهروان خویش را به تاسی از آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران پیشنهاد کرد.[۲۳]

پانویس
«التعریف»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«اللقب»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«تطور الفکر السیاسی لحزب الدعوة الإسلامیة»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«والده»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«حیاته الشخصیة»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«دراسته»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری؛ «مذاکره با آیت‌الله سید کاظم حائری»، مقر استحضار‌رسانی حوزه.
«نبوغه»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری؛ «رای زنی با آیت‌الله سید کاظم حائری»، مقر اگاهی‌رسانی حوزه.
«تدرجه العلمی»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«تدرجه العلمی»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری؛ «گفتمان با آیت‌الله سید کاظم حائری»، مقر اگاهی‌رسانی حوزه.
«گفتمان با آیت‌الله سید کاظم حائری»، مقر اگاهی‌رسانی حوزه.
«هجرته»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«نشاطه فی درون الحوزة»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«نشاطه فی درون الحوزة»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«مؤلفاته»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«نشاطه فی درون الحوزة»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«ما ورد عن أستاذه فی حقه»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«موقف السیّد الشهید الصدر الثانی منه»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«وعیه»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«جهاده»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
«جهاده»، مقر قانونی آیت‌الله سید کاظم حائری.
جعفریان، التشیع فی العراق وصلاته بالمرجعیة وإیران، ص۱۴۴.
آیت الله حائری از مرجعیت گوشه گرفت. خبرگزاری ابنا. مرور خبر ۷ شهریور ۱۴۰۱ش.
«ذکر سماحة السید الحائری یعلن فیه عدم الاستمرار فی التصدی للمرجعیة بسبب المرض والتقدم فی العمر»، تارنما قانونی سید کاظم حسینی حائری.
منابع

بازدید : 50
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:58


خرابه شام مکانی در دمشق که یزید بن معاویه، اسیران کربلا را در آن مکان بخشید. در منابع روایی این جای سوای سقف و با دیوارهای سست تعریف شد‌ه‌است و ساکنان آن از سوز و سرما و گرما در پشتیبانی نبودند. بنابر بعضی نقل‌ها شهید شدن حضرت رقیه دراین مکان صورت داده میباشد. بعضا از دانشمندان معاصر حضور اسیران کربلا در خرابه شام را نپذیرفته و معتقدند به خیال و خاطر شرایط اجتماعی و احترامی که اهل بیت نزد عموم داشتند، یزید نمی‌توانسته آن‌ها را در خرابه مکان دهد. ازاین‌رو، یزید آن ها را در قصر خویش مکان داده و قصر یزید در «محلة الخراب» مسجد قبا مشهد بوده میباشد.

خرابه شام در ادبیات عاشورایی به ویژه در مرثیه‌سرایی، روضه‌خوانی و نوحه‌خوانی آیتم دقت قرار گرفته میباشد. بیان شده یزید بن معاویه، اسیران کربلا را در دمشق در خرابه‌ای بی سقف مکان بخشید.[۱] در ادبیات عاشورایی از آن با تیتر خرابه شام خاطر میگردد.[۲] سازه به نقل روحانی اثر گذار محل اقامت اسیران، منزل‌ای متصل به کاخ یزید آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۳]

تعریف در احادیث
در بعضی احادیث[۴] توصیفاتی برای خرابه شام آمده میباشد.[یادداشت ۱] مثلا اینکه منزل‌ای که سقف نداشته و دیوارهایش سست بوده میباشد.[۵] همینطور برپایه گفتگویی که سید نعمت الله جزایری از منهال بن عمرو با امام سجاد(ع) نقل کرده منزل سایبان نداشته و آفتاب به داخلش می‌تابیده[۶] و اسیران را از سوز‌و‌سرما و گرما نگهداری نمی‌نموده است.[۷] بعضی از اسیران می‌گفتند یزید ما‌را در‌این خرابه نبی تا بر رمز ما حاد گردد[۸] رزرو مسجد قبا مشهد و ما کشته شویم.[۹]

اسیران کربلا در خرابه
از بعضا احادیث برمی‎آید که اسیران کربلا در خرابه موقعیت قابل قبولی نداشته‌اند؛ آفتاب آن‌ها را اذیت می‌کرده[۱۰] و بر تاثیر آن، شکل‌هایشان پوست انداخته بود.[۱۱] آنها در خرابه برای امام حسین(ع) مدیحه‌سرایی و زاری می‌کردند.[۱۲] همینطور در بعضی از احادیث آمده میباشد یزید بر خرابه نگهبانانی گمارده بود که لهجه عربی شماره تلفن مسجد قبا مشهد نمی‌دانستند.[۱۳]

درباره برهه زمانی اقامت اسیران کربلا در خرابه شام، اختلاف میباشد. در بعضی منابع آمده میباشد آن‌ها‌را در آنجا نگه داشتند تا اینکه شکل‌هایشان پوست انداخته بود.[۱۴] بعضی از نویسندگان، توقف کاروان اسرا در خرابۀ شام، را حدود یک هفته تقریب زده‌اند.[۱۵] بعضا از تاریخ‌پژوهان برپایه روایتی از امام سجاد(ع)، دوران اقامت در خرابه را دو روز بیان کرده‌اند.[۱۶]

اتفاق ها در خرابه
زمانی که اسیران کربلا در خرابه شام به راز می‌بردند اتفاقاتی صورت اعطا کرد مثلا:

شهید شدن رقیه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: رقیه دختر امام حسین
مطابق بعضی از منابع، دختر خردسالی از امام حسین(ع) در خرابه شام از جهان رفته میباشد.[یادداشت ۲] به نقل از کتاب بی نقص بهائی، این دختر عذر پدرش را گرفت. یزید امرکرد راز امام حسین را نزد وی بردند وی رمز بابا را در دامن گرفت و آن قدر شیون کرد تا از جهان رفت.[۱۹] برخی از منابع متأخر اسم این دختر را رقیه گفته‌اند.[۲۰] میرزا جواد تبریزی، بقاع منسوب به حضرت رقیه را از اولیه دارای شهرت و حسین مظاهری همین جای را مرقد او دانسته‌ میباشد.[۲۱]

خواب سکینه
بعضا منابع، خوابی از حضرت سکینه در روز چهارمین که در دمشق بوده، نقل کرده‌اند.[۲۲] به گفته ابن نما حلی، سکینه خواب چشم بود که رسول اکرم(ص)، حضرت بشر، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی برای زیارت امام حسین(ع) به کربلا می روند در حالی‌که نبی اسلام محاسنش را به دست گرفته، گاهی به زمین می‌زمین خورد و گاهی از زمین بلند میشد. همینطور حضرت فاطمه، حوا، آسیه، مریم و خدیجه نیز آمده بودند در حالی‌که حضرت زهرا(س)، دست بر رمز نهاده بود و گاهی به زمین می‌به‌زمین‌خورد و گاهی برمی‌خاست. وی خویش را به حضرت زهرا(س) رساند و استارت کرد به شیون کردن، حضرت زهرا(س) به وی اذعان کرد: سکینه جان بس میباشد که شیون‌ات جگرم را حریق زد و بندهای قلبم را انقطاع کرد. این تیشرت آغتشه به خون پدرت حسین میباشد که آن را از خویش مستقل نمیکنم تا آفریدگار را ملاقات کنم.[۲۳]

شک وتردید در وجود خرابه
برخی از دانشمندان شیعی، مکان‌دادن اسیران کربلا در خرابه را نپذیرفته‌اند. محمدهادی یوسفی غروی بر این یقین میباشد که به خیال و خاطر وضعیت اجتماعی و احترامی که اهل بیت نزد عموم داشتند یزید نمی‌توانسته آنان‌را در خرابه مکان دهد. ازاین‌رو، یزید آن‌ها را در قصر خویش مکان داده و قصر یزید در «محلة الخراب» بوده میباشد.[۲۴] در بعضی منابع نیز آمده میباشد که بعداز آنکه یزید اسیران اهل بیت به منزل‌اش آورد و آنها را در قصر مکان اعطا کرد زنان از خویشاوندان معاویه با روضه و اشک و فغان از آن ها استقبال کردند و هر چه خرقه و زیور آلات داشتند نثارشان کردند و سه روز مجلس عزا به‌پاکردند. [۲۵]

بازدید : 19
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:04

ابورافع، (درگذشته بعداز ۴۰ق) صحابی دارای شهرت، گران قدر خویشان آل ابی‌رافع، آزاد کرده فرستاده اسلام(ص) بود. در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه بانک‌دار مال همه مردم بود. ابورافع، از قبطیان بود[۱] که درباره اسم وی اختلاف‌حیث میباشد بیشتر اسم اورا اسلم دانسته‌اند،[۲] در منابع اسم‌هایی زیرا اَسْلَم، ابراهیم، اثبات، هرمز،[۳] سِنان، قَرَمان، باتقوا، یزید، یسار و عبدالرّحمن را برای وی بیان کرده‌اند.[۴] وی فرزندی به اسم رافع داشت و به همین جهت به وی ابورافع می‌گفتند.[۵] علی و عبیدالله بن ابی‌رافع از راویان حدیث فرزندان مسجد قبا مشهد اویند.[۶]

صحابی فرستاده
ابورافع در بالا برده عباس بن عبدالمطلب بود. عباس او‌را به فرستاده(ص) اعطا کرد. زیرا ابورافع خبر مسلمان‌شدن عباس‌ را به نبی بخشید، پیامبر اکرم(ص) او‌را به مژدگانی این پیام آزاد کرد.[۷] ابورافع در مکه قبل از مسافرت مسلمان شد.[۸] ولی تاریخ ظریف اسلام آوردن او مشخص و معلوم وجود ندارد اورده شده زمانی اسلام آورد که هنوز مسلمان ها به سمت مسجدالاقصی، نماز می‌خواندند.[۹] وی مثلا عده ای بود که برای فراروگریز از ستم کفّار قریش، با جعفر بن ابی‌طالب به حبشه هجرت آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۱۰]

دارای شهرت میباشد که ابورافع با نبی(ص) به مدینه مهاجرت نکرد، بلکه تا نبرد بدر در مکه ماند و بعد از آن در مدینه به رسول پیوست.[۱۱] بعد از ورود وی به مدینه، نبی کنیز خویش سَلمی را به وصلت وی درآورد و عبیدالله از وی زاده شد.[۱۲] ابورافع بعداز سفر به مدینه، در تمامی پیکار‌ها حضور داشت[۱۳] و از اصحاب مجاورت رسول اسلام(ص) به‌شمار می رفت چنان‌که رسول درباره وی گفته میباشد: «هر پیامبری امینی دارااست و امین اینجانب ابورافع رزرو مسجد قبا مشهد میباشد».[۱۴]

ملازمت با امام علی(ع)
ابورافع بعد از درگذشت فرستاده، یار و همدم امام علی(ع) بود و در مبارزه‌های عصر خلافت وی کمپانی کرد.[۱۵] هنگامی معاویه در شام و طلحه و زبیر در بصره با خلافت امام علی(ع) به مخالفت برخاستند، ابورافع اذعان کرد که نبی اسلام این اتفاق را قبلا به وی خبر داده و فرموده بود که علی(ع) بر حق میباشد و معارضان وی بر فسخ‌اند.[۱۶] ابورافع در ۸۵ سالگی زمین و منزل‌اش را در خیبر و مدینه فروخت و همدم با امام علی(ع) به کوفه سفر کرد.[۱۷] و می‌اذعان کرد «قدردانی خدای را که به منزلتی دست یافتم که هیچ‌کس به آن نرسید؛ چون دو بیعت کردم: عقبه و رضوان و به سوی دو قبله نماز گزاردم و سه‌توشه مسافرت کردم».[۱۸] وی در کوفه از سوی امام علی(ع) به بانک‌داری بیت‌المال منصوب شد و دو فرزندش عبیدالله و علی‌ نیز کاتب امام علی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بودند.[۱۹]

بعد از شهیدشدن امام علی(ع)
براساس روایتی، ابورافع بعد از شهید شدن علی(ع) یار و همدم امام حسن(ع) به مدینه رجوع. امام حسن(ع) نیمی از منزل امام علی(ع) و یک قطعه زمین در حوالی مدینه به وی اعطا کرد.[۲۰] که بعداز مرگ وی، فرزندش عبیدالله آن را به ۱۷۰۰۰۰ (احتمالاً درهم) فروخت.[۲۱]

درباره‌ی تاریخ درگذشت ابورافع اختلاف میباشد: بعضی تاریخ مرگ او‌را در خلافت امام علی(ع) [۲۲] و برخی دیگر در سال شهید شدن امام علی(ع) نوشته‌اند.[۲۳] بر شالوده روایتی که نجاشی نقل کرده وی تا فرصت خلافت امام حسن(ع) زنده بوده میباشد[۲۴] واقدی نیز مرگ اورا پاره ای قبل از عثمان یا این که یه خرده پس از وی دانسته میباشد.[۲۵]

تألیف اول کتاب فقاهتی
ابورافع کتاب‌ السنن والاحکام والقضایا را توده کرد.[۲۶] بعضی احتمال داده اند که اولیه کسی میباشد که در اسلام کتاب شرعی نوشته میباشد.[۲۷] کتاب وی مشمول باب‌های: نماز، روزه، حج، زکات و قضاء میباشد و در آن از امام علی(ع) داستان گردیده‌است.[۲۸]

از ابورافع ماجرا‌هایی به‌وسیله فرزندانش و دیگر افراد نقل گردیده‌است.[۲۹] رجالیان شیعه اورا در شمار راویان «ثقه» بیان کرده‌اند.[۳۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 188
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 229
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 419
  • بازدید ماه : 419
  • بازدید سال : 3240
  • بازدید کلی : 38408
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی