loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 35
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 9:46


کافر شدن یا این که کافر بودن؟
بعضی مفسران هم‌زیرا طبرسی و ابوالفتوح رازی مبنی بر ظواهر عبارت «کان اینجانب الکافرین» گفته‌اند ابلیس قبل از تمرّد از امر سجده نیز کافر بوده میباشد. براساس این طریقه، عبادت وقت گیر ابلیس، خیر از رازِ ایمان و اخلاص، بلکه از روی ریا و دورویی، نفاق و هم‌رنگ شدن با جماعت ملائکه بوده میباشد.[۴۷] چنان که طباطبائی از حرف ابلیس در آیه ۳۳ سوره حجر، «لَم أَکنْ لِاَسجُدَ...» به کارگیری کرده‌ میباشد که او قبل از صدور دستور سجده نیز کافر بوده میباشد.[۴۸] افزون بر ظاهر نشانه‌ها، اظهار‌کرد‌و‌گوی پر اسم و رسم ابلیس با ملائکه را که در آن شبهاتی در حکمت آفرینش، منفعت تکلیف و... از سوی وی مطرح می گردد، تأییدی بر شرک او قبل از قانون شکنی از دستور خداوند مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۴۹][مستلزم منبع]

گروهی دیگر از مفسران معتقدند ابلیس، ابتدا مؤمن بود؛ اما به بی دینی گرایید. بر این محور بعضی گفته‌اند گرچه ابلیس ایمان داشت، البته آفریدگار از ازل می‌دانست که وی به حتم کافر گردد؛ به همین جهت بی دینی او در قرآن کریم و مهربان به صیغه ماضی گزارش گردیده است.[۵۰] گروهی نیز این تعبیر و تفسیر را بعداز سپری شد وقتی از شرک ابلیس امری مُجاز و متداول دانسته‌اند.[مستلزم منبع] توده‌ای نیز بر این باورند که گزاره «کَانَ مِن الکَفرینَ» به معنای صار اینجانب الکفرین میباشد یعنی جزو آدرس مسجد قبا مشهد کافرین شد.[۵۱]

فلسفه آفرینش و امهال ابلیس
در اثرها تفسیری شیعه، با استناد به اینکه از ابلیس جز شرارت برنمی‌خیزد، این سوال مطرح گردیده که چرا معبود با شناختی که از ابلیس داشت، او‌را آفرید و افزون بر آن، مهلت‌خواهی اورا بعداز رانده شدن عهده دار شد.[۵۲] ملاصدرا در تعبیر خویش حکمت‌های آفرینش شیطان را بسیار دانسته که دانش آن در تسلط آفریدگار میباشد[۵۳] البته اندیشمندان شیعه جواب‌های زیادی بدین رزرو مسجد قبا مشهد سوال داده‌اند:

مهلت، دو جانبه میباشد
علامه طباطبایی مفسر و فیلسوف شیعی بر این اعتقاد میباشد که با دقت به عبارت (فَإِنَّک مِنَ الْمُنْظَرِینَ) [تو از زمره مهلت داده شدگانی][۵۴] به کسان دیگری همانند ملائک نیز تا واپسین روز معاش آدم مهلت داده شد‌ه‌است که در مقابل ابلیس، ملزم به الهام زهد می‌باشند. در فیض با مهلت دادن به ملائک دیگر جایی برای گونه های به مهلت ابلیس شماره تلفن مسجد قبا مشهد وجود ندارد. [۵۵]

مهلت ابلیس، مشوق عبادت اوست
مکارم شیرازی، مفسر و متکلم شیعه بر این اعتقاد میباشد که در شرایطی‌که خدا تقاضای ابلیس را برآورده ساخته و مهلتی به وی داده‌میباشد بدین جهت بوده که نمی‌مراد عبادت و بندگی یک‌سری هزار ساله وی بی ثواب بماند و سرویس بی‌مزد، با عدل و داد الهی قابل گردآوری وجود ندارد.[۵۶] این نگرش طبق این بینش در بعضی از منابع حدیثی نیز وجود دارااست.[۵۷]

شرور ابلیس، نمایانگر خیرات در فقید میباشد
علامه طباطبایی،[۵۸] مرتضی مطهری[۵۹] و علامه طهرانی،[۶۰] در یک شیوه معرفت شناسانه، شرور ناشی از ابلیس را برای ادراک واقعیت خیرات ضروری دانسته و بر این باورند که برکات بخش اعظمی از وجود شیطان در نظام خلقت از این بابت نتایج شده است. تا جایی که علامه طباطبایی اورا از موادسازنده نظام علام بشریت دانسته‌میباشد که به فارغ از وی سعادتی نیز قابل تصور وجود ندارد.[۶۱]

ابلیس، مصداقی از آزمون الهی میباشد
مبتنی بر قرآن، آفرینش ابلیس برای آزمون بندگان میباشد.[۶۲] پروردگار همینطور القائات شیطان را برای بیماردلان و سنگ‌دلان، مایه تست قرار داده‌میباشد.[۶۳] به دلیل آنکه لازمه فعلیت یافتن سپردن، وجود دعوت کنندگان به خط مش به روزی و خط مش تیره بختی میباشد. تا بشر با حدس فیض مبنی بر هر یک که خواست شغل نماید. [۶۴]

ابلیس، برهان وصال بشر‌ها به کمال وجودی میباشد
طبق این طریقه، تکامل، سود مقابله و تضادومغایرت میباشد[۶۵] و پیکار مداوم و بغرنج بشر‌ها با موجودی هوشیار، کینه‌توز، کارشکنی‌گر و مالامال اقتدار به اسم ابلیس نیز سبب ساز به فعلیّت وصال استعدادها و در فیض کمال روحی آدم می گردد. [۶۶]

ابلیس، کَلبِ معلَّم میباشد
در قصه شیعی، شیطان به سگی تشبیه گردیده که بی‌اجازه میزبان به کسی جراحت نمی‌رساند[۶۷] و از این رو خدا در قرآن مهربان نیز ارسال ابلیس به سوی کافران را به خویش نسبت می دهد. [۶۸]

عبدالله جوادی آملی مفسر و فیلسوف شیعه، منزلت ابلیس را همانند سگ تربیت گردیده‌ای می داند که وظیفه وی، در اینکه پارس نماید، تعقیب نماید، گاز بگیرد یا این که بکشد، نسبت به اشخاص گوناگون معین میباشد. وظیفه وی نسبت به برخی بشر‌ها وسوسه، نسبت به برخی فرمان و نسبت به بعضا دیگر سلطه و ولایت میباشد. [۶۹] حسن حسن‌زاده آملی نیز از آن جهت که کلیه چیز در نظام هستی، آیت و آرم الهی بوده و مظهرِ اسمی از اسماء معبود به حساب می آید، ابلیس را نیز مظهر نام مضلّ الهی دانسته‌میباشد.[۷۰]

بازدید : 30
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 10:54


جَجمع (زنده در ۵۰ق) دختر اشعث بن قیس کندی و همسر امام حسن مجتبی(ع) میباشد که به تحریک معاویة بن ابی‌سفیان، امام حسن(ع) را مسموم کرد و به شهید شدن رساند. وی از امام حسن(ع) صاحب و مالک فرزندی مسجد قبا مشهد نشد.

سازه به نقل از منابع تاریخی، جعده با نیرنگ پدرش به وصلت امام حسن(ع) درآمد. وی در قبال کادو مالی و وعده تزویج با یزید بن معاویه از سوی معاویه امام حسن(ع) را مسموم کرد، البته معاویه به وعده خویش وفا نکرد و وی بعد از شهید شدن امام حسن(ع) به تزویج یعقوب بن طلحه بن عبیدالله آدرس مسجد قبا مشهد درآمد.

اسم و نسب
جعده از قوم اشعث و خویشاوندان کِنده بود: پدرش اشعث بن قیس کندی از صورت‌های دارای اسم و رسم صدر اسلام و مادرش ام فروه، خواهر ابوبکر بوده میباشد.[۱] از امام راستگو(ع) بیان شده که اشعث بن قیس در قتل امیرالمؤمنین(ع) سهم دار میباشد و دخترش جعده، حسن بن علی(ع) را مسموم کرد و محمد پسر اشعث نیز در شهیدشدن حسین بن علی(ع) کمپانی رزرو مسجد قبا مشهد داشت.[۲]

در منابع، از به دنیا آمدن جعده سخنی به در بین نیامده میباشد. به گفته ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین، اسم های سکینه، شعثاء و عایشه را نیز برای وی نقل کرده‌اند البته اسم صحیحش جعده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

تزویج با امام حسن(ع)
جعده، همسر حسن بن علی امام دوم شیعه ها بود، به نقل از احمد بن یحیی بلاذری، تاریخ‌نگار قرن دوم قمری، وی با نیرنگ اشعث به تزویج امام حسن درآمد: چراکه امام علی(ع)، از اشعث منظور بود که دختر سعید بن قیس را برای امام حسن(ع) خواستگاری نماید، البته اشعث او‌را برای پسر خویش خواستگاری کرد و دختر خویش جعده را برای وصلت با امام حسن توصیه اعطا کرد.[۴] هرچند در برخی منابع آمده که امام علی خویش از ام عمران دختر سعید بن قیس برای امام حسن خواستگاری کرده بود، سعید با اشعث مشاوره کرد، اشعث او‌را پشیمان کرد و دخترش را به عقد پسر خویش درآورد.[۵]

از احادیث تاریخی برمی‌آید که تزویج امام حسن مجتبی(ع) با جعده در طی حکومت امام علی(ع) و دربین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ق در کوفه بوده میباشد؛ به این دلیل‌که اشعث هنگام سخن با امام علی(ع) درباره این تزویج، وی را «امیرالمؤمنین» خطاب نموده است.[۶] علاوه بر آن، اشعث در طی عثمان، حکم دهنده آذربایجان بود و بعداز نبرد جمل به کوفه آمد.[۷] در منابع تاریخی، فرزندی برای جعده از امام حسن بیان نشده میباشد. روضه خوان اثرگذار ۱۵ فرزند برای امام حسن(ع) اسم می برد که اسم مامان هیچ کدام از آنان جعده وجود ندارد.[۸]

مسموم کردن امام حسن(ع)
سازه بر منابع تاریخی، جعده امام حسن(ع) را مسموم کرد و بر تاثیر همین مسمومیت به شهیدشدن رسید.[۹] به گفته روضه خوان موثر، معاویه بعداز آنکه تصمیم گرفت برای ولایتعهدی پسرش یزید بیعت بگیرد، صد هزار درهم برای جعده ارسال کرد و به وی وعده اعطا کرد که در عوض مسموم کردن شوهرش، اورا به تزویج یزید درخواهد آورد.[۱۰] هرچند از بعضا منابع اورده شده که جعده به باعث کینه‌ای که از امام حسن(ع) داشت اورا مسموم کرد.[۱۱] البته مادلونگ اسلام‌شناس آلمانی(زاده ۱۳۰۹ش) اعتقاد دارد عملکرد معاویه برای ولایتعهدی یزید، احادیث مسموم شدن امام حسن به تحریک معاویه و به دست جعده را پذیرش می‌نماید.[۱۲]

بنابر روایتی که قطب راوندی نقل کرده، امام حسن(ع) بعد از نوشیدن شربت مسموم، جعده را لعن و نفرین کرد.[۱۳] همینطور قیس بن عمرو بن صاحب پر اسم و رسم به نجاشی از شاعران شیعی در ملامت جعده، قصیده‌ای را سروده میباشد.[۱۴] فرزندانش را «بنی مُسِمّة الازواج؛ فرزندان زنی که شوهرانش را مسموم می‌نماید»، می‌خواندند.[۱۵] براساس گزارش روضه خوان اثر گذار در راهنمایی هنگامی که لحظه شهید شدن امام حسن (ع) نزديک شد، آن حضرت برادرش حسين بن علی (ع) را طلب کرد و به وی اذعان کرد:اى اخوی! به زودى از تو غیر وابسته می‌‏نحس و به ديدار معبود خویش، نائل می‌‏گردم. منرا مسموم کرده‌اند و امروز پاره جگرم بین تشت به‌زمین‌خورد؛ می دانم چه کسى به اینجانب سم داده میباشد...اینجانب در پيشگاه پروردگار با وى دشمنى خواهم کرد؛ اما قسم به حقى که بر تو دارم از تو می خواهم سخنی در این زمینه نگویی ( اين پيشامد و مرتکب آن را تعقيب نکن) و معطل قضای الهی درباره اینجانب باش. [۱۶]

تزویج‌های دیگر
به گفته ابوالفرج اصفهانی، معاویه به وعده خویش شغل نکرد و به وصلت جعده با یزید رضایت نداد.[۱۷] وی می‌اظهار‌کرد:

میترسم آنچه را در مسموم کردن فرزند نبی پروردگار(ص) جایز داشتی درباره فرزندم ایفا دهی.[۱۸]
به نقل از منابع تاریخی، جعده بعداز شهید شدن امام مجتبی(ع) با یعقوب بن طلحه بن عبیدالله تزویج کرد.[۱۹] و برای وی سه پسر به اسم‌های اسماعیل، اسحاق و ابوبکر به جهان آورد که اسماعیل و اسحاق به هنگام حیات بابا از جهان رفتند.[۲۰] یعقوب بن طلحه در حادثه حره در سال ۶۳ق کشته شد.[۲۱] جعده بعداز وی با عباس فرزند بلندمرتبه عبدالله بن عباس تزویج کرد و برای وی پسری به اسم محمد و دختری به اسم قریبه به عالم آورد که از این دو نسلی باقی نماند.[۲۲]

بازدید : 26
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


دائرة‌المعارف والا اسلامی گروه‌ای از مقاله ها نظام‌مند به ترتیب حروف الفبا، در قلمرو مطالعات اسلامی، فرهنگ وتمدن مسلمان ها میباشد که در راءس دائرة المعارف تعالی اسلامی در جمهوری اسلامی ایران نوشته می‌گردد. کتابت آن از سال ۱۳۶۲ش استارت و تا اوایل آذر ۱۳۹۸ش ۲۴ جلد به گویش فارسی، هشت جلد به لهجه عربی با تیتر «دائرةالمعارف الاسلامیة الکبرى» و پنج جلد به لهجه انگلیسی با تیتر «اسلامیکا» منتشر شد‌ه‌است. محمدکاظم موسوی بجنوردی سرویراستار این شرکت میباشد. تنی چند از اندیشمندان و نویسندگان معروف اهل ایران با راس دائرة المعارف والا اسلامی همیاری می‌نمایند. ورژن آنلاین این دائرةالمعارف نیز در دسترس مسجد قبا مشهد مردم میباشد.

تاریخچه
الگوبرداری از دائرة المعارف فرانسه

تدوین دائرة المعارف والا اسلامی در راءس دائرة المعارف تعالی اسلامی از اسفند سال ۱۳۶۲ش شروع شد. گروهی از نویسندگان که اسم خویش را اصحاب دائرة المعارف نهاده بودند، با سرپرستی سید محمدکاظم موسوی بجنوردی در این شرکت استارت به فعالیت کردند. به گفته بجنوردی آن‌ها با الگوبرداری از دائرة المعارف فرانسه که در شکوفایی فرهنگ و تمدن اروپایی نقش مهمی داشت، عمل خویش را آغاز آدرس مسجد قبا مشهد کردند.

علت تألیف

به گفته بجنوردی وقتی‌که در زمانه جوانی زندانی سیاسی بود، گفت و گو‌های متعددی با مجموعه‌ها و نحله‌های گوناگون فکری، برای مثال مارکسیست­‌ها داشته و متوجه شد‌ه‌است که در عرصه بازشناسی و نحوه توضیح تمدن، فرهنگ و تمدن و معارف اسلامی فقر وجود داراست و از به عبارتی فرصت تمایل به کتابت دانشنامه داشته میباشد. او بعداز انقلاب اسلامی شغل های اجرایی را رها کرده و به عبارتی تصمیم را دنبال می‌نماید. از حیث وی خاورشناسان دائرة‌المعارف اسلامی نوشته‌اند؛ البته هدف وی این بوده میباشد که فرهنگ وتمدن، فرهنگ وتمدن و تاریخ از گویش ایرانیان به عالم معرفی رزرو مسجد قبا مشهد گردد.[۱]

دعوت از دانشمندان

بجنوردی برای جلب همیاری اساتید تعالی در‌این راءس میگوید که شخصا به خانه عبدالحسین زرین‌کوب رفته و او‌را دعوت به همیاری کرد؛ اما زرین کوب درخواست او را رد نموده است. به گفته بجنوردی پس از نشر جلد هفتم دائرة‌المعارف، زرین‌کوب به‌این فیض رسید که‌این عمل بدون شوخی میباشد و همگی بایستی همیاری نمایند از این رو بعضی از محققین دیگر همانند احمد تفضلی، عباس زریاب خوئی، اهمیت الله رضا، محمدحسن گنجی و سایرافراد با این شرکت همیاری شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲]

دارایی دولتی

دائرة المعارف تعالی اسلامی در راءس دائرة المعارف اسلامی نوشته میگردد که از نگاه مالی از دارایی دولتی به کارگیری می‌نماید و ستون میزان دارایی دولتی دارااست. این راءس در بعضا از سال‌ها با معضل مالی مواجه بوده میباشد.[۳]

قضیه
محدوده دائرة المعارف گران قدر اسلام، مفاهیم، اصطلاحات، اعلام و اماکن جغرافیایی عالم اسلام، فارغ از پیش بینی تشیع و تسنن میباشد. به علم‌های فقه، اصول، حدیث، درایه، رجال، تعبیر و تفسیر و صحبت، همینطور معاش اوضاع و اثر ها خاورشناسان، اسلام شناسان در این شرکت پرداخته گردیده است. محتوای دائرة المعارف والا اسلامی در وبسایت دائرة المعارف بلندمرتبه اسلامی بصورت آنلاین قابل مشاهده میباشد.

شورای علمی راءس

اعضای شورای علمی دائرة المعارف گران قدر اسلامی، اسفندماه ۱۳۸۸.
شورای بهتر علمی متشکل از ۴۶ نفر مشاوران علمی و ویراستاران ارشد، بر همگی کار‌های علمی رسیدگی بی واسطه دارااست. این شورا برای انتخاب سیاست‌گذاری‌های کلی مقاله‌ها، ماهیانه تشکیل گردهمایی میدهد و مصوبات آن برای مؤلفین ما یحتاج الاجراست. محمدکاظم موسوی بجنوردی سرویراستار دائرة المعارف گران قدر اسلامی میباشد.

آذرتاش آذرنوش
دکترقمرآریان
ژاله مربی
غلامحسین ابراهیمی دینانی
غلامرضا اعوانی
ایرج افشار
محمود امیدسالار
عباس انواری
حسن انوری
محمدابراهیم باستانی پالیزی
محمدکاظم بجنوردی
سیدمحمد بجنوردی
علی بلوکباشی
احمد پاکتچی
نصرالله پورجوادی
مسعود جلالی مقدم
محمد جوادحجتی کرمانی
محمد خاکی
جلال خالقی مطلق
اصغردادبه
سیدمحمددبیرسیاقی
التفات الله رضا
حسن رضائی گلشن بیدی
مهدی رفیع
منوچهر ستوده
درست گو سجادی
عباس سعیدی
محمدحسن سمسار
داریوش شایگان
علی اشرف صادقی
سید جواد طباطبائی
کامران فانی
محمد جواد فریدزاده
عزت الله فولادوند
بدرالزمان قریب
مجیدالدین کیوانی
محمدحسن گنجی
سیدفتح الله مجتبائی
محمدمجتهد شبستری
اهمیت الله مجیدی
مهدی پژوهشگر
سیدمصطفی متفحص داماد
حسین معصومی همدانی
محمدعلی دین دار
علی‌اکبر ولایتی
مدخل‌ها
ویژگی ها مدخل‌ها و جلدهای منتشرشده از این دائرة المعارف در جدول پایین آمده میباشد:

شماره جلد تاریخ نشر اولی مدخل واپسین مدخل برخی مدخل‌ها
اولیه ۱۳۶۷ش[۴] آب آل داوود آستان قدس رضوی، آستان حضرت عبدالعظیم، آستانه حضرت معصومه، آخرت و آخرالزمان[۵]
دوم ۱۳۶۸ش آل رشید ابن‌ازرق آل سعود، ابراهیم خلیل، ابلیس و ابن‌ادریس حلی[۶]
سوم ۱۳۶۹ش ابن‌ازرق ابن‌سیرین ابن‌بابویه، ابن‌تیمیه، ابن‌جماعه، ابن‌پرورش و ابن‌سیرین[۷]
چهارم ۱۳۷۰ش ابن‌سینا ابن‌میسر ابن‌شاذان، ابن شهرآشوب، ابن‌عربی و ابن‌مسعود[۸]
پنجم ۱۳۷۲ش ابن‌خوش یمن ابوالغرقلانسی ابن‌هشام، ابن‌هیثم، ابوالاسود دوئلی، ابوبکر[۹]
ششم ۱۳۷۳ش ابوعزه احمد بن عبدالملک ابوالفتوح رازی، ابوالقاسم فندرسکی، ابومسلم خراسانی، ابوموسی اشعری و اجماع[۱۰]
هفتم ۱۳۷۵ش احمد بن علویه ازبک خان احیاء علم ها الدین، اخباریان، اختلاف الفقها، اخوان الصفا، اخوان المسلمین، ارتداد و ارسطو[۱۱]
هشتم ۱۳۷۷ش ازبکستان اشبیلیه الازهر، اسامة بن زید، محمدامین استرآبادی، اسلام و اسماعیلیه[۱۲]
نهم ۱۳۷۹ش اشتب البیره اشعری، اصحاب حدیث[۱۳]
دهم ۱۳۸۰ش البیری باباطاهر امامت، دستور به دارای شهرت،اندلس و کشور ایران[۱۴]
یازدهم ۱۳۸۱ش پدر فرج تبریزی برمادی بابک خرم آیین، باطنیه و بایزید بسطامی[۱۵]
دوازدهم ۱۳۸۳ش برمکیان بوسنَاو بروجردی، بصره، بغداد، بکتاشیه، بلال حبشی و بنی امیه[۱۶]
سیزدهم ۱۳۸۳ش بوسنه‌سرای پوریای البته سید عبدالله بهبهانی، پردیس، بیت الحکمه و بیت المقدس[۱۷]
چهاردهم ۱۳۸۵ش پوشاک تربت تابعین، تاریخ طبری، تأویل، تبوک و آگاهی خانه[۱۸]
پانزدهم ۱۳۸۷ش تربیت تعبیروتفسیر نعمانی ترجمه قرآن، ترکیه، تصوف، تفتازانی، تعبیر و تعبیروتفسیر طبری[۱۹]
شانزدهم ۱۳۸۷ش تفلیس اثبات بن غرّه تاسی، زهدوتقوا، سید حسن تقی زاده، تکلیف، تنبیه ُالاُمَّة و تَنْزیه ُالمِلَّة، تواتر، توحید، توسل، تولی، تبری، تهذیب الاحکام[۲۰]
هفدهم ۱۳۸۸ش اثبات بن محمد جرجانی جزء جابربن عبدالله جرجانی، جاحظ، جامع التواریخ، جبر و سپردن و جبل دلیل[۲۱]
هجدهم ۱۳۸۹ش جزء لایتجزی جوینی سید نعمت‌الله جزایری، امام راست گو(ع)، سید جمال الدین اسدآبادی و جواهرالکلام[۲۲]
نوزدهم ۱۳۹۰ش جوینی حافظ جهاد، دوزخ و جهنم و حافظ[۲۳]
بیستم ۱۳۹۱ حافظ ابراهیم حسین(ع) حکم کننده شرع، عبدالکریم حائری، حبیب بن مُظواهر، حج، حر عاملی، جنبش[۲۴]
بیست و یکم ۱۳۹۲ش طه حسین خانقاه حقوق و دستمزد آدم، حکمت، حلاج، حوزه علمیه و آیت الله خامنه‌ای[۲۵]
بیست و دوم ۱۳۹۴ش خانواده خندق معبود، خراسان،خطابه، خلافت، خلیج عجم، خمس و امام خمینی[۲۶]

دائرةالمعارف الاسلامیة الکبرى
دائرةالمعارف الاسلامیة الکبرى
ترجمه عربی با تیتر «دائرةالمعارف الاسلامیة الکبرى» تا به امروز در هشت جلد منتشر گردیده‌است. در‌این تاثیر (ترجمه) ترتیب الفبایی عربی رعایت گردیده، و هر جا که به جهت ترتیب الفبایی وهلهِ ترجمۀ نوشته‌ی علمی‌ای رسد که هنوز تألیف نشده باشد، به تألیف زودهنگام آن پرداخته میشود و آنگاه به عربی ترجمه میشود.

اسلامیکا

دانشنامه اسلامیکا
ترجمۀ دائرة المعارف به گویش انگلیسی با همیاری مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی لندن در ۱۳۸۲ش و با سرویراستاری کاظم بجنوردی (سرویراستار نسخۀ فارسی) در طهران، و ویلفرد مادلونگ و فرهاد دفتری (سرویراستاران نسخۀ انگلیسی) در لندن استارت شد. تا اولِ سال ۱۳۸۷ش/ ۲۰۰۸م ترجمه و بازنویسی دو جلد اولیه نسخۀ انگلیسی با ۴۰۰ نوشته‌علمی فراهم شد که جلد در آغاز آن با ۲۱۰ نوشته‌ی‌علمی نزدیک به ۸۵۰ کاغذ در به عبارتی سال، و جلد دوم با ۱۹۳ نوشته‌ی علمی در ۸۲۴ ورقه در ۱۳۸۸ش/ ۲۰۰۹م با تیتر Encyclopaedia Islamica (با اختصار EIs) به وسیله چاپخانۀ بریل در شهر دانشگاهی لیدن هلند منتشر شد.[۲۷] تا به امروز پنج جلد از این موسسه منتشر شد‌ه‌است.[۲۸]

به انگیزه انطباق نداشتن ترتیب مدخل‌های ورژن‌های فارسی و انگلیسی، مقالاتی مختص نسخۀ انگلیسی تألیف میگردند و همینطور نوشته‌علمی‌هایی که مداقه کمتری برای استفاده کننده اروپایی دارا‌هستند، حذف یا این که خلاصه میشوند. به نوشته تارنما دائرة المعارف گران قدر، نوشته‌ی علمی‌های دائرة المعارف بوسیله دانشمندان و نویسندگانی از باطن دنیا اسلام تألیف می شوند و از رویکردهای شرق‌شناختی مسافت گرفته، به اثری تبدیل گردد که تا حد ممکن بتوان آن را از لحاظ محتوا و رویکردها و نیز از حیث نقاط تأکید و طریق‌شناسی به فرهنگ و تمدن اسلامی وابسته دانست. اعضای مجموعه بازنویسی این تاثیر را استیفن هرتنستاین، شهرام خداوردیان، ایزابل میلر، وندی رابینسون، رکسان زند، رحیم غلامی، داریوش محمد‌پور، سارا حاجی‌حسینی و مرجان افشاریان تشکیل میدهند. فرزین پاسبان، جواد قاسمی، رحیم غلامی و محمد سهیل قدمت از مترجمان فعالی بوده‌اند که در این مورد همیاری داشته‌اند.[۲۹]

آتی دائرة المعارف گرانقدر اسلامی
بنابه اعلام وبسایت این راءس قرار میباشد دائرة المعارف گران قدر اسلامی در ۳۵ جلد، دائرةالمعارف الاسلامیة الکبرى در ۳۵ جلد و دانشنامه اسلامیکا در ۱۶ جلد تدوین گردد. از این رو مراحل کتابت مقاله ها و ترجمه ادامه خواهد داشت.[۳۰]

بازدید : 87
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


اختلاف لحاظ در طول و کیفیت داخل شدن الصلاة نه اینجانب النوم به اذان
در‌این که «الصلاة نه اینجانب النوم» چه هنگامی و به وسیله چه کسی به اذان صبح اضافه شوید، اختلاف‌ مسجد قبا مشهد حیث میباشد:

فرصت خلافت قدمت
به‌گفته سیدعلی شهرستانی در کتابش با تیتر «الصلاة نه اینجانب النوم فی الاذان»، عالمان سه فرقه عمده شیعه، یعنی امامیه، اسماعیلیه و زیدیه، تأکید دارا هستند بر اینکه «الصلاة نه اینجانب النوم» در طی خلافت قدمت بن خطاب و بوسیله او به اذان اضافه شد.[۲۷] صاحب و مالک بن انس نیز در الموطأ روایتی آورده که بر پایه ی آن، مؤذن نزد قدمت بن خطاب رفت تا او‌را برای نماز صبح خبر دهد و رویت کرد که قدمت خواب میباشد و مؤذن اظهار‌کرد: «الصلاة نه اینجانب النوم»، بعد از آن قدمت امرکرد تا این پاراگراف را در اذان صبح بیاورند.[۲۸] همینطور بعضا گفته‌اند که اول‌توشه قدمت بن خطاب بود که امر کرد تا گزاره حی علی نه العمل از اذان حذف و به‌مکان آن «الصلاة نه اینجانب النوم» گفته آدرس مسجد قبا مشهد خواهد شد.[۲۹]

سازه به نقلی دیگر این پاراگراف اول‌توشه از سوی سعد بن عائذ، مؤذن مسجد قبا، در عصر خلافت قدمت بن خطاب بدعت گذارده شد.[۳۰] ولی در روایتی نیز از امام کاظم(ع) نقل شد‌ه‌است که پاراگراف «الصلاة نه اینجانب النوم»، در حین بنی‌امیه به اذان افزوده رزرو مسجد قبا مشهد گردیده است.[۳۱]

در طی حیات فرستاده
در اضافه شدن این پاراگراف به اذان در طول حیات رسول(ص)، نقل‌های گوناگون و متعارضی در منابع روایی اهل‌سنت نقل گردیده است. در برخی از این احادیث گفته شده که روزی بلال نزد نبی(ص) آمد تا او را برای نماز صبح خبر نماید و مشاهده کرد که فرستاده(ص) خواب میباشد، آن‌گاه بانگ برآورد: «الصلاة نه اینجانب النوم» و بعداز آن اعلام کردن این پاراگراف در اذان صبح از سوی فرستاده(ص) نیز تأیید و پذیرفته شد.[۳۲] در بعضا احادیث نیز آمده میباشد که فرستاده(ص) آن را به ابومَحْذوره یاددادن شماره تلفن مسجد قبا مشهد داده میباشد.[۳۳]

به‌گفته جعفر سبحانی، روایاتی که کیفیت اضافه شدن «الصلاة نه اینجانب النوم» به اذان را در منابع اهل‌سنت گزارش کرده‌اند، با هم متعارض‌اند و نمی‌قدرت به آنان توکل کرد؛ به دلیل آنکه در آن، فرمان دایر میباشد دربین استحباب و بدعت که حرام میباشد و لذا می بایست بیان کردن این پاراگراف در اذان رخنه‌ گردد، زیرا در شرایطی‌که مستحب باشد، بر رخنه‌ آن عقابی وجود ندارد، البته در صورتی‌که بدعت باشد بیان کردن آن عقاب دارااست.[۳۴]

بعضی عالمان اهل سنت نیز تصریح کرده‌اند بر این که پاراگراف «الصلاة نه اینجانب النوم»، از سوی رسول(ص) به اذان وارد نشده و بعد از حیات او بدعت گذاشته شد.[۳۵]

تک‌نگاری
درباره گزاره «الصلاة نه اینجانب النوم» در اذان و عدم مشروعیت آن، اثراتی به حرفه تحریر درآمده میباشد که بعضی از آن ها عبارتند از:

کتاب «الصلاة نه اینجانب النوم فی الاذان» به لهجه عربی و نوشته سید علی شهرستانی. این کتاب در سال ۱۴۳۳ق، از سوی انتشارات «الرافد» در بغداد چاپ گردیده‌است.[۳۶]
کتاب «مسألة، الصلاة نه اینجانب النوم» از سوی مجموعه تحقیق و جواب به شبهه ها مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) تحریر گردیده و در جلد بیست و چهارم گروه «فی رحاب اهل البیت(ع)» از سوی مجمع جهانی اهل‌بیت تهیه و تنظیم و چاپ گردیده است.[۳۷] این کتاب به گویش فارسی نیز ترجمه شد‌ه‌است.
پانویس
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۶۰ و ج۱۱، ص۱۷۶؛ سرخسی، المبسوط، دار المعرفة، ج۱، ص۱۳۰.
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۶۰.
زبیدی، تاج العروس، تحت کلمه و واژه «تثویب».
برای مثال نگاه نمایید به ابن‌مراد، لسان العرب، پایین کلمه «تثویب».
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۶۱.
برای مثال نگاه فرمائید به ابن‌رویش، بدایة المجتهد، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۸۹؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۷، ص۴۱۸.
برای مثال نگاه نمائید به علامه حلی، نهج الحق و کشف الصدق، ۱۹۸۲م، ص۳۵۱.
روضه خوان طوسی، الخلاف، مؤسسة النشر الإسلامی، ج۱، ص۲۸۷؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۹، ص۱۱۳.
سید مرتضی، مسائل الناصریات، ۱۴۱۷ق، ص۱۸۴؛ روضه خوان طوسی، الخلاف، مؤسسة النشر الإسلامی، ج۱، ص۲۸۷.
برای مثال نگاه فرمایید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۴۲۷.
شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۹۰.
برای مثال نگاه نمائید به حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۴۲۶.
شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۹۰؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۹، ص۱۱۶؛ عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۱۱۱.
بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۷، ص۴۲۱؛ عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۱۱۱.
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة، ۱۴۲۳ق، ج۸، ص۱۱۱.
فاضل هندی، کشف اللثام، موسسة النشر الاسلامی، ج۳، ص۳۸۵.
سود کاشانی، مفاتیح الشرایع، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۱۸.
نجفی،جواهر الکلام، ۱۳۶۲ش، ج۹، ص۱۱۶.
کشف کننده الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۴۶.
کشف کننده الغطاء، کشف الغطاء، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۱۴۶.
ابن‌رویش، بدایة المجتهد، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۸۹.
روضه خوان طوسی، الخلاف، مؤسسة النشر الإسلامی، ج۱، ص۲۸۶.
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۳۶۰.
برای مثال نگاه فرمائید به سرخسی، المبسوط، دار المعرفة، ج۱، ص۱۳۰؛ شوکانی، نیل الاوطار، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۶؛ شربینی، مغنی المحتاج، دار إحیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۳۶.
شهرستانی، الأذان میان الأصالة والتحریف، ۱۴۲۶ق، ص۳۴۳.
حلبی، السیرة الحلبیه، دارالکتب العلمیه، ج۲، ص۱۳۶.
شهرستانی، الصلاة نه اینجانب النوم، ص۱۵۰.
صاحب بن انس، الموطأ، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۷۲.
یحیی بن حسین، الأحکام (فقه المذهب الزیدی)، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۸۴.
عبدالرزاق، المصنف، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۴۷۴.
نوری، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت(ع)، ج۴، ص۴۴.
برای مثال نگاه نمائید به ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، دار إحیاء الکتب العربیة، ج۱، ص۲۳۷؛ دارمی، سنن دارمی، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۷۶۲.
برای مثال نگاه فرمایید به بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۲۲.
سبحانی، سیمای عقاید شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۸۵.
برای مثال نگاه فرمائید به خوارزمی، جامع المسانید، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۹۶؛ ابن‌تمهید، المحلی، دار الفکر، ج۲، ص۱۹۴؛ عبدالرزاق، المصنف، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۴۷۴.
شهرستانی، الصلاة نه اینجانب النوم فی الاذان، ۱۴۳۳ق، ص۲-۳.
مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)، مسألة، الصلاة نه اینجانب النوم، ۱۴۲۶ق، ص۴.
منابع
ابن‌تمهید، علی بن احمد، المحلی بالآثار، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.
ابن‌پرورش، أبو الولید محمد بن أحمد، بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۲۵ق.
ابن‌ماجه، أبو بنده الله محمد بن یزید، سنن ابن‌ماجه، بیروت، دار إحیاء الکتب العربیة، بی‌تا.
ابن‌مراد، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، ۱۴۱۴ق.
بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، بی‌تا.
بیهقی، احمد بن حسین، السنن الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة الکویتیة، کویت، دارالسلاسل، ۱۴۰۴ق.
عده ای از نویسندگان، الموسوعة الفقهیة، قم، دایرة المعارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۳ق.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.
خوارزمی، محمد بن محمود، جامع المسانید، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
دارمی، عبد و بنده الله بن بنده الرحمن، سنن دارمی، ایالات متحده عربی سعودی، دار المغنی، ۱۴۱۲ق.
زبیدی، مرتضی، تاج العروس اینجانب جواهر القاموس، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.
سبحانی، جعفر، سیمای عقاید شیعه، طهران، انتشار مشعر، ۱۳۸۶ش.

بازدید : 37
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 9:47


حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) قاضی عراق و حجاز در زمانه امویان و از معاندان شیعه ها بود. او در استقرار و تحکیم حکومت اموی مقام مهمی داشت. وفاداری حجاج به بستگان اموی و سرویس ها و تلاش‌های او برای نگهداری خلافت امویان، سبب ساز شد مقام والایی نزد آنها بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، توصیه اورا به فرزندش، ولید کرد و یک کدام از فرزندانش را نیز حجاج مسجد قبا مشهد نامید.

وی در تاریخ به خون‌ریزی و ستمگری معروف میباشد و در کشتن معارضان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این ترازو خون ریزی را نپسندید. مورخان شمار اشخاصی را که به‌دست حجاج به قتل رسیده‌اند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تقریب آدرس مسجد قبا مشهد زده‌اند.

حجاج بن یوسف، شهر واسط را احداث کرد و در آنجا از عالم رفت.

نسب، لقب و میلاد
حجاج در روستای بنی‌صخر به‌عالم آمد. لقب وی ابومحمد بود.[۱] درباره تاریخ میلاد حجاج اختلاف وجود داراست؛ سال ۳۹، ۴۰ یا این که ۴۱[۲] ۴۲[۳] و به روایتی مخصوص، سال ۴۵ هجری قمری یا این که اندکی آن‌گاه[۴] از آن را تاریخ به دنیا آمدن او دانسته‌اند. بعضی گفته‌اند اسم او در کودکی کُلَیب بود و بعد حجاج نامیده شد. پاره‌ای نیز گفته‌اند کلیب لقبی بود که در کودکی به او رزرو مسجد قبا مشهد داده بودند.[۵]

بابا حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و تسلط خویشان ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با قبیله مروان‌ بن حکم اموی داشت و در نبرد‌های مروان و مبارزه‌های عصر عبدالملک بن مروان کمپانی کرد و در زمانه خلافت عبدالملک، حکومت برخی نواحی را ذمه ‌دار شد. او در روزگار ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام‌بن عروة ثقفی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۸]

معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر عصرٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • رخداد حره • حریق‌زدن کعبه • قیام مختار
نبو
از شروع معاش و جوانی حجاج استحضار چندانی در چنگ وجود ندارد، صرفا از برخی اشعار و گزارش‌های متفرق تاریخی اینگونه برمی‌آید که وی، همچون نیاکانش، در طائف سنگ‌کشی و چاه‌کنی،[۹] چوپانی و دباغی[۱۰] می‌نموده است. بیان کننده حجاج در کودکی قرآن و علم ها شرعی مقدماتی را در مدرسه‌منزل پدرش در طائف فراگرفته[۱۱] و آن‌گاه از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن صاحب و مالک و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابی‌موسی اشعری سود گرفته میباشد.[۱۲]

حجاج در روستایی به اسم کوثر در حوالی طائف به معلمی خردسال ها پرداخت.[۱۳] و ظاهراً مدتی نیز مدرس فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمان‌بن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود.[۱۴]

او تا سن بیست‌وچند سالگی در طائف بود، بعد یار و همدم پدرش راهی شام شد[۱۵] و همانجا رشد یافت.[۱۶]

مختصات
گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و خرد اندام بود.[۱۷] اورا اخفش صاحب و مالک چشمی خرد و معدود سو وصف کرده اند. [۱۸] او فصیح و بلیغ و خطیبی قادر بود.[۱۹]

با مراجعه به منابع تاریخی درمی‌یابیم که او سیاستمدار و با درایت بود که از دسیسه و نیرنگ نیز برای برد در نبرد‌هایش به کار گیری میکرد. برخی مورخان، به او نسبت‌هایی مانند جبار، ظالم، کافر ، گناهکار[۲۰] و کذاب و خبیث داده‌اند.[۲۱]

حجاج در جواب به طومار عبدالملک، خویش را آدمی لجوج و حسود و بخیل و کینه‌توز وصف نموده است.[۲۲]

در بعدازظهر مروان‌بن حکم
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در مصر و شام
حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ قمری عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمان‌بن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، بیرون ساختند و به‌این‌ترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد.[۲۳] بعداز حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به یاروهمدم مروان به شام بازگشتند.[۲۴]

در حجاز
مروان بن حکم در شعبان یا این که رمضان سال ۶۵ قمری، سپاهی به فرماندهی حُبَیش‌بن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. در‌این لشکرکشی حجاج و پدرش، که درفش‌دار گروه‌ای از سپاه بود، کمپانی داشتند. لشکریان در اطراف روستای رَبَذَه در حوالی مدینه از عبدالله بن زبیر ناکامی خوردند و گریختند. آنگاه‌ها حجاج از این فرارو گریز ننگین به پلیدی حافظه می کرد.[۲۵]

بازدید : 70
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:18


فلسفه تأکید اسلام بر صله رحم
انگیزه تأکید اسلام به نگهداری لینک و پیوند خویشاوندی این میباشد که مدام برای اصلاح، تقویت، گسترش، تکامل و عظمت بخشیدن به یک اجتماع بلندمرتبه، چه از حیث اقتصادی یا این که نظامی، و چه از دید جنبه‌های معنوی و اخلاقی می بایست از واحدهای خرد آن آغاز کرد. با گسترش و تقویت تک تک واحدهای خرد، اجتماع گسترده، خویش به خویش اصلاح شود. در همین راستا اسلام فرمان به اصلاح واحدهایی داده که معمولا اشخاص از یاری و کمک و عظمت بخشیدن به آن روگردان نیستند؛ در صله رحم معبود تقویت بنیه عده ای را سفارش می‌نماید که خونشان در رگ و پوست هم در گردش بوده و اعضای یک خانواده‌اند، و پیدا میباشد زمانی که اجتماعات خرد خویشاوندی نیرومند شد، اجتماع کلان آنان یعنی جامعه نیز عظمت مییابد. به نظریه برخی، حدیثی که میگوید: «صله رحم منجر آبادی شهرها میگردد»، به همین مضمون‌ اشاره دارااست.[۲۴]از بعضی احادیث هم فهمیده می‌گردد که روح صله رحم تنها روءیت کرد و بازدید خالی وجود ندارد برهمین پایه فرستاده در روایتی قدم برنداشتن به قصد صله رحم و یاری نکردن به خویشاوندان را مصداق حتمی انقطاع رحم مسجد قبا مشهد دانسته میباشد. [۲۵]

در خطبهٰ پر اسم و رسم حضرت فاطمه(س)، از زیاد شدن نسل، تحت عنوان ادله و فلسفه‌ای برای وجوب صله رحم ذکر شده گردیده‌است.[۲۶]منتظری در تفصیل این فراز از خطبه فدکیه گفته میباشد که"منماة" به معنای رویش و نُمُوّ و معنایش این میباشد که در حالتی‌که عموم صله رحم كنند و به خويشاوندان و ارحام خویش نیكی كنند، از مرگ‌های ناگهانی و تلف شدن محفوظ باقیمانده و در سود تعدادشان زياد آدرس مسجد قبا مشهد می گردد.[۲۷]

از نظر برخی کارشناسان، دیدار قوم، اقوام و دوستان خلال احیای رابطه ها عاطفی و انسانی، تأثیری بدون شوخی بر مکانیزم عصبی بشر داراست و میتواند سبب ارتقاء ارتفاع قدمت، سالمی و کاهش استرس رزرو مسجد قبا مشهد خواهد شد.[۲۸]

اثر ها صله رحم
از حاصل و اثرها صلۀ رحم، برخی مرتبط با عالم و بعضی از نتیجه ها اُخروی این کار می باشند. بعضی از این اثر ها شماره تلفن مسجد قبا مشهد عبارتند از:

• دوستی و محبت آفریدگار[۲۹]
• حفاظت معبود[۳۰]
• آخر و عاقبت به خیری[۳۱]
• خودداری از پیشامدهای بد[۳۲]
• دفع آسیب ها[۳۳]
• سادگی اکانت قیامت[۳۴]
• عبور سهل وآسان از پل صراط[۳۵]
• پرهیز از گناهان[۳۶]
• کفاره گناهان[۳۷]
• مراقبت نعمت‌ها[۳۸]
• بهشتی شدن[۳۹]
• نظافت کردن جاری ساختن[۴۰]
• برطرف شدن فقر و زیاد شدن روزی[۴۱][۴۲]
• برآوره شدن حاجات[۴۳]
• زکات ( رفاه)[۴۴]
• زدودن کینه‌ها[۴۵]
• محرک سریع در عالم[۴۶]
• مشوق صد شهید در صله رحم بدون نقص[۴۷]
• خوش اخلاقی[۴۸]
• بخشنده شدن[۴۹]
• نشاط روح و جان[۵۰]
• مهمترین دلیل ارتقاء قدمت[۵۱][۵۲]
• آبادانی فضا معاش[۵۳]
• مرگِ آسوده[۵۴]
• خودداری از مرگ‌های بد [۵۵]
جدا رحم براساس رویات اهل‌بیت(ع) نیز دارنده اثار اخروی و مادی مانند لعنت آفریدگار[۵۶] و مجازات در جهان[۵۷] میباشد.

مراتب
وصیت امام علی(ع) در لحظات انتها قدمت خود:
وعلیکم بالتواصل والتباذل وایاکم والتدابر و التقاطع... (ترجمه: وبر شما مورد نیاز میباشد که پیوندهای دوستی و محبت را سفت نمائید و بذل و رحمت را فراموش نکنید واز پشت کردن به هم و جدا ارتباط برحذر باشید.)

نهج البلاغه، طومار شماره۴۷.

صله رحم گاهی واجب[۵۸] و گاهی مستحب میباشد. واحد سنجش غربت و قربت ارتباط خویشاوندی درین حُنادر موثر میباشد. درود و احوالپرسی،[۵۹] رفت و آمد، استیناف به بستگان، یاری مالی یا این که بدنی (مانند پرستاری از بیمار)[۶۰] و نگهداری آبروی آنان از مصادیق صله رحم میباشد. جدا رحم نیز دارنده مراتب و درجاتی میباشد و ملاک تحققش فهم و شعور عرفی میباشد.[۶۱][۶۲][۶۳]

برخی از فقها معتقدند حتّی در صورتیکه رابطه با بعضا از بستگان و رفت‌وآمد به منزلشان سبب غم آن ها گردد و باعث اهانت به ما خواهد شد، همچنان وظیفه صله رحم از در میان نمی‌رود و بایستی رابطه را به شیوه‌های دیگری محافظت کرد.[۶۴][۶۵]

بازدید : 67
شنبه 13 ارديبهشت 1404 زمان : 10:11


رابطه با منصور عباسی
محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار قرن سوم قمری نقل نموده است که در ۱۴۰ق، منصور عباسی برای حج به مکه رفته بود، تنی چند از علویان مانند محمد نفس زکیه و ابراهیم، فرزندان عبدالله محض و عده ای از خراسانیان هوادارش نیز در مکه اجتماع کردند. بعضا از آن ها تصمیم گرفتند منصور را ترور نمایند البته محمد مخالفت کرد. این تصمیم را اسماعیل به اگاهی منصور رساند و وی عبدالله را دستگیر کرد و فرزندانش را از وی خواست، البته عبدالله پرهیز کرد و به زندان به‌زمین‌خورد و اموالش فروخته مسجد قبا مشهد شد.[۲۹]

ادعای امامت اسماعیل
بینش امامیه
علمای امامیه منکر وجود نص‌ بر امامت‌ اسماعیل‌ بوده‌اند و روایاتی را نقل کرده‌اند که امامت‌ اسماعیل‌ را رد کرده‌ میباشد‌.[۳۰] برای مثال احادیث حدیث لوح[۳۱] و حدیث جابر[۳۲] میباشد که بر طبق آن ها نبی(ص)، اسامی امامان دوازده‌گانه را ذکر نموده است و در آن‌ها امام بعداز جعفر بن محمد، فرزندش موسی معرفی گردیده‌است خیر اسماعیل. همینطور امام راست گو(ع) در مفاد زیادی امامت موسی بن جعفر را به اصحاب مجاورت خویش اعلام کرده بود. در هرکدام از کتاب‌های الکافی،[۳۳] ارشادوراهنمایی،[۳۴] اعلام الوری[۳۵] و بحارالانوار،[۳۶] بابی درباره نصوص امامت موسی بن جعفر(ع) وجود دارااست که به ترتیب ۱۶، ۴۶، ۱۲ و ۱۴ ماجرا را در این مورد نقل آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۳۷]

آشکارسازی مرگ
برپایه روایتی‌ از زرارة بن اعین، پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ وی، امام راستگو(ع) حدود سی بدن‌ از یاران‌ مجاورت‌ خویش را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت‌.[۳۸] همینطور غسل، کفن، مراسم تدفین و دفن اورا آشکارا برگزار کرد[۳۹] و دستورداد به نیابت وی حج به جا آورده خواهد شد.[۴۰] مقصود امام از این عمل زدودن اعتقادوباور به امامت او بود به این دلیل‌که به گمان بعضا وی امامِ بعداز امام درستگو بود.[۴۱] با این اکنون به اطمینان بعضی از اسماعیلیه، اسماعیل نمرده بود و ظاهرسازی مرگ‌ وی برای فریب‌ عموم و مراقبت جان وی و اطرافیانش رزرو مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۴۲]

نگرش اسماعیلیه
نوشته ی علمیٔ مهم: اسماعیلیه
اسماعیلیه اسم فرقه‌هایی میباشد که بعد از امام درست گو(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده‌اش محمد بن اسماعیل اعتقاددارند.[۴۳] به‌ اعتقادوباور مبارکیه و قَرامطه از فرقه‌های اسماعیلیه، امامِ بعد از جعفر بن محمد، محمد بن اسماعیل میباشد چراکه اسماعیل‌ جانشین‌ امام‌ راستگو‌(ع‌) بوده‌ و زیرا وی در طول‌ حیات‌ پدرش فوت‌ کرده‌، امام‌ راستگو(ع) امامت‌ را به‌ محمد فرزند او ودیعت‌ میباشد‌. به اطمینان آن‌ها پس‌ از امامت حسنین(ع) روا وجود ندارد‌ که‌ امامت‌ از اخوی به‌ اخوی منتقل‌ خواهد شد.[۴۴] سعد بن عبدالله اشعری این اعتقاد و باور را به اسماعیلیه خالصه یا این که خطابیه نیز نسبت داده میباشد.[۴۵] بعضا از اسماعیلیه نیز معتقدند اسماعیل بن جعفر از عالم نرفته، بلکه وی مهدی موعود میباشد.[۴۶] با این حالا در منابع اسماعیلی و اثر ها حاکم‌ نعمان‌، نص داستان قطعی درباره امامت‌ اسماعیل‌ نیامده میباشد.[۴۷] هرچند که جعفر بن منصور الیمن داعی اسماعیلی اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌ قمری احادیثی را فارغ از‌ بیان سلسله راویان‌، درباره امامت‌ اسماعیل‌ گردآورده‌ میباشد‌.[۴۸] همینطور در بعضی‌ منابع‌ آمده میباشد که‌ خلفای فاطمی ابتدا‌ به‌ مکان اسماعیل‌، برادرش‌ عبدالله افطح را امام‌ معرفی‌ می‌کرده‌اند بعد از آن‌ از این‌ دستور عدول‌ کرده‌ و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد ساختند.[۴۹]

بداء درباره اسماعیل

قبر اسماعیل بعداز جابجایی به بقیع در نقشه آرامستان بقیع
مبتنی بر برخی از احادیث درباره مجال مرگ اسماعیل بدا فیس داده میباشد تا عموم بدانند که وی بعداز پدرش امام وجود ندارد[۵۰] چراکه گروهی از شیعه ها، اسماعیل را امام بعد از امام راست گو(ع) می‌پنداشتند و با مرگ او در طی حیات بابا پدیدار شد که وی امام نبوده و امام آینده، موسی بن جعفر(ع) میباشد.[۵۱] اما منابع اسماعیلی احادیث بداء را با امامت اسماعیل مرتبط کرده‌اند.[۵۲]

مدفن
اسماعیل‌ در ناحیه‌ای به‌اسم‌ عُرَیض‌ در اطراف‌ مدینه از عالم رفت‌ و در بقیع دفن شد.[۵۳] در زمان خلافت فاطمیان (۲۹۷-۵۶۷ق)، بر قبر وی آرامگاهی ساخته شد.[۵۴] مرقد وی در خارج از آرامستان بقیع به مسافت ۱۵ متری دیوار بقیع، در جهت غرب و روبه‌روی قبرهای ائمه بقیع قرار داشت.[۵۵] قبر اسماعیل از سوی شیعه‌ها و به‌ویژه اسماعیلیه زیارت میشد.[۵۶] حج‌گزاران اهل ایران در مسافرت به مدینه، غالبا هنگام زیارت بقیع، این امامزاده را نیز زیارت می‌کردند و در سفرنامه‌های آنها توصیفی از ضریح وی تصویب شد‌ه‌است.[۵۷]

به گفته محمدصادق نجمی (۱۳۱۵-۱۳۹۰ش) در سال ۱۳۹۴ق هنگام زیرسازی خیابان غربی بقیع، محوطه پیرامون قبر اسماعیل تخریب شد و اینگونه شایع شد که لاشه وی بعد از قرن‌ها به طور سلامت علنی شده میباشد، جسد اسماعیل به داخل بقیع منتقل شد و محل آن در سمت شرقی شهیدان حَرّه و در ۱۰ متری قبر حلیمه سعدیه جای دارد.[۵۸]

بازدید : 38
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:10


حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) حکم کننده عراق و حجاز در زمانه امویان و از معاندان شیعه ها بود. او در استقرار و تحکیم حکومت اموی رده مهمی داشت. وفاداری حجاج به بستگان اموی و سرویس ها و تلاش‌های او برای نگهداری خلافت امویان، سبب ساز شد رده والایی نزد آن ها بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، توصیه او‌را به فرزندش، ولید کرد و یکی فرزندانش را نیز حجاج مسجد قبا مشهد نامید.

وی در تاریخ به خون‌ریزی و ستمگری معروف میباشد و در کشتن معارضان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این معیار خونریزی را نپسندید. مورخان شمار عده ای را که به‌دست حجاج به قتل رسیده‌اند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تقریب آدرس مسجد قبا مشهد زده‌اند.

حجاج بن یوسف، شهر واسط را احداث کرد و در آنجا از جهان رفت.

نسب، لقب و به دنیاآمدن
حجاج در روستای بنی‌صخر به‌عالم آمد. لقب وی ابومحمد بود.[۱] درباره تاریخ به دنیاآمدن حجاج اختلاف وجود داراست؛ سال ۳۹، ۴۰ یا این که ۴۱[۲] ۴۲[۳] و به روایتی منحصربه‌فرد، سال ۴۵ هجری قمری یا این که اندکی آنگاه[۴] از آن را تاریخ به دنیا آمدن او دانسته‌اند. بعضی گفته‌اند اسم او در کودکی کُلَیب بود و بعد حجاج نامیده شد. پاره‌ای نیز گفته‌اند کلیب لقبی بود که در کودکی به او رزرو مسجد قبا مشهد داده بودند.[۵]

بابا حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و تسلط قوم ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با قوم و قبیله مروان‌ بن حکم اموی داشت و در مبارزه‌های مروان و مبارزه‌های زمان عبدالملک بن مروان کمپانی کرد و در روزگار خلافت عبدالملک، حکومت برخی نواحی را ذمه ‌دار شد. او در زمان ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام‌بن عروة شماره تلفن مسجد قبا مشهد ثقفی بود.[۸]

معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر عصرٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • رخداد عاشورا • حادثه حره • حریق‌زدن کعبه • قیام مختار
نبو
از شروع معاش و جوانی حجاج استحضار چندانی در چنگ وجود ندارد، فقط از برخی اشعار و گزارش‌های دور از هم تاریخی اینگونه برمی‌آید که وی، همچون نیاکانش، در طائف سنگ‌کشی و چاه‌کنی،[۹] چوپانی و دباغی[۱۰] می‌نموده است. بیان کننده حجاج در کودکی قرآن و علم ها فقاهتی مقدماتی را در مدرسه‌منزل پدرش در طائف فراگرفته[۱۱] و آن‌گاه از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن صاحب و مالک و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابی‌موسی اشعری فایده گرفته میباشد.[۱۲]

حجاج در روستایی به اسم کوثر در اطراف طائف به معلمی کودک ها پرداخت.[۱۳] و ظاهراً مدتی نیز استاد فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمان‌بن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود.[۱۴]

او تا سن بیست‌وچند سالگی در طائف بود، بعد هم پا پدرش راهی شام شد[۱۵] و همانجا رشد یافت.[۱۶]

مختصات
گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و خرد اندام بود.[۱۷] او‌را اخفش صاحب و مالک چشمی خرد و نادر سو وصف کرده اند. [۱۸] او فصیح و بلیغ و خطیبی توانا بود.[۱۹]

با مراجعه به منابع تاریخی درمی‌یابیم که او سیاستمدار و با آگاهی بود که از دسیسه و نیرنگ نیز برای برد در نبرد‌هایش به کارگیری میکرد. برخی مورخان، به او نسبت‌هایی مانند جبار، ظالم، کافر ، گناه کار[۲۰] و کذاب و خبیث داده‌اند.[۲۱]

حجاج در جواب به طومار عبدالملک، خویش را آدمی لجوج و بخیل و کینه‌توز وصف نموده است.[۲۲]

در بعد از ظهر مروان‌بن حکم
نوشته‌علمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در مصر و شام
حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ قمری عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمان‌بن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، بیرون ساختند و به‌این‌ترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد.[۲۳] بعداز حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به یاروهمدم مروان به شام بازگشتند.[۲۴]

در حجاز
مروان بن حکم در شعبان یا این که رمضان سال ۶۵ قمری، سپاهی به فرماندهی حُبَیش‌بن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. در‌این لشکرکشی حجاج و پدرش، که درفش‌دار مجموعه‌ای از سپاه بود، کمپانی داشتند. لشکریان در حوالی روستای رَبَذَه در نزدیکی مدینه از عبدالله بن زبیر ناکامی خوردند و گریختند. آنگاه‌ها حجاج از این فرارو گریز ننگین به پلیدی خاطر میکرد.[۲۵]

بازدید : 53
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 10:13


آخِرَت عالم بعداز مرگ و عالَمی که بعد از جهان می آید. آخرت در قبال معاش جهان جای‌دارد. اعتقاد و باور به آخرت را از اصول آئین اسلام میدانند و کسی را که به آن اطمینان ندارد، مسلمان نمی‌شمارند. در قرآن بر مداقه آخرت تأکید گردیده و ایمان به آن از اصول دعوت همگی پیامبران بوده میباشد. گفته‌اند بیش تر از یک‌سوم آیه‌ها قرآن به مسجد قبا مشهد آخرت مربوط می شود.

در کتاب‌های کلامی مسلمانها از آخرت با تیتر معاد خاطر گردیده و دلایل نقلی و عقلی‌ای برای ثابت آن مطرح گردیده‌است. عالمان مسلمان بااستناد به نشانه‌ها قرآن، آخرت را جهانی تماماً مختلف با جهان می دانند و خصوصیت‌هایی برای آن ذکر می‌نمایند؛ به عنوان مثال: جاودانگی، تفکیک نیکوکاران از بدکاران، دیدن فیض انجام و فایده‌مندی از نعمت‌ها بر پایه آدرس مسجد قبا مشهد ی آمادگی.

برخی از عالمان مسلمان بر این باورند که آخرت بعد از نقطه پايان معاش مادی استارت می شود، البته گروهی نیز می گویند فقید آخرت هم‌فعلا نیز می باشد و بر جهان اشراف دارااست.

چیستی
آخِرت در لغت به‌معنای نقطه نهایی، پسین و دیگر میباشد[۱] و خواسته از آن عالَم دیگری میباشد که بعد از عالم میاید.[۲] در قرآن برای تعریف دنیا بعد از مرگ غالباً از کلمه و واژه آخرت مصرف شده (۱۰۴ توشه) و گاه تعبیرهایی زیرا «دارالآخره» (سرای دیگر= بعداز عالم) و «یوم‌الآخِر» (روز دیگر= روز قیامت ) به فعالیت رزرو مسجد قبا مشهد رفته میباشد.[۳]

عنایت اعتقاد به آخرت
اعتقادوباور به آخرت از اصول آئین و شرط مسلمانی میباشد؛ یعنی هر کس آن را نپذیرد، مسلمان به شمار نمی‌رود.[۴] از نگاه مرتضی مطهری، مهمترین آموزه‌ای که تمامی انبیا بعداز توحید، عموم را به آن دعوت کرده‌اند، ایمان به فقید آخرت شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۵]

به‌گفته محمدتقی مصباح یزدی، بیش تر از یک‌سوم نشانه‌ها قرآن به آخرت رابطه دارااست.[۶] در قرآن اعتقاد و باور به عالم آخرت، از عنصرها دعوت تمامی پیامبران، نقل شده میباشد.[۷] طبق آیه‌ها قرآن، یقین به آخرت در کنار ایمان به آفریدگار و ایمان به نبوّت یکی سه رکن آیین اسلام میباشد.[۸] به‌اعتقاد کلیه مذهب ها اسلامی، ایمان به آخرت جزو ضروریات آیین میباشد و هر که به آن ایمان نداشته باشد مسلمان وجود ندارد.[۹]

به نقل از مرتضی مطهری، در کتاب‌های کلامی مسلمان‌ها از ایمان به فقیه آخرت با تیتر «اصل معاد» حافظه گردیده است.[۱۰] برزخ، قیامت، صراط، اکانت، شفاعت، فردوس و جهنم از کارها مرتبط با آخرت‌اند که در قرآن، روایات و نوشته‌های عالمان مسلمان از آن‌ها مشاجره میشود و طبق قرآن می بایست به آن ها باور داشت.[۱۱]

دلایل وجود آخرت
عالمان مسلمان مهمترین عامل وجود عالم آخرت را ادله نقلی ازجمله وحی میدانند؛ یعنی همین‌که پیامبرانِ معصوم‌، از وجود عالم آخرت خبر میدهند و عموم را به آن دعوت می‌نمایند، ادله وجود عالم آخرت میباشد.[۱۲] برای مثال دلایل نقلی دراین مورد آیه ۷ سوره تغابن میباشد: «قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ...»«بگو: آرى، قسم و سوگند به پروردگارم، قطعاً برانگيخته خواهيد شد.»[۱۳]

به‌گفته مرتضی مطهری به‌جز استدلال نقلی طرق دیگری هم برای ثابت دانا آخرت می باشد که حداقل «قرائن و علائم» وجود دنیا آخرت‌اند. وی سه رویه را دراین مورد اسم میبرد: ۱. آشنایی معبود، ۲. آشنایی عالم ۳. آشنایی روح و نفس بشر.[۱۴]

«استدلال حکمت» و «دلیل عدل و داد» از دلایل عقلی‌ای میباشد که متکلمان برای ثابت وجود آخرت مطرح می‌نمایند.[۱۵]

در عامل حکمت گفته می‌گردد با حکمت خدا سازگار وجود ندارد که حیات آدم را که قابلیت جاودانگی داراست، به معاش مادی محصور نماید؛ زیرا معبود آدم را آفریده میباشد که او‌را به بیشترین کمال ممکن برساند و وصال به بیشترین کمال در جهان پژوهشگر نمیشود؛ چراکه بها وجودی کمالات اخروی با کمالات مادی قابل‌مقایسه وجود ندارد.[۱۶]

دلیل عدل و داد هم می گوید: از آن‌جا که درین عالم نیکوکاران و بدکاران جایزه و کیفر شغل های خویش را آن‌چنان که در خور آنان میباشد، نمی‌بینند، عدل و داد پروردگار اقتضا می‌نماید که دنیا دیگری باشد که در آن هر شخص به آنچه سزاوار آن میباشد، رسد.[۱۷]

خصوصیت‌های آخرت و تفاوت آن با جهان
به‌گفته مرتضی مطهری در صدها آیه از قرآن موضوعات مربوط به دانا آخرت، همانند فقیه‌ بعداز مرگ، روز قیامت، کیفیت محشورشدن مردگان، معیار، اکانت، ضبط انجام، پردیس و دوزخ و جاودانگی فقید آخرت مطرح شد‌ه‌است.[۱۸] عالمان مسلمان برپایه آیه‌ها قرآن آخرت را عالَمی تماماً متعدد با عالم و نظام جان دار در آن میدانند.[۱۹] ملاصدرا بر این اطمینان میباشد که چنان‌چه روح، داخلِ جسد میباشد فقیهِ آخرت نیز درون فقیه دنیاست.[۲۰]حکیم سبزواری نیز در توضیح این حرف فقیه آخرت را در حین دانا جهان دانسته و آن را در مقایسه با فقید جهان مانند جوجه پرنده نسبت به تخم آن میداند.[۲۱] در آخرت کلیه آدم‌ها از شروع آفرینش تا نقطه نهایی آن، به طور همزمان معاش می‌نمایند.[۲۲] در آن، آدم‌ها یا این که‌ در خوشبختی مطلق‌اند و هرچه بخواهند برایشان مهیا میباشد یا این که در سیاه بختی مطلق‌اند که چیزی جز آنچه بد فکر میکنند، نصیبشان نمیشود؛ ولی در عالم معاش و مرگ، منفعت‌مندی و محرومیت، شقاوت و بهروزی، مشقت و ریلکس، و حزن و شور با هم آمیخته میباشد.[۲۳]

برخی دیگر از خصوصیت‌های آخرت مبنی بر نشانه‌ها قرآن و احادیث به‌تفصیل پایین میباشد:

جاودانگی: طبق آیه‌ها قرآن آخرت نقطه نهایی‌ناپذیر و ابدی میباشد. از جمله در آیه ۳۴ سوره ق آورده شده میباشد که در آخرت به بهشتیان بشارت داده می گردد: «امروز روز جاودانگی میباشد.» همینطور در غررالحکم از امام علی(ع) نقل شد‌ه‌است: «جهان مجموع‌شدنی و آخرت ابدی میباشد.»[۲۴]
تفکیک نیکوکاران از بدکاران: بر محور آیه ها قرآن، در آخرت نیکوکاران و بدکاران از هم مستقل میگردند: «و اى گناهکاران، امروز [از بی‌گناهان‏] مستقل گردید»؛[۲۵] «کسانى که بی دینی ورزیدند، به‌سوى دوزخ وجهنم گرد آورده خواهند شد، تا آفریدگار چرک آلود را از تمیز جداگانه نماید.»[۲۶] مؤمنان خرسند‌اند و به فردوس میروند و کافران اندوهگین‌اند و وارد دوزخ می شوند:[۲۷] «کسانى که از پروردگارشان پروا داشته‌اند، دسته‌مجموعه به‌سوى پردیس سوق داده میشوند»؛[۲۸] «و مجرمان را با درحال حاضر تشنگى به‌سوى دوزخ وجهنم می رانیم.»[۲۹]
دیدن سود انجام: برپایه نشانه‌ها قرآن آدم فیض ایفا خویش در عالم را در آخرت خواهد رویت کرد: «و [سود‏] تلاش وی به‌زودى چشم شود. آنگاه هرچه آحاد‌خیس به وى محرک میدهند»؛[۳۰] «پس هرکه هم‌وزن ذرّه‌‏اى نیکى نماید، [سود‏] آن را خواهد روئت کرد و هرکه هم‌وزن ذرّه‌‏اى بدى نماید [فیض‏] آن را خواهد روءیت کرد.»[۳۱]
منفعت‌مندی مطابق استعداد: برخلاف جهان، در آخرت هرکس برپایه استحقاقش، فایده‌مند می گردد. در حدیثی از امام علی(ع) آمده میباشد: «وضع و اوضاع جهان تابعِ رخداد میباشد و وضع و اوضاع آخرت از استحقاق بشر‌ها تبعیت می‌نماید.»[۳۲][یادداشت ۱]

بازدید : 36
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 9:41


حطیم
نوشته‌علمیٔ مهم: حطیم
حد فاصل در بین رکن حجرالاسود و درِ کعبه را حطیم گویند و در احادیث آمده که شایسته ترین جای در مسجد الحرام میباشد.[۳۷] ادله اسم‌گذاری آن به حطیم این میباشد که عموم در آن توده میشوند و به یکدیگر فشار مسجد قبا مشهد می آورند.[۳۸]
زمزم
دیرین ترین تصویر از چاه زمزم
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: زمزم
چاه آبی‌رنگ در بخش شرقی مسجدالحرام میباشد که آن را بئر زمزم، چاه اسماعیل، حفیرة عبدالمطلب، شفاء سُقم، عافیه، مَیمونه، طُعم، بَرکة و بَرّة میخوانند. چاه در اطراف جایگاه ابراهیم و نزدیک به هجده متری کعبه و در آدرس مسجد قبا مشهد زیرزمین جای‌دارد.

مستجار
در قبلی کعبه دو درب داشته میباشد. یکی از در دیوار شرقی در اطراف رکن حجر الاسود که امروزه نیز وجود دارااست، دو‌مین درب در دیوار غربی در اطراف رکن یمانی و مقابل در شرقی بوده که در نوسازی قریش این در بسته شد و امروزه مکان آن روی دیوار کعبه معلوم میباشد. به محل در غربی مستجار گفته می شود.[مستلزم منبع] لمس کردن کعبه درین حوزه‌ و دعا در آن در به دور هفتم طواف مستحب رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۳۹]

ملتزم
ملتزم مسافت مستجار میباشد تا رکن یمانی مقابل حطیم. این محل را از آن روی ملتزم می­‌نامند که زائران و حج‌گزاران در آنجا می‌­ایستند و به دیوار ملتزم گردیده، می­ چسبند و دعا شماره تلفن مسجد قبا مشهد می­‌خوانند.[مستلزم منبع]

بنابر بعضی احادیث، فرستاده اکرم(ص) شکل و دستهای خویش را بر این بخش از دیوار می‌گذاشت. از آن حضرت نقل کرده‌اند که درین محل، دعای بندگان مستجاب میباشد. اعتراف به گناه و طلب بخشایش، از اجرا مستحب این محل میباشد.[۴۰]

درهای مسجدالحرام
مسجدالحرام بیشتراز شصت در دارااست. اسم سه در اساسی مسجد باب‌العمره، باب‌السلام و باب ملک عبدالعزیز میباشد.

اداره مسجد

این نصیب نوشتار خالی میباشد. شما می توانید با تایپ کردن به توسعه و گسترش آن امداد نمائید.
منابع مکتوب درباره مسجدالحرام
منابع تاریخی
اثرها مکتوب بخش اعظمی درباره مسجدالحرام نگاشته شد‌ه‌است. این اثرها بر دو گروه‌اند: بعضا اثر ها به طور بدون واسطه به قضیه مسجدالحرام پرداخته‌اند؛ البته بعضی دیگر به مناسبت پرداختن به شهر مکه، از مسجدالحرام نیز صحبت گفته‌اند. قدیم‌ترین تاثیر جان دار که به طور کامل مسجدالحرام را معرفی کرده، کتاب أخبار مکة و ما جاء فیها اینجانب الآثار[۴۱] نوشته ابوالولید ازرقی مرتبط با قرن سوم قمری[۴۲] و آن‌گاه خبرها مکة فی قدیم الدهر و حدیثه[۴۳]نوشته محمد بن اسحاق بن عباس فاکهی مکی از همین قرن میباشد.[۴۴]
برخی دیگر از منابع عبارتند از:

اشارة الترغیب و التشویق الی المساجد الثلاثة و الی البیت العقیق نوشته شمس‌الدین محمد بن اسحاق خوارزمی (درگذشتۀ ۸۲۷ق.).
العِقد الثَّمین، نوشته تقی الدین فاسی(درگذشتۀ ۸۳۲ق.) که از منابع بسیار اصلی در تاریخ مکه و مسجدالحرام میباشد.
تاریخ مکة و المسجد الحرام و المدینة المنورة و القبر الشریف نوشتۀ محمد بن محمد بن احمد بن الضیاء مالکی (درگذشتۀ ۸۸۵ق.).
سفرنامه‌ها
درباره شهر مکه و مسجدالحرام مطالب اکثری را می‌اقتدار دربین سفرنامه‌ها بازیافت. بیشتر این سفرنامه‌ها، گزارش مسافرت حج میباشد که به مناسبت حج، مسجدالحرام را معرفی کرده‌اند. از مهم ترین و قدیم‌ترین سفرنامه‌های حج که داده ها تاریخی ارزشمندی در خویش دارا‌هستند، دو سفرنامه، تذکیر بالاخبار عن اتفاقات الامصار نوشته ابن جبیر(۵۴۰ -۶۱۴ق‌/ ۱۱۴۵-۱۲۱۷م) و تحفةالنظار از ابن بطوطه(م.۷۷۹ق. ۱۳۶۹م.) میباشد.
[مستلزم منبع] شیعه‌ها اهل ایران نیز در سفرنامه‌های خویش، مطالب اکثری درباره مسجدالحرام نوشته‌اند. از مهم‌ترین اثر ها در این باره، سفرنامه ناصرخسرو(درگذشته ۴۸۱ ق. / ۱۰۸۸ م.)، سفرنامه فرهاد میرزا معتمدالدوله(درگذشتۀ ۱۳۰۵ قمری) و ادله الانام فی سبیل زیارة بیت الله الحرام و القدس الشریف و مدینة السلام نوشته حسام السلطنه(درگذشتۀ ۱۳۰۰ق.) میباشد.[مستلزم منبع]

پانویس
نک: راغب اصفهانی، ص۲۳۰.
ابن ضیاء، تاریخ مکه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳.
سوره انفال، آیه ۳۴.
صدوق، علل الشرایع، منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها في النجف، ج۲، ص۳۹۸.
معجم المصطلحات والألفاظ الفقهية‌، محمود عبدالرحمان‌، ج۳، ص۲۷۹.
ابن ظهیره، الجامع اللطیف فی فضل و ادب مکة، ۱۴۲۳ق، ص۱۶۱،۱۶۲.
نک: ابن ضیاء، تاریخ مکه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳.
ابن ضیاء، تاریخ مکه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳.
ازرقی، خبر ها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۷۳.
رجوع نمایید به ازرقی، خبر‌ها مکه، ۱۴۱۶ق،ج۲، ص۶۶؛ کلینی، الکافی،۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۱۰؛ حرّعاملی، وسائل الشیعه، الناشر مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم، ج۱۳، ص۳۵۴ ۳۵۵.
نک:ابن ضیاء، تاریخ مکه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴.
نک:ابن ضیاء، تاریخ مکه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲.
برای شرح بیشتر نک: ازرقی، خبر‌ها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۵۵.
نک: ازرقی، خبر‌ها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۶۲.
ازرقی، خبر ها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۴.
ازرقی، خبرها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۶.
ازرقی، خبرها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۵۹.
ابن ضیاء، تاریخ مکه، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳.
سباعی، ص۶۵؛ جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۴۳.
ابن ظهیره، الجامع اللطیف فی فضل و ادب مکة، ۱۴۲۳ق، ص۱۷۷.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۲.
ازرقی، خبر‌ها مکة، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۶۹؛ ابن ظهیره، الجامع اللطیف فی فضل و ادب مکة، ۱۴۲۳ق، ص۱۷۷،۱۷۸؛ سباعی، ۸۴ و ۸۵.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۳.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۳ و ۷۴.
sf سباعی، ص۱۵۸-۱۶۰؛ جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۴.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۵.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۵.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۶.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۶.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۶.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ص۷۷.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 490
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 289
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 312
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 603
  • بازدید ماه : 827
  • بازدید سال : 5964
  • بازدید کلی : 41132
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی