loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 76
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 9:44


هجرت حج
بهائی بعداز مدتی برای هجرت حج، از روحانی الاسلامی گوشه گرفت و سفر وقتگیر خویش را شروع کرد و در ۱۰۲۵ق به اصفهان برگشت و از آن پس تا انتها قدمت همپا فرمان روا عباس بود. او درین هجرت، به عراق و حلب، شام و مصر و سَراَندیب (سِیلان)، حجاز و بیت‌المقدس رفته و در مهاجرت خویش، توانست بخش اعظمی از علما و بزرگان صوفیه را مسجد قبا مشهد ببیند.[مستلزم منبع]

بهائی در سفرهای خویش، ناشناس و در کسوت فقر و درویشی سیر کرده و با ارباب ادیان و مذهب ها اسلامی به مشاجره و احتجاج پرداخته و در برخی مفاد تقیه آدرس مسجد قبا مشهد می‌نموده است.[۱۹]

وی در خط مش رجوع از حج به تبریز رفت و حدود یکسال در آنجا ماند.[۲۰] او سفری نیز به کَرْک نوح در جبل استدلال داشته و در آنجا با روضه خوان حسن صاحب و مالک معالم (متوفی ۱۰۱۱ق) دیدار نموده است.[۲۱] از اثرها او اینگونه برمی آید که او به شهرهای دیگری زیرا کاظمین، هرات، آذربایجان و قم و شیروان هجرت رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.[۲۲]

مسافرت پیاده به مشهد
از سفرهای تاریخی روضه خوان بهائی، مسافرت پیاده وی به مشهد میباشد. توشه نخستین، در ۲۵ ذی‌الحجه ۱۰۰۸ق بود. در‌این فرصت، فرمانروا عباس به شکرانه فتح خراسان، از طوس تا مقبره امام رضا (ع) را پیاده رفت و روضه خوان بهایی نیز او‌را ملازمت کرد.[مستلزم منبع] سه سال آنگاه، پاد شاه عباس به سبب ساز نذری که داشت مجدد با پای پیاده از اصفهان به مشهد رفت و ۳ ماه در‌این شهر ماند که درین هجرت نیز روحانی بهائی یاور شماره تلفن مسجد قبا مشهد وی بود.[۲۳]

حالت اجتماعی
انتصاب به رده روحانی‌الاسلامی
روضه خوان بهائی بعداز مرگ پدرش در ۹۸۴ق، در بحرین[۲۴] به دستور پادشاه طهماسب به هرات رفت و به مکان وی به روحانی الاسلامی هرات منصوب شد. این اولی منصب قانونی او بود.[۲۵]

بعد از وفات بابا همسرش (روضه خوان علی منشار) در به عبارتی سال، روضه خوان الاسلام اصفهان شد. حکم روضه خوان الاسلامی او‌را پادشاه اسماعیل دوم (حک: ۹۸۴–۹۸۵) یا این که پادشاه محمد خدابنده (حک: ۹۸۵–۹۹۵) صادر کرد. جمع‌ای گفته‌اند سلطان عباس اولیه که در ۹۹۶ق به حکومت رسید، دستور روحانی الاسلامی او‌را صادر نموده است.[۲۶]

این منصب آیتم رضایت و عشق و علاقه وی خلا و همچنان میل به عزلت داشت و در زهدو تقوا و درویشی به راز میبرد،[۲۷] حتی پیوسته سعی بر گوشه‌گیری و استعفا از روحانی الاسلامی داشت و به نقل از برخی منابع برای مدتی از این رده گوشه گرفت.[مستلزم منبع]

نقل می‌نمایند، بهائی پیشین از روحانی الاسلامی، رده و قرب خاصی در دربار صفوی داشت و در علم، زهد و تقوا، کفایت و کاردانی گزینه متکی بودن فرمان روا عباس نخستین و طرف مشورت کردن وی قرار می‌گرفت. به نوشته اسکندر منشی،[۲۸] سلطان از محضر بهائی سود میبرد و وجود او‌را بسیار مغتنم می‌شمرد، تا آنجا که بعداز رجوع بهائی از مسافرت وقت گیر، به استقبال وی آمد و سر کردگی علمای کشور‌ایران را به وی سفارش کرد که بهائی نپذیرفت.[۲۹] فرمانروا در کارها دینی خانوادگی نیز به او بازگشت میکرد.[۳۰]

اقامه نماز آدینه
بهائی اقامه نماز آدینه اصفهان را بر ذمه داشت.[۳۱]

مذهب و مشرب روضه خوان بهائی

نگاره‌ای از روضه خوان بهایی تاثیر محمدعلی‌بیک نقاشباشی، نقاش قرن سیزدهم قمری.
شیعه بودن روضه خوان بهایی را باتوجه به وابستگی وی و خانواده‌اش به شیعه‌ها جبل استدلال و نیز نوشتن‌های بسیارش در فقه و معارف شیعی غیرقابل شک و تردید دانسته‌اند. از شاخص‌ترین این اثرها قصیده مشهور «وسیلة الفوز و الامان» وی در مدح امام فرصت(عج) و نیز صلوات مشهوری میباشد که برای ۱۴ معصوم تشکیل داد و با عبارت «اللهم صل و سلم و زد و بارک علی مالک الدعوة النبویة» آغاز میگردد و آن را خدام حرم متبرکه در مراسم اعیاد در آستان قدس رضوی و بقعه حضرت معصومه(س) و مذکّران شیعه در دیگر مجالس مذهبی می خوانند.[۳۲][یادداشت ۳] بهاءالدین عاملی در اشعار عربی خویش ضمن اظهار ارادت و اخلاص بدون نقص به ائمه شیعه و شوق واشتیاق به زیارت قبور وی،[۳۳] در مواقعی از معارضان آن‌ها تبری جسته میباشد.[۳۴]

محمدامین محبّی[۳۵] و احمد خَفاجی[۳۶] بر این باورند که بهائی تسنّن خویش را از فرمانروا عباس نخستین که شیعه بود، مخفی میکرد و اورا صرفا به منجر افراطی که در محبت ائمه شیعه داشته میباشد، شیعه شمرده‌اند.[۳۷] احتمالاً مهم ترین سبب ساز این غلط، سیاق و سلوک خویش بهائی میباشد که او در سفرهای خویش تقیه می کرد و به باعث مشرب عرفانی خویش، با هر ملتی به اقتضای مذهب وی خوی می‌نمود.

برخی علمای شیعه بر تسامح بهائی در عکس العمل با مذهب‌ها دیگر مشکل گرفته و در توثیق وی شک کرده‌اند،[۳۸][یادداشت ۴] البته مسلّم میباشد که روحانی بهائی دانا شیعی معتدلی بوده و به نحوه قدما، به اقوال و اثر ها عامّه حیث داشته میباشد؛ برای مثال، بر کشاف زمخشری کناره نوشته و لبه‌اش بر تعبیر و تفسیر بیضاوی علی‌رغم نیمه‌تمام ماندن، از شایسته ترین حاشیه ها این تعبیر و تفسیر شمرده گردیده‌است.[۳۹]

از سوی دیگر، بهائی در کسوت فقر و درویشی بوده و علی‌رغم آمد و شد به دربار صفوی، مشرب تصوف و عرفان داشته و به همین خیال و خاطر گزینه دقت منابع صوفیه قرار گرفته و گاه یک صوفی مجموع عیار معرفی گردیده است. معصوم علیشاه،[۴۰] بهائی را یاروهمدم با بخش اعظمی از بزرگان شیعه زیرا میرداماد، میرفندرسکی، ملا صدرا، مجلسی نخستین و سود کاشانی، به سلسله نوربخشیه و نعمت اللهیه منتسب نموده است. آنچه بیش تر از هر چیز تصوف بهائی را قوت بخشیده، لغات و اشعار خویش اوست. وی در اثرها خویش از محیی الدین ابن عربی با عباراتی مانند جمال العارفین، روحانی جلیل، بی نقص، عارف و واصل صمدانی تجلیل نموده است.[۴۱] از این رو، برخی علمای شیعه نیز بر وی به جهت تمایلش به تصوف و بعضا موردها دیگر اختلال گرفته‌اند.[۴۲]

بهائی بیش از دیگر علما و فقهای امامیه تصمیم به عرفان داشته میباشد. به گفته علامه مجلسی، او اهل چله‌نشینی و ریاضات دینی بوده و به طلبه خویش محمدتقی مجلسی آموختن بیان داده میباشد.[۴۳] با این همگی، در برخی منابع به بیزاری بهائی از صوفیان و دراویش فرصت خویش و آداب و عقاید وی اشاره شد‌ه‌است.[۴۴] خویش بهائی نیز در ماجراِ رمزیِ گربه و موش[۴۵] و در اشعارش، از صوفیان ریاکار نقد شدیدی نموده است. از این رو از بعضا علمای شیعه در حفاظت از بهائی و عدم انتساب وی به تصوف اصطلاحی، شواهدی نقل گردیده‌است.[۴۶]هم اینگونه از بعضی سروده‌های وی عیب گیری بدون شوخی به فیلسوفانی زیرا ارسطو و بوعلی و بسنده کردن به فقه و اصول خالی از عشق و علاقه و معرفت دیده می شود. در ابیاتی از نان وحلوایش میگوید:

یک‌سری و تعدادی از حکمت یونانیان؟
حکمت ایمانیان را هم بدان
یک سری زین فقه و حرف بی‌اصول
مغز را خالی کنی، ای بوالفضول
صرف شد عمرت به گفت و گو نحو و صرف
از اصول عشق و علاقه هم خوان یک دو صحبت
دل منوّر کن به انوار جَلیّْ
چندین باشی پیاله لیس بوعلی؟
سروَر فقید، شه عالم و آئین
سُؤْر مؤمن را شفا اظهار‌کرد ای حزین
سؤر رسطالیس و سؤر بوعلی
کی شفا گفته رسولِّ منجلی؟
سینهٔ خویش را برو صد چاک کن
دل از این آلودگی‌ها منزه کن
[۴۷]

بازدید : 70
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 9:51


حضرت ابراهیم دارای شهرت به ابراهیم خلیل، دومی نبی اولوالعزم میباشد. ابراهیم دربین‌النهرین به پیامبری مبعوث شد و نمرود حکم دهنده مجال خویش و عموم آن حوزه‌ را به آئین توحید دعوت کرد. گردآوری مقداری دعوت او‌را پذیرفتند و زیرا وی از ایمان‌آوردن آن‌ها مأیوس شد، به فلسطین مسجد قبا مشهد هجرت کرد.

برپایه نشانه‌ها قرآن، قوم و قبیله بت‌پرست ابراهیم، اورا به‌جهت آنکه بت‌هایشان را شکسته بود، در حریق انداختند، البته حریق به امر آفریدگار سرد شد و ابراهیم از آن سلامت آدرس مسجد قبا مشهد خارج آمد.

اسماعیل(ع) و اسحاق(ع) دو فرزند ابراهیم و جانشینان وی می‌باشند. نسب خویشاوندان بنی‌اسرائیل که پیامبران متعددی از دربین آنان ظهور کرد و همینطور حضرت مریم مامان حضرت عیسی، از روش اسحاق به ابراهیم(ع) میرسد. نبی اسلام هم به اسماعیل فرزند دیگر وی نسب رزرو مسجد قبا مشهد می‌بَرد.

قرآن بنای منزل کعبه و دعوت عموم به مناسک حج را به ابراهیم نسبت داده و او‌را خلیل‌الله (دوست خداوند) معرفی نموده است. طبق آیه ها قرآن وی بعداز آزموده‌شدن با آسیب ها ازجمله ذبح فرزندش به امر آفریدگار، خلال نبوت به منزلت امامت شماره تلفن مسجد قبا مشهد هم نائل شد‌ه‌است.

معاش‌طومار
به دنیا آمدن و وفات
بیشتر دانشمندان‌، سده ۲۰ پیش از تولد‌ را تاریخ‌ به دنیا آمدن‌ ابراهیم‌(ع) دانسته‌اند و بعضا‌ از آن‌ها رقم‌ ظریف‌خیس ۱۹۹۶ پیش از ‌به دنیا آمدن‌ را بیان کرده‌اند.[۱] در کتاب حادثه ها الایام روز به دنیا آمدن او، دهم محرم دانسته گردیده‌است.[۲] بعضی مورخین روز نخستین ذی‌الحجه را روز به دنیاآمدن او دانسته‌اند.[۳]

در منابع اسلامی چند شهر تحت عنوان محل تولد ابراهیم(ع) نام برده میباشد. به‌گفته تاریخ طبری بعضا بابل یا این که کوثا از نواحی سواد عراق را که در آن مجال نمرود در آن ها حکومت می‌کرده، محل تولد ابراهیم دانسته‌اند و بعضی دیگر محل میلاد او‌را الورکاء (اوروک‌) یا این که حرّان‌ ذکر کرده و گفته‌اند بعداً پدرش اورا به بابل یا این که کوثا منتقل کرد.[۴] در روایتی از امام درست گو(ع)، «کوثا» محل تولد ابراهیم و محل استقرار نمرود مذکور میباشد.[۵] ابن‌ بطوطه‌ جهانگرد قرن ششم قمری، از محلی‌ به‌ اسم‌ بُرص‌ در میان‌ حله‌ و بغداد در عراق خاطر کرده‌ که‌ گفته‌اند محل تولد‌ ابراهیم‌ بوده‌ میباشد‌.[۶]


مزار حضرت ابراهیم در شهر الخلیل در فلسطین
ابراهیم(ع) ۱۷۹ یا این که ۲۰۰ سال قدمت کرد و در حبرون بنا شده در فلسطین که امروزه الخلیل نامیده میشود، از عالم رفت.[۷]

بابا ابراهیم
درباره‌ اسم‌ بابا ابراهیم‌ اختلاف‌ می‌باشد. در قسم عتیق‌ این‌ اسم‌، ترح‌ ضبط گردیده‌ میباشد[۸] که در منابع تاریخی مسلمان ها، تارُخ[۹] یا این که تارَح[۱۰] مذکور میباشد. در قرآن آمده میباشد: «وَ إِذْ قالَ إِبْروشِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ» (وقتی که ابراهیم به پدرش آزَر بیان کرد).[۱۱] برپایه این آیه برخی از مفسران اهل‌سنت آزر را بابا حضرت ابراهیم دانسته‌اند؛[۱۲] ولی مفسران شیعه «اَب» را درین آیه در معنای بابا نمی‌دانند.[۱۳] به گفته آن ها واژه «اَب» در عربی ضمن بابا، در ارتباط عمو، جد و سرپرست و... نیز به فعالیت می‌رود. علامه طباطبایی در المیزان می گوید: بی‌شک وتردید «آزر» که در‌این آیه می باشد بابا واقعی ابراهیم وجود ندارد؛ البته به واسطه بعضا از خصوصیت‌ها و عناوینی که در وی وجود داشته، به وی بابا می‌گفته میباشد مانند این که وی عموی ابراهیم بود و از دید لغت، بابا (اَب) بر پدربزرگ و عمو و ناپدری نیز گفته میگردد.[۱۴] ابراهیم از آزر که او‌را بابا می خواند؛ البته بابا واقعی‌اش عدم وجود، بیزاری می‌جست.[۱۵]

مبنی بر گزارش منابع تاریخی، در سالی که ابراهیم(ع) دیده به جهان گشود، به فرمان نمرود هر نوزادی را که به عالم می‌آمد، به قتل می‌رساندند؛ به این دلیل‌که منجمان پیش‌بینی کرده بودند در سال جاری کودکی به جهان خواهد آمد که بنای مخالفت با آیین نمرود و پیروانش را می گذارد و بت‌ها را میشکند. برای همین مامان حضرت ابراهیم، از واهمه نمرودیان اورا باطن غاری در اطراف منزل‌اش گذاشت و پس از پانزده ماه شبانه از غار خارج آورد.[۱۶]

وصلت و فرزندان
همسر اولِ ابراهیم ساره میباشد و ابراهیم(ع) سازه به نقل تورات در اور کلدانیان با وی تزویج نمود.[۱۷] براساس گزارش دهخدا در لغتنامه اور یا این که عور یا این که در تورات اور کلدانیان شهر و حوزه‌ ٔ قدیم سومِر در جنوب بابل بوده میباشد. این شهر در جنوب عراق و از مرکزها اساسی فرهنگ و تمدن سومری و به گفته تورات زادگاه ابراهیم پیغمبر بوده میباشد . اسم این شهر تعالی که تأسیسش از فرصت‌های بسیار قدیم میباشد در قرن ۴ قبل از به دنیاآمدن از تاریخ برافتاد و بعداز آن در پایین خاک و شن مدفون شد و فراموش شوید و محلش در قرن ۱۹م. کشف شد.[۱۸] از تورات برمی‌آید که وی خواهر ناتنی ابراهیم بوده میباشد؛[۱۹] البته مبنی بر با احادیث شیعه، ساره دختر خاله ابراهیم و خواهر لوط(ع) بوده میباشد.[۲۰] برطبق یکی این احادیث، ابراهیم(ع) در کوثا با وی وصلت نمود و وی مالک محصول فراوانی (زمین و دام) بود که بعداز وصلت حضرت ابراهیم با وی، به تملک ابراهیم(ع) درآمد و حضرت ابراهیم آنان را زیادتر نمود؛ به گونه ای که در ناحیه معاش وی کسی به‌اندازه وی محصول و گنج نداشت.[۲۱]

ابراهیم از ساره فرزنددار نمیشد؛ از این رو ساره، کنیز خویش هاجر را به وی اعطا کرد و ابراهیم از وی مالک فرزندی به اسم اسماعیل شد.[۲۲] ابراهیم بعداز تعدادی سال از ساره هم مالک فرزند شد که اسم او‌را اسحاق گذاشتند. میلاد اسحاق ۵ یا این که ۱۳ سال پس از اسماعیل دانسته گردیده‌است.[۲۳] سازه به بعضا نقل‌ها، هنگام به دنیاآمدن اسحاق، ابراهیم(ع) بیشتراز ۱۰۰ سال داشته و ساره ۹۰ ساله بوده میباشد[۲۴] و طبق نقلی دیگر اسحاق سی سال بعداز اسماعیل دیده به جهان گشود و ابراهیم(ع) در آن مجال ۱۲۰ سال داشت.[۲۵]

گفته‌اند ابراهیم(ع) بعداز در سپری شد ساره با دو زن دیگر تزویج کرد که از یک کدام از صاحب و مالک ۴ پسر و از دیگری صاحب و مالک ۷ پسر شد و کل فرزندان وی به ۱۳ پسر رسید.[۲۶]ماذى، زمران، سرحج و سبق از زنی به اسم «قنطورا» و نافس، مدين، كيشان، شروخ، أميم، لوط و يقشان از زنی به اسم «حجونی».[۲۷

بازدید : 49
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 10:01


اُمِّ أیمَن، از صحابه و مامان اسامة بن زید که حضرت محمد(ص)، او‌را از زنان بهشتی معرفی نموده است. او به هم پا امام علی(ع) بعداز درگذشت نبی(ص)، برای بازپس‌به چنگ آوردن فدک از ابوبکر، شهیدشدن بخشید که رسول(ص)، فدک را به فاطمه زهرا(س) مسجد قبا مشهد بخشیده میباشد.

وی از اولیه افرادی بود که مسلمان شد. همینطور در نبرد احد و خیبر حضور داشت و در مبارزه احد به مجروحان آب می رساند و آن‌ها را مداوا می کرد. روایاتی به گزارش ام ایمن در منابع روایی وجود آدرس مسجد قبا مشهد دارااست.

معاش‌طومار
بَرَکة دختر ثعلبة بن عمرو، دارای اسم و رسم به‌ امّ ایمن، کنیزی حبشی[۱] و وابسته به عبدالله بن عبدالمطلب، بابا حضرت محمد(ص) بوده[۲] و بعد به رسول(ص) ارث رسیده[۳] و نبی بعد از تزویج با حضرت خدیجه،[۴] اورا رزرو مسجد قبا مشهد آزاد کرد.[۵]

ام ایمن همینطور بعداز درگذشت آمنه، مامان حضرت محمد(ص) در ابواء، وظیفه نگهداری از فرستاده(ص) را تا ورود به مکه[۶] و بعداز آن تا سنین بلوغ و پرورش، بر ذمه داشت.[۷]

ام ایمن قبل از اسلام در مکه با عبید بن عمرو تزویج کرد و از وی فرزندی به اسم أیمَن به جهان آورد که در غزوه حنین در سپاه اسلام بود و کشته شد.[۸] بعد از درگذشت عبید بن عمرو، ام ایمن با زید بن حارثه وصلت کرد.[۹] اسامة بن زید، فرزند آن دو میباشد.[۱۰] رسول(ص) قبل از وصلت ام ایمن با زید بن حارثه، خطاب به یارانش فرمود که هر که می خواهد با زنی بهشتی وصلت نماید، ام ایمن را به عقد خویش شماره تلفن مسجد قبا مشهد درآورد.[۱۱]

تاریخ درگذشت ام ایمن، پنج یا این که شش ماه بعداز وفات حضرت محمد(ص) دانسته گردیده‌است.[۱۲] با این اکنون، برخی از زنده بودن او در زمانه خلافت ابوبکر و قدمت حرف گفته‌اند.[۱۳]

ملازمت با رسول
ام ایمن از اولیه عده ای بود که مسلمان شد و ابعاد به مدینه سفر کرد.[۱۴] همینطور برخی از مورخان، او‌را از مهاجران به حبشه دانسته‌اند.[۱۵] اسم ام ایمن میان صحابه فرستاده مذکور میباشد.[۱۶]

او در نبرد احد حضور داشت و به مجروحان آب می رساند[۱۷] و آن‌ها را مداوا می کرد.[۱۸] ام ایمن در نزاع خیبر نیز به یاور ام سلمه، یکی‌از بیست زنی بود که یاروهمدم با رسول(ص) از مدینه بیرون شد.[۱۹]

نبی(ص) به ام ایمن عشق اکثری داشته و گاه او‌را مامان خطاب می‌نموده است.[۲۰] بنابر گزارش‌های تاریخی، رسول(ص) با ام ایمن در منزل‌اش دیدار می‌کرده و بعداز رسول نیز ابوبکر و قدمت به تاسی از حضرت محمد(ص)، همین فعالیت را ایفا داده‌اند.[۲۱] در بعضا منابع حدیثی، فضیلت ها ام ایمن در بخشی جدا مذکور میباشد.[۲۲]

ام ایمن به هم پا امام علی(ع)، بعداز درگذشت نبی(ص)، برای بازپس‌به چنگ آوردن فدک از ابوبکر، شهیدشدن اعطا کرد که نبی(ص) فدک را به فاطمه بخشیده میباشد.[۲۳] در منابع حدیثی اهل‌تسنن تعدادی حدیث از فرستاده(ص) به وسیله ام ایمن نقل گردیده‌است.[۲۴] اشخاصی زیرا انس بن صاحب و مالک، ابویزید مدنی و حنش بن عبدالله صنعانی نیز از وی داستان کرده‌اند.[۲۵]

پانویس
زهری، المغازی النبویة، ۱۴۰۱ق، ص۱۷۷؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۲۵، ص۸۶.
الطبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۲۵، ص۸۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۲۲۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۵۹م، ج۱، ص۹۶.
حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۷۷؛ الطبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۲۵، ص۸۶.

بازدید : 74
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 9:59


معاش‌طومار و زیست علمی
سید علی موسوی گرمارودی در ۳۱ فروددین ماه سال ۱۳۲۰ش در قم دیده به جهان گشود.[۱۸] پدرش سید محمدعلی از روحانیان سرشناس حوزه‌ گرمارود الموت قزوین[۱۹] و مادرش اهل تنکابن مازندران بود.[۲۰] در زمانه کودکی با سید علی‌اکبر ابوترابی دوست و مسجد قبا مشهد اهالی بود.[۲۱]

تحصیلات ابتدایی را نزد پدرش استارت کرد و بعد از آن در مدرسه های قم افزود.[۲۲] در متوسطه آئین و علم با مدیر سید محمد حسینی بهشتی از محضر استادانی زیرا محمد مفتح، علی‌اصغر فقیهی و مظاهر مُصَفّا استفاده نمود.[۲۳] در سال ۱۳۳۷ش برای علم آموزی علم ها حوزوی به مشهد رفت و نزد روحانی مجتبی قزوینی[۲۴] و محمدتقی ادیب نیشابوری[۲۵] علم فراگرفت. بعد از چهار سال به قم رجوع و در مکتب فیضیه تحصیلات حوزوی خویش را افزود.[۲۶] در‌این زمان از شاگردان محمد و محمدرضا حکیمی، واعظ طبسی[۲۷] و مرتضی مطهری[۲۸] بود. بعد از اتفاق ها ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و دستگیری امام خمینی، پدرش به طهران هجرت کرد و وی نیز راهی پایتخت و در آنجا سکنی آدرس مسجد قبا مشهد گزید.[۲۹]


نمایی از جوانی سید علی موسوی گرمارودی در خرقه روحانیت
در سال ۱۳۴۵ش، در زمان کارشناسیِ فنٔ حقوق و دستمزد قضایی دانش گاه طهران پذیرفته شد[۳۰] و در سال ۱۳۴۸ش پیروز به دریافت مدرک لیسانس از این حرفه شوید.[۳۱] او آنگاه تحصیلات تکمیلی خویش را در حرفهٔ لهجه و ادبیات فارسی دانش گاه طهران خاطر نشان نمود و در برهه زمانی فوق لیسانس[۳۲] و دکتری[۳۳] خارج از‌التحصیل شد. برای مثال استادان وی در کالج می‌قدرت به احمد مهدوی دامغانی،[۳۴] محمدرضا حکیمی، سید جعفر شهیدی و مهدی متفحص اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نمود.[۳۵]

موسوی گرمارودی در شب شعر
«انیستیتو گوته» در سال ۱۳۵۶ش:
«... شیعه در طی تاریخ گلرنگ خویش،
مظلوم زیسته، ولی هماره صدای خود را
به گوش تاریخ رسانده میباشد.»[۳۶]

کار‌ها
سید علی موسوی گرمارودی در سال ۱۳۵۲ش بوسیله ساواک دستگیر[۳۷] و در سال ۱۳۵۶ش از زندان آزاد شد.[۳۸] وی بعد از انقلاب، به سرپرستی انتشارات فرانکلین کهن،[یادداشت ۱] مدیرعاملی کمپانی اُفْسِت،[۴۰] مشاور فرهنگی و سخنگوی وزارت پست و تلگراف منصوب شد.[۴۱] در سال ۱۳۵۹ش به سمت مشاور مطبوعاتی و فرهنگی ابوالحسن بنی‌صدر، مدیریت جمهور وقت تعیین شوید.[۴۲] هرچند بعد از مدتی قصد استعفا داشت؛ ولی به سفارش امام خمینی درین سِمت باقی شماره تلفن مسجد قبا مشهد ماند.[۴۳]

گرمارودی نهایتاً به جهت اختلاف لحاظ با بنی‌صدر از سمت خویش استعفا اعطا کرد؛[۴۴] ولی همیاری وی با بنی‌صدر ابعاد موجب نقدها برخی محافل مطبوعاتی شد. به‌تیتر نمونه، محسن مخملباف در ماهنامه کیهان او‌را به "بنی‌صدری بودن" جنایتکار کرد که گرمارودی با ارائه طومار‌ای به خط محمد صدوقی، خویش را از این اتهام تبرئه نمود.[۴۵] بعد ها طومار‌ای از امام خمینی درباره مخالفت وی با استعفای گرمارودی منتشر شد.[۴۶] [۴۷] موسوی گرمارودی عمل‌های ادبی پهناور‌ای در حیطههای متفاوت از سرودن شعر در کل پوسته‌های شعری از قصیده و غزل تا شعر تازه،[۴۸] نویسندگی، ماجرا‌نویسی و ترجمه داشته میباشد.[۴۹] تألیف اثر ها پژوهشی، آموزشی، گفت‌و‌گو و سفرنامه برخی دیگر از عمل‌های وی درین حوزه میباشد.[۵۰] او در فصل پاییز ۱۳۵۶ش در شب شعر انستیتو گوته کمپانی کرد و شعر آیینی «در سایه‌سار نخل ولایت» را ارائه بخشید.[۵۱]


موسوی گرمارودی مشاور مطبوعاتی و فرهنگی مدیریت جمهور وقت، بنی‌صدر به همدم علامه جعفری و محمد مجتهد شبستری در سال ۱۳۵۹ش
بعد از موفقیت انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، موسوی گرمارودی به همدم طاهره صفارزاده، «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» را تأسیس نمود.[۵۲] از سایر عمل‌های فرهنگی او می‌اقتدار به تکثیر ماهنامه ادبی گلچرخ در فصل تابستان ۱۳۶۵ش اشاره نمود.[۵۳] او مسئولیت سالن وحدت طهران را نیز برعهده داشته میباشد.[۵۴] او همینطور از تیرماه ۱۳۷۸ تا سال ۱۳۸۲ش تحت عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان سرویس کرد[۵۵] و مدتی نیز مسئولیت سالن وحدت طهران را بر ذمه داشت.[۵۶] حضور و سخنرانی در کنگره‌های داخلی و فرنگی از سایر کار‌های فرهنگی موسوی گرمارودی بوده میباشد.[۵۷]

دستاوردها و افتخارات
بعضی از مهم ترین دستاوردها و افتخارات سید علی موسوی گرمارودی به تفصیل پایین میباشد:

مرتبه اولیه شایسته ترین شعر جدید فقاهتی در سال ۱۳۴۸ش برای شعر «خاستگاه نور و روشنایی» در مسابقه شعر خبر نامه یغما که به عملکرد حسینیه ارشادوراهنمایی و به مناسبت شروع پانزدهمین قرن بعثت برگزار شد.[۵۸]
استحصال مشوق کتاب سال ایران در سال ۱۳۹۰ش برای ترجمه قرآن کریم و مهربان.[۵۹]
برگزیده قسمت شعر آئینی در دو‌مین فستیوال در میان‌المللی شعر فجر در سال ۱۳۸۶ش.[۶۰]
تقدیر در نصیب آیین و حدیث سی‌و‌چهار‌مین زمان محرک کتاب سال کشور ایران به‌پاس ترجمه نهج‌البلاغه.[۶۱]

بازدید : 67
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 10:07


اسماعيل‌ بن‌ جعفر (درگذشت:۱۴۳ یا این که ۱۴۵ق) فرزند تبارک امام راستگو(ع‌) میباشد که‌ اسماعیلیه وی یا این که فرزندش محمد را امام بعد از امام درست گو(ع) می دانند. البته از حیث امامیه و نیز بر پایه ی روایات رسیده از رسول(ص)، موسی بن جعفر(ع) امامِ بعداز امام درست گو(ع) میباشد. باور به امامت اسماعیل دیباچه طلاق اسماعیلیان از امامیه و صورت‌گیری فرقه مسجد قبا مشهد اسماعیلیه شد.

درباره شخصیت اسماعیل اختلاف‌حیث وجود داراست بعضی با استناد به احادیث بر این باورند که او با غالیان رابطه داشته میباشد. البته آیت‌الله خویی با توجیه این احادیث و استناد به احادیث دیگر او را فردی جلیل و آیتم عطوفت بابا آدرس مسجد قبا مشهد دانسته میباشد.

اسماعیل در طول حیات امام راستگو(ع) از عالم رفت و در بقیع دفن شد. امام راست گو(ع) خاکسپاری و خاک سپاری او را آشکارا برگزار کرد و اشخاصی را بر مرگش شاهد گرفت تا شبهه امامت و موعود بودن او از در بین برود. همینطور سازه بر احادیث درباره فرصت مرگ اسماعیل بداء چهره داده میباشد، چراکه بعضی از شیعه‌ها او‌را امام می‌پنداشتند و با مرگش پدیدار شد که او امام رزرو مسجد قبا مشهد نبوده میباشد.

معاش و خانواده
اسماعیل فرزند امام راست گو(ع) و فاطمه نوه امام سجاد(ع) میباشد.[۱] تاریخ‌ میلاد او در منابع تاریخی بیان نشده میباشد. با این درحال حاضر با استناد به میلاد امام کاظم(ع) در سال ۱۲۷ق[۲] یا این که ۱۲۸ق[۳] و اختلاف ۲۵ سال دربین امام کاظم(ع) و اسماعیل،[۴] به دنیا آمدن وی در سال‌های اول قرن دوم شماره تلفن مسجد قبا مشهد تقریب زده گردیده‌است.[۵]
علی بن محمد علوی عمری سال فوت اسماعیل را ۱۳۸ق گزارش داده.[۶] در حالی که طبری، تالیف کننده تاریخ طبری از زنده بودن وی در ۱۴۰ق خبر داده میباشد.[۷] سال‌های ۱۴۳[۸] و ۱۴۵ق[۹] به‌تیتر سال‌های مرگ اسماعیل آمده میباشد.
نسل اسماعیل از روش فرزندانش محمد و علی ادامه یافت.[۱۰] محمد دو فرزند به اسم‌های اسماعیل ثانی و جعفر اکبر داشت[۱۱] و نسل علی بن اسماعیل نیز از فرزندی به اسم محمد باقی ماند.[۱۲]
نوادگان اسماعیل در مملکت‌هایی زیرا خراسان، نیشابور، سامراء[۱۳] دمشق،[۱۴] مصر،[۱۵] اهواز، کوفه، بغداد،[۱۶] یمن،[۱۷] صور،[۱۸] حلب[۱۹] و قم[۲۰] می‌زیستند.

نبو
امام جعفر درستگو (ع)
نبی اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راست گو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
اعتبار و شخصیت
به گفته آیت‌الله خویی رجالی شیعه (۱۲۷۸-۱۳۷۱ش) درباره اعتبار شخصیت اسماعیل دو تیم احادیث وجود دارااست. از بعضی از احادیث مدح وی و از بعضی دیگر ذمش برداشت می‌گردد.[۲۱] مبنی بر روایاتی که از آنان ذم اسماعیل‌ برداشت گردیده وی با غالیان‌ همانند مفضل بن عُمَر و بَسّام صیرَفی رابطه داشت و امام راست گو(ع) از این‌ رابطه ها ناخشنود بود.[۲۲] همینطور وی به محافلی‌ رفت‌وآمد داشت که‌ منجر‌ میشد در صلاحیت‌های اخلاقی‌ او شک وتردید خواهد شد.[۲۳] آیت‌الله خویی احادیث ذم را دارنده ضعف سندی و دلالی دانسته و احادیث مدح را ترجیح داده میباشد از این‌رو اسماعیل را فردی جلیل و گزینه عطوفت پدرش معرفی نموده است.[۲۴]
بعضا به رابطه اسماعیل‌ با خطابیه و نقش‌ آن‌ها در صورت‌گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ اشاره کرده‌اند. به گفته اینان ابوالخطاب و اسماعیل‌ در طول‌ حیات‌ امام‌ درستگو‌(ع‌)، به یاری یکدیگر، عقایدی را مبنا‌گذاری کردند که‌ پایه‌ اسماعیلیه شد[۲۵] اورده شده دلیلی بر این داعیه نیست.[۲۶] لویی ماسینیون‌، اسلام‌شناس فرانسوی نیز ابوالخطاب‌ را بابا معنوی اسماعیل می داند.[۲۷] ولی حکم کننده نعمان مغربی عالم اسماعیلیه (۲۸۳-۳۶۳ق) نقشی برای ابوالخطاب در صورت‌گیری اسماعیلیه قائل وجود ندارد و اورا بدعتگذار و گزینه لعن امام راست گو(ع) میداند.[۲۸]

بازدید : 24
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 9:47


راهبردها و خصوصیت‌ها
اعضای اساس مقاومت حول تعدادی دستور کار و خصوصیت واقعه‌حیث دارا هستند که منجر اتحاد آنان گردیده‌است. نام و نشان حیطه‌ای مشترک و تأثیرپذیری از گفت‌و‌گو اسلام سیاسی را از خصوصیت‌های اعضای این پایه دانسته‌اند. همینطور آورده شده که اعضای این اساس با تقویت قدرت نظامی خویش درپی دست‌یابی به اهدافشان مسجد قبا مشهد می باشند.

نام‌و‌نشان حوزه‌‌ای
قیمت‌ها و هنجارهای مشترک اجتماعی، فقهی و فرهنگی از عواملی میباشد که به‌گفته محققان سیاسی، سبب ساز صورت‌گیری نام و نشان مشترکی در بین اعضای پایه مقاومت شد‌ه‌است و با وجود مسافت جغرافیایی و فقدان مرز مشترک، آنان را حول یک نام و نشان ناحیه‌ای دارای انسجام نموده است.[۱۹] حوزه‌‌گرایی را نوعی نام و نشان نو دانسته‌اند که در اواسط ملی‌گرایی و عالم‌گرایی ظهور کرده و در‌پی پر رنگ کردن بها‌ها و هنجارهای مشترک اجتماعی و فرهنگی بازیگران حیطه‌ای آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۰]

بر پایه ی عقیده حوزه‌‌گرایی، اعضای شالوده مقاومت با استناد به آموزه‌های شرعی همانند قاعده نفی سبیل و ظلم‌ستیزی و اعتماد به شعارهایی مانند وحدت عالم اسلام و استکبارستیزی، پیرو دست‌یابی به هدف ها خویش می‌باشند.[۲۱] همینطور آورده شده صورت‌گیری این نام‌و‌نشان ناحیه‌ای پایین‌تأثیر مؤلفه‌هایی زیرا فرهنگ وتمدن شهید شدن‌طلبی[۲۲] جانبداری از مظلومان، عدل و داد‌طلبی، استقلال‌خواهی، دفاع از تکان‌های آزادی‌قسمت، مهدویت، آموزه انتظار و عموم‌سالاری فقاهتی میباشد که در روند انقلاب اسلامی کشور‌ایران صورت رزرو مسجد قبا مشهد گرفت.[۲۳]

بعضا از دانشمندان صورت‌گیری این نام و نشان ناحیه‌ای را در رویا رویی با نام‌و‌نشان و ائتلاف دیگری در حوزه‌ غرب آسیا میدانند که به وسیله بعضا از کشورهای عربی صورت گرفته و در ادامه سازگاری با اسرائیل و کاهش نفوذ کشور‌ایران شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۴]

تأثیرپذیری از مصاحبه اسلام سیاسی
مصاحبه اسلام سیاسی[یادداشت ۱] را عمده‌ترین گفتگو موثر بر تحولات چندین دهه اخیر حوزه‌ غرب آسیا دانسته‌اند که کاربست فرقه‌ای آن در پوسته حرکت‌های سَلَفی و تکفیری عصر‌ای مملو از آشوب و خشونت و اختلافات مذهبی در‌این حیطه ساخت و ساز نموده است.[۲۵] در مقابلِ حرکت‌های سلفی، از ظهور مذاکره جدیدی به اسم گفت‌و‌گو مقاومت شیعی حرف اورده شده که با برد انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت شیعی در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت و با پیوستن تیم‌هایی مانند حزب‌الله، دسته‌های شیعه در عراق، انصارالله یمن و همینطور همسویی دسته‌های سنی‌مذهب مانند حماس و جهاد اسلامی فلسطین، با این گفت‌و‌گو، تحولات ناحیه صورت جدیدی به خویش گرفت.[۲۶]

ارتقا توان نظامی جهت ساخت و ساز توازن اقتدار
ارتقاء توان نظامی کشورهای عضو پایه مقاومت و تجهیز نظامی دسته‌های متعلق به آن، به‌عامل وجود تهدیدهای پیش‌ِروی پایه و کاهش زخم‌پذیری آن در مقابل اقتدار‌های حریف در حیطه، از راهبردهای مهم این شالوده محسوب گردیده‌است.[۲۷] به گفته دانشمندان حوزه امنیت در میان‌الملل، ارتقاء اقتدار نظامی اعضای اساس مقاومت و همگرایی آن‌ها با بعضی از کشورهای قوی، سبب گردیده هزینه‌های ایفا مبادرت نظامی علیه اعضای اساس مقاومت برای اقتدار‌های حریف ارتقا پیدا نماید و بازدارنده از اجرا مبادرت آن‌ها خواهد شد یا این که در شکل مبادرت، متحمل خسارات متعددی شوند.[۲۸]

اقدامات و دستاوردها
پایه مقاومت از اولِ تشکیل، اقدامات و دستاوردهایی داشته که آن را به یک هنرپیشه اساسی حیطه‌ای و تا حدودی فی مابین‌اللملی تبدیل نموده است.[۲۹] ازجمله این اقدامات این اساس می‌قدرت به مبارزات تیم‌های فلسطینی و حزب‌الله لبنان در مقابل اقدامات اشغال‌گرایانه اسرائیل، نبرد کشورهای کشور‌ایران، عراق و سوریه و مجموعه‌های مقاومت در مقابل توسعه و گسترش نفوذ داعش در عراق و سوریه و در غایت، رویارویی با تهاجم کشورهای عربی به یمن، بوسیله انصارالله یمن اشاره نمود.

تقویت مقام شیعه ها در ناحیه غرب آسیا
تأثیرپذیری بالای رای زنی مقاومت از آموزه‌های شیعی، از عامل ها تقویت رده شیعه‌ها در حوزه‌ غرب آسیا تلقی شد‌ه‌است.[۳۰] به گفته محققان، اقتدار قابل انعطاف کشور ایران در تقویت و نفوذ اقتدار شیعه‌ها در کشورهایی زیرا عراق[۳۱] و یمن[۳۲] و بعضا از قسمت‌های لبنان مؤثر بوده میباشد.[۳۳] همینطور به یقین بعضا از محققان سیاسی، ارتقاء وضعیت سیاسی‌اجتماعی شیعه ها در یک ارتباطٔ متقابل، منجر تقویت مبنا مقاومت نیز شد‌ه‌است؛ به‌ویژه در عراق بعداز سقوط صدام، شیعه ها بیرون گردیده از زیر محدودیت‌های حزب بعث، توانستند حضور پررنگی در مناسبات سیاسی-اجتماعی عراق داشته باشند.[۳۴]

تقابل با اشغال‌گری اسرائیل
به اعتقادوباور دانشمندان سیاسی، نام و نشان اشغال‌گرایانه اسرائیل و عدم پایبندی آن به مرزهای گزینش‌گردیده در سال ۱۹۴۸م موجب شد فلسطینیان به نزاع علیه اسرائیل متمایل گردد و تشکل‌هایی ازجمله تکان جهاد اسلامی فلسطین و حرکت حماس صورت گرفت.[۳۵] این دو تکان که با غرض آزادسازی میهن‌های اشغال گردیده فلسطین تشکیل شد،[۳۶] تضارب‌های زیادی با رژیم صهیونیستی داشته‌اند[۳۷] که از مهم ترین آن‌ها می‌اقتدار به انتفاضه‌های اولیه و دوم فلسطین،[۳۸] نبرد ۲۲ روزه غزه[۳۹] و عملیات گردباد‌الاقصی اشاره نمود.[۴۰]

رویارویی با اقدامات رژیم صهیونیستی منحصر به فرد به تیم‌های فلسطینی خلا و حزب‌الله لبنان نیز توانست در سال ۲۰۰۰م به اشراف نظامی ۱۸ ساله اسرائیل بر مناطقی از جنوب لبنان نقطه نهایی دهد.[۴۱] مقابله دربین حزب‌الله لبنان و اسرائیل در پیکار ۳۳ روزه نیز ادامه پیدا کرد که از اواخر تیر سال ۱۳۸۵ش تا اواخر مرداد به عبارتی سال در جریان بود.[۴۲] حزب‌الله بعداز عملیات گردباد الاقصی نیز برای پشتیبانی از عموم غزه وارد مبارزه با اسرائیل شد که تبادل حریق سنگینی دربین دو طرف صورت گرفت.[۴۳] در‌این تضارب‌ها سید حسن نصرالله سومی دبیرکل حزب‌الله و تنی چند از فرماندهان آن به شهیدشدن رسیدند.[۴۴]

اشغال نصیب‌هایی از مرزوبوم سوریه، موسوم به بلندی‌های جولان، به وسیله رژیم صهیونیستی در حین نزاع‌های شش‌روزه اسرائیل و کشورهای عربی در سال ۱۳۴۶ش (۵ ژوئن ۱۹۶۷م)، ادله ساخت و ساز رابطه ها خصمانه بین سوریه و اسرائیل گردیده است.[۴۵] آورده شده رابطه ها سوریه و اسرائیل بعداز موفقیت انقلاب اسلامی کشور‌ایران و به‌ویژه با استارت سر گروهی‌جمهوری حافظ اسد و پسرش بشار در سوریه، خصمانه‌خیس شد و به صورت‌گیری اتحادی مجاورت‌خیس فی مابین جمهوری اسلامی ایران، سوریه انجامید.[۴۶] به یقین دانشمندان از مهمترین دست اندرکاران تقویت اتحاد جمهوری اسلامی ایران و سوریه، طریقه‌های مشترک دو میهن در تقابل با اسرائیل و همینطور دفاع از حزب‌الله لبنان میباشد.[۴۷]

بازدید : 44
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 10:06


اولی مبارزه با عثمانی‌ها
پشتیبانی‌های پاد شاه اسماعیل از کودتا‌ها در قلمرو عثمانی، به پاد شاه سلیم، جانشین بایزید عذر و بهانه اعطا کرد تا با صفویان به مبارزه برخیزد.[۲۳] به درخواست وی شمس الدین احمد درباره مذهب شیعه رساله خصمانه‌ای نوشت[۲۴] و مفتی استانبول نیز فتوای قتل شیعه ها را صادر کرد.[۲۵] اسماعیل از لحاظ سلیم خیر فقط معاند مذهبی بود، بلکه به منجر دفاع از علویان عثمانی، معاند سرزمین وی نیز به اکانت می‌آمد، و به انگیزه پناه از سلطنت احمد اخوی سلیم، مخالف فرد وی هم تلقی میشد.[۲۶] از سوی دیگر، فرمانروا عثمانی هزار بدن از شیعه ها را در مرزو بوم‌های عثمانی مسجد قبا مشهد کشت.[۲۷]

نزاع چالدران
نبرد پاد شاه سلیم و سلطان اسماعیل در دوم رجب ۹۲۰ق در دشت چالدران درگرفت و یک روز بیشتر ارتفاع نکشید و به موفقیت دولت عثمانی انجامید. برخی منابع، از دلاوری و جنگاوری پاد شاه اسماعیل و سپاهیانش در‌این پیکار و حیرت معاند از آن خاطر آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۲۸]

فرمان روا اسماعیل آن گاه به درگزین گریخت و فرمان روا سلیم پیروزمندانه وارد تبریز شد، اما نتوانست در آنجا بماند و بعد از ۸ روز تبریز را به سوی استانبول شکاف کرد[۲۹] و تمامی هنرمندانی را که پاد شاه اسماعیل از هرات به پایتخت آورده بود، هم پا گروهی از صنعتگران و اعیان تبریز از کشور‌ایران به عثمانی رزرو مسجد قبا مشهد پیروزی.[۳۰]

بعد از خروج سلیم از تبریز، فرمانروا اسماعیل به پایتخت مراجعت کرد.[۳۱] وی همواره به جبران باخت نبرد چالدران می‌اندیشید و برای مثال تدبیرهایش آن بود که در ۹۲۱ق /۱۵۱۵م سفرای پادشاهان مجارستان و آلمان را به حضور عهده دار شد و دول اروپایی را به اتحاد بر ضد عثمانی شماره تلفن مسجد قبا مشهد فراخواند.[۳۲]

بعد از ناکامی در چالدران
بعداز این ناکامی، سلطان اسماعیل به سوگواری پرداخت، خرقۀ سیاه می پوشید و درفش‌ها را مشکی رنگ درآورد که بر روی آنها کلمۀ «القصاص» نوشته شد. او دیگر مانند پیشین دقت خویش را مصروف کارها دولت نمیکرد.[۳۳]

پاد شاه اسماعیل برای صوفیان قزلباش که اکثراً جزء غلات شیعه بودند، خدای زنده و مظهر کمال و اقتدار بود که مدام غالب میشود، اما باخت چالدران به افسانۀ ناکامی ناپذیری و عقیدۀ خرافی الوهیت او نقطه نهایی اعطا کرد.[۳۴]

درگذشت
آخر و عاقبت "پادشاه اسماعیل" بعداز حدود ۲۳ سال پادشاهی، در سن ۳۸ سالگی در دو شنبه ۱۹ رجب سال ۹۳۰ق درگذشت و جسد او‌را دربقعه روضه خوان صفی‌الدین اردبیلی به خاک سپردند. او هنگام مرگ خیر فرزند از خویش به جا گذاشت؛ که چهار پسر به اسم‌های: "تهماسب میرزا"، "القاسب میرزا"، "سام میرزا" و "بهرام میرزا" از آن گزاره‌اند.[۳۵]


حرم-پاد شاه-اسماعیل در اردبیل

بناها و اثرها
پادشاه اسماعیل به رسوم و آئین‌های مذهبی و ملی بسیار عشق و علاقه داشت[۳۶] و به ساخت آبادانی و بناهای خاطر بود شوق واشتیاق نشانه می‌اعطا کرد.[۳۷] مهم ترین اثراتی که از او به یادگار باقی‌مانده، اینهاست: بازار بدور میدان قدیم اصفهان[۳۸] مکتب هارونیه و بقاع امام زاده هارون در اصفهان[۳۹] این دو سازه به طور کاملً ما‌نده میباشد؛ بناهای حافظه بود در اوجان عجم و شیراز[۴۰] و آخر و عاقبت آبادانی‌ها و ساختمانهای زیادی که در کردار و تبریز بنیاد کرد.[۴۱]

سرودن شعر
پادشاه اسماعیل به فارسی و ترکی شعر می‌سرود و خطایی تخلص میکرد.[۴۲]

بازدید : 47
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 10:16


انقلاب ۱۹۲۰ عراق قیام علیه انگلیس بود. در سال ۱۹۲۰م عراق پایین قیمومیت انگلستان اعلام شد و در فصل‌تابستان به عبارتی سال، عموم عراق علیه انگلیسی‌ها مسجد قبا مشهد قیام کردند.

مقصود عراقی‌ها از قیام، استقرار یک حکومت غیر وابسته بود. روحانیون نقش عمده‌ای در صورت‌گیری این انقلاب داشتند و محمدتقی شیرازی رهبری قیام را برعهده داشت. این قیام به «ثوره العشرین» دارای آدرس مسجد قبا مشهد شهرت هست.

این قیام بعد از یکسری ماه، به وسیله انگلیسی‌ها سرکوب شد.

اشغال عراق بوسیله انگلیس
انگلستان با استارت نزاع جهانی نخستین از خلیج عجم به عراق که جزو امپراتوری عثمانی‌ بود،‌ حمله کرد. عموم و قبائل متفاوت عراقی با وجود نارضایتی از حکومت عثمانی برای دفع تجاوز انگلیسی‌ها به نیروهای شکاف پیوستند.[۱] سید محسن حکیم که ابعاد مرجع والا شیعه شد، علیه انگلیسی‌ها به نزاع رفت.[۲] بعضا علمای شیعه برای مثال محمدتقی شیرازی در سامرا به وجوب نزاع با انگلیسی‌ها فتوا دادند.[۳] بعداز مدتی بیشتر عراق به تصرف انگلستان درآمد و با نقطه پايان یافتن نزاع جهانی نخستین، انگلیس کل عراق را رزرو مسجد قبا مشهد اشغال کرد.[۴]

رفراندوم
دولت انگلستان بعد از اتفاق ها و مسائلی،‌ تصمیم گرفت رفراندومی در عراق برگزار نماید و نظرها ملت عراق را در سه مورد تحت به دست شماره تلفن مسجد قبا مشهد آورد:

آیا عموم برپایی یک دولت عربی که از مرزهای شمالی ایالت موصل تا خلیج عجم امتداد داشته و پایین الحمایه انگلستان باشد را ترجیح میدهند؟
در حالتی‌که که عموم به‌این سیستم حکومت رضایت دهند،‌ آیا قبول دارا هستند که در رأس آن یک شاهزاده یا این که شریف عربی قرار گیرد؟
در شکل قبول این اصل، چه کسی را برای قرار به دست آوردن در رأس این دولت قبول دارا هستند؟[۵]
دانشمندان معتقدند دولت انگلستان عملکرد داشت سود کلیه‌پرسی ادامه حضور انگلستان در عراق باشد.[۶]

محمدتقی شیرازی در سال ۱۹۱۹م و درخصوص تمامی‌پرسی که برگزار شد، فتوا بخشید «هیچکس جز مسلمان‌ها حق ندارد بر مسلمان ها حکومت نماید»[۷] نمایندگان اهل تسنن و تشیع عراق در ۱۹۱۹م در بیانیه‌ای خواهان کشوری از موصل تا خلیج عجم شدند که یک مرزو بوم عرب باشد. در رأس این مملکت یک کدام از فرزندان شریف حسین قرار بگیرد و فرمان روا باشد. در کنار این سلطان یک مجلس قانونگذاری نیز تشکیل گردد که راس آن در بغداد باشد.[۸] پژوهشگران معتقدند با وجود مخالفت عموم، نمایندگان انگلستان فقط آرای دوست داران انگلیس را تصویب کرده و به همین جهت به فیض حقیقی این رفراندوم اهمیتی ندادند.[۹]

قیام

اشاره به رهبری محمدتقی شیرازی در انقلاب ۱۹۲۰م بر سنگ قبرش
عموم قسمت‌هایی از عراق در فصل‌تابستان سال ۱۹۲۰م علیه حکومت انگلستان قیام کردند.[۱۰] این قیام به «ثوره العشرین» مشهور شد[۱۱] و سه ماه ادامه داشت.[۱۲]

دست اندرکاران
دانشمندان برای قیام ۱۹۲۰م کارداران متفاوت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را بیان کرده‌اند.[۱۳] ولی مهمترین انگیزه این قیام را دست اندرکاران سیاسی و فقهی دانسته‌اند؛ دولت انگلستان از مجال اشغال عراق تا سال ۱۹۲۰م به عراقی‌ها وعده استقلال و اعطای حاکمیت می‌اعطا کرد. این وعده‌ها با بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و حتی برگزاری رفراندوم به عموم رسانده شد. تا اینکه در سال ۱۹۲۰م و در کنفرانس «سان ریمو» متفقین سرپرستی و قیمومیت انگلستان بر عراق را پذیرفتند و عموم عراق از استقلال خویش تماما ناامید شدند.[۱۴]

بازدید : 58
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 9:58


محمود غَزْنَاو (حکومت: ۳۸۷-۴۲۱ق) مقتدرترین فرمان روا سلسله غزنوی، دارای اسم و رسم به جاری ساختن پیکار‌های مذهبی در هند و سرکوب شیعه ها و بقیه مجموعه‌های مذهبی و فکری به‌عایدی خلافت عباسی. راه و روش سرکوب‌گرانه محمود یک کدام از عامل ها زوال فرهنگ و تمدن اسلامی و دوری از پرورش تشیع مسجد قبا مشهد قلمداد گردیده است.

سیاست مذهبی محمود، در تقویت خلافت عباسی و سرکوب معارضان عقیدتی و سیاسی آن، به‌تیتر راهکاری برای استخراج اقتدار و گنج بیشتر از سوی وی تلقی گردیده است. این سیاست از سوی خلیفه وقت آیتم هواخواهی بی نقص قرار گرفت. نتایج این سیاست سرکوب تیم‌های مذهبی زیرا اسماعیلیه و امامیه و تیم‌های فکری زیرا فلاسفه و معتزله قلمداد آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.

حدود حکمرانی غزنویان در زمان حکومت محمود دربرگیرنده خراسان، خوارزم، سیستان، ری و بخش‌هایی از هندوستان می‌گردیده‌است. غَزْنِین، پایتخت غزنویان در زمانه محمود در نقط ی اوج آبادانی تصویر گردیده و محل اشاعه شعر و آرامش فارسی به‌شمار رفته میباشد. محمود را به صفاتی زیرا شجاعت، آمادگی نظامی و احاطه بر نظامات حکومت ستوده‌اند؛ اما در مقابل، خشونت‌خویی، تعصب مذهبی، حسادت، تملق‌طلبی و ناجوانمردی در سیاست را از رذائل اخلاقی وی رزرو مسجد قبا مشهد برشمرده‌اند.

در بعضا منابع، محمود، سلطانی فرهنگ وتمدن‌پرور خوانده شد‌ه‌است. بعضا با پشت گرمی به طریق واکنش وی با برخی عالمان مذهب‌ها دیگر و سوزاندن کتاب‌های فلسفی و شیعی در حمله به ری درین آوازه خدشه کرده‌اند. از لحاظ آن‌ها، محمود صرفا شاعران و محققان همسو با سیاست‌های مذهبی خویش را تکریم می‌نموده است. بی‌توجهی وی به فردوسی، حماسه‌سرای اهل ایران و امتناع ابن‌سینا، دانشمند عالم اسلام از رفتن به دربار وی به‌تیتر شواهدی بر این ارزیابی تیتر شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده است.

رده و خصوصیت‌ها
شاه محمود غزنوی، پر اسم و رسم به سیف‌ُالدوله، یَمین‌‌ُالدوله و پادشاه غازی (فرمانروا اهل نبرد)[۱] مقتدرترین فرمانروا سلسله غزنویان[۲] و یک کدام از مشهورترین سلاطین تاریخ کشور ایران دانسته شد‌ه‌است.[۳] عامل عمده آوازه محمود، غَزَوات (مبارزه‌های مذهبی) وی در هندوستان و سیاست مذهبی متعصبانه‌اش علیه شیعه‌ها و بقیه مجموعه‌های مذهبی و فکری ضد خلافت عباسی دانسته گردیده است.[۴] برخی پژوهشگران این سیاست را یکی دست اندرکاران زوال فرهنگ اسلامی[۵] و برخی دیگر یک کدام از دست اندرکاران خودداری از پرورش تشیع در آن عصر قلمداد کرده‌اند.[۶]

حدود حکمرانی غزنویان در زمان حکومت محمود، خلال محدوده غَزْنِین پایتخت آن‌ها (در جنوب شرقی افغانستان)، مشتمل بر خراسان، خوارزم، سیستان، ری و نصیب‌هایی از هندوستان می‌گردیده‌است.[۷] غزنین در زمان محمود، در نقط ی اوج آبادانی تصویر گردیده و محل اشاعه شعر و متانت فارسی به‌شمار رفته میباشد.[۸]

به‌حیث پیامبر جعفریان، متفحص تاریخ، فتوحات محمود در هندوستان سهم قابل‌توجهی در پیشرفت اسلام در آنجا داشته میباشد؛[۹] به‌رغم این لحاظ، عبدالحسین زرین‌کوب (درگذشت: ۱۳۷۸ش)، تاریخ‌نگار، این نظر را دارد که‌این فتوحات، که با کشتار فراوان و تخریب معابد آن‌ها یار بوده، موجب رغبت غیرمسلمانان به اسلام نشده و کینه توزی آن‌ها‌را پیرو داشته میباشد.[۱۰]

بازدید : 36
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 10:01


علماء و روحانیون پر اسم و رسم

محمدحسن خسروی
محمدحسن خسروی: ولادت(۱۳۰۸ش/سنگ‌تخت)، فوت(۱۳۹۴/مشهد)
خسروی دروس مقدماتی حوزه را در سنگ‌تخت فرا گرفت. در ۱۳۲۵ش به مشهد، مهاجرت کرد. ادیب نیشابوری یکی‌از اساتید او بود. وی در ۱۳۳۱ش، به نجف مسافرت کرد. کامل شدن دروس رسائل، مکاسب و کفایةالاصول را از روضه خوان صدرا بادکوبه‌ای و روحانی مجتبی لنکرانی فرا گرفت.[۳۶] روضه خوان خسروی بعد از آن به درس بیرون فقه سیدمحسن حکیم و درس بیرون اصول سیدابوالقاسم خویی حاضر شد. وی به طور همزمان کتاب‌های سطح ها بهتر حوزه یعنی رسائل و مکاسب را در مسجد هندی مسجد قبا مشهد درس دادن میکرد.

[۳۷] در فصل‌تابستان ۱۳۳۸ش، خسروی درس دادن را در محل تولد خویش استارت کرد. طلاب از ولسوالی‌ها و ولایات اهالی در کلاس درس او حاضر می‌شدند.[۳۸] وی در ۱۳۵۱ش به نجف برگشت و دروس بیرون را نزد خویی، امام خمینی و سیدمحمد باقر صدر کامل شدن کرد. خسروی با دشوار‌گیری و فشار دولت عراق در ۱۳۵۴ش به افغانستان رجوع.[۳۹] در پائیز ۱۳۵۶ش، خسروی مقیم مشهد شوید و تا نقطه نهایی قدمت آدرس مسجد قبا مشهد در‌این شهر ماند.[۴۰]

بعضی شغل‌های سیاسی و اجتماعی او مشمول تامین و تاکید برای تشکیل حزب وحدت اسلامی، حفاظت از مقاومت غرب کابل و نیز تأیید مرجعیت آیت‌الله متفحص کابلی میباشد.[۴۱] از صدها طلبه او می‌اقتدار به محمدحسین صادقی نیلی، سرور علم و روضه خوان یوسف واعظی رزرو مسجد قبا مشهد اشاره نمود.

محمد یوسف واعظی: ولادت (۱۳۲۴ش/شهرستان)، فوت (۱۳۹۳ش/کابل)
واعظی در سنگ‌تخت، مشهد و نجف دروس حوزوی را فرا گرفت. وی حدود چهار سال در حوزه نجف بود.[۴۲] واعظی آن گاه به قم آمد و علم آموزی درس بیرون را استارت کرد. البته در سال ۱۳۵۴ش، بوسیله ساواک بازداشت گردیده، و از کشور‌ایران اخراج شماره تلفن مسجد قبا مشهد شوید.[۴۳]

واعظی از فعالان سیاسی شیعه در افغانستان بود. واعظی از اعضای مهم سازمان نصر و نیز حزب وحدت اسلامی افغانستان به‌شمار می رفت.[۴۴] وی در لوی‌جرگه اضطراری(۱۳۸۱ش) و لوی‌جرگه قانون اساسی کشور(۱۳۸۳ش) کمپانی داشت. واعظی هم‌اینگونه عضویت شورای علماء افغانستان، شورای علمای شیعه، شورای اخوت اسلامی و نیز سمت وزیر مشاور حامد کرزی، رییس جمهور قدیمی افغانستان را داشت.[۴۵]

محمدحسین راستگو نیلی: ولادت (۱۳۱۸ش/نیلی)، فوت (۱۳۶۹ش/نیلی)
صادقی تحصیلات حوزوی را تا لمعتین در سنگ‌تخت فراگیری مشاهده کرد و آن گاه در نیلی به کار پرداخت.[۴۶] وی در ۱۳۴۹ش به نجف رفته و سه سال بعد از آن رجوع و در نیلی مکتب علمیه احداث کرد.[۴۷]

صادقی در فروددین ماه(حمل) ۱۳۵۸ش فرماندهی مجاهدین را برای آزادسازی بخش ها دایکندی از اشخاص دولت کمونیستی پذیرفت.[۴۸] وی از مؤسسین تیم پاسداران جهاد اسلامی میباشد که در حزب وحدت اسلامی ترکیب شد و آن گاه به فرماندهی مجموع نیروهای این حزب تعیین شوید.[۴۹] صادقی در فصل پاییز ۱۳۶۹ش در نیلی به یاور فرزند خردسالش ترور شد.[۵۰]

سرور علم: میلاد (۱۳۴۰ش/اشترلی)
سرور علم شیخ، سیاست‌مدار، حقوق و دستمزد‌دان و نائب رئیس دوم کنونی سر کردگی جمهوری افغانستان میباشد. وی تحصیلات حوزوی را در سنگ‌تخت، نجف، دمشق و قم درنوردید. سرور علم ۱۵ تاثیر دربرگیرنده تألیف و ترجمه به چاپ رسیده‌میباشد که ترجمه بعضی از تالیفات آیت‌الله فیاض را نیز در برمی‌گیرد.[۵۱] وی از ۱۳۶۱ش تا ۱۳۸۰ش رئیس و مسؤولیت مجلات متفاوت را نیز به ذمه داشته‌میباشد.[۵۲]

علم سوابق کار در سازمان نصر، حزب وحدت اسلامی و سمت‌های والی دایکندی (۱۳۸۳ش)، وزیر عدلیه (۱۳۸۳ش–۱۳۸۸ش)، وزیر تحصیلات بهتر (۱۳۸۸ش–۱۳۹۰ش) را نیز در کارنامه دارااست.[۵۳]

شخصیت‌های تاریخی
دولت بیگ، از اشخاص پر اسم و رسم دای‌کندی میباشد که در حین سلطان عباس صفوی، بر نیمی از هزارستان حکومت می کرد.[۵۴]
التفات‌خان هزاره که در حین لشکرکشی احمدخان ابدالی(۱۱۴۲ش) به بخش ها هزاره، قاضی دای‌کندی و نواحی گوشه و کنار بود. وی سرسختانه به تامین از عموم برخاست.[۵۵]
سردار حسن، حکم دهنده دای‌کندی (درگذشته ۱۲۳۹ش) که با دربار کابل، ارتباط مجاورت داشت.[۵۶]
ولایت دای‌کندی

ولایت دایکندی
دایکندی در راءس افغانستان جای‌دارد. در شرق با غزنی، در شمال با بامیان، در غرب و شمال غرب با غور، در جنوب غرب با هلمند و در جنوب با ارزگان اهالی میباشد.[۵۷]

دایکندی دارنده ۹ ولسوالی میباشد: اَشتَرلَی، خِدیر، سنگ‌تخت و بندر، شهرستان، کِجران، کیتی، گیزاب، میرامور و نیلی. راءس این ولایت، نیلی میباشد.[۵۸] [یادداشت ۴]

خصوصیات طبیعی و انسانی

آزمون کنکور سراسری در نیلی،راس دایکندی
جمعیت دایکندی در ۱۳۹۶ش، حدود ۷۲۳هزار نفر برآورد گردیده است.[۶۰] دای‌کندی در پارلمان افغانستان، ۴ نماینده داراست که دستکم یک‌نفر بایستی زن باشد.[۶۱] ۸۰درصد این ولایت کوهستانی میباشد. نصفه شمالی دایکندی، دارنده دره‌های بسیار و فصل‌زمستان‌های بسیار سرد و فصل تابستان‌های گرم و کم آب میباشد. نصفه جنوبی، گرم‌خیس بوده، و زمین‌های هموار و کشاورزی بیشتر داراست.[۶۲]

اکثری از عموم دایکندی، خویش را قربانی تبعیض حکومت افغانستان میدانند.[۶۳] دایکندی در اکثری از شاخصها بخصوص بهداشت، علم آموزی و امنیت از بخشها محروم افغانستان به‌شمار می آید.[۶۴] با این وجود، در سال‌های اخیر، علم‌آموزان این ناحیه توانسته‌اند در کنکور سراسری حاصل توفیق‌آمیز بدست آورند.[۶۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 490
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 288
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 312
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 602
  • بازدید ماه : 826
  • بازدید سال : 5963
  • بازدید کلی : 41131
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی