loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 52
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 12:53


معاد و اطوار جسم
همینطور مشاهده کنید: معاد جسمانی
دارای اسم و رسم‌ترین عقیده احسایی در زمینه‌ی چگونگی معاد جسمانی میباشد. وی ظواهر شریعت را که میگوید معاد جسمانی با همین کالبد طبیعی میباشد، نمی‌پذیرد و آن را ناساگار با تغییر تحول و تباهی در کالبد ظاهری می داند. راه و روش حلی که احسایی ارائه میدهد، جداسازی جسم و جسد میباشد. بر این پایه می گوید آدمی دو جسم و دو جسد مسجد قبا مشهد داراست.[۲۸]

جسد نخستین کالبد ظاهری ماست که از ارکان هنگامی درست شده میباشد. این جسد در قبر زوال مییابد.[۲۹]
جسد دوم جسد هورقلیایی میباشد که مثل جسد اولیه فناپذیر وجود ندارد و در قیامت برانگیخته میشود. این جسد مرکب از عنصرها مثالی و لطیف زمین هورقلیا میباشد که عناصری بلندتر از عنصرها دنیاست.[۳۰]به آنگاه جسد دوم قبل از مرگ در داخل جسد اولیه مخفی میباشد و بعد از زوال آن در خاک، خلوص یافته و در قبر برجا میماند، ولی به باعث لطافتش قابل رؤیت آدرس مسجد قبا مشهد وجود ندارد. [۳۱]
مرگ آدمی مفارقت از این دو جسد میباشد.

جسم اولیه حمل کننده روح در فقید برزخ میباشد و مفارقت روح از دو جسد با جسم نخستین شکل می گیرد. جسم اولیه جسمی لطیف و اثیری که شکل دهنده اثر ها و قوای روح در حیات برزخی بشر رزرو مسجد قبا مشهد میباشد. [۳۲]
جسم دوم جسم اساسی و حقیقی و واقعی آدم میباشد و در تمامی این نشآت نام و نشان فرد را اثبات می دارد. این جسم مرکب از هیولا و نمونه و حمل کننده طبیعت مجرد و نفس و عقل میباشد و بشر حقیقی و واقعی هموست[۳۳]. احسایی در جایی ازاین جسم به «‌نفس‌» نیز تعبیر و تفسیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است. [۳۴]
با دمیدن نفخه ابتدا جسم نخستین از روح مستقل می گردد و از در بین می‌رود و آنچه بعداز نفخه دوم، حشر می یابد، جسم دوم به یاور جسد دوم میباشد. [۳۵] سیری که احسایی برای جسم آدمی وصف می‌نماید، سیری میباشد دو سویه: جسم حقیقی وواقعی همچنانکه در هبوط از دانا غیب به جهان ناگزیر به شائبه جسم نخستین و جسد اولیه آمیخته گردیده است، گشوده در مهاجرت اخروی خود از آن دو عاری میشود. [۳۶]

احسایی شبهه انکار معاد جسمانی را در عقیده خویش، به‌این سیرتکامل جواب میدهد که هدف از جسم دوم که معاد خواهد داشت، در واقع همین پیکر محسوس میباشد، البته با ساختی خلوص یافته که مغایر جسد مادی تباهی در آن رویکرد ندارد. [۳۷]

وی حکم تباهی کالبد در قبر دربارۀ رسول(ص) و امامان(ع) را نیز راست گو میداند. ولی این کالبد از جسم مهم وی که در نهایت لطافت میباشد، جداست و امری میباشد عارضی که دیدار و استفادۀ رفتار را از وی قابلیت و امکان پذیر ساخته میباشد. پس چنانچه در روایات از بقای اجساد امامان(ع) در قبر صحبت رفته میباشد، غرض جسدی میباشد فارغ از شکل عنصری، یعنی به عبارتی جسد هورقلیایی که‌این جسد صرفا برای امامان دیگر قابل مشاهده میباشد. [۳۸]

عهدوپیمان به جسد هورقلیایی که در تامل احسایی تبیین کننده معاد جسمانی میباشد، در نظام اعتقادی شیخیه مبنای تبیین مسأله معراج رسول(ع) و غایب بودن امام مجال(ع) نیز قرار گرفته میباشد.

منزلت امام در آفرینش
احسایی در اثرها خویش سهم شایانی به مباحث امامت داده میباشد که مثال آن را در گستردن مبسوطی که بر زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد، می‌اقتدار رویت کرد. شاخص تامل او در این باره، دقت خاصی میباشد که به جنبه‌های تکوینی جایگاهِ امام نماد می دهد. به عنوان مثال در بازگوکردن این نظریه که رسول و امامان برگزیدگان مخلوقات معبود و واسطه نتیجه اویند، آنان‌را علل اربعه کائنات -یعنی انگیزه‌های فاعلی، دنیوی، صوری و غایی - معرفی می‌نماید. در فلسفه ارسطویی و حکمت اسلامی، هر کدام از این اقسام چهارگانه گویایی جنبه‌ای از نیازمندی پدیده به انگیزه میباشد. احسایی به استناد معنی ها حدیثی، کمال هرکدام از چهار جنبه علیت را در وجود فرستاده و امامان علامت میدهد و فیض می گیرد که علل اربعه کائنات، ایشانند.[۳۹]

وجود و ماهیت
احسایی در زمینه‌ی اصالت وجود و ماهیت عهدوپیمان خاصی داراست. وی هر دو را اصیل می داند. هرمورد از وجود و ماهیت آینده حقیقی از شیء را تشکیل میدهند. هستی یافتن شیء، یک جنبه‌اش فعل خداست که به عبارتی وجود میباشد و جنبه دیگرش انفعال خویش فعل یعنی ماهیت شیء، بدین ترتیب هر ممکنی در معنای واقعی زوجی ترکیبی میباشد. [۴۰]

وی دیدگاهی آدم‌شناسانه دراین باره داراست. از دوگانه اطاعت و معصیت در سرشت انسانی، به‌این فیض میرسد که نمی‌قدرت هر دو را به یک دستور منتسب کرد. طرز ادغام وجود و ماهیت را می‌قدرت از راه و روش آشنایی میل ترکیبی آدم و فعل ازروی اختیار وی اخذ. این مخلوط به سیرتکامل‌ای میباشد که هیچ یک از دو جزء اثر ها خویش را از دست نمی‌دهند. در صورتی‌که اصالت دو جنبه رغبت بشر بازدارنده آن وجود ندارد که فعل را به آحاد گروه نسبت دهیم، اصیل فهمیدن وجود و ماهیت به وحدت شی لطمه‌ای نمی‌زند. در‌این‌حالت‌ وجود و ماهیت دو اعتبار برای شی واحدند. با این کلیه ماهیت جدای از وجود عدمی میباشد. جعل شیء آغازً به وجود وابستگی می گیرد، ولی وجود در تحقق و ظهور خود محتاج ماهیت میباشد. [۴۱]

احسایی میگوید آفریدگار نیازی به ماهیت ندارد؛ چون سنخیتی فی مابین وی و مخلوقاتش وجود ندارد. چه در حالتی‌که وجود وی از سنخ وجود آن‌ها دانسته خواهد شد، ترکب در آن خط مش خواهد داشت. از این رو وحدت وجود نفی میشود. احسایی در موضع ها مختلف بر ابطال هرگونه‌تفکر متمایل به وحدت وجود پافشاری ورزیده، و آن را منافی توحید شمرده میباشد. [۴۲] بیان شده که روضه خوان احمد احسائی درباره شرک معتقدان به وحدت وجود ادعای اجماع نموده است.[۴۳]

به اعتقادوباور بعضی از پژوهشگران، مجموع آن‌چه كه‌ منجر افتادن شيخ‌ احسائی در دامن‌ ثنويّت‌ پوسيدۀ از هم‌ گسسته شد صرفا‌ عدم‌ عرفان‌ وی به‌ مسائل‌ حكمت‌ و اصول‌ مُتقَنۀ فلاسفه‌ و ممشای درست‌ عرفاء بالله‌ و اولیای پروردگار بوده‌ میباشد‌ و این که صرفا با اتّکاء به‌ درنگ خویش وارد در مسائل‌ سنجیده‌ شد و نتوانست‌ از آنجا جان‌ سلامت‌ به‌ در پیروزی. علامه طهرانی اعتقاد دارد که شيخ‌ احمد احسائی برایي حلّ مسألۀ شرور در قبال خیرات‌ قائل‌ به‌ دو اصل‌ اصیل‌ و دو ركن‌ ركين‌ و دو شالوده‌ قویم‌ ازلی گردیده‌ و ماهيّت‌ و وجود را با هم در اين‌ مسأله‌ روش‌ داده‌ و در واقعیت وی معتقد به‌ ثنويّت‌ يزدان‌ و أهريمن‌، در جامه‌ وجود و ماهيّت‌ شد‌ه‌است.[۴۴]

بازدید : 33
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 12:58


علی بن حسین بن موسی (۳۵۵-۴۳۶ق) دارای شهرت به سیدِ مرتضی، شریف مرتضی و دانش الهدی، فقید و متکلم امامی و از شخصیت‌های پرنفوذ اجتماعی شیعه در عصر آل بویه بود. سید مرتضی مانند بابا و برادرش سید رضی، مدتی نقیب طالبیان، امیرالحاج و مدیر دیوان مظالم بود و در بغداد معاش می کرد و نزد خلفای عباسی و حاکمان آل بویه احترام ویژه‌ای مسجد قبا مشهد داشت.

سید مرتضی بر حجیت عقل در عقاید و مباحث کلامی تأکید داشته و افزون بر آن، در تامل‌های دینی خویش نیز رویکردی عقل‌گرایانه داشته میباشد. او از پیشگامان شیوه اجتهادی در فقه شیعه دانسته گردیده است که خلاف اخباریان، در استنباط احکام از عامل عقلی منفعت می‌برده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

اثرها بخش اعظمی در فقه، اصول فقه، تعبیر قرآن از وی بر مکان باقی مانده میباشد. سید مرتضی همچون استادش روحانی موثر، حجیت خبر واحد را انکار می‌نموده است. به اعتقاد وی، استناد به خبر واحد خیر‌فقط در موضوعات اعتقادی روا وجود ندارد، بلکه در استنباط احکام فقاهتی نیز راهی رزرو مسجد قبا مشهد ندارد.

معاش‌طومار
علی بن حسین بن موسی، از نوادگان ابراهیم بن موسی بن جعفر(ع) در سال ۳۵۵ ق در بغداد متولد شد.[۱] لقب‌اش ابوالقاسم و دارای اسم و رسم به سید مرتضی بود.[۲] پدرش حسین ‌بن موسى علوى از علمای سرشناس شیعه و در حدود دستگاه خلافت و حاکمان آل بویه بود که منصب نقابت علویان، سر کردگی دیوان مظالم و منصب امیرالحاج را بر ذمه شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.[۳]

مامان سید مرتضی، فاطمه دختر حسن (یا این که حسین)، از نوادگان امام سجاد(ع) بوده میباشد.[۴] به گفتهٔ خویش سید مرتضی، جد مادریِ او، حسن بن علی اطروش ملقب به ناصر بزرگ بوده[۵] که از حاکمان علوی طبرستان و از پیشوایان زیدیه شمرده شد‌ه‌است.[۶]

ا‌لقاب
سید مرتضی لقب ها مختلف و مشهوری دارااست؛ از‌آن‌جا‌که نسب وی، هم از سوی بابا و هم از سوی مامان حسینی میباشد، به وی «شریف» می گویند.[۷] همینطور وی به «دانش‌الهدی» پر اسم و رسم میباشد. بنابر گزارشی، یک کدام از بزرگان معاصرِ سید مرتضی، امام علی(ع) را در خواب روئت کرد که سید مرتضی را با کنیه دانش الهدی خواند و آن فرد اورا به‌این کنیه خطاب کرد.[۸] از سایر لقب‌ها وی ذُوالمَجدَین میباشد که به فرمان بهاءالدوله بویه‌ای به وی داده شد.[۹]

وفات
بنابر نقل نجاشی، سید مرتضی در سال ۴۳۶ق درگذشت.[۱۰] پسرش بر وی نماز خواند و در منزل خودش در محله کرخ بغداد (کاظمین) دفن شد.[۱۱] در بعضا از منابع قرن دوازدهم و سیزدهم هجری آمده میباشد که جسد سید مرتضی و برادرش سید رضی مدتی بعداز دفن در کرخ بغداد، به کربلا منتقل گردیده و در مقبره امام حسین(ع) به خاک امانت گردیده است.[۱۲] ابن میثم بحرانی از علمای قرن هفتم[۱۳] و ابن‌ِ‌عِنَبه‌، مورخ‌ و نسب‌ شناس‌ قرن هشتم و نهم، نیز محل دفن دو اخوی را در مقبره امام حسین(ع) دانسته‌اند.[۱۴]

امروزه در کاظمین بارگاهی منسوب به سید مرتضی وجود داراست؛ اما در کربلا اسم و آدرس از قبری منسوب به او مشاهده نمیشود.[۱۵]

بازدید : 40
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 11:39


مِکیال المَشغلِم فی فَوائد الدُّعاء لِلقائِم(ع) پر اسم و رسم به مکیال المکارم، نوشتۀ سید محمدتقی موسوی اصفهانی (متوفای ۱۳۴۸ق) درباره امام فرصت(عج). با اینکه اسم کتاب درباره فایده ها دعا برای امام فرصت(عج) میباشد؛ ولی مولف به گفت و گو‌های دیگری درباره حضرت مهدی(عج) نیز پرداخته میباشد. این کتاب به لهجه عربی درج شده و سید مهدی حائری قزوینی آن را به لهجه فارسی ترجمه نموده است. ترجمه این کتاب تاثیر برگزیده اولی زمان کتاب سال ولایت در سال ۱۳۷۸ش مسجد قبا مشهد شد.

مؤلف
تالیف کننده کتاب مکیال المکارم، سید محمدتقی موسوی اصفهانی(۱۳۰۱-۱۳۴۸ق)، دارای شهرت به دانا احمدآبادی میباشد. او نزد پدرش سید عبدالرزاق، میرزا بدیع، محمد کاشانی، عبدالکریم گزی و سید ابوالقاسم دهکردی شاگردی کرد و از او اذن ماجرا و از دهکردی اذن اجتهاد اخذ کرد.[۱] وی در سال ۱۳۴۸ق درگذشت و در کنار پدرش در آرامستان تخت فولاد اصفهان به خاک ودیعت شد.[۲] از وی اثر ها و اشعاری بر مکان باقی‌مانده میباشد. تخلص او «تقی» یا این که «دینی زاده» بود و اشعاری درباره امام فرصت(ع) نیز سروده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

علت تألیف
مؤلف این کتاب را با مقصود شکر نعمت وجود حضرت مهدی(عج) نوشته میباشد.[۴] وی در پیشگفتار کتاب، علت خویش را از تألیف آن فرمان امام مجال(عج) برای کتابت آن ذکر می‌نماید. او همینطور در پیشگفتار از دیدار خویش با امام فرصت(عج) در فقید رؤیا و فرمان آن حضرت برای تایپ کردن کتاب کلام گفته میباشد. مولف ادعا دارد حتی اسم کتاب را آن حضرت تعیین کرده است. وی رزرو مسجد قبا مشهد می گوید:

«او‌را در خواب دیدم که با بیانی روح انگیز اینگونه فرمود: این کتاب را بنویس و عربی هم بنویس و اسم آن را بگذار: مکیال المکارم فی خاصیت ها الدعا للقائم.»[۵]
با این درحال حاضر تالیف کننده غالب به کتابت کتاب نشد تا اینکه در سال ۱۳۳۰ق برای اعمال مناسک حج به مکه رفت در به عبارتی سال در آنجا وبای شدیدی طلبه شد و بعضا از حاجیان را از پای در آورد. مؤلف نذر کرد در حالتی‌که تندرست به وطن خویش بازگردد، کتابی تألیف نماید و زمانی که به وطن رجوع و برگشت کتابت آن را شروع شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۶]

طریق
مؤلف با استناد به آیه‌ها و احادیث، موضوعاتی را در ارتباط با امام فرصت(عج) گزینه تأکید قرار داده میباشد.[۷] وی در نصیب چهارم که خصوصیت‌های امام فرصت(عج) را برمی‌شمرد از ترتیب الفبایی برای بیان مختصات آن حضرت به کارگیری نموده است.

تالیف کننده در جلد دوم به اشتباهی در کتاب الغیبه روضه خوان طوسی اشاره نموده است و آن را نادرست ورژن برداران دانسته میباشد. او همینطور نسبت به اشتباهی در مستدرک الوسائل در مشیخیه روضه خوان صدوق یاداوری داده میباشد.[۸]

محتوا
کتاب مکیال المکارم بر مبنا بیشتراز ۱۰۰۰ حدیث[۹] و دارنده هشت نصیب میباشد:

قسمت اولیه: وجوب آشنایی امام مجال(عج) از بینش عقل و نقل.
قسمت دوم: درباره ثابت وجود حضرت مهدی(عج) بوسیله آیه ها و احادیث.
قسمت سوم: ذکر حقوق و دستمزد و توجهات آن حضرت نسبت به شیعه‌ها.
نصیب چهارم: توضیح درجات و خصوصیت‌های آن حضرت به استناد آیه‌ها و احادیث.
قسمت پنجم: ذکر اثرها دعا برای حضرت مهدی(عج).
قسمت ششم: ذکر پنجاه مجال و هشت جای معلوم جهت دعا برای آن حضرت.
نصیب هفتم: کیفیت دعا برای تعجیل ظهور امام مهدی(عج).
قسمت هشتم: تبیین وظایف و تکالیف بندگان به خصوص شیعه ها و مسلمان‌ها نسبت به امام مهدی(عج). فهرست کتاب
بنابه گفتۀ سید محمد موسوی اصفهانی، فرزند تالیف کننده، پدرش قصد داشته میباشد که خاتمه‌ای بر این کتاب اضافه کند، که مرگ مهلت این عمل را به وی نداد.[۱۰]

چاپ‌ها
اولیه چاپ مکیال المکارم در سال ۱۳۶۹ق در یک جلد با ۵۸۷ ورقه در اصفهان.
دو‌مین چاپ در سال ۱۳۹۸ق در دو جلد در اصفهان.[۱۱]
چاپ سوم آن به طور افست با پژوهش و اضافات مؤسسة الامام المهدی در قم در سال ۱۳۶۳ش/۱۴۰۴ق.
ترجمه
کتاب مکیال المکارم به لهجه عربی درج شده میباشد. سیدمهدی حائری قزوینی متولد۱۳۳۵ش. در کربلا آن را به فارسی ترجمه نموده است. این ترجمه در دو جلد و ۶۲۵ شیت میباشد که در سال ۱۳۷۹ش /۱۴۲۱ق چاپ شد. این کتاب تاثیر برگزیده او‌لین عصر کتاب سال ولایت در سال ۱۳۷۸ش شد.انتشارات مسجد جمکران این ترجمه را در سال ۱۳۸۲ش تجدید چاپ نموده است.[۱۲]

بازدید : 22
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 9:55


حسینیه، یک کدام از فرقه‌های زیدیه قائل به رجعت حسین بن قاسم عِیانی (یکی‌از امامان زیدیه یمن)می‌باشند. در تاریخ زیدیه درباره مهدی موعود و ظهور مدعیان مهدویت مشاجره‌های جدّی وجود داراست که یک کدام از مهمترین این مورد ها، ادعای مهدویت حسین بن قاسم عیانی نخست قرن پنجم میباشد که به پیدایی فرقه حسینیه مسجد قبا مشهد انجامید.

حسین بن قاسم عیانی بعداز مرگ پدرش، جانشین وی و ذمه ‌دار امامت زیدیان یمن شد و در سال ۴۰۴ هجری قمری در میدان مبارزه به قتل رسید. البته گروهی از رهروان وی مرگش را نپذیرفتند و مدعا شدند که وی به عبارتی مهدی موعودی میباشد که رسول اسلام(ص) ظهورش را وعده فرموده و بعداز یک زمان غایب بودن، برای اقامه عدل و داد بازخواهد آدرس مسجد قبا مشهد گشت.

باور به دانش غیب، اخذ وحی و اعمال دادن شغل های خارق العاده در زمینه‌ی حسین بن قاسم و باورهای شگفت‌انگیزی همانند برتری او بر همگی پیامبران و مثلا نبی اسلام (ص) و ترجیح صحبت وی بر کلیه کتاب‌های آسمانی و برای مثال قرآن، از سایر عقاید این فرقه رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

فرقه حسینیه از قرن پنجم تا هفتم، در کنار جریان سنتّی زیدیه در یمن، حضور داشته و یقین آن‌ها به مهدویتِ حسین بن قاسم و بقیه باورها درباره وی، در طی بیشتراز سه قرن، معرکه آرای موافقان و معارضان زیدیه بوده میباشد. در قرن نهم خبری از این فرقه نبوده و منقرض شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده بودند.

پیدایش
پیدایی فرقه حسینیه نتایج بخشی از تحولاتِ سیاسی یمن بوده میباشد. قبایل یمن در ۲۸۰ ه.ق از سادات بومی در مدینه برای اعزام برگزیده‌ای از قوم فرستاده(ص) به خواسته حل اختلافات داخلی و به دست تصاحب کردن زعامت آن دیار ــ که بر تاثیر کشمکش‌های فامیل‌ای دست‌خوش آشوب شده بودــ دعوت کردند که درپی مسافرت الهادی الی الحق، یحیی بن حسین به آنجا، عاقبت دولت زیدیان یمن تشکیل شد.[۱] فیض همت علمی الهادی، پدید داخل شدن مکتبی شرعی و کلامی میان زیدیه بود که، در انتساب به وی، هادَویه نامیده شد‌ه‌است.

بعداز وفات الهادی در سال ۲۹۸ ه.ق، دو فرزند وی، محمد ملقب به مرتضی لدین اللّه و احمد ملقب به ناصرلدین اللّه، که هر دو از امامان تبارک زیدیان یمن به شمار می روند، مبنا‌های این فرقه را مستحکم کردند، اما بعداز وفات ناصر لدین اللّه، حکومت امامان زیدی در یمن، به منجر تضارب‌های داخلی و نبرد فرزندان ناصر بر رمز حکومت، رو به ضعف بنیان و به حوزه‌ کوچکی در حوالی شهر صَعْده، در شمال یمن، محصور شد.[۲]

در‌این زمان عالمان زیدی تعالیم دینی و کلامی الهادی را همچنان تحت عنوان اصولِ مورد قبول، تبیین و تعبیروتفسیر می‌کردند. اما از وسط قرن چهارم به آنگاه مجادلات کلامی میان زیدیه بالاگرفت که به مجموعه‌بندی نو رهروان الهادی در دو فرقه مُطَرِّفیه و مُختَرِعه[۳] و به دنبال آن، پیدایی فرقه سومین به اسم حسینیه انجامید.

قاسم بن علی
در واقع، زیرا هیچ یک از جانشینان ناصر نتوانستند خویش را تحت عنوان امامِ دارای شرایط و مورد قبول عموم و قبایل یمن مطرح نمایند، عملا حاکمان زیدی در شمال یمن تا تعدادی دهه نتوانستند توان روزگار الهادی و دو فرزندش را محافظت نمایند، تا اینکه در ۳۸۸ ه.ق، که منازعه در بین نوادگان الهادی بر راز حکومت به نقط ی اوج خویش رسیده بود،[۴] برخی قبایل یمن توشه دیگر به بیعت با سادات بومی در فارغ یمن گرایش نماد دادند و این توشه ابومحمد قاسم بن علی عیانی المنصور باللّه (۳۱۰ـ۳۹۳ ه.ق)، که فردی دانا و فاضل بود، دعوت آنها‌را اجابت کرد و آن‌ها به وی آرزو بستند تا تحت عنوان امام، انسجام قبل را بازگرداند.[۵]

معاش قاسم
مُحَلِّی[۶] نسب بدون نقصِ قاسم بن علی را، که از سادات حسنی مقیمِ حجاز بوده، اینگونه آورده میباشد:

قاسم بن علی بن عبداللّه بن محمد بن قاسم رَسّی بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب(ع)؛
بدین ترتیب، قاسم بن علی از نوادگان محمد بن قاسم رسّی، اخوی حسین بن قاسم، بود و برخلاف دیگر مدعیان زعامت زیدیه در آن زمانه، از نسل الهادی خلا، بلکه نسبش با دو واسطه به عموی الهادی، یعنی محمدبن قاسم رسّی، میرسید. این نکته، دست آویز برخی فرزندان الهادی برای مخالفت با وی شد.[۷]

قاسم بن علی عیانی المنصورباللّه در قسمت‌هایی از کتاب التنبیه و الدلائل[۸] به همین مورد پرداخته و از آمادگی خویش و حتی نیای اعلایش (محمدبن قاسم بن ابراهیم) برای امامت زیدیه، در مقابل دعاوی تسلط هادوی حمایت نموده است.

عیانی در ادامه بیماری شدیدی، در ۹ رمضان ۳۹۳ در عیان درگذشت. از بین شش پسر وی، با اسم‌های جعفر، یحیی، عبداللّه، علی، سلیمان و حسین،[۹] خرد‌ترین آنان ابوعبداللّه حسین بن قاسم، ملقب به المهدی لدین اللّه، ذمه ‌دار امامت زیدیه بعد از وی شد.

بازدید : 40
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 10:28


سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۸۴- ۱۳۶۵ق)، عالم و مرجع پیروی شیعه‌ها . وی از شاگردان خاص آخوند خراسانی بود. بعداز وفات نائینی و حائری یزدی در ۱۳۵۵ق و آقا ضیاء عراقی در ۱۳۶۱ق، مرجعیت پیروی شیعه‌ها در نصیب عمده عالم تشیع در فرد اصفهانی منحصر به فرد مسجد قبا مشهد شد.

اصفهانی در کارها سیاسی و به‌خصوص در پناه از مشروطه موضع‌گیری می کرد. حضور کبیر عموم در مراسم عزاداری درگذشت او، در آبان ۱۳۲۵ش (ذیحجه ۱۳۶۵ق) در باخت فرقه دموکرات در آذربایجان مؤثر آدرس مسجد قبا مشهد بود.

معاش‌طومار
سید ابوالحسن اصفهانی فرزند سید محمد در روستای مَدیسه از توابع لنجان اصفهان زاده شد. اجداد وی از سادات موسوی بهبهان بوده‌اند و نسب آن ها به موسی بن ابراهیم بن امام موسی کاظم (ع) میرسد.[۱] جد وی سید عبدالحمید از عالمان فقاهتی و از شاگردان مالک جواهر و موسی بن جعفر کشف کننده‌الغطاء رزرو مسجد قبا مشهد بود[۲]
در تاریخ به دنیا آمدن سید ابوالحسن اختلاف میباشد و به گزارش سید موسی شبیری زنجانی، وی تاریخ ولادتش را اظهار نمی کرد زیرا از مرتاضی شنیده بود که هرگاه تاریخ ولادتش را اظهار نماید به عبارتی سال از عالم خواهد رفت.[۳] آقابزرگ تهرانی تاریخ ولادت اورا با تعبیر و تفسیر «شنیده گردیده»، سال ۱۲۸۴ق بیان نموده است البته سید موسی شبیری نقل می‌نماید: عکسی را در مزار وی چشم که سال ولادت اورا ۱۲‍۷۱ق نوشته میباشد. بر این شالوده، او هنگام وفات حدوداً ۹۵ ساله شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۴]


اعلامیه ارتحال سید ابوالحسن اصفهانی در خبرنامه درفش اسلام
ابوالحسن بعد از یک بیماری کوتاه و در رجوع از لبنان به کاظمین، در ۹ ذی‌الحجه ۱۳۶۵ق، ۱۳ آبان ۱۳۲۵ش در سپری شد. لاشه او‌را از کاظمین به نجف منتقل کرده و در یک کدام از حجره های بقاع امام علی(ع) دفن کردند. اورده شده حضور عموم در مراسم عزاداری درگذشت اصفهانی در آبان ۱۳۲۵ (ذیحجه ۱۳۶۵ق) در باخت فرقه دموکرات آذربایجان مؤثر بود.[۵]

شغل علمی
سید ابوالحسن دروس مقدماتی حوزه علمیه را در روستای مدیسه خواند و ابتدا جوانی به حوزه علمیه اصفهان رفت. پدرش به خیال مشقت‌هایی ـ مثل فقر و غربت از خانواده ـ که در مسیر علم آموزی بر طلاب وارد میشد با فراگیر شدن وی مخالف بود.[۶] وی در اصفهان، در مکتب نیم‌آورد با استعمال از محضر استادان آن حوزه به کامل شدن علم در علم ها نقلی و عقلی پرداخت.

او بعد از گذراندن سطح ها فقه و اصول، به درس بیرون استادان این حوزه رویه یافت.

از بین همگی استادانش در حوزه اصفهان، فقط شخصیتی که خویش سید ابوالحسن به نام‌و‌نشان از وی خاطر کرده، آخوند ملامحمد کاشانی میباشد.[۷] که از مدرسان علم ها عقلی و ریاضی بود.

از سایر استادان وی در اصفهان سید مهدی نحوی، سید محمد باقر دُرچه‌ای، سید هاشم چهار سوقی، ابوالمعالی کلباسی و جهانگیرخان قشقایی را برشمرده‌اند.[۸]

سفر به نجف
او در ۱۳ ربیع الاول ۱۳۰۸ اصفهان را به قصد نجف سوراخ کرد و در ۱۱ جمادی‌الاول به عبارتی سال به نجف رسید. در مکتب صدر نجف سکنی گزید و به به کار گیری از محضر استادان فقه و اصول پرداخت.[۹]

مدتی بعداز اقامت در نجف، پدرش به قصد بازگرداندن وی به وطن، راهی عتبات شد. سید ابوالحسن راضی به رجوع و برگشت خلا و سید محمد (پدرش) برای قانع کردن وی به سراغ استادش، آخوند خراسانی رفت. آخوند به پدرش اذعان کرد: بقیه پسرانتان جنس شما و سیدابوالحسن فرآورده اینجانب باشد، فعالیت اورا به اینجانب واگذارید.[۱۰]

اصفهانی از دربین استادان خود در نجف، به اسم میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی اشاره نموده است.[۱۱] از سایر استادان وی میرزا محمد حسن شیرازی، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، میرزا محمد تقی شیرازی، فتح الله شریعت اصفهانی و مولی عبدالکریم ایروانی را نیز خاطر کرده‌اند.[۱۲]

وی بیشتر از ۳ سال درس میرزا حبیب الله رشتی را شعور نکرد و بعداز آن، یعنی حدود ۱۷ سال از درس آخوند خراسانی فایده‌مند شد. وی از مجاورت‌ترین و شایسته ترین شاگردان و اصحاب وی بود.

سیدابوالحسن، در جواب به هر کس از معدود بودن اجازات اجتهادش پرسیده بود گفته بود: «اینجانب از اشخاصی که وقت خویش را به تصاحب کردن این سیرتکامل کارها صرف می‌نمایند، نیستم».[۱۳]

مرجعیت شیعه ها
بعد از فوت آخوند خراسانی بعضا از عموم خراسان -به تصریح خویش اصفهانی - برای تاسی به وی مراجعه کردند.[۱۴]

مرجعیت عامه بعداز آخوند خراسانی به سید محمد کاظم طباطبائی یزدی و میرزا محمد تقی شیرازی منتقل شد و شیرازی، اولیه مرجعی بود که احتیاطات خویش را به اصفهانی ارجاع اعطا کرد.[۱۵]

همینطور نوشته‌اند که محمدتقی شیرازی، ابوالحسن اصفهانی و نیز شریعت اصفهانی را بعداز خویش لایق جایگاه مرجعیت معرفی کرده بود.[۱۶]

بعداز وفات نائینی و حائری یزدی در ۱۳۵۵ق و آقا ضیاء عراقی در ۱۳۶۱ق، مرجعیت پیروی شیعه‌ها در قسمت عمده دنیا تشیع در فرد اصفهانی اختصاصی شد.[۱۷] وی، کل استفتائات و طومار‌هایش را خودش پاسخ می‌اعطا کرد و درخواست دور و بری ها برای استخدام مولف را رد کرد. وی توجیه رد این درخواست را نگهداری آبرو و افشا نشدن اسم عده ای که در بعضا طومار‌ها به وی ناسزا می‌گفتند می‌دانست.[۱۸]

آیت‌الله بروجردی، در جواب به تنی چند از تاجران تبریز ـ که در حین حیات سید ابوالحسن اصفهانی ـ از او درخواست رساله کرده بودند، نوشت: «رساله دادن برای اینجانب سهل و آسان میباشد، البته شَقِّ عصای (دو دستگی) مسلمین میباشد. موقتاً درفش اسلام در اختیار آیت‌الله اصفهانی میباشد. وی، مرجع مردم می‌باشند.»[۱۹]

بازدید : 33
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:20


قیام زید بن علی قیامی بر ضد حکومت بنی‌امیه به رهبری زید بن علی بن حسین که در صفر سال ۱۲۲ق در طول حکومت هشام بن عبدالملک مصادف با عصر امامت امام راست گو(ع) فیس بخشید و به کشته‌شدن زید و بخش اعظمی از یارانش انجامید. امام درستگو(ع) در‌این قیام با زید ملازمت نکرد. در بررسی دلایل و تعبیر روش امام ششم شیعه ها درباره این قیام و اینکه موضع امام سیاست و آگاهی بوده یا این که از باب عدم تأیید قیام بوده و یا این که دلایل دیگر فی مابین عالمان شیعه اختلافاتی وجود مسجد قبا مشهد داراست.

در بالا اکثری از عموم کوفه و بخش ها دیگر با زید بن علی و فرستادگان وی بیعت کردند؛ البته با زندانی شدن عموم در مسجد کوفه، فقط ۳۰۰ بدن با قیام زید ملازمت کردند. قیام زید، چنانکه در تاریخ طبری آمده، شب چهارشنبه نخستین صفر ۱۲۲ قمری استارت شد و در روز اولیه با برد سپاه زید یاروهمدم بود، ولی در روز دوم و بعد از اضافه شدن تیراندازان به سپاه والی کوفه، سپاه زید باخت خورد و زید بن علی نیز زخمی شد. زید در سوم ماه صفر به عبارتی سال به شهیدشدن آدرس مسجد قبا مشهد رسید.

سازه به نقل از منابع، زید با علت خونخواهی امام حسین(ع)، دستور به مشهور و نهی از منکر و دریافت کردن خلافت از دست بنی‌امیه قیام کرد. عکس العمل نامناسب هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، با زید در حضور درباریان نیز از علت‌های همت زید برای قیام نام برده میباشد. قیام اورا از مقدمات فروپاشی حکومت بنی‌امیه دانسته‌اند. همینطور عدم ملازمت و همراهی کوفیان، اقتدار نظامی حکومت اموی و کارداران نفوذی امویان، از علل نافرجامی قیام زید دانسته رزرو مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.

رهبر قیام
نوشته‌علمیٔ اساسی: زید بن علی
زید فرزند امام چهارم شیعه‌ها میباشد. مامان زید ام ولد بود که مختار ثقفی اورا ۳۰ هزار درهم خرید و او‌را به امام سجاد(ع) کادو کرد.[۱] تاریخ تولد زید به صدق معین وجود ندارد، ولی شهادتش در سال ۱۲۰،[۲] ۱۲۱ یا این که ۱۲۲ق نام شماره تلفن مسجد قبا مشهد برده میباشد.[۳]

زیدیان، زید بن علی را پنج‌مین امام خویش می دانند و فرقه زیدیه منسوب به اوست.[۴] زید از آن رو امام دانسته شد که بعداز شهید شدن امام حسین(ع)، برخی از علویان، قیام مسلحانه را یکی‌از شروط امامت دانستند[۵] و بعد از شهید شدن زید، شیعیانی که معتقد به تفکر قیام به سیف و خروج علیه حکم دهنده ظالم بودند، او‌را امام خوانده و به زیدیه پر اسم و رسم شدند.[۶]

استارت قیام و تغییر‌و تحول مجال آن
زید، به نقل تاریخ طبری، شب چهارشنبه اولیه صفر سال ۱۲۲ق را برای شروع قیام با یاران خویش قرار داده بود.[۷] البته قیام زودتر از موعد مقرر صورت بخشید. وی و یارانش، شامگاه سه­‌روز شنبه از شهر بیرون شدند و خویش را برای نزاع فراهم کردند؛[۸] به این دلیل که یوسف بن قدمت، استاندار عراق، از رفت‌وآمدهای زید و دو بدن از یارانش استحضار یافته[۹] و به مأموران امرکرد آن ها را بازداشت نمایند. با این حالا، مأموران زید را نیافتند،[۱۰] البته اگاهی حاکمان از محل اقامت زید و دستگیری دو همپا مجاورت وی و احتمال حمله معاند باعث شد که زید و یارانش زودتر فراهم نزاع شوند.[۱۱]

ملازمت و همراهی نکردن بیعت‌کنندگان
هنگامی زید بن علی از مهاجرت شام به کوفه رسید، با استقبال عموم و درخواست‌های قیام مواجه شد[۱۲] و بنابر نقل روحانی موءثر، افرادی که به دیدار وی رفتند، با وی بیعت کردند،[۱۳] ولی یک دیروز از خروج و استارت قیام، استاندار عراق به والی کوفه دستورداد عموم کوفه در مسجد عده شوند. والی بعداز احضار رهبران طوایف و بزرگان خویشاوندان به مسجد، در شهر گفت که کسی که به مسجد نیاید، خون وی مباح خواهد بود.[۱۴] در فیض از آن همگی، فقط ۳۰۰ نفر و بنابر نقلی کمتر از آن با زید بن علی ملازمت و همراهی کردند.[۱۵] در منابع آمده میباشد، در آن شب زید بن علی و یارانش، در کویر به راز برده‌ و شعار یا این که منصور اَمِت راز می‌داده‌اند.[۱۶]

به نقل طبری، روز سپس، زمانی زید با تعداد اندک یاران خویش مواجه شد و از زندانی شدن بزرگان خاندان در مسجد کوفه استحضار یافت، با ابراز تأسف و غم، بیعت‌کنندگان را معذور ندانست[۱۷] و آنها را اهل اهمال و نیرنگ خواند.[۱۸] هر‌یکسری بنابر نقل طبری، بزرگان کوفه، قبل از آن قسم‌شکنی عموم کوفه در قبال امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را به زید بن علی یادآور گردیده و اورا از قیام بازداشته بودند.[۱۹]

بیعت‌کنندگان با زید بن علی، حدود پانزده هزار نفر از کوفیان دانسته گردیده[۲۰] که دربین آن ها اشخاصی از بزرگان کوفه مثلا سلمة بن کهیل، نصر بن خزیمه عبسی، و معاویة بن اسحاق بن زید بن حارثه نیز حضور داشته‌اند.[۲۱] خلال این، شماری از عموم در مدائن، بصره، واسط، موصل، ری و جرجان نیز با فرستادگان زید بن علی بیعت کرده بودند.[۲۲] در‌حالتی که گفتگوی زید بن علی با سلمة بن کهیل، از بزرگان کوفه را مبنای تعداد بیعت‌کنندگان در اختیار بگذاریم، ۴۰ هزار بدن با وی عهدوپیمان بسته بوده‌اند.[۲۳] در گزارش دیگری از ابوالفرج اصفهانی، از اعلام حفاظت ۱۰۰ هزار اهل جنگ نیز صحبت رفته میباشد.[۲۴] ابوالفرج اصفهانی همینطور از امداد مالی ابوحنیفه، فقیه اهل سنت و محور‌گذار مذهب حنفی، به زید بن علی خبر داده میباشد.[۲۵]

بازدید : 24
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 10:34


از بینش عموم عرب قبل از اسلام
حلم فی مابین عموم عرب قبل از اسلام نیز از فضائل اساسی و یکی اجزای هفت‌گانه مروت که نزد آنها جایگاهی مانند آیین داشت محسوب می شد.[۲۲] یکی‌از صفات مدیریت خاندان، همینطور یک کدام از حالت مورد نیاز برای سیادت و قضاوت در بین عموم، حلم بود. کسی لایق سر گروهی و سیادت بود که آزار رسانی‌های قومش را تحمل نماید، از رفتارهای زشت و سفیهانه دیده‌پوشی نماید و با گاز در گیر خشم و غضب نشود. مَثَلِ «اُحلُم تَسُد» (حلم پیشه کن تا سیادت بیابی) حاکی از این فرمان میباشد.[۲۳] در عین درحال حاضر، گاهی حلم را نشان ضعف مسجد قبا مشهد می‌دانستند.[۲۴]

گولدتسیهر،[۲۵] و به تبعیت از وی ایزوتسو،[۲۶] با استناد به کاربرد دو واژه و کلمه حلم و جهل در اشعار جاهلی و متن ها صدر اسلام، ضد‌و‌نقیض حقیقی و واقعی جهل را حلم دانسته‌اند خیر دانش. اگرچه دانش‌گاه در مقابله با جهل قرار میگیرد، ولی درین مفاد، جهل در معنایی ثانوی به‌فعالیت رفته میباشد. در واقع، نامیده شدن زمان قبل از بعثت رسول(ص)، به زمان نا‌آگاهی، به معنای «بعد از ظهر جاهلیت» وجود ندارد، بلکه خواسته از آن، عصر‌ای میباشد که روحیه خشونت، بی‌رحمی، انتقام‌جویی و غرور خویشاوندان‌ای قاضی آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۲۷]

باتوجه به‌این روحیه، استخراج به حلم برای مشرکان عرب امری طاقت فرسا، و در شکل نیل بدان، نگهداری آن برای برهه زمانی وقت گیر دشوار بود، چون این فضیلت میان آن‌ها مبنای پایدار و محکمی نداشت.[۲۸] فرستاده(ص) به معنی حلم تغییری اصلی ساخت و آن را بر پایه‌ای سفت، یعنی توحید، پایدار ایجاد کرد. در اسلام مهم ترین امری که در مقابله با نا آگاهی میباشد، روی‌گردانی از پرستش بت‌ها، ستمگری و رفتارهای غیراخلاقی میباشد. به‌این‌ترتیب، ضد‌و‌نقیض جهل، گستره معنایی‌ای به‌حجم آیین رزرو مسجد قبا مشهد می یابد.[۲۹]

در روایات
امام علی(ع): لَیسَ الْحَلیمُ مَنْ عَجَزَ فَهَجَمَ وَإِذا قَدَرَ انْتَقَمَ، إِنَّمَا الْحَلیمُ مَنْ إِذا قَدَرَ عَفا وَکانَ الْحِلْمُ غالِبا عَلی مجموعِّ أَمْرِهِ (ترجمه: هر که زیرا ناتوان گردد هجوم پیروزی و زیرا توان یابد انتقام گیرد صبور وجود ندارد، بلکه صبور کسی میباشد که اقتدار داشته باشد ولی سپری شد نماید و بردباری بر کلیه کارها وی موفق شماره تلفن مسجد قبا مشهد باشد.)

غرر الحکم، ج ۵، ص۹۱.

در روایات نیز حلم به کظم غیظ و احاطه بر نفس مضمون‌ شد‌ه‌است[۳۰] و سَفَه و غَضَب مفاهیم ضد و نقیض حلم معرفی گردیده‌اند.[۳۱]

حلم به لامپ معبود تشبیه شد‌ه‌است که راه و روش وصال به قرب الهی را برای دارای آن پر‌نور می‌سازد.[۳۲] همینطور از حلم تحت عنوان بر‌ترین عزت و شایسته ترین یار آدم خاطر کرده‌اند[۳۳] و آن را در شمار اصول هفت‌گانه مراودات اجتماعی برشمرده‌اند.[۳۴] از این قبلی، حلم یکی‌از ده فضیلت اخلاقی بر‌خیس، که از خصایص رسولان الهی می‌باشند، و نیز یکی‌از نماد‌های امام بر حق میباشد.[۳۵] ازاین‌روست که در روایات، اشخاص به حلم‌ورزی سفارش گردیده‌اند[۳۶] و وی را ترغیب کرده‌اند که در‌حالتی که واجد این کردار‌نیک نیستند، آن را از آفریدگار درخواست کنند.[۳۷]

معصومین علیهم‌السلام، بابیان ریشه حلم و اثاثیه و نتیجه ها آن، به تبیین هرچه بیشتر بعد ها این مورد پرداخته‌اند. به ذکر علی علیه‌السلام، حلم در بلند همتی، طاقت و صَمْت (بدون صدا) ریشه دارااست.[۳۸] البته سعی در رویکرد تخلق به اخلاق حلم، فارغ از معرفت معبود و اقرار به توحید او، ره به جایی نخواهد موفقیت.[۳۹] در همین باره، امام درست گو علیه‌السلام به ذکر مواقعی از شرایط‌هایی که آدم می بایست در آن ها حلم بورزد و مشقت این فعالیت را تحمل کند اشاره کرده‌اند.[۴۰]

بنابر روایات، حلم و کظم غیظ موجب اعتدال آدم در کارها و متانت یافتن جاری وی می‌گردد.[۴۱] همینطور عیوب آدم را می‌پوشاند و مقام او را فی مابین عموم و نیز در آخرت بالا می برد.[۴۲]

در برخی روایات به ارتباط حلم و مفاهیمی زیرا عقل، دانش و ایمان پرداخته گردیده‌است. حلم از نتیجه ها عقل و دانش[۴۳] و در عین حالا از موادسازنده آن دو دانسته گردیده است.[۴۴] همینطور حلم از موادتشکیل دهنده ایمان،[۴۵] از علامت‌های زاهدان و اهل زهد،[۴۶] یک کدام از عناصر عدل و از اوصاف مایحتاج حکم کننده[۴۷] و یکی‌از وضعیت عابدان میباشد.[۴۸]

بازدید : 27
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 16:19


شهید شدن
سید محمد به همپا پاد شاه‎لامپ و تعداد دیگری از شیعه ها و بنی‌هاشم، از مدینه به قصد دیدار با امام رضا(ع)، به سوی جمهوری اسلامی ایران حركت کردند، زیرا خبر ورود قافله آنها به مامون رسید، به امر مأمون کاروان در شیراز توقیف شد و بعداز شنیدن خبر شهید شدن امام رضا(ع) در سراسر جمهوری اسلامی ایران پراکنده شدند.[۷] ولی سید محمد در شیراز ‌ماند. بعضا از منابع از شهیدشدن او به همپا برادرش سلطان‌لامپ در تضارب که در بین آن ها و کارگزار مامون به اسم قتلغ خان در شیراز چهره اعطا کرد، خبر داده‎اند.[۸] با این وجود بعضی از منابع از درگذشت او با مرگ طبیعی حکایت مسجد قبا مشهد می‌نمایند.[مستلزم منبع]

مدفن محمد بن موسی(ع)
شیراز: مجلسی در بحارالانوار به گزارش حمدالله مستوفی در نزهة القلوب و جزایری در النعمانیة، مدفن محمد بن موسی(ع) را در شیراز بیان کرده‌اند.[۹] در مسافت ۲۰۰متری شرق امامزاده شاهچراغ قراردارد.[۱۰]
اراک:در روستای میقان اراک، امامزاده‌ای به اسم محمد عبادت کننده مدفون میباشد که به اعتقاد و باور اهل محل، مدفن محمد بن موسی(ع) میباشد،[۱۱] ولی سود قمی این نظر را دارد در‌این بقاع محمد بن احمد بن هارون بن موسی(ع) دفن آدرس مسجد قبا مشهد شده است.[۱۲]
گناباد: در شهر کاخک ۲۴ کیلومتری شهر گناباد، امامزاده‌ای مدفون میباشد که به اعتقادوباور بعضا وابسته به محمد بن موسی(ع) میباشد ولی سازه بر اقوال پی در پی مدفون در‌این بقاع محمد بن موسی بن احمد بن محمد بن قاسم بن حمزه بن موسی(ع) رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۳]
تفرش: بقاع‌ای در تفرش نزد هم محلی آن به امامزاده محمد بن موسی(ع) دارای اسم و رسم میباشد، ولی سازه بر قراینی شخصیت مدفون در آنجا یکی نوادگان امام سجاد(ع) میباشد.[۱۴]
دیگر شهرها: همینطور در شهرهای شهرضا، شهرستان فروغ و روشنایی، دامغان، خرم‌آباد، همدان، دزفول (دارای اسم و رسم به سبز قبا)، ساوه و بابل امامزادگانی مدفونند که نزد اهل یک محل منتسب به محمد بن موسی(ع) شماره تلفن مسجد قبا مشهد می باشند.[مستلزم منبع]
مقبره محمد بن موسی در شیراز
بقعه محمد بن موسی پیش از اینً دارنده صحن و ایوان غیروابسته بوده میباشد که از روش بازار فی مابین الحرمین به صحن مطهر حضرت شاهچراغ(ع) رابطه داشته میباشد. از اوایل دهه شصت، به مقبره وی نیز اعتنا خاص معطوف شوید و تعمیرات اصلی در آن اجرا شد. با اعتنا به کمبود فضای سرپوشیده بقاع مطهر حضرت سید میر محمد(ع)، تالار تازه بالای رمز بارگاه مطهر تاسیس شوید و گزینه بهره‌برداری قرار گرفت.هم‌اینگونه بازار دربین این دو بقعه نیز تخریب شد و آرامگاه سید میر محمد(ع)، اخوی شاهچراغ(ع)، در ضلع شمال شرقی بقاع احمد بن موسی(ع) قرار گرفت.[مستلزم منبع] حیاط مقبره محمد بن موسی نیز حجم یافت و بازسازی شد. این حیاط چهار ردیف دارااست و حیاط بقاع فرمانروا لامپ ۱۰ ردیف داراست.[مستلزم منبع]

ایجاد کرد او‌لین گنبد را به فرصت ظهیرالدوله نسبت میدهند و در قول کم فرمانروا افشار زیرا بنای فساد داشته میباشد به طور همزمان با مقبره بازسازی می­خواهد شد. سطح گنبد حدود ۲۵۲ متر مربع، طول آن ۱۲ متر و حداکثر قطرش ۱۰ متر می­‌باشد که به صورت بسیار زیبایی با کاشی تزیین شد‌ه‌است.[مستلزم منبع]

در سمت چپ قبر وی، مرقد کوچکی میباشد و در آن لوحی که بر روی آن نقش میباشد: ابراهیم بن محمد بن موسی و می­گویند فرزند آن حضرت میباشد.[مستلزم منبع]

فرزندان
نسب‎شناسان برای محمد بن موسی(ع) هفت فرزند مذکور‌اند، که عبارتنداز:

جعفر، محمد، مومن و ابراهیم پسران او بودند.[۱۵] ولی در سلسله گواهی برخی از احادیث از فرزندی دیگری به اسم علی نیز حافظه گردیده است.[۱۶]

دختران: حکمیه، کلثوم، بریهه و فاطمه[۱۷]

به گفته برخی از علما نسل متعددی از او باقیمانده‌میباشد.[۱۸]

دارای شهرت‌ترین فرزند او ابراهیم دارای شهرت به ابراهیم مجاب میباشد که در بقاع امام حسین(ع) مدفون میباشد.[۱۹]

پانویس
ابن عنبه، عمده الطالب، ص۱۹۷؛ روضه خوان اثرگذار، الارشاد، ج۲، ص۲۴۴.
امین، اعیان الشیعه، ج۲، ص۲۲۴.
اثر گذار، الارشاد، ج۲، ص۲۴۵.
طبرسی، اعلام الوری، ج۲، ص۳۶.
مامقانی، تنقیح المقال، ص۱۹۳.
مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۸۵، پاورقی
امین،اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۱۱، ص۲۸۶.
امین، اعیان الشیعه، ج۱۱، ص۲۸۶؛ مجلسی، بحار، ج۸، ص۳۰۸؛ جعفر مرتضی عاملی، معاش سیاسی هشتمین، ص۲۱۴.
مجلسی، بحار الانوار، ج۴۸، ص۳۱۰
عرفانی راه، مهاجران موسوی، ص۶۴۲.
عرفانی رویکرد، مهاجران موسوی، ص۶۴۴.
نتیجه قمی، گنجینه آثارقم، ج۲، ص۱۹۴.
عرفانی‌روش، مهاجران موسوی، ص۶۴۵-۶۴۶.
سیفی قمی تفرشی، سیری کوتاه در جغرافیای تفرش وآشتیان، ص۹۵.
جمهرةأنساب العرب، ص۶۵؛ المجدی، ابن الصوفی، ص۳۱۳
برای مثال نگاه فرمائید به: بحار الأنوار، المجلسی، ج۷۴، ص۲۹۸؛ تاریخ الخمیس، دیار البکری، ج۲، ص۳۸۶.

بازدید : 22
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:18


حریق پرستی
بنی حنظله (تیره بنی دارم)، مناسبات از صمیم قلب‌ای با انوشیروان و دربار ساسانی داشتند که از این فی مابین، همت حاجب بن زراره، تعالی خویشاوندان بنی حنظله، برای دستیابی اذن رفت و آمد در خاک کشور ایران برای علم آموزی آذوقه شایان بیان میباشد.[۱۰] ازینرو این دودمان به جهت آمیزش و رابطه، به دین زردشتی گرویده بودند و از در بین عرب، فقط آنها به پرستش حریق می‌پرداختند.[۱۱] این فرمان شاید تا حدی موجب کاهش نگرانی دولت ساسانی از دست اندازی قبایل عرب بر قلمرو ساسانی و در فیض، نادر توجهی نسبت به نقش دولت دست نشانده حیره مسجد قبا مشهد گردیده باشد.[۱۲]

در بعدازظهر رسول (ص)
به لحاظ میاید که اول تمایل بنی حنظله به اسلام، در سال چهارم بعثت رسول (ص) و به کوشش اکْثَم بن صَیْفی انجام یافته باشد. [۱۳] در نبرد بدر (در سال دوم مهاجرت) اشخاصی از بنی حنظله حضور داشتند. [۱۴] رسول (ص) به اَقرع بن حابس (از بنی دارم) که در نا آگاهی مقامی بلندمرتبه داشت، سهمی از غنایم حُنَین بخشید و او‌را به اسلام دعوت کرد. او در فتح مکه، حنین و طائف، فرستاده اکرم را ملازمت کرد. [۱۵] جز کسانی که مستقل به حضور رسول اکرم می‌رسیدند و مسلمان می‌شدند، [۱۶] در سال نهم سفر هیئتی گران قدر از سران بنی حنظله مثلا عُطاردبن حاجب و اقرع بن حابس در مسجد مدینه به حضور نبی (ص) رسیدند و به اسلام آدرس مسجد قبا مشهد گرویدند. [۱۷]

در سال دهم، رسول اکرم با صادر کردن مأمورانی برای گردآوری زکات به شهر‌ها و قبایل، صاحب و مالک بن نویره یربوعی را ادله خود دربین بنی حنظله قرار رزرو مسجد قبا مشهد بخشید. [۱۸]

بعداز وفات نبی (ص)
پاره ای بعداز وفات نبی اکرم (ص) در سال یازدهم، سَجاح میان بنی حنظله (تیره بنی یربوع) به ادعای پیامبری برخاست و عده ای از آن ها که اسلام را با تأخیر و شک و تردید پذیرفته بودند به گرد وی گردآوری شدند و از پرداخت زکات امتناع کردند. [۱۹] در پیکار بُطاح که برای فرونشاندن این فتنه (ردّه) شکل گرفت، صاحب بن نویره در اقدامی خودسرانه به دست خالد بن ولید کشته شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد.[۲۰]

از سال سیزدهم به آن گاه، در جریان فتوحات اسلامی در کشور‌ایران، مجموعه‌هایی از بنی حنظله در سپاه اسلام حضور داشتند. [۲۱] در نبرد جمل بخش اعظمی از بنی حنظله به تحریک طلحه و زبیر به سپاه عایشه پیوستند. ولی از این دربین بنی یربوع کلیه بر طاعت حضرت علی (ع) دارای تعهد ماندند. [۲۲] لیکن در نزاع نهروان، برخی از بنی حنظله از دستور علی (ع) خارج رفتند و رهبری گروهی از خوارج را به دست گرفتند که از این دسته می‌قدرت از عُروة بن اُدَیّه (متوفی ح ۵۸) که در صفین با شعار «تحکیم» (لا حکم الا لله) از دستور حضرت علی بیرون شد و برادرش مَرداس (متوفی ۶۱) و همینطور شَبَث بن رِبْعی اسم موفقیت.[۲۳] همینطور به گفته فؤاد حمزه[۲۴] نسب محمد بن عبدالوهاب، مؤسس وهابیت به بنی حنظله می رسد.

شاعران بنی حنظله
از بنی حنظله صورت‌هایی اسم آور در شعر و متانت برخاستند که از آن دربین می‌اقتدار از جَریر از تیره بنی یربوع، [۲۵] فَرَزْدَق و مسکین دارمی از بنی دارم [۲۶] حافظه کرد. افزون بر این، سُکَّری (متوفی ۲۷۵) راویه اشعار عرب اشعار بنی یربوع را گردآورده بوده میباشد. [۲۷] ابن سعید مغربی [۲۸] از تعدادی بدن از شاعران حماسه سرا دربین بنی حنظله حافظه نموده است. بعد از اسلام نیز این سنت ادبی ادامه یافت و هیئتی از بنی حنظله که در سال نهم در مسجد مدینه به حضور نبی (ص) رسیدند، با یاران آن حضرت مجلس مفاخره ادبی تشکیل دادند. [۲۹]

پانویس
ابن کلبی، ص ۱۹۳؛ شباب، ج ۱، ص ۹۱؛ قس سمعانی، ج ۴، ص ۲۸۴، که اشتباهاً بنی حنظله از قبایل غطفان به شمار آمده میباشد؛ یاقوت حموی، ۱۹۶۵، ج ۲، ص ۳۴۸
ابن حبیب، ص ۲۳۴
ه‌مان، ص ۲۴۷؛ یعقوبی، ج ۱، ص ۲۲۹
ابن تمهید، ص ۲۲۲ـ۲۲۳؛ ابن سعید مغربی، ص ۴۴۷ـ ۴۴۸؛ برای درایت از سلسله نسب فرزندان حنظله مراجعه‌نمایید به ابن کلبی، ص ۱۹۳، ۲۲۸
ابن سعید مغربی، ص ۴۴۸؛ یاقوت حموی، ۱۹۶۵، ج ۱، ص ۳۲۲، ۷۸۹، ج ۲، ص ۶۳، ج ۳، ص ۸۸؛ ابن اثیر، ج ۱، ص ۶۰۴؛ نیز مراجعه‌کنید به حمزه، ص ۱۴۰

بازدید : 21
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 15:22


سَلمان رُشدی (متولد ۱۹۴۷م)، تالیف کننده کتاب نشانه‌ها شیطانی که در آن، فرستاده اسلام(ص)، صحابه و همسران وی و جبرئیل را آیتم اهانت قرار اعطا کرد. او در شهر بمبئی هند در خانواده‌ای مسلمان جهان آمد؛ ولی وابستگی خاطری به اسلام و در کل به آئین نداشت. او در چهارده سالگی برای ادامه تحصیلات به انگلیس رفت و بعد از چندی تبعه مسجد قبا مشهد آنجا شد.

سلمان رشدی مولف یکسری کتاب و نوشته‌ی‌علمی‌های متفاوت میباشد. نشانه‌ها شیطانی پنجمی کتاب او میباشد که در پوسته یک کتاب داستان و براساس افسانه غرانیق، مقدسات اسلام را گزینه اهانت قرار داده میباشد. تکثیر این کتاب در ۴ مهر سال ۱۳۶۷ش، برخورد‌هایی برای مثال اعتراضات مسلمانها و ممنوعیت نشر آن در بعضی کشورها پیرو داشت. همینطور در ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۷ش، حکم اعدام سلمان رشدی از سوی امام خمینی صادر شد. در مقابل، بعضی از کشورهای غربی به مناسبت نشر این کتاب، محرک‌هایی به سلمان رشدی اهدا کردند به عنوان مثال اعطای پاداش وایت پیروزی انگلیس در ۱۷ آبان ۱۳۶۷ش، و اعطای کنیه شوالیه از سوی ملکه انگلیس در آدرس مسجد قبا مشهد سال ۱۳۸۵ش.

رشدی در ایالات متحده پایین پیش بینی ها امنیتی معاش می‌نماید. وی در ۲۱ مرداد سال ۱۴۰۱ش هنگام سخنرانی در مراسمی در نیویورک با خنجر گزینه حمله قرار گرفت و از منطقه گردن رزرو مسجد قبا مشهد زخمی شد.

معاش‌طومار
سلمان احمد رشدی ۲۸ خرداد ماه ۱۳۲۶ش در شهر بمبئی هند در خانواده‌ای مسلمان متولد شد.[۱] اسم بابا وی انیس احمد رشدی و اسم مادرش نگین بهات بود. پدرش نماینده قانونی و سوا‌التحصیل کالج کمبریج بود که به کسب و کار روی آورد.[۲] به گفته وی در کتاب خاطراتش (تألیف ۲۰۱۲م) پدرش اسم رشدی را از اسم ابن رُشد، دریافت شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.[۳]

سلمان رشدی همینطور در گفت‌و‌گو‌ای گفته‌ میباشد: «خانواده اینجانب به اسلام تمایل داشتند، اما در منزل ما خبری از آئین خلا. تنها سالی یک توشه من را برای عبادت به مسجد می‌بردند. مثل مراسم سال جدید مسیحیان. یک دایه مسیحی داشتم...، اکثر دوستان اینجانب غیرمسلمان بودند. پدرم از ضابطه قرآن در نهی کردن نوشیدن مشروبات الکلی تاسی نمیکرد. خوشبختانه میتوانم بیان‌کنم که والدین اینجانب مسلمان بدی بودند».[۴]

سلمان رشدی بعد از تحصیلات ابتدایی در بمبئی به مکتب‌ای انگلیسی در هند با تیتر (کلیسای جامع و مکتب جان کانن) رفت.[۵] درس دادن انجیل،‌ جزو متن ها آموزشی این مکتب بود.[۶] در آن مجال، تربیت در مکتب انگلیسی برای هندیان قیمت خاصی داشت.[۷] به گفته خودش نداشتن تعصبات نژادی و شعور و تجسم فرنگی فرنگی بودن دو چیزی بودند که در روزگار تحصیلش در‌این مکتب کشف کرد.[۸] به اذعان او، بعد ها برای از در بین برداشتن شم تعصب و فرنگی بودن، مبارزات اکثری را اجرا داده میباشد.[۹].

سلمان رشدی برای ادامه علم آموزی در ۱۴ سالگی عازم انگلستان شد. در مکتب مختلط «راگبی» انگلیس درس خواند و به دانش کده کمبریج منش‌ یافت و در حرفه تاریخ، علم آموزی کرد.[۱۰] وی در انگلستان با تایپ کردن مقاله‌ها تبلیغی به تأمین هزینه های معاش پرداخت، شناسنامه انگلیسی گرفت و تبعه آنجا شوید.[۱۱]

آورده شده سلمان رشدی چهار توشه تزویج کرده که هر چهاربار به انگیزه وضعیت خاص معاش پنهانی‌اش، به جدایی کشیده شد.[۱۲]

او بعد از اعلام حکم اعدامش از سوی امام خمینی، تا سال ۱۹۹۸م در انگلیس زیر امان بسیار شدید قرار داشت و پلیس انگلیس هر ساله یک میلیون دلار برای نگهداری از سلمان رشدی هزینه می کرد.[۱۳] وی در غایت به شهر منهتن ایالت نیویورک ایالات متحده مسافرت کرد.[۱۴]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 486
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 211
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 212
  • بازدید ماه : 212
  • بازدید سال : 3033
  • بازدید کلی : 38201
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی