loading...

بهترین مرجع مسجد قبا در مشهد

بازدید : 44
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:30


هشام بن عبدالملک (۷۲-۱۲۵ق) د‌همین خلیفه اموی و از خویشاوندان قریش که بعد از مرگ یزید بن عبدالملک در سال ۱۰۵ق به خلافت رسید. آورده شده که او امر قتل امام محمدباقر(ع) را در سال ۱۲۴ق صادر آدرس مسجد قبا مشهد نمود.

هشام ۱۹ سال خلافت کرد و آورده شده که درین مقطع کوشش کرد با اعمال اقداماتی مبنا‌های خلافت بنی‌امیه را سفت نماید. بنابر گزارش‌های تاریخی، جان مسلمان ها و به‌خصوص شیعه ها برای وی هیچ ارزشی نداشت و به عذر و بهانه‌های گوناگون آنان را مسجد قبا مشهد می‌کشت.

در طی خلافت هشام بن عبدالملک قیام‌های متعددی اعمال شد که مهم‌ترین آن ها قیام زید بن علی بن الحسین(ع) بود و وی در طومار‌ای به والی کوفه نوشت که زید را از کوفه اخراج کرده و اورا بکشد. رخداد اساسی دیگر، متفرق شدن مبلّغان بنی‌عباس در مملکت‌های شرقی اسلام، و شروع حرکت‌های شیعه‌ها بود که پنهانی عمل می‌کردند. در طی هشام، در خراسان بلندمرتبه، فتوحات بزرگ‌ای اعمال شد و خوارج هم در قسمتی از کشور‌های اسلامی شغل رزرو مسجد قبا مشهد می‌کردند.

زندگینامه
هشام بن عبدالملک در اوایل سال ۷۲ق زاده شد.[۱] ابن‌تاثیر زادگاه او‌را مدینه و مقریزی آن را دمشق بیان نموده است.[۲]

مادرش اورا هشام نامید و کنیۀ وی اباولید بود و زیرا چشمش لوچ بود، به هشام اَحْوَل مشهور شد.[۳] او از قبیلۀ قریش، از اعراب عَدنانی و از طایفۀ بنی‌امیه بود.[۴] پدرش عبدالملک بن مروان، پنج‌مین خلیفۀ اموی، و مادرش عایشه یا این که فاطمه، دختر هاشم بن اسماعیل مخزومی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۵]

هشام سیزده فرزند از همسران و کنیزان خویش داشت که ده پسر و سه دختر بودند.[۶] وی محمد بن مسلم بن شهاب زُهَری را به‌تیتر آموزگار برای فرزندانش تعیین کرده بود.[۷]

هشام بن عبدالملک بر تاثیر بیماری در ۶ ربیع‌الثانی سال ۱۲۵ق در رُصافه شام از عالم رفت. وی هنگام فوت ۵۳ سال داشت و مقطع حکومت وی ۱۹ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز بود.[۸]

خلافت
بنی امیه
حاکمان
تیتر زمانٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اصلی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • رخداد حره • حریق‌زدن کعبه • قیام مختار
نبو
هشام بعداز مرگ یزید بن عبدالملک در شعبان سال ۱۰۵ق، در ۳۴ سالگی به خلافت رسید.[۹] زمانی خبر خلافت به وی رسید، در روستایی به اسم رُصافه بود و از آنجا به دمشق رفت و در نخستین ماه رمضان سال ۱۰۵ق، عموم با وی برای خلافت بیعت کردند.[۱۰]

بیان شده که هشام بن عبدالملک عملکرد کرد توشه دیگر اساس‌های خلافت بنی‌امیه را پایدار نماید؛ مورخان نوشته‌اند که هشام طریق به طور تقریبً اثبات خلافت بنی‌امیه را در برکنار و نصب والیان در مناطقی زیرا عراق و خراسان در پیش گرفت که مقصود کلی آن ساخت توازن قوا در میان قبایل حریف یمانی و قیسی بود.[۱۱] هشام مدتی نسبتاً وقتگیر خلافت کرد و بیان شده که برای رونق اقتصادی و ساخت و ساز انضباط دیوانی کوشش متعددی کرد، تا آنجا که ابعاد منصور عباسی و بعضا دیگر از عباسیان از طریق هشام تقلید می‌کردند.[۱۲] نقل شده که هشام هر مردی از بنی‌مروان را که مقرری اخذ میکرد، به نبرد می‌ارسال کرد.[۱۳]

کیفیت خلق هشام با امامان معصوم(ع)
هشام معاصر ۳ بدن از امامان شیعه(ع) بوده میباشد:

امام سجاد(ع)
بنابر آنچه در کتاب الاختصاص روضه خوان موثر آمده، هشام بن عبدالملک در عصر خلافت پدرش (۲۶-۸۶ق)، برای اجرا حجّ به طواف کعبه رفت و به‌استدلال داد و فریاد جمعیت نتوانست استلام حجر را ایفا دهد، البته در به عبارتی حالا، علی بن حسین(ع) وارد مسجدالحرام شد و هنگامی به‌سوی حجرالاسود رفت، عموم خویش به وی احترام کرده و از رمز راهش کنار رفتند تا بتواند حجرالاسود را لمس نماید.[۱۴] به‌گفته ابن‌شهرآشوب در کتاب مناقب آل‌ابیطالب، هشام از دیدن این چشم انداز خیلی غمگین شد و در جواب به یک کدام از شامیان که پرسید وی چه کسی است، با آنکه علی بن حسین را می‌آشنایی، اعلام‌کرد «او‌را نمی‌شناسم».[۱۵]

بیان شده که فرزدق در به عبارتی جا حاضر بود و اعلام کرد اینجانب او‌را می شناسم و قصیده‌ای در وصف امام سجاد(ع) سرود و این شغل موجب اندوه هشام بن عبدالملک شد و به جدا حقوق و دستمزد ماهیانه فرزدق و زندانی شدنش در مکانی در بین مکه و مدینه، دارای شهرت به (عسفان)، انجامید.[۱۶]

بازدید : 19
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:37


حضور در کشور‌ایران
بعداز موفقیت انقلاب اسلامی (بهمن ۱۳۵۷ش)، چمران بعد از ۲۳ سال غربت از وطن به جمهوری اسلامی ایران رجوع. اولیه مبادرت وی فعال‌ساز‌ی او‌لین زمان فراگیری سپاه پاسداران بود که خویش تربیت اعضاوجوارح را عهده دار شد و بعداز انتصاب به سمت معاونت ابتدا وزیر، به حل و فصل مسائل بخشها بحرانی مرزوبوم مسجد قبا مشهد پرداخت.[۱۶]

در کردستان
با سپری شد هشت روز از برد انقلاب اسلامی، آشوب و پیکار مسلحانه در کردستان شروع شد و چمران به همدم سرتیپ فلاحی، فرمانده نیروی زمینی، مأموریت یافت تا با روش‌های مسالمت آمیز معضل را رفع کند. وی بعد از حل وفصل مورد مریوان، مأمور آهسته سازی پاوه و دیگر شهرهای کردستان شد. غائله کردستان سرنوشت با ورود ارتش به حوزه‌ و استقامت چمران و نیروهای محلی فروکش آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۱۷]

وزیر امان
چمران بعداز برگشت به طهران به سفارش شورای انقلاب و به امر امام خمینی در آبان ۱۳۵۸ش به وزارت مدد منصوب شد. وی نرم‌افزار‌هایی را برای تحول و اصلاح در ارتش پی ریزی کرد که یک کدام از مهم ترین آن ها اعتنا به صنعت های و پژوهش ها دفاعی بود.[۱۸] او همینطور یک کدام از سه عضو هیئتی بود که بعد از برقراری وقار نسبی در کردستان، برای اصلاحات و سازندگی و مذاکرات سیاسی با گروهها و عموم کردستان راهی حوزه‌ رزرو مسجد قبا مشهد شدند.[۱۹]

نماینده مجلس
چمران، در اول به دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، با بیش تر از یک میلیون رأی به نمایندگی عموم طهران تعیین شد و براساس حکم امام خمینی در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ش، نماینده و مشاور رهبر انقلاب در شورای خوب تامین شد.[۲۰] چمران براساس تجربه نظامی‌اش قبل از آغاز پیکار عراق با کشور ایران، با دقت به ناامنی مرزها به ویژه مرزهای غربی، توصیه تشکیل لشکرهایی ده هزار نفری از نیروهای مردمی را اعطا کرد که به ثبت شورای انقلاب رسید و ارتش نیز مکلف به همیاری شد، البته به سبب ساز موافق نبودن مدیر ستاد مشترک وقت، این طرح به شماره تلفن مسجد قبا مشهد عقب افتاد.[۲۱]

قسمتی از پیام امام ‏خمینی به مناسبت شهیدشدن پزشک چمران:

چمران عزیز با نظریه تمیز خالص مستقل به دستجات و تیم‏های سیاسی، و نظریه به غرض گران قدر الهی، جهاد را در رویکرد آن از استارت معاش آغاز و به آن ختم کرد. وی در حیات، با فروغ معرفت و پیوستگی به خداوند گام بنیان و در رویه آن به جهاد برخاست و جان خویش را تقدیم کرد. وی با سر بلندی زیست، و با سربلندی شهید شد و به حق رسید. هنر آن میباشد که بی‌هیاهوهای سیاسی، و «عرض اندام»های شیطانی، برای خداوند به جهاد برخیزد و خویش را فدای مقصود نماید خیر هوی، و این هنر مردان خداست. وی در پیشگاه خدای تعالی با آبرو رفت. روانش بشاش و یادش بخیر.

صحیفه امام ج ۱۴ ص۴۷۸.

تشکیل ستاد مبارزه‌های نامنظم
با آغاز پیکار، چمران به هم پا شماری از رزمندگانی که در کردستان جنگیده بودند، برای ساماندهی نیروهای مردمی در قبال تهاجم ها عراق راهی اهواز شد و در اول شب ورود، اولی حمله چریکی را به تانکهای معاند، که اهواز را محاصره کرده بودند، شروع کرد. یک کدام از اقدامات اصلی او، تشکیل ستاد جنگهای نامنظم در اهواز بود تا در جناح‌های غرب و جنوب اهواز خط دفاعی به وجود آورد. این ستاد با سازماندهی گروهی از رزمندگان داوطلب، واحد مهندسی فعالی را فعال‌سازی کرد که یکی نرم افزار‌های آن تاسیس جاده‌های نظامی در بخش ها گوناگون و ساخت و ساز آبراهه‌ای برای تغییر تحول مسیر رود کارون به سوی معاند برای نگهداری از اهواز بود.[۲۲] همینطور به ساخت‌و‌ساز هماهنگی میان ارتش و سپاه و نیروهای داوطلب مردمی پرداخت که در فرایند مقاومت اهواز نتیجه ها ثمربخشی داشت.[۲۳]

خصوصیت‌ها
چمران مردی وارسته، با عاطفه ها عمیق انسانی بود که در قبال مصائب بشری به شدت منقلب می شد. رمز و نیازهای عارفانه‌اش، در دست نویس‌هایی که از وی ارثیه، حاکی از عشق خالصانه وی به پروردگار و نقط ی اوج محبت و دوستی‌اش نسبت به همنوعانش میباشد، چنان که دوستانش کنیه «خدای عشق و علاقه» را به وی داده بودند.[۲۴] وی شخصی وحدت گرا و از تمایل به هر جریانِ منهای اسلام به شدت گریزان بود.[۲۵]

دست‌نوشته‌ها

پوستری برای فیلم «چ»
دست نویس‌های چمران کم کم از سوی بنیاد چمران به چاپ رسیده که از آن پاراگراف میباشد:

آفریدگار بود و دیگر هیچ عدم وجود.
علی زیباترین سرودۀ هستی.
گروه طریقه و نیایش و چهارگفتار پیرامون آشنایی بشر و خداوند.
دو کتاب لبنان و کردستان دربردارنده خاطرات وی از لبنان و کردستان میباشد.
همینطور انتشارات به تکثیر متعلق به آستان قدس رضوی، متن عربی دعای کمیل را یار و همدم با ترجمه شهید مصطفی چمران در سال ۱۳۹۵ خورشیدی. در ٦٤ص. منتشر نموده است. [۲۶]
فیلم
"چ" اسم فیلمی اهل ایران درباره مصطفی چمران به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و فرآورده سال ۱۳۹۲ش میباشد. محتوای فیلم به ۴۸ ساعت از حضور چمران در تضارب‌های داخلی شهر پاوه در سال ۱۳۵۸ش پرداخت. فريبرز عرب‌نيا، هنرپیشه سینما نیز نقش چمران درین فیلم را بر ذمه داشت.[۲۷]

بازدید : 21
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 9:49


اذن قصه

یک کدام از واپسین اذن‌های قصه علامه مجلسی مرتبط با شعبان ۱۱۱۰ق
محمد باقر مجلسی از اکثری از علمای روزگار خویش حدیث شنیده و از آنها اذن ماجرا داشت که از مهمترین این اشخاص می بایست به ملا پارسا مازندرانی(درگذشت: ۱۰۸۱ق)، محمدمحسن سود کاشانی(درگذشت: ۱۰۹۱ق) و روضه خوان حر عاملی(درگذشت: ۱۱۰۴ق) اشاره نمود. منابع، ۱۸ بدن از استادان او را اسم‌برده‌اند.[۲۳] روضه خوان حر عاملی، مالک کتاب وسائل الشیعه، در اذن‌طومار نقل ماجرا به علامه مجلسی نوشته میباشد که وی آحاد سعی خویش را مصروف یاددادن علم حدیث و فقه و بلکه تمامی شاخه‌های معارف کرده و تک تک نیروی عمیق فکری و پندار وقّادش را در فراهم کردن کلیه کمالات به شغل گرفته میباشد.[۲] نتیجه کاشانی(۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) نیز در اذن‌طومار به علامه آورده میباشد که وی جامع علم ها عقلی و نقلی مسجد قبا مشهد میباشد.[۳]

اثرها مکتوب
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها محمدباقر مجلسی
میر محمدحسین خاتون‌آبادی(درگذشت: ۱۱۵۱ق) در رساله ای که در ذکر عدد تألیفات علامه مجلسی نگاشته میباشد، تألیف‌های عربی او‌را ده کتاب و نگاشته‌های فارسی او‌را ۴۹ کتاب دانسته میباشد. وی بعد از روی هم گذاشتن تمام سطرهای اثرها مکتوب مجلسی و تقسیم آن بر زمان قدمت وی سود گرفته میباشد که وی در هر روز حدودا ۳۳ ورقه سیصد واژه‌ای نوشته میباشد.[۲۴] علامه مجلسی به کتابت گروه‌های حدیثی اهتمام داشت. رجوع به متن ها حدیثی و توده‌آوری گروه‌های حدیثی و نیز گستردن کتاب ها حدیثی گذشتگان، جریانی بود که در زمانه صفویان اشاعه یافت و ریشه در سعی علمای شیعه برای جواب‌گویی به نیازهای عقیدتی زمان خویش آدرس مسجد قبا مشهد داشت.[۲۵]

بحارالانوار
نوشته‌علمیٔ اساسی: بحار الانوار (کتاب)
مهم‌ترین و پرحجم‌ترین کتاب وی بحارالانوار میباشد که حدود ۷۰۰ هزار سطر داشته و در یکی چاپ‌های آن، ۱۱۰ جلد میباشد. علمای این روزگار و مثلا علامه مجلسی با این دیدگاه که کلیه علم ها منشأ الهی دارااست و ردپای تمامی آنها‌را در کلام امامان(ع) می‌اقتدار یافت به تألیف اینگونه اثراتی دست زدند.[۲۶] کتابت کتاب بحارالانوار نیز بخشی از اعتنا همگانی علمای زمان به حدیث و حدیث نگاری بود. فراهم نمودن متونی که به سوال‌های شیعه‌ها جواب دهد و آن ها را از پرداختن به عرصه‌ها و علم ها انحرافی مانند فلسفه و تصوف بی‌نیاز نماید.[۲۷] از همین روست که تلاش علامه مجلسی در تألیف دسته‌های حدیث شیعه همانند عملی در تقویت مذهب تشیع نظارت گردیده و از وی همانند احیا نمایند مذهب تشیع خاطر رزرو مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۴]

بقیه اثر ها
علامه مجلسی به گستردن گروه‌های حدیثی دیرین شیعه نیز پرداخت و درین گستردن‌ها مباحث متفاوت شرعی و غیر از آن را نظارت شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.[۲۸]

مرآة العقول که شرحی بر کتاب الکافی میباشد.
ملاذ الاخیار فی ادراک تهذیب الاخبار که شرحی بر کتاب تهذیب الاحکام میباشد.
الفوائد الطریفه فی گستردن الصحیفه
الاعتقادات
رساله اوزان
رساله در شکوک و رساله در اذان
الوجیزه فی الرجال
المسائل الهندیه
فارسی‌نگاری
علامه مجلسی کتاب‌ها و رسالات زیادی به لهجه فارسی نگاشت، که تعداد آن را تا ۴۹ کتاب و رساله شمارده‌اند. کتابت رسالات فارسی با غرض رواج علم ها شرعی دربین عموم معمولی ایفا می شد و روش‌ای بود که مدتی قبل از علامه مجلسی استارت گردیده بود، البته اثر ها مجلسی از آوازه بیشتری منتفع شد و با استقبال بخش اعظمی از فارسی زبانان همدم گشت.[۲۹]

مثلا اثرها فارسی محمد باقر مجلسی می‌قدرت به کتاب‌های تحت اشاره نمود:[۳۰]

حیاة القلوب
حلیة المتقین
عین الحیاة
زاد المعاد
تحفة الزائر
جلاء العیون
مشکاة الانوار
حق الیقین
فکر فقهی
تمایل به حدیث
علامه مجلسی در دورانی معاش میکرد که تمایل به حدیث و نیز میل‌های اخباری‌گری نزد علمای شیعه اشاعه اکثری داشت. او نیز بیشتراز هر چیز دلبسته علم ها نقلی و بخصوص حدیث بود و حدیث امامان شیعه را مهم ترین منبع اخذ معارف فقاهتی و فرامین فقهی می‌دانست و بر بقیه علم ها اسلامی بخصوص علم ها فلسفی و عقلانی برتری می‌بخشید. در تفکر علامه مجلسی و اکثری از سایر محدثان بعدازظهر وی، حدیث امامان خیر صرفا یگانه منبع اخذ علم‌های ما یحتاج برای روشن بختی اخروی و هدایت آدم میباشد بلکه، منبع دارای اعتبار و مهمی در همگی قضیه‌های دانش و علم بشری نیز به شمار می‌رود.[۳۱]

اخباری یا این که اصولی؟
با وجود تمایل به حدیث، اکثری از محققان علم ها اسلامی، اورا مثلا علمای معتدل اخباری دانسته‌اند چنان‌که خویش او نیز مسلک خویش را «شیوه وُسطی» (منش اواسط) شیوه مجتهدان و اخباریان می‌نامد.[۳۲]

محققان و نویسندگانی که علامه را اخباری نمی‌دانند با تحقیق اثرها علامه مجلسی به مواقعی از ناهم خوانی ایده ها وی با برخی از تامل‌ها و طریق‌های اخباریان استناد کرده‌اند. برای مثال علامه مجلسی، چنان‌که نحوه اخباریان میباشد، به‌طورکلی اعتبار عقل را رد نمی کرد و در جاهایی از اثر ها خویش طرز ادراک اصول آیین را معرفت نظری عقلانی دانسته و در مواقعی خویش به دلیل عقلانی و و فایده‌گیری از گویش و اصطلاحات فلسفی در ارزیابی و تعبیر و تفسیر بعضی از روایات پرداخته میباشد.[۳۳] علامه مجلسی همینطور خلاف اخباریان به دانش رجال پرداخت و به تألیف کتابی در رجال دست زد، وی به حجیت ظاهر قرآن اعتقاد و باور داشت، برخلاف شیوه اخباریان به حرمت به کارگیری چیزهایی که درباره حلیت آنان نصی وارد نشده معتقد عدم وجود و به اصل اباحه فعالیت می کرد.[۳۴]

در قبال این بینش، بعضی از نویسندگان با استناد به پاره‌ای از آرای علامه مجلسی که مبتنی بر با بینش اخباریان میباشد، او‌را یکی رهروان اخباری‌گری دانسته‌اند؛ ازجمله اینکه علامه مجلسی عقل را دارای اعتبار ندانسته و شیوه مهم و حتی فقط راه و روش وصال به معارف فقهی حتی‌در اصول آیین را مراجعه به گفتار امامان برشمرده میباشد. علامه مجلسی نیز به مانند بقیه اخباریان درک قرآن را فقط از روش حدیث امامان قابلیت‌پذیر دانسته میباشد. به لحاظ وی استدلال مهم در شرع سنت میباشد و در تعارض برهان عقلی و استدلال نقلی رجحان با برهان نقلی میباشد.[۳۵]

بازدید : 57
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 9:55


تشکیل خلافت اموی
نوشته‌علمی‌های اساسی: صلح امام حسن و خلافت بنی‌امیه
بعداز شهیدشدن امام علی(ع)، عموم شام در بیت المقدس با معاویه تحت عنوان خلیفه بیعت کردند و او‌را امیرالمؤمنین نامیدند.[۶۰] معاویه بعد از آن به سوی عراق شتافت. امام حسن(ع) در کوفه، با سپاه دوازده هزار نفری که عبدالله بن عباس نیز در بین آنها بود، به سمت مدائن خارج آمد. وقتی که به ساباط رسید، در وفاداری اصحابش، شک و تردید کرد، به ویژه بعداز سعی معاویه برای باج دادن به فرماندهٔ سپاه و توفیقش در دلجویی از عبیدالله بن عباس. در‌این هنگام امام حسن(ع) از نبرد دست شست و در گفتگوهایی که دربین وی و معاویه مسجد قبا مشهد شکل گرفت،

امام حسن(ع) حکومت را به معاویه واگذار کرد. امام صلح با معاویه را به شرطی برگزید که امامت مسلمانها بعد از معاویه با وی باشد. معاویه در پی صلح وارد کوفه شد و امام حسن و امام حسین با وی بیعت کردند. در تاثیر اجتماع عموم گرد او، آن سال «عام الجماعة» نامیده شد؛ چون امت به استثنای خوارج با یک خلیفه بیعت کردند.[۶۱] جاحظ با اشاره به آنکه معاویه در آن سال بر ملک مستولی شد و بر دیگر اعضای شورا و جماعت مهاجر و انصار به استبداد گرایید، میگوید: معاویه آن سال را عام الجماعه نامید، در حالیکه آن سال «عام فرقه و قهر و جبر و غلبه» بود. سالی که امامت به ملوکیت و نظام نبوی به نظام کَسرایی تبدیل و خلافت مغصوب و قیصری آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۶۲]

با حکم کننده‌شدن معاویة بن ابی‌سفیان، یکپارچگی ظاهری به امت اسلامی رجوع و برگشت.[۶۳] به گفته هِشام جُعَیْط، تاریخ‌پژوه اهل تونس، این یکپارچگی در قلب مسلمانها ریشه نداشت و جریان‌های پنهانی علیه حکومت وقت فعال شد.[۶۴] حکومت معاویه اولی تجربیات حاکمی بود که دربین اختلافات شرعی-سیاسی، و احیاناً قوم‌ای و حوزه‌‌ای، توسط تحمیل و با سود‌گیری از خیانت‌های سیاسی، توان را به دست آورد.[۶۵] معاویه تصریح دارااست که خلافت را خیر با محبت و دوستی و رضایت عموم، بلکه با خنجر به دست آورده میباشد.[۶۶] بدین ترتیب حکومت اموی پدیدآمد و معاویه خلیفه امت اسلامی شد. این سلسله ۹۱ سال (۱۳۲ق.-۴۱ق.) دوام یافت. در‌این زمان ۱۴ نفر خلیفه شدند.[۶۷] اول آن ها معاویة بن ابی سفیان و واپسین وی مروان بن محمد رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۶۸]

کارایی‌های قبل از خلافت
معاویه در ظواهر اعلام کرده بود که مخالفت وی با امام علی(ع) برای خلافت وجود ندارد. وی قبل از نبرد جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته، در صورتی عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۶۹] معاویه برای تعیین خلیفه تازه، عقیده «شورای فی مابین مسلمان‌ها» را طرح کرده بود. معاویه بر آن بود تا یکی شخصیت‌های سیاسی قریش، به ویژه آن‌ها‌را که در شورا حضور داشتند به خویش جذب و از آن ها افتتاح سیاسی نماید. معاویه در طومار‎ای به امام علی نیز موضوع را مطرح شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۷۰]

گزارش‌های دیگر حاکی میباشد که وی ابتدا به اسم «امیر» با عموم شام با وی بیعت کرد خیر «امیر المؤمنین»، ولی بعداز شهیدشدن علی ادعای خلافت کرد و عموم به اسم «امیر المؤمنین» با وی بیعت کردند.[۷۱] معاویه به قاضی حمص نوشت تا بر طبق هر آنچه عموم شام با وی بیعت کردند، عموم با وی بیعت نمایند. احاطه حمص راضی به بیعت با معاویه تحت عنوان امیر نشده، گفتند که سوای خلیفه به خون‎خواهی عثمان نخواهند رفت. بنابراین عموم حمص اولی عده ای بودند که تحت عنوان «خلیفه» با معاویه بیعت کردند. بعد از آن، عموم شام نیز با او تحت عنوان خلیفه بیعت کردند.[۷۲]

از آن رو که معاویه از طلقاء بود، زمینه خلافتش سخت می‌نمود. معاویه در شام خویش را با تیتر «خال المؤمنین»(یعنی خان دایی مؤمنان، چون ام‌حبیبه خواهرش از همسران فرستاده(ص) بود) و «کاتب وحی» شناساند و میکوشید آن ایراد را جبران نماید.[۷۳]

طریق سیاسی معاویه
بعداز صلح معاویه با امام حسن(ع)، زمانه ابتدا خلافت نقطه نهایی یافت و بعدازظهر اموی استارت شد. معاویه دمشق را پایتخت حکومت جای‌دارد. وی با اعتنا به اهدافش عملکرد کرد اساس‌های حکومتش را پایدار نماید. مهم ترین عملکرد‌های او عبارت‌اند از: تغییر تحول در مبنا نظام سیاسی و شالوده قرار دادن نقش ارتش، اداره و موازنه قبایلی و تولید ولایتعهدی و سرکوب معارضان، خوش‌رفتاری و بذل و عفو نسبت به شخصیت‌های والا اسلامی، تولید امنیت توسط والیان مستبد و قادر، اداره بدون واسطه شغل های حکومتی و انعطاف و سیاست‌های گسترش طلبانه وی.[۷۴] مطهری اسلام پژوه معاصر در چک شخصیت معاویه او‌را کسی دانسته که صرفا در تفکر خودش و برای خودش بود و بشر‌های دیگر را برای اشباع جاه‌طلبی‏‌های خویش به تحمیل استثمار کرده بود و موجودی خودخواه، خودپسند و خودپرست بود.[۷۵] بعضا از دانشمندان بنى امیه و به صورت خاص معاویه را به دلیل اتخاذ اصولى همانند انذار بوسیله قتل و غارت، وعده و وعیدهاى فریبنده، لاف بستن به صالحان، و ملعبه شمردن اصول اخلاقى در سیاست؛ پویندگان مسیری دانسته‌اند که ابعاد نیکولو ماکیاولى (۱۴۶۹م- ۱۵۲۷) آن را تئوریزه نموده است.[۷۶] ماکیاولیسم پایه سیاست «ماکیاول» میباشد که غالباً به در نظر نگرفتن و به زیرپای گذاشتن مجموع اصول اخلاقی تعبیر و تفسیر می گردد.) مکتبی که در سیاست و اداره مرز و بوم به کار گیری از هر وسیله‌ای را مجاز میداند. «اصطلاح مقصود وسیله را توجیه می نماید»، ذکر نسبتاً کاملی از اصول این مدرسه میباشد . این مدرسه نشأت گرفته از ذهن ها نیکولو ماکیاول تاریخ دان و سیاستمدار مشهور ایتالیایی میباشد. [۷۷]

بازدید : 32
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:04


هشام بن سلامت جوالیقی جعفی، از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع). تخصّص وی در دانش سخن بیشتراز فقه بود. امام راست گو(ع) در برخی مسائل کلامی مانند توحید به وی ارجاع می‌اعطا کرد. وی روایاتی را از امام راست گو و امام کاظم نقل نموده است و از نگاه علمای رجالی شخصی ثقه به شمار میاید. اسم او در سلسلسه گواهی ۶۶۳ حدیث در کتاب ها حدیثی شیعه آمده میباشد. هشام بعداز شهید شدن امام راستگو(ع)، در رواج امامت امام کاظم(ع) نقش داشت. او اثراتی نیز داشته میباشد که مشهورترین آنان کتابی درباره معراج میباشد. اهل سنت بعضا آراء خاص در توحید را به هشام نسبت مسجد قبا مشهد داده‌اند.

معرفی
هشام بن سلامت اصالتاً از اهل یک محل جوزجان که ناحیه‌ای در نواحی بلخ خراسان بوده هست. بعضا از منابع او را به عنوان مثال اسرا به اکانت آورده‌اند؛ اما با دقت به اینکه فتح جوزجان در سال ۳۳ هجری قمری بوده[۱]، ظاهراً بابا یا این که اجداد او از اسرا بوده‌اند. هشام بن سلامت تا سال ۱۸۳ هجری قمری زنده بوده میباشد.[۲] او در مدینه، خدمتکار انسان بن مروان بود.[۳] لقب‌اش ابومحمد میباشد.[۴] به او غلام جعفی [۵] جوالیقی و علاف نیز می‌گفتند.[۶] او از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) میباشد.[۷] وی بر مباحث کلامی احاطه داشت و نامش در شمار راویان حدیث نیز آدرس مسجد قبا مشهد مذکور میباشد.

رده علمی
اشراف بر مباحث کلامی
امان از امامت امام کاظم(ع) در قبال فطحیه
بر اساس روایتی وقتی که بعد از شهیدشدن امام درست گو(ع)، عبدالله افطح ادعای امامت کرد، هشام بن سلامت و مؤمن طاق از وی درباره زکات پرسیدند و با جواب او مبتلا شک و تردید شدند. هشام با برخوردی که با امام کاظم(ع) داشت، تردیدش برطرف شد و امامت آن حضرت را میان خاصیت اصحاب امام راست گو(ع) تبلیغ می کرد. این فعالیت وی منجر شد دور و بر عبدالله افطح خلوت گردد و عبدالله عده ای را گماشته بود تا او‌را کتک رزرو مسجد قبا مشهد بزنند.[۸]

مناظره با فرقه‌های دیگر
مناظره‌ای در بین مردی از اهل شام و امام درست گو(ع) در گرفت. امام اورا در هر بحثی به یک‌نفر ارجاع بخشید و در مشاجره توحید به هشام بن تندرست حواله اعطا کرد.[۹] از او مناظراتی با محمد بن بشیر، پیشوای بشیریه و بقیه افراد گزارش گردیده است.[۱۰] او همینطور در زمینه امامت[۱۱] و فقه تخصص شماره تلفن مسجد قبا مشهد داشت.

نقل قصه از امام راستگو و امام کاظم(ع)
هشام از امام درستگو[۱۲] و امام کاظم علیهماالسلام قصه کرده[۱۳] و اسم وی در ورقه ها ۶۶۳ حدیث در کتاب‌های حدیثی شیعه آمده میباشد.[۱۴] او از راویانی مانند ابوبصیر، ابو حمزه ثُمالی، ابو خالد کابلی، ابن ابی یعفور، ابان بن تَغْلِب، ابان بن عثمان و زراره[۱۵] ماجرا نموده است. وی از سلیمان بن خالد ۹۹ ماجرا نقل کرده[۱۶] و راویانی زیرا ابن ابی عُمَیر،[۱۷] ابن دوست داستنی، ابن مسکان، بَزَنطی، حماد بن عثمان و صفوان بن یحیی از وی قصه کرده‌اند.[۱۸] نجاشی با عبارت «ثقة ثقة» از وی حافظه نموده است[۱۹] و آیت الله خوئی برخی روایاتی را که بر سرزنش وی دلالت دارا‌هستند، از دید مدرک ضعیف می داند.[۲۰]

طرح نظرها گفت و گو‌ برانگیز
بعضی از نویسندگان اهل سنت، ایده ها خاصی را فارغ از بیان منبعی دارای اعتبار به او نسبت داده‌اند. برای مثال ایده ها منسوب به او عبارت میباشد از:

شکل داشتن معبود؛ سمعانی و ابوالحسن اشعری فرقه‌ای به اسم هشامیه را به هشام بن حکم و هشام بن تندرست منسوب می‌نمایند و گفته‌اند که هشام بن سلامت معبود را به‌شکل بشر می‌پنداشته میباشد؛ اما به طور نوری که میدرخشد و دارنده حواس پنجگانه میباشد.[۲۱]

وسع: ابوالحسن اشعری به هشام بن سلامت نسبت می دهد که او یارا را قبل از فعل و آن را جسم و جزئی از بشر می‌دانسته میباشد.[۲۲]

کتابت اثرها
هشام، مهم داشته میباشد که گروهی آن را داستان کرده‌اند. ابن ابی عمیر از آن خبر داده میباشد.[۲۳]همینطور کتاب‌هایی در حج، تعبیروتفسیر و معراج از وی گزارش گردیده است.[۲۴] اورده شده میباشد مشهورترین اثرش کتابی درباره معراج میباشد.[۲۵]

پانویس

بازدید : 14
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 9:43


مُحَمَّد بن عبدالفَتّاح تُنِکابُنی(۱۰۴۰-۱۱۲۴ق)، پر اسم و رسم به فاضل سراب، از حکیمان، فقیهان و محدّثان شیعه قرن یازدهم و اوایل قرن مسجد قبا مشهد دوازدهم قمری.

تنکابنی فقه و فلسفه را به ترتیب، نزد محمد باقر سبزواری و رجب علی تبریزی یادگرفت. او همینطور نزد محمد تقی مجلسی، آقا حسین خوانساری و... شاگردی کرد. بخش اعظمی مثلا میر محمد حسین خاتون آبادی از وی اذن داستان گرفتند. از او اثراتی در فلسفه و فقه بر مکان باقی مانده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

زندگینامه
تنکابنی، در ۱۰۴۰ق در سراب، از نواحی رامسر چشم به جهان گشود. مقدّمات علم ها اسلامی را در مدرسه ها تنکابن فرا گرفت، آن‌گاه به اصفهان رفت.[۱] ی در ۱۸ ذی‌الحجه سال ۱۱۴۴ق[۲] در اصفهان درگذشت و در محله خواجو همسایه تخت فولاد به خاک امانت شد. بر مزار وی گنبدی سازه شوید که به تکیة فاضل سراب (توکل جویباره‌ای‌ها) رزرو مسجد قبا مشهد مشهور میباشد.[۳]

استادان و مشایخ
استادان

محمد تقی مجلسی
محمدباقر مجلسی
آقا حسین خوانساری[۴]
محمد باقر سبزواری، مؤلف ذخیرة المعاد، در فقه
رجب علی تبریزی، در فلسفه[۵]

مشایخ

محمدباقر سبزواری
محمدباقر مجلسی
محمدعلی استرآبادی
روحانی علی مشهدی دارای شهرت به علی صغیر
علی بن محمد دارای اسم و رسم به علی گسترده
محمد راست گو حسینی
تنکابنی خویش نیز اذن داستان می‌بخشید، و عالمانی زیرا محمد شفیع لاهیجی[۶]، میرمحمدحسین حسینی خاتون آبادی[۷]، محمدصادق[۸] محمدرضا فرزندان وی[۹] از او اذن داستان شماره تلفن مسجد قبا مشهد گرفته‌اند.

اثرها
ثابت الصانع القدیم بالبرهان القاطع القویم، یا این که عامل ثابت الصانع، در ذکر اعتباری بودن وجود و درباره صفات معبود[۱۰]
رسالة فی تحریر شبهة التوحید، یا این که توحید واجب الوجود، تنکابنی در‌این رساله با حیث به حاشیة ملاصدرا بر الاهیات شفا و رسالة ملاشمسای گیلانی و پیمان عبدالرزاق لاهیجی به کامل شدن سخنان آن ها در جواب به شبهه ابن‌کمونه پرداخته میباشد.[۱۱]
جواب به شبهة قائلین به وحدت وجود[۱۲]
رسالة وقوع تکان در «آن”[۱۳]
رسالة فی رسیدگی الحرکة فی المقولات یا این که ابطال بودن تکان در مقوله‌ای از اشخاص این مقوله[۱۴]
رساله در شبهة جذر اصم[۱۵]
سفینة النجاة، در حرف[۱۶]
تعدادی رساله به فارسی و عربی در ثابت وجوب عینی نماز آدینه در غایب بودن امام فرصت (عج) و ردّ قائلان به حرمت آن[۱۷]
رسالة خبر‌ها و اجماع[۱۸]
لبه بر ذخیرة المعاد ِ سبزواری
کناره بر معالم ِ شهید ثانی[۱۹]
لبه بر الروضة البهیة فی گستردن اللمعة الدمشقیة[۲۰]
لبه بر زبدة البیان فی تعبیر آیه‌ها الاحکام احمد بن محمد مقدّس اردبیلی[۲۱]
تعبیروتفسیر آیة الکرسی[۲۲]
پانویس
سمامی حائری، بخش۱، ص۱۳۳؛ امین، ج۳، ص۲۳۶
قمی، اتفاق ها الایام، ۱۳۸۹ش، ص۲۰۰.
امین، ج۳، ص۲۳۶؛ خوانساری، ج۷، ص۱۰۹؛ سمامی حائری، بخش۱، ص۱۴۸؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۶۷۳؛ مهدوی، ص۱۰۰ـ۱۰۱
مجلسی، ج۱۰۲، ص۹۶؛ سمامی حائری، بخش۱، ص۱۳۳ـ۱۳۴
افندی اصفهانی، ج۲، ص۲۸۴؛ خوانساری، ج۷، ص۱۰۶؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۶۷۱
خوانساری، ج ۷، ص ۱۰۷؛ آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ص۶۷۲؛ سمامی حائری، بخش۱، ص۱۳۵ـ۱۳۸

بازدید : 43
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:22


محمد بن علی بن شهرآشوب سَرَاو مازندرانی (۴۸۸ق-۵۸۸ق) پر اسم و رسم به ابن‌شهرآشوب، دانا، مفسّر و محدّث شیعه در قرن ششم هجری قمری و تالیف کننده کتاب‌هایی همانند مناقب آل‌ابیطالب و معالم العلماء هست. روحانی حر عاملی وی را جامع کلیه‌ی نیکی‌ها در دانش، وقار، ثقه، رجال، حدیث و شعر معرفی می‌نماید. و بعضا هم فخر شیعه دانسته‌اند. حتی علمای اهل سنت هم اورا سرآمد در دانش قرآن، حدیث، اصول و لغت مسجد قبا مشهد می دانند.

افرادی او‌را اهل ساری و محل ولادتش را مازندران و یا این که بغداد دانسته‌اند. وی بعداز زد خورد با حکمران مازندران راهی بغداد شد او بعداز مدتی اقامت، در سال ۵۶۷ هجری قمری به حِلّه رفت و در آنجا به درس دادن درگیر شد و سرنوشت در سال ۵۷۳ قمری راهی حلب شد وتا انتها قدمت در آنجا آدرس مسجد قبا مشهد ماند.

وی پیش استادانی همانند روضه خوان طبرسی، قطب‌الدین راوندی، ابوالحسن علی بیهقی و دیگر اساتید حصول دانش کرد و شاگردانی برای مثال؛ ابن زهره، علی بن شعره حِلّی و یحیی بن علی حَلَبی و دیگر شاگردانی را تربیت کرد. وبه گفته بعضا از محققین، او سرنوشت در سال ۵۸۸ قمری در شهر حلب در سپری شد و در بالای جبل جوشن به خاک رزرو مسجد قبا مشهد ودیعت شد.

به دنیا آمدن و نسب
ابن‌شهرآشوب در سال ۴۸۸ق و سازه بر قولی در سال ۴۸۹ق متولد شد.[۱] جمع‌ای او را اصالتاً اهل ساری[۲] دانسته‌ و گفته‌اند تولد او در مازندران بوده میباشد، [۳] ولی بعضا قائل‌ به تولد او در بغداد شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده‌اند.[۴]

آقابزرگ تهرانی در کتاب مصفی المقال فی دانش الرجال، جد اورا شيخ شهرآشوب بن كياكی، از عموم ساری و از شاگردان نامی و ممتاز روضه خوان طوسی معرفی نموده است.[۵] پدرش شيخ علی فرزند شيخ شهرآشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از محققان شیعه معرفی گردیده‌است.[۶]

سفرها
او در‌پی زد خورد با حکمران مازندران، راهی بغداد شد[۷] و در آنجا به وعظ و درس دادن درگیر شد و چنان مقبولیت یافت که مقتفی عباسی خلیفه وقت به او خلعت پوشاند.[۸] او بعد از مدتی اقامت در بغداد، در سال ۵۶۷ق به حله رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت.[۹] درین مهاجرت ابن‌ادریس حلی و ابن‌بطریق از او قصه شنیدند. [۱۰]

ابن‌شهرآشوب در سال ۵۷۳ق به حلب رفت که در آن مجال مقر حمدانیان و پناهگاه شیعه ها بود. او تا انتها قدمت در حلب ماند.[۱۱]

مقام علمی ابن‌شهرآشوب
اساتید
روحانی عباس قمی، استادان ابن‌شهرآشوب را این‌سیرتکامل ذکر شده میباشد:

روضه خوان شهر آشوب (جدش)
روضه خوان علی (پدرش)
فتال نیشابوری مالک کتاب روضة الواعظین
روضه خوان طبرسی مالک مجمع البیان
ابومنصور طبرسی صاحب و مالک الاحتجاج
ابوالفتوح رازی صاحب و مالک تعبیر و تفسیر روض الجنان
عبدالجلیل قزوینی رازی مالک کتاب النقض
ابوالفتح آمدی
قطب‌الدین راوندی صاحب و مالک کتاب الخرائج و الجرائح
جارالله زمخشری صاحب و مالک تعبیر و تفسیر کشاف
ابوالحسن علی بیهقی دارای اسم و رسم به ابن‌فندق.[۱۲]
شاگردان
شاگردان ابن‌شهرآشوب از این قرار میباشد:

سید محمد بن زهره حلبی پر اسم و رسم به ابن‌زهره
روحانی الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی
یحیی بن بطریق
تاج الدین دربی
روضه خوان یحیی سوراوی
یحیی بن ابی حلبی
سید کمال الدین حیدرحسینی.[۱۳]

مناقب آل ابی طالب
تألیفات و اثر ها
بعضا از اثر ها ابن شهر آشوب بدین قرار میباشد:

متشابه القرآن و مختلفه
مناقب آل ابی طالب
معالم العلماء
مثالب النواصب
مائدة الفائده
امثال فی الامثال
الاوصاف
المنهاج الجدیده
انساب آل ابی طالب
نُخَب الاخبار الخصائص الفاطمیه
ذکر التنزیل
الموالید
المخزون المکنون فی عیون الفنون
الطرائف فی الحدود و الحقائق
الحاوی
الفصول فی النحو.[۱۴]
وفات

عکسی دیرین از جبل الجوشن محل به خاک تفویض ابن‌شهرآشوب در حلب - سال ۱۹۶۲م
ابن‌شهرآشوب در شب آدینه ۲۲ شعبان سال ۵۸۸ق در شهر حلب درگذشت و در قله کوه دارای شهرت به جَبَل جوشن به خاک ودیعه شد.[۱۵] از نگرش شیعه‌ها حلب این جای مدفن محسن السقط فرزند امام حسین(ع) میباشد.[۱۶] و به مشهد السقط شناخته می گردد.[۱۷]

مقبره‌ای در شهر بابل بنام ملا محمد بن شهرآشوب آوازه دارااست که همانندی اسمی با ابن‌شهرآشوب داراست. دقیقا معین وجود ندارد بقاع ملامحمد بن شهر آشوب به چه کسی وابستگی دارااست و این بقاع مدفن چه فرد یا این که شخصی میباشد. پزشک منوچهر ستوده در کتاب «از آستارا تا استارآباد» (جلد چهارم) در این زمینه آورده میباشد:

«مطلقا این حرم مرقد روحانی رشیدالدین ابوجعفر محمدبن علی بن شهر آشوب السروی وجود ندارد که از فحول و علما قرن ششم قمری و اهل ساری بوده و در طی المتقی (۵۵۵ – ۵۳۰) در بغداد بر منبر میرفت، چون او به حلب مسافرت کرد و تا نقطه پایان قدمت در آنجا بود و در شعبان سال ۵۷۹ق. رخت به سرای باقی کشید و همانجا در دامنه کوه جوشن در مشهد محسن السقط بن حسین بن علی به خاک امانت شد.»
شاید این بقعه مرقد بابا وی باشد که علی اسم داشت و پسر شهر آشوب بود، یا این که فرد دیگری از مردان این خویشاوندان میباشد که دارای اسم و رسم به شهر آشوب یا این که ابن‌ شهرآشوب بوده‌اند.[۱۸]

بازدید : 25
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:22


مسیحیت
بنابر یقین مسیحیان نجات دهنده، فارقلیط به معنای تسلّی دهنده و شفیع و مددکار میباشد؛ امّا در قسم نو، منظور از واپسین نجات دهنده به عبارتی عیسی مسیح میباشد که توشه دیگر زنده گردد و دنیاِ سراسر خرابی و تباهی را نجات مسجد قبا مشهد خواهد بخشید:

«نفس وی در دانا مرده ها گذارده نشود و جسد وی خرابی را نبیند. پس به عبارتی عیسی را خداوند برخیزاند و همگی ما شاهد بر آن آدرس مسجد قبا مشهد هستیم.»[۲۶]
«همینطور مسیح نیز زیرا یک توشه قربانی شد تا گناهان اکثری را رفع کند، توشه دیگر فارغ از گناه برای افرادی که درانتظار وی هستند، ظواهر گردد به دلیل نجات.»[۲۷]
اما بیان این نکته قابل توجه در اینجا الزامی میباشد که در عهدوپیمان نو به جز عیسی مسیح، به موعود نجاتبخش دیگری نیز اشاره گردیده‌است که عیسی مسیح، وعده آمدنش را میدهد. او «تسلی دهنده» دیگری میباشد که مسیح از پروردگار (بابا) برای امّتش درخواست می‌نماید و خداوند اورا اعطا میکند تا مدام با وی باشد. دنیا اورا نمی‌بیند و نمی‌شناسد، اما آنانکه به مسیح ایمان دارا هستند، او را گشوده رزرو مسجد قبا مشهد می شناسند:

«و اینجانب از بابا سؤال میکنم و تسلّی دهنده‌ای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا مدام با شما باشد؛ یعنی روح حقیقت که دنیا نمی‌تواند اورا قبول نماید. چون که او‌را نمی‌بیند و نمی‌شناسد؛ امّا شما اورا می شناسید، چون که با شما می ماند و در شما خواهد شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۲۸]
وی آن مسیحایی وجود ندارد که امّت موسی و یهودیان انتظارش را داشته و دارا هستند. وی بعداز عیسی مسیح و بعد از رفتن او خواهد آمد. وی هدایتگر به کلیه حقیقت‌ها میباشد و عالم را به عدل و داد و داوری موظف خواهد نمود. از خویش چیزی نمی‌گوید، بلکه از مسیح خبر می‌دهد و وی از معبود (بابا):

«و اینجانب به شما راست می گویم که رفتن اینجانب برای شما اثر گذار میباشد؛ چون در‌صورتی‌که نروم تسلّی دهنده نزد شما نخواهد آمد، امّا در‌صورتی‌که بروم اورا نزد شما می‌فرستم. و زیرا وی آید عالم را بر عدل و داد و داوری موظف خواهد نمود... ولیکن زیرا وی، یعنی روح حقیقت، آید شمارا به جمیع حقیقت هدایت خواهد کرد؛ چون که وی از خویش تکلّم نمی‌نماید، بلکه به آنچه شنیده میباشد صحبت خواهد اذعان کرد و از کارها آجل به شما خبر خواهد بخشید. وی من را جلال خواهد بخشید؛ چون آنچه آنِ اینجانب میباشد خواهد گرفت و به شما خبر خواهد اعطا کرد....[۲۹]
اسلام
نوشته ی علمیٔ اساسی: مهدویت
آحاد فرق اسلامی نیز به ظهور منجی موعود در انتها الزمان آرزو و اعتقاددارند، گرچه در کیفیت و خصوصیت‌های شخصی وی اختلاف میباشد. اهل سنت به ظهور مهدی موعود از نسل رسول اکرم(ص) اعتقاددارند که در بعدی خواهد آمد، ولی باور به امام حی‌ و حاضر، از عقاید اساسی شیعه و بعضا از عالمان اهل تسنن میباشد، به این ترتیب شیعه و سنی به منجر روایات پی درپی از نبی اسلام(ص)، به منجی موعود یقین راسخ دارا هستند که با وارد شدن وی، بساط ظلم و جور برچیده و عدل و قسط برپا می گردد.

برای پژوهش پندار موعود باوری در اسلام می‌اقتدار به آیه ها قرآن تمسک کرد. این آیه‌ها بر دو پیمان میباشد:

آیاتی که به خودی خویش در بردارنده نوعی وعده نجات در آتی عالم میباشد که مهدویت را می‌اقتدار تحت عنوان یکی‌از مصادیق آن، یا این که مصداق بی نقص و آحاد کننده آن تلقی کرد. به عنوان مثال آیه ۳۳ توبه، ۲۸ فتح، ۹ صف، ۱۰۵ انبیاء، ۵۵ نوروروشنایی، ۵ و ۶ قصص. ولی تعداد این آیه‌ها زیاد وجود ندارد.
آیاتی که به خودی خویش دلالت روشنی بر نجات و منجی موعود ندارد، البته در احادیث متعدد، آنها را به مهدویت و یا این که فرد مهدی(عج) تعبیر و یا این که تأویل کرده‌اند. تعداد این مجموعه از آیه ها، از دسته نخستین بیشتر میباشد. احادیث حاوی این سیرتکامل تعبیر‌ها و تأویل‌ها، در تفاسیر و مجامع حدیثی متعدد نقل گردیده‌است.
پس از آیه‌ها قرآن او‌لین منبعی که به آموزه منجی موعود در اسلام پرداخته احادیث رسول(ص) میباشد. احادیث نبوی حاوی کل آن چیزی میباشد که برای تأسیس آموزه منجی موعود در یک آیین مایحتاج میباشد. احادیث فراوان آورده شده از نبی، آشکارا منجی موعود اسلام را با نام و تیتر معرفی می‌نماید. این روایات، حاوی جزئیات اکثری درباره فرد منجی، حادثه ها پیش و مقارن ظهور وی و ثمرات و نتیجه ها قیام وی میباشد. این احادیث سینه به سینه آورده شده و آنگاه با کتابت کتاب‌ها و تیم‌های حدیثی، در آن ها تصویب و ضبط گردیده است.[۳۰]

در احادیث شیعی در تعریف شخصیت ظاهری و باطنی منجی موعود آخرالزمان بسیار مصرح و دور از هرگونه ابهام صحبت آورده شده میباشد. تعریف امام باقر(ع) از وی اینگونه میباشد:

«وی لایق‌ترین مانده از فرزندان انسان(ع) و شایسته ترین ذخیره از نوح فرستاده(ع) و برگزیدگان برگزیده از ابراهیم(ع) و واپسین امام راستین(ع) از نسل محمد(ص) پیام‌آور عدل و داد و حریت میباشد. وی نزدیکترین بشر به کتاب آسمانی و سزاوارترین شخص به سنت و شیوه فرستاده(ص) و تحقق نصیب آرمان‌های والای قرآن و سنت میباشد».[۳۱]
پانویس
نگاه فرمایید به: تونه‌ای،‌ موعودنامه، ۱۳۸۷ش، ص۷۰۶.
نگاه نمایید به: تونه‌ای،‌ موعودنامه، ۱۳۸۷ش، ص۷۰۷ و ۷۰۸؛ عده ای از نویسندگان، سیرتکامل‌شناسی تامل منجی موعود در ادیان، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
عده ای از نویسندگان، سیرتکامل‌شناسی پندار منجی موعود در ادیان، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
شایگان، داریوش، ادیان و مدرسه‌های فلسفی هند، ۱: ۲۸۱-۲۸۴؛ جلالی نائینی، مهابهارت، ج۱، ص۲۰-۲۲، ۱۳۹، ۳۵۳ به سپس؛ ج۳، ص۵۵، ۱۲۶-۱۲۷، ۲۵۷، ۳۰۵؛ ایونس، ورنیکا، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص۳۹-۴۳.
شایگان، داریوش، ادیان و مدرسه‌های فلسفی هند، ج۱، ص۲۸۲.
ایونس، ورنیکا، اساطیر هند، ص۴۱.
ایونس، ورنیکا، اساطیر هند، ج۱، ص۲۷۴.

بازدید : 43
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 16:45


سُلَیْم بن قِیْس هِلالی، از عده ای میباشد که درباره بودونبود وی در تاریخ اختلاف‌لحاظ وجود داراست. کتابی به‌اسم او با تیتر کتاب سلیم در دسترس میباشد و بیان شده از اصحاب خاص چهار امام(ع) در آغاز شیعه بوده میباشد؛ با این درحال حاضر پژوهشگرانی وجود وی در تاریخ را انکار مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

کتاب سلیم، دربردارنده روایاتی درباره فضیلت ها اهل‌بیت و امام‌شناسی، و نیز احادیثی درباره رویدادها بعد از درگذشت فرستاده، غصب خلافت و شهید شدن دختر رسول آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

محمدباقر انصاری زنجانی در پیشگفتار کتاب سلیم و نَهْله غَرَاو نائینی در نوشته‌علمی‌ای غیر وابسته، و پژوهشگرانی دیگر، وجود تاریخی سلیم بن قیس، از راویان شیعه را پذیرفته‌اند، ولی با این درحال حاضر، بنابر لحاظ سید حسین مدرسی طباطبایی، ابن‌ابی‌الحدید، و نیز عبدالمهدی جلالی در نوشته‌ی‌علمی‌ای غیر وابسته، سلیم بن قیس وجود فرنگی نداشته، و در مواقعی که به نام‌و‌نشان وی اشاره گردیده، در روایاتی منقول از ابان بن ابی‌عیاش یا این که در کتاب سلیم میباشد که گشوده ابان ناقل آن بوده، و اینگونه شواهدی برای ثابت وجود وی کفایت رزرو مسجد قبا مشهد نمیکند.

بر طبق گفته انصاری زنجانی، وی دو سال پیش از مهاجرت رسول به مدینه در کوفه متولد گردیده و بنابر نقل ابان بن ابی‌عیاش، پیرمردی اهل عبادت با فیس‌ای نورانی بوده که در حکومت امام علی عضوی از شُرطة الخَمیس بوده، در پیکار نهروان کمپانی داشته و بعد از آن نیز امامان شیعه را تا امام محمد باقر ادراک شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.

مداقه و مقام
سلیم بن قیس هلالی که بیشتر با کتابی به‌اسم کتاب سلیم شناخته می گردد، از شخصیت‌هایی میباشد که بودونبود وی در تاریخ اختلافی میباشد؛ بعضا منابع او‌را از اصحاب امامان اولیه شیعه میدانند،[۱] و کتاب او‌را نیز کتابی دارای اعتبار، و دیرین‌ترین کتاب شیعه معرفی می‌نمایند، و در مقابل، محققان چندی منکر وجود اینگونه شخصیتی در تاریخ می‌باشند. اشخاصی که وجود تاریخی سلیم را می‌پذیرند، در مباحث زیادی مثل غصب خلافت و شهیدشدن حضرت فاطمه(س) به احادیث کتاب سلیم استناد می‌نمایند.

سلیم بن قیس به‌تیتر یک مؤلف، از آن جهت گزینه توجّه خاص میباشد که در اکثر مطالب کتابش شخصاً حضور داشته و یا این که حوادث را از عده ای نقل کرده که شخصاً در اتفاق ها حضور داشته‌اند.[۲] بیان شده که او در نقل خویش جز راویان موثّق به کسی اتکا نکرده میباشد.[۳] از سلیم احادیث چندی به جز آنچه در کتابش آمده، ماجرا گردیده‌است.[۴]

کتاب سلیم بن قیس
نوشته‌علمیٔ مهم: کتاب سلیم بن قیس هلالی

کتاب سلیم بن قیس هلالی
کتاب سلیم بن قیس او‌لین کتاب شیعه، و تألیف‌گردیده در طی امام علی(ع) دانسته گردیده‌است. این کتاب دربردارنده روایاتی درباره فضیلت ها اهل‌بیت، امام‌شناسی، احادیثی درباره حادثه ها بعد از رحلت فرستاده(ص)، غصب خلافت، و شهیدشدن حضرت فاطمه(س) میباشد. اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی این کتاب را با تیتر اسرار آل محمد(ص) به فارسی ترجمه نموده است.[۵]

درین کتاب نقل‌هایی از اسرار معاویة بن‌ ابی‌سُفیان هم وجود دارااست که طومار سری معاویه به زیاد بن ابیه از مثال‌های آن میباشد.[۶] سلیم بن قیس، همینطور مجال داستان، جای آن و قوانینی که در آن اتّفاق افتاده را نیز تصویب نموده است.[۷]

بیان شده که سلیم برای به‌دست آوردن جزئیات بیشتر به سفر‌هایی مبادرت می‌نمود که حضور وی در هجرت معاویه به مدینه از مثال‌های آن میباشد.[۸] وی سؤالات اعتقادی اصلیّی از ائمه(ع) پرسیده و پاسخ آنان را تصویب نموده است؛ حتّی گاهی از معاندان اهل‌بیت درباره شغل های‌شان سؤال کرده و جواب آنان‌را نگاشته میباشد.[۹]

اختلاف درباره وجود سلیم
درباره سلیم بن قیس هلالی در تاریخ اختلاف‌لحاظ وجود دارااست.

معارضان
گروهی از پژوهشگران وجود شخصیتی حقیقی وواقعی به‌اسم سلیم بن قیس را قبول ندارند؛ مدرسی طباطبایی این اسم را اسمی مستعار برای مولف کتابی شناخته‌گردیده میداند.[۱۰] ابن‌ابی‌الحدید، شارح نهج‌البلاغه نیز ادعا دارد که یکی‌از شیعه ها به وی گفته میباشد سلیم وجود فرنگی ندارد.[۱۱]

عبدالمهدی جلالی در نوشته‌علمی‌ «پژوهشی درباره سلیم بن قیس هلالی» با مراجعه به ۸۲ کتاب شیعه و سنی، گفته میباشد که درین کتاب‌ها، یا این که نامی از سلیم بن قیس وجود ندارد یا این که در حالتی‌که است تنها از روش ابان بن ابی‌عیاش و به عبارتی کتاب سلیم میباشد[۱۲] که فقط راوی کتاب سلیم میباشد و ادعا دارد که اورا چشم میباشد. به‌گفته جلالی، این شواهد برای ثابت وجود شخصیتی به‌اسم سلیم بن قیس کفایت نمیکند.[۱۳]

جلالی به دو کتاب رجال ابن‌غضائری[۱۴] و المُتَوارین (گریختگان از دست حجاج بن یوسف) نوشته عبدالغنی بن سعید اَزدی[۱۵] به‌شکل خاص اعتنا نموده است؛ غضائری در کتاب خویش ادعا دارد علمای شیعه گفته‌اند که سلیم ناشناخته میباشد و ذکری از وی در احادیث وجود ندارد و کتابش نیز ساختگی میباشد.[۱۶] وی همینطور در مکان دیگری از کتابش می گوید علمای شیعه جعل کتاب سلیم را به ابان بن ابی‌عیاش نسبت می دهند.[۱۷]

همینطور در کتاب المتوارین که زمینه آن گزارش اسامی افرادی میباشد که از دست حجاج حکم دهنده کوفه گریخته‌اند، نامی از سلیم بن قیس وجود ندارد؛[۱۸] با آنکه ابان ابی‌عیاش راوی اساسی کتاب سلیم، گفته میباشد که وی از دست حجاج گریخت و به عجم رفت.[۱۹] هاشم پر اسم و رسم الحسنی نیز در کتاب الموضوعات، سلیم بن قیس را مشکوک و تبهکار به دروغگویی دانسته میباشد.[۲۰]

بازدید : 70
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:31


اعدام ثقة الاسلام در روز عاشورا

ثقه الاسلام تبریزی بر بالای دار
او، مغایر همگان و به رغم هشدار برخی افراد، به عنوان مثال نماینده دولت عثمانی که پیغام داده بود روس‌ها قصد کشتن اورا دارا هستند، حاضر به پنهان شدن و پناهنده شدن نشد.[۳۸] در ۹ محرم ۱۳۳۰ به عذر و بهانه ضرورت حضور یافتن در گرد هم آیی‌ای، اورا به دفتر نمایندگی روسیه بردند و محبوس کردند.[۳۹] در آنجا ثقة الاسلام از قبول خواست میلر، کنسول روس، در تأیید نوشته‌ای مبتنی بر آنکه مجاهدان آغازگر نبرد بودند و روس‌ها صرفا برای پشتیبانی از خویش ناگزیر از پیکار شدند، رمز گشوده زد و تأکید کرد که نبرد را خویش روس‌ها شروع کرده‌اند.[۴۰] سرنوشت روس‌ها در عاشورای ۱۳۳۰ق موازی با ۱۰ دی ۱۲۹۰ش، ثقة الاسلام و هفت بدن دیگر را به‌دار مسجد قبا مشهد آویختند.[۴۱]

خبر به دارآویختن ثقة الاسلام را از عموم مخفی کردند و بدینسان جلو کودتا آنها راگرفتند.[۴۲] مجله حبل المتین غرض روس‌ها را از کشتار تبریز و‌ دار زدن ثقة الاسلام، کارایی برای ساخت بلوا و هیجان فی مابین همسایه و عذر‌جویی دانست و نوشت مدیر روضه خوان یک شهر را در روز عاشورا علنی به‌ دار زده‌اند.[۴۳] در ۱۲۹۶ ش، بعد از برد انقلاب اکتبر روسیه در ۱۹۱۷م، انقلابی‌های روسی به نماد دلجویی از عموم تبریز روزی را برگزیدند و در آن روز تیم‌های روس و اهل ایران، به علامت جبران قبل، بر راز خاک ثقة الاسلام گُل نهادند.[۴۴] مدفن ثقة الاسلام، مقبرة الشعراء تبریز آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

فکر‌های ثقة الاسلام
مهمترین آرمانی که ثقة الاسلام سرنوشت بر راز آن جان شکست، مشروطه بود. او در منش تبیین و توضیح و تامین از مشروطیت از صمیم قلب کارایی می کرد و مشروطه را «جلوگیری کردن عزم شاهانه و بایستگی شورا» در کارها سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه[۴۵] و موجب توسعه عدل و امنیتِ جان و فرآورده عموم می‌دانست.[۴۶] او معتقد بود که سلطنت، در شکل مخالفت با مشروطه، محکوم به زوال و هلاکت میباشد، انگیزه انقراض دولت‌ها و سلسله‌های سلطنتی استبداد میباشد و پاد شاه برای نگهداری سلطنت بایستی از مشروطه پیروی نماید.[۴۷] وی در جواب به محمدعلی پاد شاه که مشروطه را مباین شرع رزرو مسجد قبا مشهد می‌دانست،

[۴۸] با استناد به اینکه احکام فقاهتی را نمی‌قدرت مشروطه کرد و ضوابط روان نیز با وجود هزاران منکَر جان دار در آن فقاهتی وجود ندارد، مشروطه مشروعه را دولتی مقید و منوط به اجرای احکام فقهی معرفی کرد که در حال و روز قانون ها تازه یا این که اجرای قواعد عرفی کهن، بر اساس عدل و اصول «مذهب» و مصالح مرز و بوم شغل می‌نماید.[۴۹] از تامل‌های دیگر وی محصور ساختن سلطنت و تأسیس دارالشورا و رفع استبداد برای تقابل با همت دولت‌های فرنگی برای تضعیف اسلام، شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۵۰]

او همچون سیدجمال الدین اسدآبادی، به اتحاد عالم اسلام و وحدت سیاسی مسلمانها، با وجود اختلاف مذهبی و حکومتی، دقت داشت.[۵۱]

وحدت
ثقة الاسلام پیشوای شیخیه تبریز بود و اگرچه دشمنی در میان شیخیه و سایرین، گاه به پیکار‌های وقت گیر و خونین باعث می شد، معتقد بود که‌این سیرتکامل اختلاف‌ها، اختلاف مشرب میباشد خیر مذهب و بایستی خلال نگهداری حرمت علما، از برخوردهای نابجا خودداری کرد.[۵۲] ثقة الاسلام میکوشید برای کاهش شدت اختلاف، از ذکر مطالب تعصب آمیز و القای نکات اختلاف انگیز، جلوگیری نماید.[۵۳] وی در اعتراض به اخراج حاج میرزاحسن آقا مجتهد (از معارضان راز طاقت فرسا مشروطه) از تبریز، به خواست مشروطه خواستار، به رغم اختلافات مشرب با این مجتهد تعالی تبریز، همدم وی از شهر بیرون شد. این فرمان موجب شد که انجمن ایالتی آذربایجان، قصد به گشوده گرداندن آن دو بگیرد.[۵۴]

انحصار حق رأی به باسوادان
از نگرش‌های هرج و مرج برانگیز ثقة الاسلام، حیث وی درباره انحصار حق رأی به باسوادان بود. او در نوشته‌علمی‌ای در شفق تبریز (چاپ ۱۳۲۹ش)، نوشت که عموم بی‌سواد قوی به تشخیص و گزینش رویه صحیح نیستند و «حق دارا هستند البته لیاقت ندارند».[۵۵]

جانبداری از تأسیس مدرسه ها به مدل نو
ثقة الاسلام از تأسیس مدرسه های به مدل تازه مدد میکرد و آن را در توسعه جامعه مؤثر می‌دانست. مجموعه‌های سنّتی جامعه با این مدرسه های مخالف بودند البته وی میکوشید اوضاع و احوال را به سیرتکامل‌ای سازد که نادر‌ترین آلرژی را ساخت‌و‌ساز نماید؛ مثلا، رؤسای این مدرسه های را به برپایی نماز جماعت و حذف لغات تحریک آمیز در کتاب‌های درسی تشویق می کرد.[۵۶]

ثقة الاسلام و مسائل اجتماعی
ثقة الاسلام از مسائل اجتماعی نیز غافل عدم وجود. تأسیس مرکزها علمی و فنی و اشاعه یادگرفتن علم ها و فوت و فن را ضروری‌ترین نیاز مرزو بوم می‌دانست. وی بر محصولات داخلی تأکید و از کسب و کار همگی جانبه فرنگی، که منجر خروج گنج و ورود اجناس زائد می شد، عیب گیری می کرد. به حیث او تنزل بها مسکوکات داخلی در مقابل پول فرنگی، ناشی از بیزنس فرنگی و آزادی کار خزانه‌های آنان در کشور‌ایران و نامحدود بودن ضرابخانه دولتی بود. طرح‌های وی برای فراگیری کشاورزی، تولید کمپانی‌های دستیابی زغال سنگ برای مصارف داخلی یا این که تنظیم آب‌آشامیدنی برای شهرها و ذوب آهن، بیان‌کننده آشنایی ظریف و عمیق وی از ضعف‌های میهن بود.[۵۷] وی از عملکردهای اشتباهی زیرا استقراض بی‌جا و سفر‌های مالامال خرج و گرو گذاشتن گمرکات عیب گیری می کرد و این امور را دلیلِ فراوانی مفاسد فقاهتی و ملی و سیاسی می‌دانست.[۵۸]

اثرها
کتاب‌ها
از ثقة الاسلام اثر ها فراوانی باقیمانده میباشد که عبارت‌اند از:

«طومار‌های تبریز»: مشمول ۱۲۸ طومار و شصت تلگرام، که گروه گزارش‌های ثقةالاسلام از احوال اجتماعی و سیاسی و همگانی آذربایجان خطاب به میرزا درست گو خان مستشارالدوله میباشد. این کتاب، که از مآخذ اصلی در تحقیق نهضت مشروطه آذربایجان میباشد، در ۱۳۷۸ش به عملکرد ایرج افشار چاپ شد. در انتهای آن جدول کشف راز کلمه ها ضمیمه گردیده است.
«مرآة الکتب»: در معرفی اثرها و تألیفات علمای شیعه که به منجر نبودن فهرستی منقح و تروتمیز از تألیفات امامیه، نوشته شد.[۵۹]
«ایضاح الانباء فی گزینش مولد خاتم الانبیاء و مقتل سیدالشهداء».
«بَثّ الشکوی»: ترجمه بخش سوم از تاریخ یمینی. ثقة الاسلام آن را به مدل نصرالله منشی ترجمه نموده است.[۶۰]
«تیم تلگرافات»: دربرگیرنده تلگرام‌های ثقة الاسلام و حاج سیدالمحققین دیبا و حاج سید آقا میلانی به هنگام قیام آذربایجان که به محمدعلی سلطان مخابره گردیده‌است.[۶۱]
«تاریخ امکنه شریفه و رجال پررنگ».
رساله‌ها
یک سری رساله نیز از ثقة الاسلام میراث که در دسته اثرها قلمی ثقة الاسلام شهید تبریزی منتشر گردیده است، به عنوان مثال:

رساله «بالون ملت کشور ایران به کجا می‌رود»، نظارت ثقة الاسلام از موضوع‌های پیدایی مشروطه و کیفیت سیر آن و ماجرای استارت مخالفت‌های محمدعلی فرمان روا با مشروطه (تألیف ۱۳۲۵ق.).[۶۲]
«ترقی مملکتی به متاع میباشد و علم آموزی متاع با دانش» (تألیف ۱۳۲۶ق.)، درین رساله ثقة الاسلام مخالفت خویش را با ورود اجناس غیر ضروری و دکوری فرنگی اعلام کرده و تحریم این کالاها را مبنی بر شریعت واجب شمرده میباشد.[۶۳]
«اصول سیاست اسلامیه»، درین رساله ثقة الاسلام بدین شبهه که «اصول سیاسی اسلام به سیرتکامل‌ای میباشد که بازدارنده ترقی فرهنگ میشود»، جواب داده و انتشار اینگونه افکاری را ناشی از مخالفت معاندان آیین و ناآگاهی عوام در این زمینه دانسته میباشد. به لحاظ وی وظیفه علمای آئین این میباشد که با بیان دلایل عقلی و نقلی و صحبت بیان کردن به لهجه عوام (صحبت قابل فهم و شعور) اصول سیاسی اسلام را برای آن ها بازگویند. او در‌این رساله کوتاه، اصول سیاسی اسلام را به دو مجموعه مادّی و معنوی تقسیم کرده و ضوابط و اخلاقیات اسلامی، مساوات و مواسات، تساوی در حیات اجتماعی، سخاوت و میانروی در معاش را در زمره این اصول شمرده میباشد.[۶۴]
«مجمل حادثه ها یومیه مشروطه»، گزارش روزمره رویدادها از ۲۸ رجب ۱۳۲۴ تا واپسین روزهای معاش ثقة الاسلام میباشد که کاملا در دسته اثر ها قلمی ثقة الاسلام شهید تبریزی نوشته شده و از منابع پر ارزش درباره نهضت مشروطه آذربایجان میباشد.
رساله «لالان» ثقة الاسلام این رساله را در ربیع الاول ۱۳۲۶ برای علمای نجف نوشت و از تبریز فرستاد. وی این رساله را برای جلب لحاظ علمای عتبات و ترغیب آن‌ها برای دادن فتواهای مصرح، بر اساس وجوب مشروطه، نوشت تا معارضان نتوانند مشروطه را مخالف آئین معرفی و با آن تقابل نمایند.[۶۵]
طومار‌ها
از ثقة الاسلام طومار‌های زیادی ارثیه که دربردارنده بینش‌های اوست:

طومار‌ای در ۱۳۲۵ به عبدالحسین میرزا فرمانفرما که در آن درباره سیاست‌های اقتصادی و زراعی و آموزشی میهن و رفع معضِلات دراین باره‌ها، مطالب مهمی ذکر نموده است.[۶۶] او در طومار ۹ جمادی الاخر ۱۳۲۷ خطاب به هیئت علمیه نجف هشدار اعطا کرد که غفلت دولت از هدف ها روس‌ها در کشور‌ایران، باعث به از دست رفتن آذربایجان گردد.
طومار اساسی دیگر ثقة الاسلام خطاب به میرزاحسن خان مشکوة الممالک میباشد و دربردارنده نکات ناگفته‌ای از اتفاق ها آذربایجان و قیام بر ضد محمدعلی پادشاه و تحریکات روس‌ها و انگلیسی‌ها و دیگر ماجراهای قیام میباشد.[۶۷]
پیرو درج مقالاتی در خبر نامه پر اسم و رسم عربی المقتطف در امر شیعه و شیعه‌ها، ثقة الاسلام نیز مقالاتی را با عنا وین «التشیع و قِدَمه» و «المتاولة وی الشیعة فی جبل دلیل» به آن خبرنامه ارسال کرد.[۶۸] همینطور مقالاتی از وی با عنوان ها «روز‌نگار گیرگوار» و «اکمال الریاضی» در خبر نامه عربی الهلال به چاپ رسید.[۶۹]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 23
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 15
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 265
  • بازدید ماه : 159
  • بازدید سال : 5296
  • بازدید کلی : 40464
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی